دانلود پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، امر به معروف، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

” وَ وَصَّيْنا اْلاِنْسانَ بِوالِدَيْهِ…. اَنِ اشْكُرْلى وَلِوالِدَيْكَ”.114
2 ـ اهميّت دادن به نماز و رابطه با پروردگار و نيايش و خضوع در برابر او ” اَقِمِ الصَّلوةَ ” .115
3 ـ امر به معروف و نهى از منكر ” وَ اْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ”.116
4 ـ صبر و شكيبايى در مقابل حوادث تلخ زندگى ” وَاصْبِرْ عَلى ما اَصابَكَ “.117
5 ـ حسن خلق در برابر مردم ” وَلاتُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنّاسِ”.118
6 ـ تواضع و فروتنى و ترك تكبّر در برابر خدا و خلق ” وَلاتَمْشِ فِى الاَرْضِ مَرَحاً اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ مُخْتال فَخُور”.119
7 ـ ميانه روى و اعتدال در راه رفتن و سخن گفتن (و همه چيز) ” وَاقْصِدْ فِى مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ “.120
و در آيات سه گانه سوره انعام كه از آيه 151 شروع و به 153 ختم مى شود، ده فرمان مهم بيان شده است، كه قسمت مهمّى از اصول اخلاقى را در برگرفته از جمله: ترك ظلم و ستم، نسبت به فرزندان، ايتام، عموم مردم، و رعايت عدالت در برابر هر كس، و ترك جانبدارى تعصّب آلود از نزديكان و بستگان و دوستان در برابر نقض اصول عدالت، و نيز پرهيز از زشتكاريهاى ظاهر و باطن و همچنين حق شناسى در برابر پدر و مادر، و پرهيز از آنچه موجب تفرقه مىشود، و نيز اجتناب از هرگونه شرك.
4-5- اصول اخلاق اسلامى و تعالي آن در روايات
در روايات اسلامى نيز احاديثى مي باشد که بيانگر تعالي و اصول اخلاقى حسنه است. و در بعضي از روايات مقابل اخلاق نيکو اخلاق بد را هم متذکر شده است، البته دايره اخلاق در روايات ما خيلي وسيع ميباشد و ليکن ما بخشي از آن را ذکر ميکنيم.
1- در حديث معروفى كه در كتاب “اصول كافى” از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است، چنين مى خوانيم كه: يكى از ياران آن حضرت به نام “سماعة بن مهران” مى گويد: با گروهى از اصحاب آن حضرت در خدمتش بوديم كه سخن از عقل و جهل به ميان آمد، فرمود: “لشكريان عقل و جهل را بشناسيد تا هدايت شويد”، من گفتم فدايت شوم، تا شما شرح ندهيد ما آگاه نخواهيم شد، امام فرمود: “خداوند در آغاز، عقل را آفريد… سپس جهل را (عقل از در اطاعت در آمد و جهل طريق معصيت را پوييد) خداوند هفتاد و پنج لشكر به عقل داد و هفتاد و پنج لشكر كه ضدّ آن جهل بود”.
سپس امام، هفتاد و پنج لشكرعقل و جهل را به شرح زير بيان فرمود، که دارنده صفات عقل ونيک متصف به تعالي اخلاق ميباشد.
اَلْخَيْرُوَ هُوَ وَزِيْرُ الْعَقْلِ؛ نيكى وزير عقل است.
وَ جَعَلَ ضِدَّهُ الَشَّرَّ وَ هُوَ وَزِيُر الْجَهْلِ؛ و ضدّ آن بدى است كه وزير جهل است و …
تعداد امورى كه در اين روايت آمده 78 موضوع است، و در ادامه حضرت مي فرمايد : وَ التَّوَكُّلُ وَ ضِدُّهُ الْحِرْصُ؛ توكّل و ضدّش حرص.
وَ الرَّأْفَةُ وَضِدُّهُ الْقَسْوَةُ؛ رأفت و ضدّش سنگدلى و …
فَلاتَجْتَمِعُ هذِهِ الْخِصالُ كُلُّها مِنْ اَجْنادِ الْعَقْلِ اِلاّفِى نَبِىٍّ اَؤْ وَصِىِّ نَبِىٍّ اَوْ مُؤمِن قَدْ اِمْتَحَنَ اللّهُ قَلْبَهُ لِلاْيْمانِ وَاَمّا سائِرُ ذلِكَ مِنْ مَواليِنْا فَاِنَّ اَحَدَهُمْ لايَخْلُو مِنْ اَنْ يَكُونَ فِيْهِ بَعْضُ هَذِهِ الْجُنودِ حَتّى يَسْتَكْمِلَ وَيُنَقِّى مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ فَعِنْدَ ذلِكَ يَكُونُ فِى الدَّرَجَةِ الْعُليا مَعَ الاْنْبِياءِ وَالاْوْصياءِ وَاِنَّما يُدْرَكُ ذلِكَ بِمَعْرِفَةِ الْعَقْلِ وَجُنُودِهِ وَبِمُجانَبَةِ الْجَهْلِ وَجُنُودِهِ وَفَّقَنَا اَللّهُ وَاِيّاكُمْ لِطاعَتِهِ وَمَرْضاتِهِ اِنْشاءَ اللُّه.
سپس امام فرمود: اين لشكريان عقل بطور كامل جمع نمى شود مگر در پيامبر يا وصّى پيامبر يا مؤمنى كه خداوند قلبش را براى ايمان آزموده و شايستگى پيدا كرده است، ولى ساير دوستان ما بعضى داراى بخشى از اين لشكريانند و در راه تكميل آن و طرد لشكر جهل از خود مى باشند و در آن هنگام در درجه بالا با انبياء و اوصياء قرار مى گيرند، و اين در صورتى ممكن است كه آگاهى كافى نسبت به عقل و لشكريانش و دورى از جهل و لشكريانش حاصل شود، خداوند ما و شما را براى اطاعتش و كسب رضاى او موفّق دارد.121
2 ـ در حديثى كه در نهج البلاغه در كلمات قصار آمده است مىخوانيم كه از امام اميرمؤمنان على(ع) درباره ايمان پرسيدند (ذيل حديث نشان مى دهد كه منظور از ايمان، ايمان علمى و عملى است كه اصول اخلاق را نيز شامل مى شود) امام در جواب فرمود: “اَلاْيْمانُ عَلى اَرْبَعِ دَعائِمَ، عَلَى الصَّبْرِ وَالْيَقينِ وَالْعَدْلِ وَالْجِهادِ ، ايمان بر چهار پايه قرار دارد: بر صبر و يقين و عدالت و جهاد.”
سپس افزود “وَالصَّبْرُ مِنْها عَلى اَرْبَعِ شُعَب، عَلَى الشَّوْقِ وَالشَّفَقِ وَالزُّهْدِ وَالتَّرَقُّبِ، صبر نيز بر چهار پايه استوار است؛ بر شوق و ترس و زهد و انتظار”. (شوق به بهشت و پاداشهاى الهى، و ترس از كيفرها و دوزخ، كه مايه حركت به سوى خوبيها و پرهيز از بديها است) و زهد و بى اعتنايى نسبت به زرق و برق دنيا كه سبب مى شود انسان مصائب را ناچيز شمرد، و انتظار مرگ و پايان زندگى كه انسان را به انجام اعمال نيك تشويق مىكند.
بعد افزود: “وَالْيَقينُ مِنْها عَلى اَرْبَعِ شُعَب، عَلى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَتَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ، وَمَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ، وَسُنَّةِ الاْوَّلِينَ; يقين نيز بر چهار بخش تقسيم مى شود: بينش در هوشيارى و زيركى، رسيدن به دقايق حكمت، پند گرفتن از حوادث و توجّه به روش پيشينيان.”
سپس مىافزايد:”و الْعَدَلُ مِنْها عَلى اَرْبَعِ شُعَب، عَلى غائِصِ الْفَهْمِ، وَغَوْرِ الْعِلْمِ، وَزُهْرَةِ الْحُكْمِ، وَرَساخَةِ الْحِلْمِ؛ عدالت نيز بر چهار شاخه است: دقّت براى فهم مطالب، غور در علم و دانش، (سپس) قضاوت صحيح و (سرانجام) حلم و بردبارى پايدار”.
و در پايان مىفرمايد: “وَالْجِهادُ مِنْها عَلى اَرْبَعِ شُعَب عَلَى الاْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ و الصِّدْقِ فِى الْمَواطِنِ، وَ شَنآنِ الْفاسِقِينَ؛ جهاد نيز چهار شاخه دارد: امر به معروف، و نهى از منكر، صدق و راستى در معركه نبرد، و دشمنى با فاسقان.”
سپس به ستونهاى چهارگانه كفر كه نقطه مقابل آن است، مى پردازد و يك به يك را شرح مىدهد.122
همان گونه كه ملاحظه مىشود، امام با دقّت بىنظيرى اصول اساسى ايمان و كفر و آثار آن را در درون و برون كه شامل اخلاق عملى مىشود ترسيم فرموده و براى هر شاخه، شاخههاى ديگرى ذكر كرده است، كه بررسى جزئيّات اين حديث مقال ديگرى را مى طلبد.
در واقع چنين است كه ريشه تمام فضائل و تعالي اخلاقى بر راستى و صدق قرار گرفته كه انسان نه تنها به مردم دروغ نگويد، به خويشتن هم دروغ نگويد و حتّى به خداى خود دروغ نگويد، هنگامى كه در نماز “اِيّاكَ نَعْبُدُ و اِيّاكَ نَسْتَعيُن” مىخواند و مى گويد خداوندا تنها تو را مى پرستم و تنها از تو يارى مى جويم، كمترين دروغى در اين سخن نباشد، از هرگونه معبود شيطانى و هواى نفس بركنار باشد و تنها خضوع و تسليمش در برابر حق باشد؛ پس، از تكيه كردن بر مال و جاه و قدرت و مقام و ما سوى اللّه بر كنار باشد، تنها تكيه بر لطف خدا كند و از او مدد جويد. اگر كسى چنين باشد تمام اصول و فروع اخلاق در او زنده مىشود.
3 ـ در روايات اسلامى تعبيراتى تحت عنوان “افضل الاخلاق” (برترين صفات اخلاقى) يا “اكرم الاخلاق” و “احسن الاخلاق” و “اجمل الخصال” ديده مى شود كه در آنها نيز اشاره به بخشهاى مهمى از اصول اخلاقى شده است، از جمله در حديثى مى خوانيم: ” سُئِلَ الْباقِرُ(عليه السلام) عَنْ اَفْضَلِ الاْخلاقِ فَقالَ الصَّبْرُ وَالسَّماحَةُ ” از امام باقر(عليه السلام) درباره بهترين اخلاق سؤال شد، فرمود: صبر (شكيبايى و استقامت) و جود و بخشش است”.123
در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مىخوانيم كه از آن حضرت پرسيدند:
” اَىُّ الْخِصالِ بِالْمَرْءِ اَجْمَلُ فَقالَ وِقارٌ بِلامَهَابَة، وَسَماحٌ بِلا طَلَبِ مُكافاة، وَتَشاغُلٌ بِغَيْرِ مَتاعِ الدُّنْيا ” كداميك از صفات انسانى زيباتر است؟ فرمود: وقارى كه توأم با ايجاد ترس نباشد، و بخششى كه انتظار مقابله با مثل در آن نباشد، و مشغول شدن به غير متاع دنيا است”.124
4 ـ باز در حديث ديگرى از امام صادق(ع) مىخوانيم كه در آن اصول اخلاق زشت، تحت عنوان اصول الكفر بيان شده است، فرمود:
” اُصُولُ الْكُفْرِ ثَلاثَةُ: الْحِرْصُ وَاْلاِسْتِكْبارُ وَالْحَسَدُ; اصول كفر سه چيز است: حرص و تكبّر و حسد”.
سپس در توضيح اين سه اصل چنين بيان فرمود:
” فَاَمّا الْحِرْصُ فَاِنَّ آدَمَ حِيْنَ نُهِىَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الْحِرْصُ اَنْ اَكَلَ مِنْها، وَاَمّا اْلاِسْتِكْبارُ فَاِبْلِيْسُ حِيْنَ اُمِرَ بِالسُّجُودِ لاِدَمَ اِسْتَكْبَرَ، وَاَمّا الْحَسَدُ فَاِبْنا آدَمَ حَيْثُ قَتَلَ اَحَدُهُما صاحِبَه، امّا حرص (در آنجا ظاهر شد كه) آدم هنگامى كه نهى از آن درخت مخصوص شد، حرص او را وادار كرد كه از آن بخورد (و از بهشت بيرون برده شد) و امّا تكبّر (آنگاه ظاهر شد كه) ابليس هنگامى كه مأمور به سجود براى آدم شد تكبّر ورزيد (و از سجده خوددارى كرد و براى هميشه ملعون و مطرود درگاه الهى شد) و امّا حسد (آنگاه ظاهر شد كه) دو پسر آدم يكى بر ديگرى حسد برد و او را به قتل رسانيد.” 125
به اين ترتيب، سرچشمه بدبختيهاى بزرگى كه در جهان انسانيّت يا در آغاز آن رخ داد، اين سه صفت نكوهيده بود. حرص، آدم را از بهشت الهى بيرون كرد، و استكبار، ابليس را براى هميشه از درگاه خدا راند، و حسد پايه قتل و خونريزى و جنايت در جهان شد.
5ـ اين سخن را با حديثى از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) پايان مىدهيم، امام صادق(ع) مىگويد: پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) فرمود:
” اِنَّ اَوَّلَ ماعُصِىَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ سِتٌّ: حُبُّ الدُّنْيا وَحُبُّ الرِّياسَةِ، وَحُبُّ الطَّعامِ وَحَبُّ النَّوْمِ وَحُبُّ الرّاحَةِ وَحُبُّ النِّساءِ ” نخستين چيزى كه نافرمانى و عصيان الهى به وسيله آن انجام شد شش چيز بود: محبّت (افراطى به مال) دنيا و رياست و طعام و خواب و راحت طلبى و زنان! .126
از مجموع آنچه در بالا ذكر شد اصول تعالي اخلاقى و ضد آن اجمالا روشن شد، ولى همان گونه كه از مجموع روايات نيز استفاده مىشود عدد خاص و معيّنى نمىتوان براى اين معنى در نظر گرفت، چرا كه اخلاق نيك و بد انگيزههاى بسيار متنوّع و عوامل و عوارض مختلف و گوناگون دارد و به تعبير ديگر، همان گونه كه صفات جسمانى انسان، تعداد و شماره خاصّى ندارد، صفات روحانى خوب و بد نيز از شماره بيرون است.
4-6- نمونهاي از دستورالعملهاي معصومين بر اساس طبايع اربعه
4-6-1- خوردن آب ولرم
از حضرت صادق (ع): پيغمبر (ص) با شيرينى افطار مى‏فرمود و اگر شيرينى نمى‏يافت با آب ولرم افطار مى‏كرد و مى‏فرمود كه كبد و معده را شست و شو مى‏دهد و تميز مى‏نمايد و دهان را خوشبو مى‏سازد، و دندانها و سياهى و قرنيه چشم را محكم و چشم را تيز بين مى‏نمايد و گناهان را كاملاً مى‏شويد و رگهايى كه به هيجان در مى‏آيد و همچنين غلبه خلطي که غلبه کرده( صفراء يا سودا) را آرام ميكند و بلغم را برطرف ميكند و حرارت معده را فرو مى‏نشاند و سر درد را از بين مى‏برد.127
ملاحظه ميشود که يکي از خاصيت هاي اب ولرم تسکين غلبه طبايع صفرا و سودا است همانطور که قبلاً اشاره شد مره به هر دو معني شامل ميشود، چنانه در لغتنامه تخصصي الماء امده است128و همچنين آب ولرم بلغم اضافي را از بين ميبرد.
4-6-2- خوردن سيب
سيب درمان زهر و جادو و ناراحتى(جنون) که به اهل زمين عارض ميشود است و هم درمان بلغمي است که غلبه کند و براي انسان منفعت چيزي مثل سيب سريع تر نيست.129
در اين روايت شريف يکي از درمانهاي غلبه بلغم را سيب شمرده است که واضح است اهل بيت (ع) با توجه به اين روايت و رواياتي نظير اين غلبه بلغم را يکي از اسباب مهم مريضي ميدانند و اين اصطلاح در نزد ايشان رايج بوده است.
4-6-3- داروي بلغم‏
امام صادق (ع) فرمود: مقدارى علك رومى(مصطکي) و مقدارى كندر و مقدارى اويشن و مقدارى سياهدانه برگير و هر كدام را جداگانه بكوب

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عقل و جان، حسن و قبح Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد امام رضا (ع)، امام صادق