دانلود پایان نامه ارشد درمورد تعاملات اجتماعی، تقلیل گرایی، مدل پیشنهادی، محیط آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

دو دیدگاه وجود دارد. این دو دیدگاه شامل دانش سازی فردی و دانش سازی اجتماعی، می‌باشد (مریام و کافارلا، 1999).
دیدگاه دانش سازی فردی معتقد است یادگیری یک فرایند شخصی طبیعی است که به موجب آن “معنا توسط فرد ساخته می‌شود و به ساختار دانش گذشته و موجود فرد وابسته می‌باشد” و در نتیجه به عنوان یک “فعالیت شناختی درونی”در نظر گرفته می‌شود (مریام و کافارلا، 1999). دیدگاه دانش سازی اجتماعی می‌گوید یادگیری به واسطه تعاملات اجتماعی ایجاد می‌شود و طبق نظر درایورز111 و سایر افراد (1994)، مباحثه به عنوان فرایندی تلقی می‌شود که به واسطه آن معنا شکل می‌گیرد (مریام و کافارلا، 1999).
هنگامی که رویکرد دانش سازی را در رابطه با یادگیری مستقل به کار می‌بریم، لازم است توجه داشته باشیم که باید محیط فرهنگی را که یادگیری در آن صورت می‌گیرد را در نظر داشته باشیم. یادگیری منفرد و مستقل، اصطلاحی ضد و نقیض است. مریام و کافارلا (1999) می‌گویند یادگیری بزرگسالان تا وقتی که خود هدایت شونده است باید از تأثیرات بیرونی، درون‌دادهایی داشته باشد که ممکن است از بررسی‌ها، تعاملات اجتماعی یا محیط‌های یادگیری رسمی گرفته شوند.
طبق نظر رویکرد دانش سازی، مربیان، برنامه درسی مدرسه را مطابق با تجارب دانش‌آموزانشان طراحی می‌کنند. این رویکرد معتقد است، روش‌های آموزشی دانش‌آموز محور، تعهد و مشارکت یادگیرندگان خودانگیز را بیشتر می‌کند زیرا با این شیوه‌ها، سطح تمایلات آن‌ها افزایش می‌یابد. امروزه، تمایل بر به کارگیری فن‌آوری در کلاس‌های درس به منظور تقویت روش‌های آموزشی می‌باشد. با این وجود، مطالعات اخیر نشان داده‌اند که فناوری به طور مؤثر با مفاهیم دانش سازی ترکیب نشده است (هار، هاوارد و پاپ112، 2005).
به طور کلی می‌توان گفت، هدف رویکرد دانش سازی این است که یادگیرنده نقش فعالی داشته باشد تا بتواند دانش و مفاهیم جدید را درک و جذب کند. در این رویکرد، توانایی یادگیرنده در جهت به‌کارگیری دانش آموخته شده در محیط آموزشی در دنیای واقعی با ارزش‌تر از به خاطر سپردن اطلاعات می‌باشد. طبق این رویکرد، مربی باید نقش خود به عنوان انتقال دهنده اطلاعات را رها کند و به جای آن، به‌طور مداوم و مستمر، شیوه‌های آموزشی و برنامه‌ریزی درسی خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد (بروکس و بروکس113، 1993). و البته باید گفت مهم‌ترین موضوع در فرایند یادگیری، ارتباط بین دانش جدید و دانش موجود می‌باشد (یالواک114، 1998).
با توجه به آن‌چه گفته شد، چنین برداشت می‌شود که از نظر رویکرد دانش سازی، یادگیری تنها از طریق مشارکت فعال یادگیرنده و هدایت و راهنمایی مربی، میسر می‌شود. علاوه بر سه رویکرد ذکر شده، رویکرد فرانوگرایی به بیان نظراتی متفاوت در رابطه با یادگیری می‌پردازد.

2-2-1-4- رویکرد فرانوگرایی
توصیف ماهیت جنبش فرانوگرایی به سادگی امکان پذیر نیست. به منظور درک رویکرد فرانوگرایی در زمینه یادگیری بزرگسال، لازم است اول بدانیم که جنبش فرانوگرایی گسترده‌تر از یادگیری بزرگسالان می‌باشد. این جنبش شامل حیطه وسیعی از اصول و حوزه‌های مطالعاتی از جمله هنر، معماری، موسیقی، فیلم، ادبیات، جامعه شناسی، ارتباطات، فناوری و علوم تربیتی می‌باشد (کلاگس115، 2003). به دلیل اینکه فرانوگرایی، جنبشی فلسفی است و نظریه‌ای راجع به یادگیری محسوب می‌شود، امکان ندارد بدون بحث راجع به فلسفه اصلی این جنبش، درمورد خود جنبش فرانوگرایی صحبت کنیم (کیلگور، 2001).
فرانوگرایی در دو زمینه از سایر رویکردهای یادگیری متمایز می‌شود. اول اینکه در این جنبش، برای کسب دانش، عقلانیت و منطق، مهم تلقی نمی‌شوند. دوم اینکه، دانش ممکن است متناقض باشد. به دلیل ماهیت زمینه‌ای دانش، افراد ممکن است در یک زمان واحد، دو دیدگاه کاملاً متفاوت در رابطه با یک موضوع داشته باشند (کیلگور، 2001). فرانوگرایی با فراصنعت گرایی مرتبط است. عصر صنعتی نتیجه تفکر نیوتنی است- عصری است که در آن تفکر و فرایندها در قالب اصطلاحات ماشینی کارایی و اثربخشی در نظر گرفته می‌شوند و به طور علمی از طریق فرایندهای تقلیل گرایی ادراک می‌شوند (ساده کردن موضوعات پیچیده به موضوعات قابل فهم) (مریام و کافارلا، 1999).
یادگیری در این رویکرد صنعتی (جدید) مبنایی برای دنیا محسوب می‌شود تا دانش جدیدی را به سرتاسر عصر جدید- که عصر “فرانوگرایی” نامیده می‌شود، اضاف کند. در حال حاضر، چند نظریه فرانوگرایی وجود دارد اما در رأس هر کدام از این نظریه‌ها، مفهومی اساسی نهفته است و آن این است که آن‌چه که زمانی تنها در زمینه تقلیل گرایی قابل درک بود، اکنون در زمینه وابستگی‌ها و روابط مشترک قابل درک می‌باشد- درک این که “چیزها از جمله واقعیت خود جهان، گوناگون‌تر، سیال‌تر، خیالی‌تر و مشاجره‌ای‌تر از تفکر اصیل هستند” (مریام و کافارلا، 1999).
رویکرد فرانوگرایی در رابطه با یادگیری بر این مبنا بنا نهاده شده است که تنها یک نوع یادگیرنده، یک هدف خاص برای یادگیری، یک شیوه برای یادگیری و یک محیط خاص برای وقوع یادگیری، وجود ندارد (کیلگور، 2001). کیلگور (2001)، چند مورد از نظرات فرانوگرایی در رابطه با دانش را مطرح می‌کند: 1) دانش، تجربی، ناقص، چند بخشی است و ضرورتاً منطقی نیست. 2) دانش به طور اجتماعی ساخته می‌شود و از فرد داننده کسب می‌شود. 3) دانش زمینه‌ای است، بنابراین به موازات تغییر موقعیت و زمینه، دانش و دیدگاه داننده نیز تغییر می‌کند.
در واقع رویکرد فرانوگرایی، یادگیری را به عنوان فرایندی در نظر می‌گیرد که دانش و اطلاعات جدیدی را به دوران جدید و در حال تغییر ارائه می‌نماید و تأکید می‌کند که یادگیری به یک فرد، یک هدف، یک شیوه و یک محیط خاص برای یادگیری محدود نمی‌شود.
به طور کلی، مسأله یادگیری و اهمیت فزاینده آن باعث شده تا هر رویکرد به ارائه نظریاتی در رابطه با آن بپردازد که خود مبنایی برای تدوین و طراحی نظریات و مدل‌های زیادی گردیده است. در این بین، رویکرد دانش سازی به دلیل تأکید زیاد بر فعال بودن یادگیرنده در جریان یادگیری و مشارکت او در تمام مراحل، زمینه‌ای را برای سایر محققان فراهم نمود تا به طرح مدل‌های آموزشی مختلف متناسب با این رویکرد بپردازند. یکی از مدل‌های مهم و در عین حال مؤثری که طبق این رویکرد ارائه شده است، مدل آموزشی چرخه یادگیری است.

2-2-2- چرخه یادگیری:
یکی از انواع مدل‌های آموزشی بر مبنای رویکرد دانش سازی که منجر به تغییر مفهومی می‌شود، چرخه یادگیری است (اِستپانز و همکاران، 1988). نقطه آغاز این روش، به دهه 1960 بر می‌گردد و از آن زمان تاکنون، چرخه یادگیری به مرکز توجه صدها مطالعات تبدیل شده است که به دنبال بررسی اثربخشی آن هستند (لاسون116، 1995). مدل چرخه یادگیری مبتنی بر نظریه شناختی پیاژه است (بیووینو، دنگل و آدامز117، 1999).

2-2-2-1- چرخه یادگیری سه گانه
رویکرد چرخه یادگیری سه مرحله‌ای که شامل مراحل شناسایی118، اختراع119 و اکتشاف می‌باشد توسط کارپلاس و تی یر در سال 1967 تدوین شد (لاسون، آبراهام و رینر120، 1989). در مرحله شناسایی، دانشجویان در رابطه با پدیده مورد نظر، تجربه اولیه‌ای کسب می‌کنند. در مرحله اختراع، دانشجویان با واژه‌ها و اصطلاحات جدیدی در رابطه با مفاهیم مورد نظر درس، آشنا می‌شوند و سپس در مرحله اکتشاف، دانشجویان، مفاهیم و اصطلاحات علمی را در موقعیت‌های مرتبط اما جدید به کار می‌گیرند. به دلیل پیچیدگی معانی مراحل، کارپلاس نام این مراحل را به نام‌های اکتشاف، معرفی مفهوم و کاربرد مفهوم تغییر داد (هانلی121، 1977). در مرحله اکتشاف، دانشجویان با راهنمایی استاد با مفاهیم جدید آشنا می‌شوند، همچنین با تجارب پیشین و دانش موجود خود در رابطه با موضوع نیز مواجه می‌شوند. در طول مرحله معرفی مفهوم، دانشجویان با مفهوم جدیدی آشنا می‌شوند. در این مرحله اساتید از کتاب درسی، فیلم یا CD استفاده می‌کنند تا مفهوم را معرفی نمایند. در مرحله کاربرد مفهوم، دانشجویان دانش جدید را در موقعیت‌های جدید به کار می‌برند (آسبورن و ویتراک122، 1983).
بعد از مدل چرخه یادگیری سه گانه که دارای سه مرحله شناسایی، اختراع و اکتشاف بود، مدل کامل‌تری در برگیرنده چهار مرحله به نام چرخه یادگیری چهارگانه مطرح شد.

2-2-2-2- چرخه یادگیری چهارگانه
مدل چرخه یادگیری چهارگانه (بِرِدِرمَن، a1982، b1982؛ شایمنسکی و همکاران، 1983؛ مارتین و همکاران، 2001) نیز بر مبنای ترکیبی از نظریات یادگیری تدوین شد. طبق نظر مارتین، سکستون و گرلوویچ (2005) اولین مرحله، اکتشاف است که در آن یادگیرندگان، مواد و تجارب را به هم پیوند می‌دهند و دانشجویان در فعالیت‌های فیزیکی که شامل مشاهده، دستکاری مواد، جمع آوری و ثبت داده می‌باشد، مشارکت می‌کنند.
دومین مرحله، توضیح است که در آن دانشجویان با استفاده از مهارت‌های پردازشی، از طریق بحث و با کمک اساتید به کشف و درک و فهم مفهوم جدا شده در فعالیت‌هایی که تجربه می‌کنند، می‌پردازند. سومین مرحله، توسعه است که در آن دانشجویان با کمک اساتید، از مهارت‌های فراشناختی برای حفظ و تقویت اکتشاف، توسعه ادراک خود به منظور توضیح پدیده‌های مختلف با مفاهیم یکسان، استفاده می‌کنند. چهارمین مرحله، ارزیابی است که هر سه مرحله پیشین را تحت پوشش قرار می‌دهد و بر چگونگی یادگیری دانشجویان نظارت می‌کند، و پیامدهای یادگیری را نیز مورد ارزیابی قرار می‌دهد.
پس به طور کلی، مدل چرخه یادگیری چهارگانه دارای چهار مرحله به نام‌های اکتشاف، توضیح، توسعه و ارزیابی است که در هر مرحله، روی فعالیت‌های خاصی تأکید می‌شود. بعد از این مدل، با اضاف شدن مرحله دیگری به این چهار مرحله، مدل دیگری به نام چرخه یادگیری پنج گانه مطرح شد.

2-2-2-3- چرخه یادگیری پنج گانه
چرخه یادگیری پنج گانه که شامل مراحل مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری و ارزیابی می‌باشد توسط بای بی(1977) مطرح شد. در مرحله اول یعنی مشارکت، دانشجویان با موضوعی که قرار است یاد بگیرند، آشنا می‌شوند و دانش پیشین آن‌ها در این زمینه، تعیین می‌شود. در مرحله دوم یعنی اکتشاف، دانشجویان در فعالیت‌های فیزیکی که تقویت کننده موضوع درسی تازه آموخته شده است، شرکت نموده و یادگیری خود را تقویت می‌نمایند. در مرحله توضیح، استاد به طرح یک سری پرسش‌های راهنما و هدایتگر می‌پردازد تا از این طریق به دانشجویان کمک کند به پاسخ‌ها یا نتیجه‌گیری‌هایی در رابطه با موضوع دست یابند (بای بی و همکاران، 2006).
سپس در مرحله بسط یادگیری، دانشجویان باید مفاهیم و مهارت‌ها را در موقعیت‌های جدید اما مشابه به کار بگیرند و از تعاریف و جداول رسمی استفاده کنند (تروبرایدج و بای بی123، 1990). در مرحله آخر یعنی ارزیابی، دانش دانشجویان در رابطه با آنچه گفته‌اند، از طریق آزمون یا فعالیت فیزیکی، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد (بای بی و همکاران،2006). مدل چرخه یادگیری پنج گانه یک سری محدودیت‌هایی داشت، به همین دلیل پیشنهاد شد که تغییرات و اصلاحاتی در این مدل آموزشی مؤثر صورت بگیرد (فلچر124، 2011).
بنابراین با وجود این‌که مدل چرخه یادگیری پنج گانه با داشتن پنج مرحله مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری و ارزیابی نسبت به دو مدل قبل کامل‌تر بود، اما نقایصی داشت که باعث شد مدل‌های دیگری پیشنهاد و ارائه گردند. یکی از این مدل‌های پیشنهادی، چرخه یادگیری هفت گانه بود.
2-2-2-4- چرخه یادگیری هفت گانه
در راستای تغییر و اصلاح مدل چرخه یادگیری پنج گانه، یکی از پیشنهادات این بود که مدل چرخه یادگیری هفت گانه، ارائه شود (ایزن کرفت، 2003). در مدل پیشنهادی هفت مرحله‌ای، پیشنهاد شد که قبل از مرحله مشارکت، مرحله استنباط و قبل از مرحله ارزیابی، مرحله بسط یادگیری، قرار داده شود (ایزن کرفت، 2003). مرحله استنباط، برای این طراحی شد تا به دانش پیشین دانشجویان در مورد موضوع پی برد و مرحله بسط یادگیری نیز قبل از این که مرحله ارزیابی صورت بگیرد، دانشجویان را به طرح سؤالاتی در رابطه با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سواد اطلاعاتی، رفتارگرایی، تفکر انتقادی، رویکردهای یادگیری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، جان دیوئی، برنامه درسی، ایالات متحده