دانلود پایان نامه ارشد درمورد تعاملات روزمره، رفتار کارکنان، عملکرد کارکنان، استان تهران

دانلود پایان نامه ارشد

محول کردن وظايف خدماتي خود به يکديگر ، سو استفاده هاي مالي ( در هر دو جنس ) ، تشويق يکديگر به تخلف از قوانين کانون مانند : اقدام به خالکوبي و خودزني دسته جمعي يا تحريک يکديگر به دعوا با باساير مددجويان ، ( در مددجويان پسر ، معمولا با اقامت کوتاه مدت ) مي کردند . برخي از مددجويان پسر ، به تنهايي يا در تعامل با يکديگر خالکوبي مي کردند . اقدام به خودزني و خالکوبي علاوه بر قرار گرفتن تحت تاثير يکديگر ، دلايل ديگر هم داشت . طبق يافته ها پذيرش فرهنگ زندان ، يادگيري از يکديگر ، تقويت قدرت و تظاهر به خلافکار بودن (به ويژه در مورد مددجوياني که در شرف انتقال از کانون به زندان بودند ) از دلايل خالکوبي مددجويان در تعامل با يکديگر ، مطرح شد . همچنين يافته ها نشان داد ، برخي از مددجويان در پاسخ به پرخاشگري و خشونت ساير مددجويان خودزني مي کردند . مضاف بر موارد فوق ذکر اقدام به خالکوبي وخودزني دلايلي ديگري نيز داشت که در بحث هاي مربوطه توصيح داده خواهد شد . در اين خصوص رضايي نسب ( 1387 ) توضيح مي دهد که خالکوبي در زندان دلايل مختلفي دارد . يکي از اين دلايل خالکوبي تحت تاثير تقليد از يک گروه خاص است . به طوري که وقتي فردي وارد يک گروه مي شود و يا از جمعيت خاصي خوشش مي آيد به تقليد از آنان خالکوبي مي کند . همچنين برخي از افراد با تحمل درد خالکوبي ، سعي در به رخ کشيدن و قدرت و جرات خود به ديگران دارند . همچنين در توضيح علل خودزني در زندان مطرح مي کند ، يکي از دلايل آن به رخ کشيدن شجاعت خود ( زنداني ) به ديگران و يا در امان ماندن از آسيب و خشونت ساير زندانيان است ( 115) .
يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد ، در مورد مددجويان دختر ، يکي از کاربرد هاي رابطه دوستانه ، برقراري رابطه جنسي پس از دوستي و صميمت با يکديگر بود .
ام سي شين و ويليامز ( 1996 ) ، بيان کردند در مقايسه با زندانيان مرد ، هم جنس بازي در زندانيان زن اغلب توام با رضايت و موافقت بيشتر است . در زندان هاي مردان ، بيشتر احتمال دارد که روابط هم جنس گرايانه به شکل رابطه جنسي ضد عنف يا توام با تجارت در آيد که منعکس کننده ي ساز و کار قدرت در محيط توام با زور و اجبار زندان است . در مقابل زنان زنداني گرايش دارند که از لحاظ احساسي بيشتر به يکديگر نزديک شوند . بنابراين روابط هم جنس گرايانه در ميان زندانيان زن اصولا منعکس کننده ي نياز آن ها به رابطه ي صميمانه و نزديک است ( 114 ) .
از ديگر نتايج اين مطالعه ، پيامدهاي گسترش شبکه دوستي صرف نظر از جنس و مدت اقامت يادگيري رفتارهاي بزهکارانه در تعامل با يکديگر بود . مددجويان در شروع آشنايي با يکديگر از علل و شيوه دستگيري يکديگر مي پرسيدند و نحوه ي ارتکاب بزه خود را براي دوستانشان شرح مي دادند و تبادل اطلاعات مي کردند و گاهي اين دوستي ها پس از آزادي از کانون نيز ادامه مي يافت . اين موضوع تاييد کننده ي تئوري هاي يادگيري انحرافات است . ساترلند در نظريه ي پيوند افتراقي عقيده دارد : 1 . رفتار انحرافي آموختني است ، 2 .رفتار انحرافي در فرآيند ارتباطات شکل مي گيرد ، 3 . بخش عمده اي از يادگيري رفتار انحرافي درون گروه هاي صميمي شکل مي گيرد . در اين فرآيند فرد همه ي روش ها و فنون ارتکاب جرم را مي آموزد ( 111 ) .
5 – 1 – 4 راه هاي تطابق با مراجع قدرت
در اين بحث منظور از مراجع قدرت ، مددجويان صاحب قدرت هستند ، که مددجويان فاقد قدرت به شيوه هاي گوناگوني با آن ها تعامل برقرار مي کردند . يافته هاي پژوهش نشان داد در گروه دختران ، بيشتر تمکين و تمکين ظاهري ، سپس مراجعه به ساير مراجع قدرت ( کارکنان ) روش اصلي تعامل با اين گروه از مددجويان بود و دختران کمتر با مددجويان صاحب قدرت ، دست به رويارويي مستقيم مي زدند . در گروه پسران ، از ميان روش هاي مطرح شده در گروه دختران ، رويارويي مستقيم با مددجويان واجد قدرت ، روش غالب بود و همين امر باعث شده بود خشونت و درگيري ميان آن ها بيش از دختران باشد .
در مجموع مي توان نتيجه گيري نمود ، در مبحث تعاملات مددجويان با يکديگر:
يکي از دلايل ناسازگاري ، بي مسووليتي ، عدم رعايت هنجارهاي اجتماعي ، همکاري ومشارکت جوانان، ناشي از جامعه پذيري ناقص و عدم رشد اجتماعي کافي آن ها است که موجب شده نتوانند قواعد رفتارهاي اجتماعي را فراگيرند . از طرف ديگر پرخاشگري هاي نوجوانان ، عدم شرکت در کارهاي گروهي و عدم رعايت هنجارها توسط آن ها را مي توان به دليل توام نبودن رشد جسماني شان با رشد عاطفي و اجتماعي آن ها دانست (116 ) . همان طور که يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد ، مددجويان کارهاي فردي مانند زماني که در کارگاه شرکت داشتند را از کارهاي گروهي بهتر انجام مي دانند و در تعاملات بين فردي خود ، هر يک به دنبال کسب قدرت بيشتر در مقابل سايرين بودند و در برابر هر چه که به ظاهر کمترين تهديد را داشت ، چه تحقير باشد ، چه اختلاف و يا حتي يک چشم غره ، دست به تلافي و درگيري مي زدند . دليل عمده اين امر آن است که اين نوجوانان ( بيشتر با توجه به شرايط خانوادگي و اجتماعي شان ) از روحيه ي مشارکت ، کارکردن با هم ، تحمل آرا و عقايد يکديگر برخوردار نيستند و فقط ابزار زور و قدرت را شناخته اند . که اين رفتار در کانون به عنوان يک موسسه تربيتي ، نه تنها خاتمه نيافته ، بلکه تقويت هم شده است . همان طور که نظريه يادگيري نيز بيان مي کند ، رفتار نامناسب به علت آموزش و يادگيري از محيط به تدريج به صورت تقريبا ثابت در رفتار فرد تجلي مي کند و هر رفتار نامناسبي از طريق تقويت کننده هاي مثبت و منفي و يا تنبيه از محيط کسب مي شود . ( اطاعت و تسليم مددجوي جديد ورود يک تشويق و پاداش براي مددجوي قديمي محسوب مي شود و ممکن است براي او عادت گردد . ) البته طرفداران اين تئوري اعتراف دارند که علت بعضي از انحرافات رفتاري ، تحريکات بيولوژيکي مي باشد و محيط باعث تثبيت آن رفتار مي شود .( 117 ) . لذا اين نحوه تعامل مي تواند براي مددجويان به عنوان يک الگوي رفتاري ، پس از آزادي و ورود به جامعه هم به صورت عدم سازگاري و همنوايي با ساير افراد جامعه ادامه يابد و منجر به بزهکاري مجدد شود. داشتن روابط صحيح ، سالم و مثبت با ديگران مي تواند کليد رشد و کمال آدمي و خروج از منجلاب بزه باشد ( 116) . بنابراين يادگيري مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي يکي از نيازهاي ضروري و اوليه ي آموزشي اين مددجويان است . مهارت هاي اجتماعي دلالت بر رفتارهاي فراگرفته شده ي قابل قبولي دارد که فرد را قادر مي سازد تا با ديگران رابطه ي موثر داشته باشد و از عکس العمل هاي نامعقول اجتماعي خودداري کند که مهارت اجتماعي مناسب ، تقويت اجتماعي مناسب ( از جمله عدم بروز خشونت ) رابه دنبال دارد ( 118 ) . همچنين مميزي ( 1390 ) نشان داد ميان مهارت اجتماعي نوجوانان با مورد آزار قرار گرفتن آن ها رابطه ي معکوس معناداري وجود دارد . همچنين اين مطالعه نشان داد پرخاشگري ، رفتارهاي غير اجتماعي و برتري طلبي نوجوانان با مورد آزار قرار گرفتن آنان رابطه ي مستقيم معنادار دارد . در عوض رابطه با همسالان نوجوان با مورد آزار قرار گرفتن آن ها رابطه ي معکوس معنادار دارد يعني با افزايش ارتباط با همسالان و يادگيري مهارت هاي ارتباطي مورد آزار قرار گرفتن کاهش مي يابد ( 118 ) . در حالي که طبق يافته هاي پژوهش حاضر مددجويان از تعامل با يکديگر به شدت ناراضي بودند. و اين امر از بلد نبودن مهارت هاي ارتباطي مناسب در تعامل با هم و جايگزين کردن رابطه ي قدرت نشات مي گيرد . در کانون اصلاح و تربيت تهران ،کلاس هاي آموزش مهارت هاي زندگي با روش سخنراني مربيان و کارکنان ( مددکاران و روان شناسان ) داير مي شود اما جنبه عملي ندارد.اما استفاده از قدرت ، زور و خشونت در تعاملات بين فردي و اصطلاحات خاص در گفتگوي روزمره مددجويان با يکديگر ، حکايت از آن دارد که فرهنگ غالب اين گونه اماکن به قوت خود باقي است و بدون توجه به اين آموزش ها ، رفتار مددجويان را هدايت مي کند . کارکنان و مراقبين کانون هم اين فرهنگ را پذيرفته و حتي گاهي ( با تبعيض ميان مددجويان صاحب قدرت و فاقد قدرت ) به آن دامن مي زنند . بنابراين در فرايند اصلاح و تربيت نوجوانان معارض قانون نبايد صرفا به برقراري کلاس درس اکتفا کرد بلکه بايستي نحوه ي برقراري تعاملات روزمره مددجويان با يکديگر را مد نظر قرار داد . اقامت در کانون و برخوردار بودن از يک زندگي گروهي در کنار همسالان مي تواند تمرين مناسبي براي يادگيري مهارت هاي ارتباطي باشد که با يک برنامه ريزي صحيح و نفوذ متخصصين در تعاملات روزمره ي نوجوانان قابل انجام است .

5 – 2 شناخت نوع تعاملات ميان مددجويان و کارکنان حرفه اي کانون اصلاح و تربيت استان تهران
5 – 2 – 1 شناخت تعاملات کارکنان با مددجويان
يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد که رفتار معمول و روزمره کارکنان کانون اعم از مدير ، معاونان ، مراقب ، مددکار ، روان شناس ، مربيان کارگاه ها و …. ، با مددجويان ( دختر و پسر ، با هر اقامتي ) به 3 دسته ي خوش رفتار ، بدرفتار و خنثي تقسيم شد .
5 – 2 – 1 – 1 گروه خوش رفتار :
شامل آن دسته از کارکناني بود که در تعاملات خود با مددجويان کمتر از توهين و فحاشي و تنبيه بدني استفاده مي کردند. در صورت سرزدن خطا از سوي مددجو بيشتر به او تذکر لفظي مي دادند و گفتار نصيحتي داشتند و يا درابتدا تنبيه غير بدني براي مددجو در نظر مي گرفتند .
5 – 2 – 1 – 2 گروه بدرفتار :
که تعداد بيشتري از کارکنان را تشکيل مي دادند ، شامل آن دسته از کارکناني بود که معمولا با مددجويان با توهين و فحاشي و تندخويي برخورد مي کردند . در صورت بروز خطا از سوي مددجو او را مورد فحاشي و توهين کلامي و يا تنبيه بدني قرار مي دادند . تقريبا هر دو گروه کارکنان ( زن و مرد ) به دور از هر گونه انعطاف مددجويان هر دو جنس با هر مدت اقامتي را به اجراي قوانين روزمره مجبور مي کردند و نسبت به مسايل پزشکي و احساسي – رواني مددجويان بي تفاوت بودند . و در بدو ورود مددجو به کانون ، براي فهماندن قوانين و مقررات کانون با آن ها رفتار خشني داشتند که تا چند ماه اول استقرار مددجو ، ادامه داشت و سپس در صورت خوش رفتاري مددجو، رفتار کارکنان و مراقبين هم معتدل مي گرديد . در مدت زمان پژوهش ، به جز چند مورد رفتار غير اخلاقي دندانپزشک کانون126 با مددجويان دختر ، موارد ديگري مطرح نشد . در گروه پسران ، مسوولين بر روابط مددجويان و مراقبين نظارت داشته و جهت ممانعت از هر گونه سو استفاده جنسي ، مانع از برقراري ارتباط صميمي و نزديک ميان آن ها مي شدند . طبق يافته ها مدير و معاونان ، بيشتر مربيان و برخي از مراقبين در گروه خوش رفتار ، و بيشتر مراقبان و برخي از مربيان در گروه کارکنان بدرفتار و مددکاران ، روان شناسان و روان پزشکان هم در گروه خنثي قرار گرفتند که در ادامه به بحث در مورد اين گروه از کارکنان هم پرداخته مي شود . اين روابط تا حدودي با تئوري هاي موجود همخواني دارد .
شمس ( 1385 ) اظهار دارد که از تئوري برچسب به کرات مي توان در تحليل روابط اجتماعي داخل زندان و نيز فرآيندي که فردي در داخل زندان براي اولين بار محکوم شده و چگونگي شکل گيري شخصيت مجرمانه استفاده نمود . فردي که براي نخستين بار به زندان مي رود ، در همان ابتداي ورود برخورد نگهبانان ، مراقبين و پرسنل به گونه اي است که فرد احساس مي کند که همه او را يک مجرم و جاني بالفطره و حرفه اي مي پندارند و اين گونه برخوردها تا هفته ها و ماه هاي اول ادامه داشته و در نهايت باعث مي شود که فرد علي رغم هدف و ميل اوليه خود ، به دنياي جرم و کجروي وارد شود و همان کارهايي را انجام دهد که ديگران به واسطه ي برچسب ، به او متصف مي دانند (119) .
صدقي پور ( 1388 ) در مطالعه اي پيمايشي به بررسي سطح دانش ، نگرش و عملکرد کارکنان سازمان زندان ها درباره دادرسي ويژه نوجوانان پرداخت . افراد شرکت کننده در پژوهش را 42 نفر از مسوولين کانون هاي اصلاح و تربيت و بندهاي نوجوانان سراسر کشور ، 43 نفر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد زنان زندان، کارکنان زن، روابط قدرت، ارتکاب جرم Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مواد مخدر