دانلود پایان نامه ارشد درمورد تاجیکستان، افغانستان، سازمان همکاری اقتصادی، همگرایی فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

ميشد. این برداشت در نوشتههای روشنگران آلمانی مورد بررسی انتقادی قرار گرفت و آنها نقش فرهنگهای غیر اروپایی را هم مطرح کردند؛ اما به هر حال بنیاد درک آنها نیز برداشتی بود استوار، با فرض توانایی انسان مدرن، یعنی توانایی بخردانه و علمی در تبیین جهان و تاریخ گذشته. فرهنگ همواره در برابر طبیعت مطرح شده و کلودلوی ـ استروس در ساختارهای ابتدایی خویشاوندی (1949)، نوشته تمام آن اموری که نزد انسانها، جهان شمول، یاکلی و مشترک هستند و از قاعدة طبیعت ميآیند و همة مسائلی که خاص و نسبی هستند، از حوزة فرهنگ ميآیند. چنین مباحثی به تعریف فرهنگ، چون «سویة نمادین شیوههای زندگی اجتماعی» منجر شدند که گام بزرگی در تحول برداشت از فرهنگ بود (احمدی،1389،292) .

2ـ1ـ4. تعریف موسیقی(music)
بشر با درك زيبايي از طبيعت الهام گرفت و با تقليد اشكال و آهنگهاي طبيعي و انعكاس اين آثار، هنر را كه يكي از عوامل مهم ابراز احساسات و بيان زيبايي است، به وجود آورد و آن را به صورتهاي گوناگون منعكس نمود. غم و شادي و عواطف و احساسات انساني مفاهيم واحدي است كه اختلاف در طرز بيان و توصيف آن است. حركات موزون، شعر و موسيقي و هنرهاي تجسمي، با بشر بوجود آمد، انسان از زماني كه پا به عرصه وجود گذاشت و در آغوش طبيعت بدون قيد وبند و بهطور آزاد مانند حيوانات، در ظلمت، جهل و ناداني زندگي ميكرد، داراي عواطف و واجد تأثيرات و حالات نفساني مانند بيم و اميد، غم و شادي، ميل و نفرت و ساير كيفيات دروني، در دوران زندگي نيز پيوسته محكوم عواطف و احساست خود بوده است. ازاینرو اصليترين راه ابراز احساسات، موسيقي است كه كاملاً با علم رياضي همراه و همگون است و تمام فواصل آن از اعداد و ارقام رياضي بهره ميبرد .(تیورک، 1378، 23).
در تعريف عام نیز، موسيقي هنر بيان احساسات به وسيله صداهاست و مهمترين عوامل تشكيل دهنده موسيقي، صدا و وزن هستند. صدا نتيجه و حركت ارتعاشي است كه به وسيله گوش احساس ميشود. صداهائي كه داراي ارتعاشات نامنظم هستند، صداهاي غيرموسيقي و آنهائي كه ارتعاشات منظم دارند، صداهاي موسيقي ناميده ميشوند. (کیمی ین،ر، 1382، 58)
3-1-4.تعریف سازمان اکو
سازمان همکاری اقتصادی (اکو) یک سازمان منطقه‌ای-بین‌المللی است که در سال ۱۳۴۱ با نام سازمان همکاری منطقه‌ای برای توسعه3 به منظور ترویج همکاری اقتصادی، علمی و فرهنگی توسط سه کشور ايران، پاكستان و تركيه تأسیس شد که خود دارای سازمان اقتصادی و مؤسسه فرهنگی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این سازمان در سال ۱۳۵۷ به حال تعلیق درآمد.
پس از آن کشورهای ایران، پاکستان و ترکیه به بازسازی بخشهای مختلف این سازمان و تجدیدنظر در قوانین موجود در آن پرداخته و در سال ۱۳۶۲ بخش اقتصادی این سازمان با نام جدید سازمان همکاری اقتصادی4 که به اختصار (اکو) خوانده می‌شود، دوباره فعال گردید. در سال ۱۳۶۴ ه بخش فرهنگی این سازمان مورد تجدیدنظر و بازسازی قرار گرفت. در سال ۱۳۷۱ با پیوستن هفت عضو جدید یعنی کشورهای افغانستان، جمهوری آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، و تاجیکستان این سازمان کاملا فعال گردید و فعالیت آن تا به امروز ادامه دارد.
در نهایت با تصویب اساسنامه مؤسسه فرهنگی اکو در سال ۱۳۷۴ توسط چهار کشور افغانستان، ایران، پاکستان و تاجیکستان، این مؤسسه به طور کامل فعال شد.
وظیفه مؤسسه انجام تحقیقات نظام یافته در خصوص میراث مشترک فرهنگی منطقه تعیین شد تا در جهت تقویت آگاهی‌های مربوط به اتحاد ناگسستنی این کشورها گام بردارد و مطالعات بنیادین انجام دهد که این مطالعات در قالب انتشار کتاب، ماهنامه، فصلنامه، گاهنامه و غیره منتشر گردد. همچنین مؤسسه موظف گردید تا در جهت آشنا سازی و مرتبط کردن صاحب نظران و شخصیتهای عالی رتبه، اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان منطقه را به یکدیگر تلاش نماید و تمهیدات لازم را جهت ایجاد ارتباطی نزدیکتر و نیز شناخت صحیح بین مردم منطقه از طریق برنامه‌های فرهنگی اتخاذ نماید.
این موسسه با داشتن بودجه‌ای جداگانه، اساسنامه خاص خود را دارد و بودجه آن را چهار کشور افغانستان، ایران، پاکستان و تاجیکستان به طور سالانه پرداخت می‌کنند. طبق توافق‌های انجام شده، به زودی کشورهای آذربایجان، قزاقستان و ترکیه نیز به جمع تصویب کنندگان اساسنامه مؤسسه خواهند پیوست.
اکنون شعبه این موسسه در شهرهای دوشنبه در تاجیکستان، کابل درافغانستان و همچنین شیراز و اصفهان در ایران نیز دایر می‌باشد.

4-1-4.همگرایی فرهنگی کشورهای عضو اکو
پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، جهان رها شده از بلوك بندي شرق و غرب با شرايط جديدي مواجه بود؛ دكترين امنيتي براي هر كشوري بايد تغيير مي كرد چه اينكه در جهان بدون قطب يا تك قطب شاخص هاي امنيتي تغيير يافته بودند. بر همين اساس بود كه در ميان كشورهاي جهان شاهد همگرايي هاي منطقه اي و ايجاد تشكل هايي به صورت منطقه اي بوديم. نمونه موفق اين همگرايي را در اتحاديه اروپا به خوبي مي توان ديد. كشورهاي اروپايي با درك ضرورت نزديك شدن به همديگر تا آنجا پيش رفتند كه ويزاي مشترك طراحي و پول واحد براي خود درست كردند. كشورهاي ساير مناطق دنيا نيز از مدت ها پيش با درنظرگرفتن شاخص هايي به سمت همگرايي هايي پيش رفته اند. دولتمردان كشورمان ايران نيز با درك اين ضرورت كه كشور ما نيز وارد همگرايي هايي با كشورهاي ديگر شود به سمت تشكيل سازمان فرهنگي اكو پيش رفت. تلاش در جهت ادغام تجارت کشورهای منطقه با تجارت جهانی و ارتقای همکاری‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فنی و علمی و همچنين توسعه همگرایی بخش دولتی و خصوصی با تاکید بر آزادسازی اقتصادی بارويكرد فرهنگي از ديگر اقدامات اين سازمان مي باشد. هدف سازمان اكو پرداختن به مشتركات كشورهاي عضو به ویژه از لحاظ فرهنگي و تاكيد و ترغيب بر پيشرفت هر كشور در عرصه ي فرهنگ خويش است.

5-1-4.جایگاه موسیقی در همگرایی فرهنگی
ریچاردز در راونکاوی فرهنگ عامه بر آنست که رابطه ی ما با پدیده های فرهنگ توده ای مانند موسیقی، ورزش و کالاهای مصرفی، صرف نظر از اینکه این رابطه  پرشور، سرسری، ایجابی یا سلبی باشد، هم در زندگی روزمره ی ما واجد اهمیت است و هم برای فهم جامعه ی معاصر (ریچاردز، 1388: 26). در واقع موسیقی به عنوان امری اجتماعی، در همه جا شنیده می شود و در همه ی ابعاد زندگی ما رسوخ کرده است : در مراکز خرید، فروشگاه های بزرگ، خیابان ها، سینما و رادیو با موسیقی عامه پسند روبرو می شویم و در اینترنت هم آن را دانلود میکنیم (استوری، ۱۳۸۶ : ۲۲۱). از همین روست که تاگ نیز آن را امری کمابیش همه جايي شده (Ubiquitous) ميـشمارد و معتقد است توضیح ماهیت، کیفیت ها و کاربرد های این موسیقی همه جا حاضر کاری میان رشته ای است که علاوه بر جامعه شناسی، انسان شناسی، روانشناسی و موسیقی شناسی، همه چیز را در برمیگیرد؛ از مطالعات بازاریابی تا الهیات و از الکترونیک و آکوستیک تا نشانه شناسی و زبان شناسی . در کشورهای توسعه یافته ی صنعتی زمان و پول زیادی صرف موسیقی و با آن طی می شود، به طور متوسط 70 دلار در سال و سه ساعت و نیم در روز (Tagg  : 1987).
اما آیا موسیقی به عنوان یک نمود فرهنگی می تواند زبانی جهانی داشته باشد ؟ آیا همچنانکه بسیاری آن را به واسطه ی زبان انتزاعی اش امری جهانشمول تلقی کرده اند که قادر به تعامل میان فرهنگ هاست (برای مثال نک به بشیر و سروی زرگر ،1387)، می توان قائل به درنوردیدن مرزها به واسطه ی موسیقی و ادراکی میان فرهنگی از آن بود ؟ یا همچنانکه دورتیه تاکید کرده است موسیقی را باید در پیوند کامل با روابط اجتماعی دانست ؟ (دورتیه،1384: 228)   و ویژگی منحصر بفرد موسیقی در تماس مداوم با لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی که باعث می شود از پس محتوای آن ، شناخت عمیق تری از محیط پیرامونش میسر باشد، ما را به این نکته نزدیک می کند که موسیقی را بازتاب شرایط فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و حتی اقتصادی محیط زیست آن تلقی کنیم ؟ (همچنانکه شهرنازدار، ۱۳۸۹ برای توصیف موسیقی چنین گفته است). و آیا نتیجه ی این موضوع ادراکی درون فرهنگی از موسیقی خواهد بود ؟ در اين ميان موسیقی بین فرهنگی را آن نوع از موسیقی معرفی می کنند که در آن عواملی از دو یا چند فرهنگ همگرا شده باشند. آهنگساز آن معمولا به یکی از فرهنگ های مورد نظر تعلق دارد  اما لزوما بدین صورت نیست. به علاوه، این نوع از فعالیت بین فرهنگی ریشه ای است بدین معنا که ذاتی خود موسیقی بوده و بنابراین اصلیت آهنگساز به تعریف ارتباطی ندارد. نوع دیگری از فعالیت خلاقانه ی بین فرهنگی وجود دارد که در آن اصلیت آهنگساز عاملی تعیین کننده است. آهنگسازی که به زبان ویژه ای می نویسد که حاصل از فرهنگی جز فرهنگ خود اوست، در یک فعالیت بین فرهنگی مشارکت می کند. حتی اگر موسیقی که او تولید می کند لزوما بین فرهنگی نباشد.

6-1-4. رابطه موسیقی با چگونگی فرهنگ
در بعضی از فرهنگها، وقتی صداها به صورت گروهی اجرا و خوب در هم ادغام نشوند، این بازتاب دهنده این واقعیت است که آوازخواندن در وهله اول یک فعالیت تکنفری (مونوفونیک) است. این نوع خواندن در همه جای خاورمیانه و آسیای مرکزی و نیز در شمال آفریقا و موسیقیهای مردمی اسپانیا و شبه جزیره بالکان یافت ميشود. به گفته لمکس، «این نوع خواندن بازتاب دهنده فرهنگی است که در آن اشرافیتی قدرتمند به استثمار تودههای عظیم مردم ميپردازد، محدودیت شدیدی بربیان خواستههای جنسیتی اعمال ميشود و زنان یا مورد بدرفتاری قرار ميگیرند (مثلاً منزوی ميشوند یا در برابر خشونت از هیچگونه حمایت قانونی برخوردار نميشوند) یا برعکس، در جایگاهی رفیع و دست نیافتنی جای داده ميشوند. در این فرهنگ گرایش مردم به تنها کارکردن، به جای کارجمعی، و برقرار کردن ارتباطات شخصی و نه گروهی است». در مورد فرهنگ ایرانی، اگر لحظهای این واقعیت را کنار بگذاریم که تمامی فرهنگها پیچیده هستند و هرگونه شخصیتپردازی کلی انباشته از استثناها است، چنین توصیفی چندان بيراه نیست (احمدی،1377، 312) .

آیا موسیقی شکلی از تولید، یا صرفاً یک خدمت است؟
کنسرت عمومی، بهجزء آنکه به لحاظ کیفی از گونه اپرا متفاوت است، علاقة زیادی بر ميانگیزد؛ زیرا ازابتدا خود را نقطة تلاقی سه رفتار اجتماعی موجود در یک گونه نشان داده بود. نخست، حضورعمومی در نمایشهای تئاتری در اواخر سدة شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، خبر از الگوهای مصرفی بسیاری میداد که با نمایش سرگرمیهای موسیقیایی در دهة 1660 پدیدار شدند.
دوم، مذاکره بر سر شأن و موقعیت در میان طبقات اقتصادی هر دم متمایز شوندهای، که در شکل گسترس سرمایه در سدهي هفدهم ظهور ميیافتند، به وضوح بر معنای مصرف عمومی تأثیر گذاشت. در نتیجه وجود رویدادهای عمومی جدیدی لازم بود، که بتوانند چنان خواستههایی را به شیوهای متناسب با موضع این مصرف کنندگان، برآورده سازند. کنسرتهای عمومی امکانات نسبتاً کم هزینه و بسیار چشمگیری را برای تحقق این چنین خواستههای مصرفی ارائه ميدادند. سرانجام سنت موسیقی سازی در سطح یک جامعه کوچک، منبع ذخیرهای را در اختیار ميگذاشت که از درون آن، همزمان با رواج تولید کنسرتهای عمومی، نیروهای مستعد و مصرفکنندگان ظاهر ميشدند و حوزههای متفاوتی را با نوع آشنایی از سرگرمی موسیقیایی پر ميکردند. تلاقی سنتهای موجود با محرکی از گسترش عمومی سرمایه در آن زمان، کنسرتهای عمومی را با یک شیوة نوین قابل دسترسی و پرداخت بیان فرهنگی، به عرصه آورد. نخستین نمونه از این امر اجتماعی پیرامون پرداخت پول برای ورود به یک نمایش، سرگرمی عرضه شده شکل گرفت که در شرایط مکانی و زمانی پیش از تعریف فوق وجود داشت. ایدة پرداخت پول برای حضور در یک نمایش، سرگرمی در یک محل مشخص، بنیادهای نیرومندی داشت که به یک سدة پیش از ظهور نخستین کنسرتهای عمومی، یعنی تئاتر عمومی باز ميگشت، جایی که نمایش نامههایی برای تماشاچیان بلیط بدست، اجرا ميشد (paul ،1999،41 and ruben).
یکی از سوالاتی که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آسیای مرکزی، همگرایی فرهنگی، نخبگان سیاسی، افغانستان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد خاورمیانه، اجتماعی و فرهنگی، جنگ جهانی دوم، رفتار انسان