دانلود پایان نامه ارشد درمورد انتخاب همسر، نهاد خانواده، برتراند راسل، فلسفه اخلاق

دانلود پایان نامه ارشد

گردد. امروز فلسفه اخلاقى رايج در غرب روش اخلاق كانت و يونگ نيست بلكه آن بُعد از ديدگاه هاى فرويد ترويج مى شود كه در آدميان اين تلقى را به وجود مى آورد كه او مجموعه اى از غرائز و گرايشهاى محض مادى است ونمى تواند پا از مرز غريزه ها فراتر نهد و بايد براى رهايى از زندان درون و از ميان بردن عقده هاى روانى در سر حد كمال خود را اشباع كند.و يا برابر روش اخلاقى نوين برتراند راسل در زمينه اخلاق جنسى مى بايست احساسهايى چون احساس شرم عفاف تقوا و غيرت در انسان وجود نداشته باشد!.373
محيط خانواده، در غرب، قبل از رنسانس لطف و ويژه‌اي داشت. مردان براي تأمين معيشت به كارهاي خارج? ?ميپرداختند و زنان تربيت و پرورش كودكان خويش را بر همه چيز ترجيح ميدادند و فعاليتهاي آنان از محيط خانواده تجاوز? ?نميكرد؛ اما با صنعتي شدن و ايجاد مراكز صنعتي، ادارههاي دولتي، تجارتخانهها و غيره، زنان كارگران ارزانتري بودند و كارفرمايان? ?آنان را بر مردان سركش و با دستمزد سنگين ترجيح ميدادند.? ?زن در غرب امروز، به جاي اينكه الگويي براي فرزندان خود باشد و با حضور در خانواده به اين كانون گرمي و آرامش بخشد، به? ?مانكن تبليغاتي سرمايهداران غربي تبديل شده است و هر روز نياز جديدي را به وسيله مد براي بشر تبليغ ميكند374
1) افزايش طلاق و بروز ناهنجاريهاي اخلاقي
پايه هاي خانواده در تمدن غربي به شدت سست شده است و شدت طلاق هاي صورت گرفته در غرب هم نتيجه‌اي جز در اختيار نبودن فرزندان و از دست رفتن تربيت فرزندان توسط پدر و مادر نمي باشد. خانواده هاي تک والديني به يکي ااز جنبه هاي دائمي و قابل توجه جوامع بشري تبديل شده استوتغيير الگوي مرسوم زن و شوهري و فرزندان به الگوي بدون پدر و مادر ، فرزندان بدون سرپرست. فرزنداني که با پدر بزرگ و مادر بزرگ هايشان زندگي مي کنند با زندگي مشترک بدون ازدواج هستند. در سال 2000م 13.5 ميليون نفر از والدين آمريکايي سرپرستي21.7 ميليون کودک زير21 سال را برعهده داشتند در حاليکه يکي از آن ها درجاي ديگر زندگي مي کردند375.
رواج يافتن سبک و سياق زندگي غربي و. تحوّلات اجتماعى ـ فرهنگى مبتنى بر آزادى‌هاى نامحدود در غرب به گونه اى است كه به تزلزل و فروپاشى نهاد خانواده منتهى گشته است; چرا كه نظر به آزادى مطلق، بهترين راه براى ارضاى غريزه جنسى جوانان روش “انتخاب دوست و رفيق” است، بدون تحمّل تكاليف ازدواج و خانه دارى به صورت رسمى آن; چنانكه در جامعه امريكاكسى حق ندارد آزادى جنسى را محدود كند و تحت ضابطه‌اى در بياورد; زيرا خلاف آزادى محسوب مى شود. با اين وضع، دختران و پسران جوان خود را ملزم به تشكيل خانواده نمى بينند.376
2) سردي روابط خانوادگي
روح جهاني شدن و ارتباطات مختلف در جامعه غربي باعث بروز سردي روابط اعضاي خانواده گرديده؛ و آن ارتباطاط و عطوفت به مفهوم قديم را از بين برد؛ و دنياي غرب به مفهوم سابق خانواده اي را نرا براي خود ندارد. اين نوع رفتار در مجموع باعث بروز اخلاقيات بسيار خشک در جامعه غربي گشته است و و نهايتا دوستاني که در شبکه هاي مجازي پيددا کرده‌اند را جايگزين فاميل ها نموده‌اند.
بر اساس تحقيقات انجام شده مشخص شده هم اکنون هفت درصد زوج هاي جوان در سال هاي اول زندگي مشترک خود به دليل آن که اکثر اوقات خود رادر مقابل رايانه ها و استفاده ز اينترنت مي گذارنند علاقه خود را به همديگر از دست داده اند به طور مثال در سال 2009 و 2010 بيست درصد زوج هاي جوان در اکثر کشورهاي اروپاييو 31 درصد در آمريکا به همين علت زندگي مشترک را رها کرده اند377
پيوند قلبي پدر و مادر با فرزندان در غرب بسيارضعيف است و زن و مرد،??مانند دو شريك تجاري در كنار يكديگر زندگي ميكنند. رابطه فرزندان با پدر و مادر نيز به گونهاي است كه در عمل، فرزندان از??حيطه قدرت خانواده خارج شده اند و زماني كه فرزندان به سن قانوني ميرسند، از منزل اخراج ميشوند و ناچارند خانه پدري را ترك? ?كنند و به تنهايي زندگي كنند و چنانچه فرزندان اجازه يابند كه در خانه بمانند، بايد مخارج روزانه را بپردازند، به همين دليل است كه? ?فرزندان مخصوصاً دختران در اثر تنهايي و دوري از خانواده و نداشتن يك مربي دلسوز و تماس با جوانان منحرف به انواع مفاسد? ?آلوده ميشوند 378 امروزه ما شاهد جوانان غربي هستيم که گرماي محبت خانواده را نديده‌اند و لذا تبديل به انسان‌هايي با کمترين عاطفه و احساس گشته اند.
?ع?وه بر اين، در مورد رابطه خويشاوندي در غرب بايد گفت كه خانواده غربي پيش از انق?ب صنعتي، نه تنها تعداد زيادي فرزند،? ?بلكه افراد ديگري، مانند پدربزرگها، مادربزرگها، عمهها، عموها، داييها، خاله و بچههاي اينها را دربر ميگرفت؛ اما انق?ب صنعتي، ?نه تنها خانواده را محدود كرد، بلكه رابطه خويشاوندي را نيز از بين برد و هنجارهاي مربوط به آن را تضعيف كرد379
3) همخانگي يا زندگي مشترك بدون ازدواج?
?از نشانه هاي انحطاط خانواده، به وجود نيامدن خانواده عادي است. يکي از موارد نامتعارف در جوامع غربي، همسرگزيني فردي است؛ يعني هر يك از دو نفر، خود اقدام به انتخاب ميكنند و در انتخاب هر يك از آنها فرد? ?ديگري، مثل والدين دخالت ندارند و مهمترين عامل همسرگزيني، تطبيق آن فرد با ايدهآلهاي عشقي آن شخص ميباشد. درغرب،??چون ازدواج يك امر فردي بوده و ديگران در انتخاب همسر براي فرد نقشي را ايفا نميكنند، به تدريج همسرگزينيانتخاب همسر??شرعي و قانوني، جاي خود را به نوعي زندگي مشترك دو نفر بدون تعهد و پايبند ماندن به قيودهاي ازدواج ميدهند و آن عبارت از?همخانگي يا زندگي مشترك يك زن يا يك مرد بدون ازدواج380 است. اين نوع از زندگي دركشورهايي، مانند سوئد و آلمان رواج دارد.?
?بر اساس آمارهاي موجود درسال 1960 در آمريكا 439000 نفر زندگي مشترك بدون ازدواج داشتهاند، درحالي كه درسال998 1??اين رقم به 423600 نفر رسيده است381 از عوامل رواج اين الگو ميتوان به موارد زير اشاره كرد: 1. آزادي??بيسابقه روابط جنسي؛ 2. ايدئولوژي استق?ل و عدم تعهد؛ 3. جذاب بودن اين الگو به علت نداشتن جنبه رسمي و قانوني؛ 4.??گسترش سكونت در منازل انفرادي؛ 5. افزايش ميزان ط?ق.? ?در برخي كشورهاي غربي افرادي كه با هم زندگي مشترك بدون ازدواج دارند، از حقوقي همانند حقوق زوجهاي ازدواج كرده? ?برخوردار هستند و در صورت بروز اخت?ف در مورد دارايي و نفقه به دادگاه مراجعه ميكنند.?
در مجله آلماني اشپيگل زندگي مدرن غربي چنين معرفي شده است که ” زندگي مدرن به خانه اي جهت ارضاي نيازهاي حيواني مبدل گشته است .”382 در واقع، ?انسان غربي با ناديده گرفتن همه ارزشهاي وا?ي انساني و قوانين الهي، براي سيراب كردن عطش شهوت حيواني خود به ازدواج با??همجنس خود تن در ميدهد. در جامعه هم به جاي مبازره با انحراف، به آن شكل قانوني ميدهد براي مثال، در مجلس بريتانيا در??عرض هشت ساعت، قانون همجنسبازي تصويب شد كه در اين قانون همه حقوق يك خانواده براي همجنسبازان در نظرگرفته شده ?است.?
4) جريان هاي ضد خانواده
با دقتي کم متوجه مي شويم که جهت گيري در غرب جهت گيرياي ضد خانواد است. که منجر به فروپاشي خانواده مي شود. وقتي که خانواده فروپاشي نمود بر اساس آموزههاي اسلامي جامعه نيز رو به اضمحلال مي رود.383
يکي از عوامل سست شدن بنيان خانواده در غرب پيدايش ?جريانهاي ضد خانواده در غرب از قرن 19 شروع بود؛ که ماركس و انگلس از مهمترين چهرههاي اين جريان بودند . نه مارکس و نه انگلس هيچکدام انديشمند نبودند و قبل از اينکه در صدد کشف حقيقت باشنددر صدد پيشبرد عقايد خود و سرنگوني نظم اجتماعي علاقند بودند اين دو شديدترين حملات را به آزادي ثروت شخصي و نهاد خاناده صورت دادند.و اوج اين? ?جريانها در قرن 20بود كه ميگفتند: فرد در ملك دولت و نه خانواده است. خانواده در مقابل دولت قرار ميگيرد؛ بنابراين بايد? ?خانواده نباشد و همه تحت پوشش دولت قرار بگيرند. براي اين كار هم بايد افراد را تحت نظام آموزشي دولتي در آوريم، تا افراد را از??خانواده دوركنيم.?
انگلس تحليل خود را بر پايه اين اعتقاد قرار داده که جوامع انساني، از يک مرحله است انيکه به وسيله زن اداره مي شدند( مادر سالاري) به مرحله کنوني که مردان آن را اداره مي‌کنند رسيده .? ?معتقد است كه: “در واقع، سرنگوني حاكميت مادر، شكست تاريخي جهاني جنس مؤنث بوده است.? ?مرد فرماندهي را در خانه نيز به دست گرفت، زن پست شد و تا حد بندگي تنزل يافت و برده شهوت مرد و وسيلهاي صرف براي ?توليد فرزندان شده است” 384
? ?راهحلي كه انگلس پيشنهاد ميكند، اين است كه به جاي اينكه برده همسر و فرزندان خود باشيد، برده نزديكترين شركت دولتي? ?يا خود دولت باشيد و پس از واگذاري ابزار توليد به مالكيت عمومي، ديگر خانواده انفرادي، واحد اقتصادي جامعه نخواهد بود و ?خانهداري خصوصي به صنعتي عمومي تبديل ميشود. نگهداري و آموزش كودكان نيز به عهده بخش عمومي خواهد بود؛ يعني جامعه ?از همه كودكان، چه مشروع و چه نامشروع به طور يكسان نگهداري ميكند.?385
در کتاب جنگ عليه خانواده، از قول سيمون دوبوار مي نويسد: ” هيچ زني نبايد مجاز باشد تا در خانه بماند و فرزندانش را بزرگ کند. جامعه بايد به طور کامل متفاوت شود. زنان نبايد حق انتخاب داشته باشند دقيقا به اين دليل که در صورت داشتن حق انتخاب بسياري از آن ها سرگرم همان کارهاي پيشين مي شوند”386
از جريانهايي که در غرب براي رهايي زنان از قيودات خانوادگي پديد آمد؛ فمينيسم راديكال استو معتقدند كه خانواده، نهادي ?ستمگر است، زنان ملك مردان و برده صرف هستند و خود خانواده، سازماني فئودالي است كه براي جامعهپذيري جوانان جهت نظم? ?جامعهاي بزرگتر طراحي شده است. خانواده بايد ازبين برود و مراقبت ازكودكان به طور قطع بهتر است كه به جاي افراد آزرده و اغلب? ?ناخرسند .والدين به كارورزان كام?ً تعليم ديده از هر دو جنس واگذار شود.? و? به? ?طور كلي، ازدواج بايد جاي خود را به معاشرتهاي اختياري بدهد387
4- رهبانيت و عزلت اجتماعي
پس از کمي که آيين عيسي دين رسمي مملکت امپراتوري روم گرديد،اصول رهبانيت در آن مذهب به ظهور رسيد و به سرعت رشد و نمو کرد. در آغازبعضي از اشخاص که به سخنان قديس “پولس ” حواري ايمان داشتند اندرز او راکه مي‌گفت: “مؤمنان عيسوي را از زن ومرد شايسته است که به تجرد و تفردزندگي کرده، دوشيزه و بي همسر بمانند.،در دل داشتند، به‌اين روش گراييدند لکن ظهور رهبانيت به صورت يک نهضت خاص مبتني بر قطع علاقه از اجتماع، دراواخر قرن سوم ميلادي به وقوع پيوست388
اولين شخصي که روش رهبانيت را درپيش گرفت قديس “آنتونيوس” اهل مصربود.وي سر به صحرا نهاد و به عزلت وتجرد پرداخت.شرح رياضتها و صيام وقيام او طولاني است. مصر که اقليمش براي رهبانيت سازگار بود، مأمن عد? زيادي از رهبان منفرد يا گروهي شده بودکه يا از قواعد زندگي در انزواي آنتونيوس پيروي مي کردند يا نوعي زندگي اشتراکي را بر طبق آييني که “پاخوميوس” در تابن بنيان نهاده بود، پيروي مي‌کردند. ساحل رود نيل انباشته از ديرها و صومعه‌هايي بود که برخي از آنها سه هزار راهبه را درخود جاي مي داد .389
اين اسلوب رهبانيت دسته جمعي، ازمصر به خارج سرايت کرد و در شام وآسياي صغير نيز رواج داشت. نهضت رهبانيت در مغرب زمين، ابتدا بسيار کند بود ولي پس از آنکه قبايل ژرمني به اروپا هجوم آوردند وضع اجتماعي آنها دگرگون شد و اين نهضت رواج يافت. تا قرن ششم ميلادي وضع به همين صورت بود تا آنکه راهبان پيروان قديس “بنديکتوس ” گروهي تشکيل دادند. اين قديس دستور داد پيروانش دردير خود به کارهاي دستي مشغول شوند 390
ارائه اين نظريات در قالب دين نه تنها مردم را به تناقض بين خواسته هاي فطري و دين انداخت بلکه در بين راهبان نيز مشکلات عديده را به وجود آورد؛ ويل دورانت مي گويد: “حجره هاي راهبان مرتاض پر از طنين ناله هايي بود که در نتيجه کشمکش با وسوسه هاي خيالي سر مي دادند و يا يادداشتهاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد حقوق بشر، خانه سالمندان، نهاد خانواده، قرن نوزدهم Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد احساس غربت، ناخودآگاه، امام صادق