دانلود پایان نامه ارشد درمورد انبيا، مي‌کند، پيامبران

دانلود پایان نامه ارشد

(شعراء: 143)، لوط (شعراء162)، شعيب (شعراء: 178) و موسي (دخان: 78) نيز آمده است.
بدون شک اين پيامبران بزرگ و ساير پيامبران الهي امانت خود را عملاً به مردم محيط اثبات کرده بودند؛ چنان‌که درباره پيامبر اکرم(ص) خوانده‌ايم که قبل نزول وحي آنچنان امانتداري مي‌کرد که در ميان مردم مکه او را “محمد امين” لقب داده بودند.
3-3-2-3. نيکوکاري و احسان
از ديگر صفات بارز پيامبران، نيکوکاري دربار? دوست و دشمن است. در حقيقت آن‌ها مظهر صفات “رحمان” و “رحيم” خداوند بودند و نسبت به هرکس مهربان.
لذا قرآن اين صفت را براي بسياري از پيامبران بزرگ از جمله اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسي و‌ هارون بيان کرده و مي‌فرمايد: “وَ کذالِکَ نَجزي المُحسِنين” (انعام: 84)
مرحوم طبرسي “احسان” را به‌معني اطاعت پروردگار تفسير کرده و حتي تصريح نموده که اگر اين معني يعني مقام عبوديت و اطاعت براي ديگران نيز حاصل شود، مشمول عناياتي از همين قبيل خواهند بود.315
3-3-2-4. توکل مطلق بر خداوند
انبيا معمولاً از ميان اقوامي قيام مي‌کردند که علاوه بر انحرافات فکري، آلوده انواع مفاسد اخلاقي بودند. لذا هنگامي که آنان بر ضد اين عقايد خرافي قيام مي‌کردند، شورشي در محيط پيدا مي‌شد و گاهي در ميان ملت‌ها تنهاي تنها بودند. در چنين شرايطي آنچه به آن‌ها توان و نيرو مي‌داد مسئله توکل بر خدا بود که نمونه آن را در داستان هود مي‌خوانيم: قوم مشرک هود به او گفتند تو دليل روشني براي ما نياوردي و ما خدايان خود را به خاطر سخنان تو رها نخواهيم کرد و به تو ايمان نخواهيم آورد، ولي هود با شجاعت تمام ايستاد و گفت: “إنّي تَوَکَّلتُ عَلي اللهِ رَبّي وَ رَبِّکُم” (هود: 56)
در حقيقت، معناي توکل اين است که شخص، کار خود را به خداي سبحان واگذارد و به اطاعت او تمسک جويد و نافرماني‌اش را ترک کند.316
3-3-2-5. علاقه و دلسوزي فوق العاده
کسي مي‌تواند رهبر مردم و مربي خوبي باشد که به اين کار علاق? وافر داشته باشد و نسبت به مردم دلسوز باشد، بلکه به آنان عشق بورزد. اگر انبيا عاشق هدايت مردم نباشند، مشکلات طاقت‌فرساي اين کار را هرگز قبول نمي‌کنند.
قرآن بارها روي اين مسئله تکيه کرده از جمله از زبان هود نقل مي‌کند که به قوم لجوج خود گفت: “أُبَلِّغُکُم رِسالاتِ رُبّي وَ أنا لَکُم ناصِحٌ أمين” (اعراف: 68)
“ناصح” از ماد? “نصح” به گفت? راغب، به‌معني جستجوي کار يا سخني است که در آن صلاح و مصلحت ديگري باشد317 که با اين تعريف هم خيرخواهي در عمل را شامل مي‌شود و هم در سخن را. بنابراين، هود هم در عمل و هم در گفتارش خيرخواهانه با مردم روبرو مي‌شد.318
3-3-3. عصمت مهم‌ترين شرط رسالت
پيامبران به حکم آنکه سنگين‌ترين مسئوليت‌ها را در جهان انسانيت و در تربيت نفوس و پاک‌سازي آن‌ها از تمام آلودگي‌هاي اخلاقي بر دوش دارند، بايد از تقوا در بالاترين سطح برخوردار باشند، همان چيزي که ما آن را “عصمت” مي‌ناميم. و به‌گونه‌اي است که بدون برخورداري از اين مقام هرگز اهداف رسالت تأمين نخواهد شد.
عصمت انبيا به‌معناي مصونيت از هرگونه خطا و لغزش و انحراف و گمراهي است و اگر به راستي آن‌ها در اين زمينه، با تأييدات الهي بيمه نشده باشند هدف بعثت حاصل نمي‌گردد.
اکنون به سراغ قرآن مي‌رويم تا در پرتو آيات نوراني آن اين مسئله مهم و اساسي تبيين گردد.
خداوند در اولين آيه به همه مؤمنان دستور مي‌دهد که آنچه را پيغمبر اکرم(ص) امر مي‌کند اجرا کنند و آنچه را از آن نهي کرده خودداري نمايند و تقواي الهي پيشه کنند که خدا شديد العقاب است. “وَ ما آتاکُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ وَ ما نَهاکُم عَنهُ فانتَهوا وَاَتَّقواللهَ إنَّ اللهَ شَديدُ العِقاب” (حشر: 7)
بسياري از مفسران از جمله طبرسي تصريح کرده‌اند که مفاد آيه عام است و طبق آيه بايد در برابر اوامر و نواهي پيامبر(ص) تسليم بود و تسليم و اطاعت بي قيد و شرط، جز در برابر معصوم ممکن نيست؛ زيرا در صورت خطا يا معصيت نه تنها نبايد تسليم بود، بلکه بايد تذکر داد يا نهي کرد.319
در دومين آيه، خداوند اهل بيت پيامبر را مخاطب ساخته و مي‌فرمايد: “إنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرَکُم تَطهيرا” (احزاب: 33)
راغب در “مفردات” اصل رجس را به‌معني “شيء ناپاک” تفسير کرده320 و براي آن چهار نوع مصداق بيان نموده: ناپاکي از نظر طبع آدمي، از نظر عقل، از نظر شرع، و از تمام اين جهات.
به عقيد? طبرسي، “رجس” عمل شيطاني است که رضايت خدا در آن نيست. در واقع، اهل بيت از همه اين امور به اراد? پروردگار پاک بوده‌اند. بدون شک اين آيه مسئله عصمت را در شخص پيامبر و خاندانش اثبات مي‌کند و چون اراده خداوند تخلف‌ناپذير است، وقتي اراده کرده پليدي را از اين خاندان دور کند، مفهومش “تضمين عصمت” آن‌هاست.321
در سومين آيه، پيغمبر اسلام را مخاطب ساخته و ضمن اشاره به گروهي از انبيا پيشين مانند ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و موسي و عيسي و جمعي ديگر از انبياي بزرگ مي‌فرمايد: “أولئِکَ الَّذينَ هَدَي اللهُ فَبِهُداهُمُ اقتَدِه” (انعام: 90)
قابل توجه اينکه خداوند پيغمبر(ص) را مأمور مي‌کند که بي‌قيد و شرط به هدايت آنان که توسط خدا هدايت شده‌اند، اقتدا کند و به او توصيه مي‌کند در برابر آزار قومش استقامت داشته باشد و مسلماً تا پيامبران الهي داراي مقام عصمت نباشند، چنين دستوري به آن‌ها داده نمي‌شود.322
در چهارمين آي? مورد بحث ضمن اشاره به شخص پيغمبر(ص) مي‌فرمايد: “وَ ما يَنطِقَ عَنِ الهَوي إن هُوَ ألّا وَحيٌ يوحي” (نجم: 2-3)
از اين تعبير به‌خوبي استفاده مي‌شود که پيامبردروغ نمي‌گويد و از روي ميل نفساني و هوي و هوس خويش آيات قرآن را نمي‌خواند و آنچه از احکام براي مردم مي‌خواند چيزي جز وحي از طرف خدا نبود که از طرف جبرئيل نازل مي‌شد.323
3-3-3. تنزيه انبيا
نخستين مطلبي که در اين بحث بايد به سراغ آن برويم، تعبيرات مختلفي در آيات قرآن راجع به پيامبران است که گاهي گمان مي‌شود اين تعبيرات دليل بر اين است که گاهي گناه و خطا از آن بزرگواران صادر شده است. برخي از مهم‌ترين آيات مطرح‌شده آيات زير است:
3-3-3-1. آدم
در آي? 121 طه: “وَعَصي آدَمُ رَبَّه فَغَوي” نسبت عصيان و غوايت به آدم داده شده.
بعضي بدون توجه به دلائل عقلي و نقلي گفته‌اند منظور در اينجا صدور گناه کبيره از آدم است. اما با توجه به آيات پيشين درباره عصمت انبياء و مقام عظيمي که خداوند براي آن‌ها قرار داده، هريک راهي براي آن انديشيده‌اند که از آن ميان، طبرسي عمل آدم را حمل بر ترک اولي از او کرده است. همچنين با توجه به آي? “وَقُلنا ياآدَمُ اسکُن أنتَ وَ زَوجُک الجَنَةَ وَکُلا مِنها رَغَداً حَيثُ شِئتُما وَلا تَقرَبا هذه الشَّجَرَة” (بقره: 35) مي‌گويد: در اين آيه “وَ لا تَقرَبا” (نزديک نشويد) به‌معناي نخوريد است؛ يعني براي خوردن به آن نزديک نشويد. شاهد آن هم اين است که مخالفت اين نهي، از خوردن ميو? آن درخت پديد آمد نه از نزديک شدن به آن. و چون شيعه انبيا را از گناه صغيره و کبيره معصوم مي‌داند معتقد است آدم با خوردن ميوه درخت ترک اولي کرده نه گناه. علت اينکه انبيا مرتکب گناه نمي‌شوند اين است که گناهان همه کبيره‌اند و اگر کسي گناهي را صغيره بشمرد، با مقايسه و سنجش به گناهِ بزرگ‌تر است و مرتکب گناه مستحق عقاب است و چون ساحت انبيا از سرزنش و عقاب دور است، گناه آنان معنايي ندارد و آنان گرد هيچ گناهي نمي‌روند. بديهي است که اگر پيامبري گناه کند، ديگران از پذيرفتن امر و نهي او دوري مي‌جويند چون انسان از کسي اطاعت مي‌کند که احتمال ارتکاب گناه ندهد و چون هدف بعثت انبياء نجات بشر است، بايد آنچه را سبب دوري مردم از آنان مي‌گردد، نداشته باشند تا مردم از هدايت آنان بهره‌مند شوند.324
3-3-3-2. ابراهيم
در مورد اين پيامبر بزرگ که از نظر ايمان و اخلاص و شجاعت و صبر، برجستگي ممتازي در ميان انبياء الهي دارد. نيز پاره‌اي تعبيرات ديده مي‌شود که ممکن است در نظر اول به گناه تفسير شود؛ براي مثال در آي? 82 شعراء مي‌خوانيم: “وَالَّذي أطمَعُ أن يَغفِرَ لي خَطيئَتي يَوم الدّين”
آيا اين اعتراف دليل بر صدور گناه از ابراهيم است؟
حضرت ابراهيم اين جمله را برسبيل انقطاع مي‌گويد وگرنه شيعه و معتزله اعتقاد به عصمت انبيا دارند و مي‌گويند آن‌ها نيازي به بخشايش قيامت ندارند.325
در آيه‌اي ديگر آنجا که ابراهيم براي خود و فرزندش دعا مي‌کند و از او طلب توبه مي‌کند: “رَبَّنا وَاجعَلنا مُسلِمَينِ لَکَ وَمِن ذَرّيتَنِا أمَّةً مسلِمَةً لَکَ وَ أرِنا مَناسِکَنا وَتُب عَلَينا إنَّکَ أنت العَزيزُ الحَکيم” (بقره: 128)
طبرسي دربار? توب? ابراهيم اين‌گونه بيان مي‌کند: منظور از درخواست توب? ابراهيم و اسماعيل اين نيست که آنان مرتکب گناهي شده بودند، بلکه براي تحقق بندگي کامل نسبت به خدا اين جمله از آن‌ها صادر شده تا مردم ديگر از آن‌ها پيروي کنند.326
3-3-3-3. موسي
دربار? موسي نيز آياتي در سور مختلف قرآن آمده که در ارتباط با مقام عصمت او مورد سؤال واقع شده؛ براي نمونه، خداوند در آيه 151 اعراف مي‌فرمايد: “قالَ رَبِّ اغفِر لي وَلِأخي وأدخِلنا في رَحمَتِکَ وَأنتَ أرحَمُ الرّاحِمين”
در اينجا اين سؤال پيش مي‌آيد که شايد موسي و‌هارون کار خلافي مرتکب شده بودند که موسي از خدا طلب مغفرت مي‌کند؟
مرحوم طبرسي پاسخ اين سؤال را اين‌گونه تبيين مي‌کند:
موسي براي خود و برادرش طلب مغفرت مي‌کند تا به خدا نزديک‌تر شوند و بيشتر متوجه خدا شوند و الّا طبق دلايل قطعي، انبياء مرتکب کار زشت نمي‌شوند تا از خدا طلب استغفار کنند.327
از مجموع آيات بالا مي‌توان نتيجه گرفت در آيات قرآن چيزي که با مقام عصمت انبياء منافات داشته باشد، وجود ندارد؛ همان‌طور که در آي? 11 نمل خداوند در تأييد عصمت انبيا مي‌فرمايد: “إلّا مَن ظَلَم ثُمَّ بَدَّلَ حُسناً بَعدَ سوءٍ فَإنّي غَفورٌ رَحيم”
مفهوم آيه به عقيد? طبرسي اين است که هر کس غير از انبيا بعد از ظلمش توبه کند و تصميم به بازگشت به گناه نداشته باشد، خداوند توب? او را مي‌پذيرد. علت استثنا شدن انبياء، عدم ارتکاب ظلم به واسط? آن‌ها به‌دليل عصمتشان است. بنابراين استثناء، منقطع است و تنها اشتراک انبيا با ديگران در اصل تکليف است.328
3-3-4. طرق شناخت پيامبران
بدون شک، هيچ ادعايي را بدون دليل نمي‌توان پذيرفت. مخصوصاً دعوي بسيار مهمي مثل نبوت؛ زيرا در طول تاريخ افراد زيادي بوده‌اند که به دروغ مدّعي پيامبري شده‌اند و هدفشان اين بوده که مردم ساده‌لوح را اغفال کنند و براي رسيدن به مقاصد پليد خود، ادعاي رسالت از طرف خدا کردند و گاه افراد نا آگاه را نيز به دنبال خود کشاندند.
بنابراين لازم است معيارهايي براي شناخت پيامبران راستين از مدعيان دروغين پيدا کنيم. پس از مطالعه در اين زمينه، به طرقي دست مي‌يابيم که از مهم‌ترين آن‌ها “معجزه” است.
واژ? معجزه به آن معني که امروز به‌کار مي‌رود، در قرآن نيامده و به جاي آن واژه‌هاي ديگري همچون “آيه”، “بينه” و “برهان” آمده است.
3-3-4-1. رابط? اعجاز و نبوّت
اين واژه در مفردات به‌معني “ضعف” آمده و از آنجا که معجزات انبياء آنچنان است که اگر ديگران بخواهند با آن مقابله به مثل کنند ناتوان مي‌شوند، واژ? اعجاز بر آن اطلاق شده است.329
معجزه يک امر خارق عادتي که از انسان‌هاي دانشمند و ماهر سر مي‌زند نيست، بلکه خارق عادتي است که فوق قدرت انسان است و منحصراً متکي به نيروي الهي است. در آي? 37 آل عمران، وقتي زکريا ميوه‌هاي تازه و گوارا را در غير فصلش نزد مريم ديد، از اوپرسيد: “قالَ يا مَريَمُ أنّي لَکِ هذا” اينها از کجاست؟ و مريم گفت اينها از بهشت مي‌آيد و اين امر کرامتي براي مريم بود اگرچه خرق عادت است، اما نزد شيعه جايز است که خدا آيات خارق العاده خود را بر اوليا و اصفيا ظاهر کند.330
و هيچگاه خداوند خارق عادتي که از عهد? انسان‌ها خارج است، در اختيار مدّعي دروغگو نمي‌گذارد تا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نزول قرآن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد اعجاز قرآن، وجوه اعجاز قرآن، نزول قرآن