دانلود پایان نامه ارشد درمورد توحید افعالی، قانون گذاری، وجوب وجود

دانلود پایان نامه ارشد

خداوند از جنس و فصل
5-عدم ترکیب خداوند از ماده و صورت عقلی
6-عدم ترکیب خداوند از اجزاء اعتباری
7-عدم ترکیب خداوند از جوهر و عرض
8-عدم ترکیب خداوند از اجزاء شیمیایی
ج- توحید به معنای نفی کثرت بیرونی و نفی کثرت درونی از ذات خداوند. معانی الف و ب در برخی موارد تحت این عنوان مورد بحث قرار می‌گیرند. به این معنا که مراد از نفی کثرت بیرونی همان معنای الف یعنی توحید در وجوب وجود و یکی بودن ذات خداوند و مراد از نفی کثرت درونی همان معانی هشت گانه فوق است. به عبارت دیگر مراد از کثرت بیرونی، مثل و مانند داشتن است و کثرت درونی همان بساطت خداوند است. گاهی نفی کثرت درونی یا نفی ترکیب را «توحید احدی» و نفی ترکیب بیرونی را «توحید واحدی» می‌نامند.86
د- توحید به معنای وحدت شخصی واجب. (که در عرفان مورد بحث قرار می‌گیرد).
ب- توحید صفاتی
توحید صفاتی به شناخت ماهیت و کیفیت صفات و ویژگی‌های خداوند می‌پردازد. توحید صفاتی نیز در دو معنی تجلی می‌یابد:
1- خداوند در صفات خود بی همتاست. برخی از صفاتی را که به خدا نسبت می‌دهیم، مانند قدرت، علم و حیات، به موجودات دیگر مانند انسان نیز می‌توانیم نسبت دهیم. مراد از توحید صفاتی به معنی اول این است که اطلاق قدرت یا علم بر خدا، با آن چه بر بندگان اطلاق می‌شود، ذاتاً متفاوت است. به این معنی که علم و قدرت خدا اکتسابی نیست؛ بلکه منشا تمامی این اوصاف، خود اوست؛ از سوی دیگر، در حالی که علم یا قدرت انسانی پایانی دارد و محدود است، علم و قدرت خداوند متعال نهایتی ندارد و بی پایان است. چنین مفهومی ملازم با واجب الوجود بودن خدا و ممکن الوجود بودن انسان است.
2- صفات خداوند، عین ذات اوست. هر چند اوصاف از نظر مفهومی با یکدیگر تفاوت دارند، درباره‌ی خداوند از نظر مصداقی واحدند. به عبارت دیگر، صفات الهی عین ذات او هستند. نه زاید بر ذات وی. این امر درباره‌ی انسان صدق نمی‌کند؛ چنان که انسان ابتدا عالم نیست و سپس عالم می‌شود؛ حیات ندارد و سپس زنده می‌شود؛ و چون حیات عین ذات انسان نیست، از او جدا می‌شود؛ و این همان مفهوم جدایی صفت از ذات است.87
ج- توحید افعالی
توحید افعالی یعنی درک و شناختن این که جهان، با همه‌ی نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسببات، فعل او و کار او ناشی از اراده‌ی اوست. موجودات عالم همچنان که در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن «قیوم» همه‌ی عالم است، در مقام تاثیر و علیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنان که در ذات شریک ندارد در فاعلیت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تاثیر و فاعلیت خود را از او دارد و قائم به اوست. همه‌ی حول‌ها و قوه‌ها «به او» است (ماشاءاللهُ وَ لا قُوَّهَ اِلاَ بِهِ، لا حَولَ وَ لا قُوَّهَ اِلا بِاللهِ.)88
انسان که یکی از موجودات است و مخلوق اوست، مانند همه‌ی آنها علت و موثر در کار خود و بالاتر از آنها موثر در سرنوشت خویش است، اما به هیچ وجه موجودی «مفوض» و «به خود وانهاده» نیست (بِحَولِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقومُ و اَقعُدُ). اعتقاد به تفویض و وانهادگی یک موجود- اعم از انسان و غیر انسان- مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در استقلال و در فاعلیت است و استقلال در فاعلیت، مستلزم استقلال در ذات است و با توحید ذاتی منافی است، چه رسد به توحید افعالی89.
«اَلحَمدُللهِ الَّذی لَم یَتَّخِذ صاحِبَه وَلا وَلَداً وَ لَم یَکُن لَهُ شَریکٌ فِی المُلکِ وَ لَم یَکُن لَهُ وَلِیِّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرهُ تَکبیراً».
سپاس ذات خدا را، آن که همسر و فرزند نگرفت و برای او شریکی در مدیریت جهان و همچنین کمکی از روی ناتوانی برای اداره‌ی عالم نیست. او را بزرگ و برتر بدان؛ بزرگ و برتر دانستنی که لایق ذات پاک او باشد.90
مفهوم توحید افعالی را می‌توان در دو معنی به کار برد:
1- خداوند متعال فاعل همه‌ی تحولات، کارها، نظام‌ها و… است. هر چند گاهی خلق و فاعلیت به دیگر موجودات نسبت داده می‌شود، اما در نهایت، سرمنشا تمامی امور خداوند است. به عبارت دیگر، خداوند خالق همه‌ی افعال و نظام هستی است. چنان که در تسبیح مبارک نیز گفته می‌شود: «لا حول و لا قوة الا بالله».
2- خداوند در انجام همه‌ی افعال، واحد است و هیچ شریکی ندارد. اوست که «فعال ما یشاء» است. به عبارت دیگر، موجودات عالم چنان که در ذات خود، استقلال وجودی از خدا ندارند، در مقام تاثیر و علیت نیز استقلال ندارند و در نتیجه، خداوند همان گونه که در ذات خود شریک ندارد، در فاعلیت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و تاثیر و فاعلیت خویش را از او دارد.91 فیلسوفان از این بعد توحید افعالی، با عنوان قاعده «لا مُوَثَِرَ فی الوجود اِلا الله» یاد می‌کنند.92 امیرالمومنین علی نیز می‌فرماید:
«ولا شریک له اعانه علی ابتداع عجائب الامور».
«خداوند شریکی ندارد که در آفرینش شگفتی‌های جهان او را یاری کرده باشد».93
برای روشن تر شدن مفهوم توحید افعالی، می‌توان آن را به قسمت‌های دیگری تقسیم کرد:
اقسام توحید افعالی
1-توحید در آفرینش (خالقیت)
خداوند، آفریدگار جهان و جهانیان است. در این زمینه آیات بسیاری وجود دارد؛ از جمله:
«اللهُ خَالقُ کلِّ شَی ءٍ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ وَکیلٌ».
«خداوند، آفریننده‌ی همه‌ی چیزهاست و او بر هر چیزی نگاهبان است»94.
البته مراد از آفرینش در اینجا، آفرینش حقیقی است؛ یعنی آفرینشی که مستقل و بدون کمک دیگران است. بنابراین امکان دارد که دیگران نیز چیزی را بسازند یا کاری را انجام دهند؛ اما همه‌ی کارها، سرانجام به خداوند منتسب می‌شود و از او نشات می‌گیرد. قدرت آفرینندگی را خداوند به موجودات بخشیده است. از این رو خداوند متعال خود را بهترین آفرینندگان در قرآن معرفی می‌کند:
«فَتَبارَک اللهُ اَحسَنُ الخَالِقیِنَ».
«پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است»95.
یعنی غیر از خداوند نیز آفرینندگانی همانند انسان‌ها هستند؛ اما او بهترین آنان است. به عبارت دیگر، آفرینندگی خدا، ذاتی است؛ ولی آفرینندگی دیگران، اکتسابی است.
2- توحید در ربوببیت
توحید در ربوبیت به معنی کارگزاری و کارگردانی خداوند است؛ بدین معنی که افزون بر آفرینندگی، تدبیر امور نظام آفرینش نیز تنها در دست خداوند قرار دارد. درمیان جوامع مشرک گذشته، گروه‌هایی بوده‌اند که توحید در آفرینش داشته‌اند؛ اما در ربوبیت گرفتار شرک شده و بی راهه رفتند. بسیاری از آنان معتقد بودند که خداوند، جهان را آفریده و سپس اداره و تدبیر آن را به دیگران وانهاده است؛ چنان که مشرکان عصر حضرت ابراهیم چنین دیدگاهی داشتند و خورشید، ماه و ستارگان را مدیر امور می‌دانستند و حضرت ابراهیم به دلیل عقلی با آنها به مبارزه پرداخت.96
حضرت یوسف در واکنش به این اعتقاد می‌گوید:
«أ أربَابٌ مُتَفَرَّقُونَ خَیرٌ ام اللهُ الوَاحِدُ القَهَّارُ»؛
«آیا پروردگاران پراکنده بهتر است، یا خدای یکتای غالب و قدرتمند؟»97
هم چنین گروهی از مشرکان پیش از اسلام، بت‌های خود را مظاهر مختلفی از نیروهای طبیعی می‌دانستند و برای بهره مندی از آن نیروها و یا مصون ماندن از خطر و زیانشان، آن‌ها را می‌پرستیدند. چنان که «بعل» را مظهر روح، چشمه‌ها و آب‌های زیر زمینی می‌انگاشتند و…[20]
«وَاتَّخذوُا مِن دوُنِ اللهِ الِهَه لِیَکُونُوا لَهُم عزَّا»؛
«غیر از خداوند، خدایان دیگری را برگزیدند تا مایه‌ی عزت آنها باشند»98.
این درحالی است که افزون بر آفرینش، تدبیر و کارگردانی جهان نیز با خداوند متعال است.
«اللهُ الَّذی رَفَعَ السَّماوَاتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها ثُمَّ استَوی عَلَی العَرشِ وَ سَخَّرَ الشَّمس وَ القَمَرَ کُلُّ یَجرِی لاجَلٍ مُّسَمًّی یُدَبِّرُ الامرَ یُفَصِّلُ الایاتِ لَعَلَکُم بِلقاء رَبِّکم توُقِنُونُ».
«خداوند همان کسی است که آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که ببینید برافراشت؛ سپس بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را مسخر ساخت که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند. کار را او تدبیر می‌کند؛ آیات را برای شما تشریح می‌کند؛ باشد که به دیدار پروردگارتان یقین کنید»99.
3- توحید در ربوبیت تشریعی (قانون گذاری)
تنها، خداوند حق قانون گذاری دارد و دیگران در پرتو اجازه‌ی او می‌توانند چنین کاری کنند:
«اِنِ الحُکمُ الاَّللهِ».
«حکم تنها از آن خداوند است»100.
مراد از حاکمیت در این آیه، حاکمیت در بعد تشریعی و قانون گذاری است؛ یعنی با توجه به این که قانون گذاری، ولایت بر مردم و تصرف در شئون آن هاست، کسی جز خداوند حق قانون گذاری و تعیین حقوق و تکالیف دیگران را ندارد و آن چه انسان‌ها در عرصه‌ی قانون گذاری در مجالس شورا انجام می‌دهند، باید بر مبنای دستورهای الهی باشد:
«وَ مَن لَم یَحکُم بِمَا انزَلَ اللهُ فَاُولَئِکَ هُمُ الظالِموُنَ».
«هر کس به احکام و قوانینی که خدا نازل کرده است، حکم نکند، کافر است»101.
4- توحید در حاکمیت
تنها، خداوند شایسته‌ی فرمانروایی و حکومت است و بدون اجازه‌ی او هیچ کس حق تشکیل حکومت و حکم رانی را ندارد.
«اَلَم تَعلَم انَّ اللهَ لهُ مُلکُ السَّماواتِ وَ الارضِ وَ مَالَکُم مِّن دُونِ اللهِ مِن وَلِیًّ و لا نَصیِرٍ».
«آیا نمی‌دانی که حکومت آسمان‌ها و زمین از آن خداست و جز خدا سرپرست و یاوری برای شما نیست»102.
پیامبران و امامان نیز در راستای اجازه‌ی الهی، رهبران انسان هایند:
«قُل اللّهُمَ مالِکِ المُلکِ تُوتی المُلکَ مَن تَشاءِ وَ تَنزِعُ المُلکَ مِمَّن تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشاء وتُذِلُّ مَن تَشاءَ بِیَدِکَ الخَیرُ اِنَّکَ عَلی کُلُ شیءِ قَدیرً».
«بگو! بارالها مالک حکومت‌ها تویی؛ تو هستی که به هر کس بخواهی حکومت می‌بخشی و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری؛ هر کس را بخواهی عزت می‌دهی و به هر کس بخواهی ذلت؛ تمام خوبی‌ها به دست توست؛ زیرا تو بر هر چیزی قادری»103.
اقسام توحید عملی
همان گونه که گفته شد، توحید عملی در رتبه‌ی پس از توحید نظری قرار دارد؛ یعنی انسان با توجه به شناختی که درباره‌ی باری تعالی پیدا می‌کند؛ اعمال و رفتار خود را با خالق خود همسو می‌سازد. برای شفاف شدن مفهوم توحید عملی، این نوع توحید را نیز می‌توان به اقسام زیر تقسیم کرد:
1-توحید در عبادت
توحید در عبادت، یعنی این که پرستش مخصوص خداست و غیر او شایسته‌ی عبودیت نیست. توحید در عبادت یا همان توحید عبادی، بسیار مورد تاکید قرآن است، تا آن جا که خداوند در قرآن، هدف از ارسال پیامبران را دعوت به توحید عبادی بیان می‌کند.
«وَلَقَد بَعَثناَ فی کُلِّ اُمَّهٍ رَّسُولاً انِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»104.
«در هر امتی پیامبرانی را مبعوث کردیم تا مردم را به عبادت خدا و دوری از طاغوت دعوت کنند.»
«وَ مَا امِروُا اِلاَّ لِیَعبُدُوا اِلَهاً وَاحِداً لا الهَ الاهُوَ سُبحَانَهُ عَمّا یُشرِکُونَ»105.
«آنان دستور نداشتند جز خداوند یکتایی را که معبودی جز او نیست؛ بپرستند؛ او پاک و منزه است از آن چه همتایش قرار می‌دهند» از آن جا که اختلاف اصلی ما وهابیت، در مفهوم و معنی توحید عبادی است، در جای خود به تفصیل پیرامون توحید عبادی توضیح داده خواهد شد.
برداشتی نادرست از عبادت
گروهی از نویسندگان عبادت را به معنای «خضوع» و یا «خضوع فوق العاده»، تفسیر نموده‌اند. ولی این گروه، در حل یک رشته آیات قرآنی، فرو مانده‌اند. قرآن مجید به صراحت می‌فرماید به فرشتگان دستور دادیم که برای آدم سجده کنند:
«وَ اذ قُلنا لِلمَلائِکَهِ اسجُدُوا لِآدَمَ».106
-به فرشتگان گفتیم: بر آدم، سجده کنید.
سجده بر آدم درست به همان کیفیت بود که سجده بر خدا انجام می‌گرفت. در حالی که اولی ابراز تواضع و فروتنی بود و دومی، عبادت و پرستش.
اکنون چرا این دو سجده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مذاهب اسلامی، واجب الوجود، توحید افعالی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مبدأ و معاد، سوره بقره، حق تصرف