دانلود پایان نامه ارشد درمورد امام رضا (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

، چنانچه مأمون عباسي دستور ميدهد رساله “ذهبيه” امام رضا (ع) را با طلاء بنويسند.
2-2- بررسي روايي
ما در اين باب به ذکر اين روايات و بررسي آن ميپردازيم:
2-2-1- روايت اول: خصايص غلبه طبايع اربعه به فرموده امام موسي کاظم(ع)
ابواحمد عبدىّ از قول پدرش چنين نقل مى‏كند: حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام بر هارون الرّشيد وارد شدند، هارون گفت: يا ابن رسول اللَّه! درباره طبايع‏ چهارگانه براى من مطالبى بفرمائيد! حضرت فرمودند: باد، پادشاهى است كه مدارا مى‏كند، و خون، برده‏اى است بد اخلاق، و چه بسا برده كه مولاى خود را بكشد، بلغم، دشمنى است قوى، از هر سو او را ببندى، از سوى ديگر راه باز مى‏كند، و صفراء، اما صفراء بمنزله زمينى است هر گاه‏ بلرزد حرکت ميکند، بطرف بالاى خود، هارون گفت: يا ابن رسول اللَّه! از كنوز و گنجينه‏هاى خدا و رسولش، بر مردم انعام مى‏دهى‏.14
علامه مجلسي (ره) در شرح اين حديث ميفرمايد:
احتمال دارد مراد از ريح (باد) در اين روايت شريف، صفراء باشد بخاطر تند و تيزي و لطافت خلط صفراء و سرعت نفوذ و تأثير آن در بدن، پس سزاوار است با صفراء مدارا شود تا بر انسان غلبه نکند و او را به نابودي نکشاند و يا مراد از ريح روح حيواني است و مراد از مره صفراء و سوداء با هم ميباشند. بعضي مواقع براي اين دو اطلاق “مره” ميشود و اين اصطلاح ديگري در طبايع است و تقسيم ديگري براي طبايع ميباشد(به دم عارم گفته شده) عارم يعني شديداً بد اخلاق گفته ميشود عرم الصبي علينا: يعني بچه شرارت و فساد کرد شايد معنايش اين باشد که دم خادم بدن و نفع رساننده به آن است ولي چه بسا غلبه آن باعث نابودي بدن ميباشد؛ پس شايسته است اصلاح شود (در تعادل نگه داشته شود) و انسان از غلبه آن جلوگيري کند. ( و اينکه خلط بلغم) خصم وجدل (دشمني قوي) است کنايه از اين است دوره درمانش طولاني است و دفع آن آسان و راحت نيست. اما صفراء( اذا اهتزت) يعني اگر غلبه کند و به حرکت درآيد به طرف بالا ميرود، همانطوري که در تب نايب از غب15و ربع16 و غير اين دو بدين گونه ميباشد، باعث تزلزل و تحرک بدن ميباشد. بعد علامه مجلسي ميفرمايد: مثل اين حديث و اين کلمات را در کتابهاي اطباء و حکماي گذشته ديدم.17
اين فرموده علامه نشانگر اين است که به احتمال زياد اينگونه بيانات گوهر بار سرچشمه واحد و منشا وحياني دارد و به حکماء و اطباء از طريق وحي و پيامبران رسيده است و لو اينکه به خاطر فواصل زماني زياد و نامعلوم بودن واسطهها و علل ديگر اسناد آن در دست ما نباشد.
2-2-2- روايت دوم: غلبه طبايع منشاء عموم بيماريها
از حضرت صادق (ع) منقول است كه: عامه دردها و بيماريها از غلبه صفرا و سودا و خون سوخته شده و بلغم زياد مىباشد، بس بايد كه آدمى تعهد احوال خود بكند، پيش از آنكه اينها بر او غالب شود و او را هلاك كند.18
علامه مجلسي در اينکه حضرت فرموده:” إِنَّ عَامَّةَ هَذِهِ الْأَرْوَاحِ مِنَ الْمِرَّةِ الْغَالِبَةِ أَوْ دَمٍ مُحْتَرِقٍ أَوْ بَلْغَمٍ غَالِبٍ” معني ارواح چيست ميفرمايد:
ارواح جمع ريح است مانند ارياح و مراد از ارواح در اينجا ديوانگي و فلج و لقوه19 و جذام و برص20 و نظاير اين امراض است.21
در اين روايت اولاً: طبايع اربعه ذکر شده و ثانياً عامه امراض که بعضي از آنها هم از قسم روحي است مربوط به غلبه طبايع اربعه ميباشد و سفارش شده که انسان بايد مراقب خود باشد و طبعش را کنترل کند تا اخلاط بر او غلبه نکند و در اثر غلبهاش او را به هلاکت نرساند.
2-2-3- روايت سوم: بناي جسم انسان بر طبايع چهارگانه
خداوند تعالى اجسام را روى چهار طبيعت بنا كرده است و آنها عبارتاند از صفراء و سوداء و خون و بلغم كه دوتاى آنها گرم و دوتاى ديگر سرد است و ميان هر دوتاى آنها از لحاظ ديگر اختلاف است، يكى گرم مرطوب ديگرى گرم خشك و يكى سرد مرطوب و ديگرى سرد خشك. هر يك از اين طبيعتها را بر قسمتى از اعضاء بدن مسلط كرد، بنابراين بدن نيز داراى چهار قسمت (عضو) مهم است سر، سينه، پهلو، شکم. حالات طبيعى انسان در ادوار عمر بدان خداوند عالم حالات آدمى را كه بر آنها ساخته شده و به آن احوال متصرف در حيات و زندگانى است چهار بخش قرار داده است:
حالت اول: پانزده سال است كه جوانى و خوبى و طراوت او در اين دوره از عمر است و در اين مدت خون در مزاج او بر ساير اخلاط غالب است.
حالت دوم: حالت دوم از پانزده سالگى است تا بسى و پنج سالگى در اين قسمت از عمر غلبه با صفراء است كه بنهايت شدت و قوت ميرسد، بر همين حالت بسر ميبرد تا اين دوره سپرى شده بحالت سوم برسد.
حالت سوم: اين حالت از سى و پنج سالگى شروع مى‏شود و به شصت سالگى ختم ميگردد. در اين دوره از عمر ساير اخلاط مغلوب مره سوداء است. اين دوره روزگار حكمت و پند و اندرز و معرفت و عبرت و انتظام امور زندگى و صحت نظر در عواقب امور و دورانديشى است. در اين دوره رأيش صادق و متين دلش محكم و ثابت است، تصرفات حيات او را دگرگون نميسازد.
حالت چهارم: چون وارد مرحله چهارم حيات بشويم، بلغم بر ساير اخلاط غلبه پيدا ميكند، اين همان حالتى است كه به چيزى بر نميگردد، مگر پيرى و ناتوانى بسوى تلخى عيش، لاغرى، كم شدن نيرو و فساد زندگى. نشانه اين حالت آنست كه نسيان بر فكر و حافظه او مسلط مى‏شود، چيزها و كسانى را كه با آن مربوط بوده نمى‏شناسد، در حضور مردم چرت ميزند و ميخوابد و هنگام خواب بيدار ميماند گذشته‏ها را بياد نمى‏آورد، حوادث را فراموش ميكند، عادات خود را از دست ميدهد، روش ديرينه‏اش در زندگى تغيير مى‏يابد. آب جلوه او خشك مى‏شود، موى رويش و ناخن او كم ميگردد، همواره جسمش رو بانعكاس و ادبار ميرود؛ زيرا مزاج او تحت استيلاى بلغم قرار گرفته است و بلغم سرد و خشك است و خود معلوم است كه سردى و خشكى فناى اجسام ميباشد، جسم بر اثر غلبه قوه بلغميه نيروى خود را از دست ميدهد و نابود ميگردد.22
اين فقرات از رساله ذهبيه امام رضا (ع) ميباشد که يک رساله طبي است و در اعتبار آن شيخ حر عاملي که از بزرگان علماي ماست ميفرمايد: رساله ذهبيه همانطوري که ذکر شد از مشهورات است و در مشهور و اعتبار آن شرح سيد راوندي و تصريح مححقق ثاني که رساله از امام رضا (ع) است، کافيست.23 همچنين علامه مجلسي مشهور بودن اين رساله را در بين علماي ما در کتاب شريف بحار الانوار ذکر ميکند.24
حضرت در اين روايت شريف ميفرمايد: خداوند تبارک و تعالي بناي جسم انسان را بر چهار طبع صفراء و سوداء و دم و بلغم استوار داشته و سن انسان را به چهار بخش تقسيم کرده که در هر دورهاي يک مزاجي بر او چيرگي دارد و انسان بايد تعهد احوال آن را بکند و حضرت اشاره ميکند که در هر دورهاي خصوصيات اخلاقي و روحي آن دوره متفاوت است به عنوان مثال از سى و پنج سالگى تا شصت سالگى صحت نظر در عواقب امور و دورانديشى دارد و اهل حکمت است. از شصت سالگي به بعد نسيان بر فكر و حافظه او مسلط مى‏شود، چيزها و كسانى را كه با آن مربوط بوده نمى‏شناسد؛ چون بلغم بر او غلبه کرده و نسيان از آثار غلبه بلغم ميباشد، لازم به ذکر است که اگر بلغم حتي در جواني هم بر خلاف مزاج جواني، بر کسي غلبه کند، علايم کندي ذهن و حافظه را به بار مي اورد. در اين حديث شريف حقانيت وجود طبايع اربعه را در نهاد انسان و حتي تأثير آن را حالات روحياش متذکر ميشود .
روايت چهارم: خلقت طبايع اربعه در انسان
در تفسير فرات: از عبيد بن كثير بسندى از حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود … پس خداوند جبرئيل را مبعوث کرد و او يک مشت خاک از ظاهر و پوسته زمين گرفت و با آب شيرين و شور مخلوط کرد و خداوند قبل از اين که روح را در او بدمد، طبايع را در انسان ترکيب کرد، پس خداوند او را از ظاهر و خاک روي زمين آفريد. فلذا آدم ناميده شد … و او را بچهار طبع وصف كنند، طبع خون و بلغم‏، و صفراء و باد … .25
اين حديث طولاني در مورد کعب الحبار يهودي است که در مناظره با عمر بن خطاب سؤالاتي در مورد خلقت که جواب آن در تورات موجود بود، از او پرسيد و عمر نتوانست جواب بدهد و با پاسخ آن توسط اميرالمومنين علي (ع) حقانيت و وصايت آن حضرت به اثبات رسيد. که در اين حديث امير المومنين (ع) نحوه ترکيب انسان از طبايع اربعه را قبل از خلقت روح بيان ميکند و صراحتاً خلقت طبايع اربعه در نهاد انسان را در اين حديث ذکر کرده است. علامه مجلسي اين حديث را از تفسير فرات کوفي نقل کرده او در مورد اين تفسير ميفرمايد: تفسير فرات اگرچه اصحاب ما به مدح و ذم و عيبش متعرض نشدهاند و ليکن روايات آن موافق با احاديث معتبري است که به دست ما رسيده است و حسن ضبط در نقل آن باعث اطمينان و حسن ظن ما به مؤلف ميشود و مرحوم صدوق هم رواياتي را از او توسط حسن بن محمد جمهور بن سعيد هاشمي نقل کرده است.26
2-2-4- روايت پنجم: خلقت طبايع اربعه در انسان در کتاب تورات
به سندى از وهب بن منبه كه در تورات وصف آغاز آفرينش آدم را چنين يافته، خدا تبارك و تعالى فرموده: من آدم را آفريدم، تنش را از چهار چيز درهم نمودم، آن را ارثى فرزندانش ساختم كه بدان نشو و نما كنند تا روز رستاخيز، چون او را آفريدم، جسمش را از تر و خشك و گرمى و سردى و درهم نمودم. چون از خاك و آب ساختم و در او نفس و روح نهادم، خشكى هر تن از خاك است و ترى آن از آب و گرمى از نفس و سردى از روح مي باشد.
و پس از اين آفرينش نخست در تن چهار نوع آفريدم كه بفرمان من مايه و پايه آن باشند و جسم بدون آنها نميتواند باشد و آنها بدون هم نميباشند، چون مرّه سياه، مرّه زرد، خون و بلغم‏، و اين آفريده‏ها را درهم جا دادم، جاى خشكى مره سياه است، جاى ترى در مرّه زرد، جاى گرمى خونست و جاى سردى بلغم‏، در هر تنى اعتدال اين چهار نوع را مايه و پايه ساختم و هر كدام را چهار درجه است نه بيش و نه كم كه صحت و اعتدالش با آنها كامل شود، و اگر يكى از آنها يك درجه بر ديگران بيشتر باشد و چيره شود جسم به اندازه اضافي آن بيمار گردد، و اگر يك درجه كاستى پيدا کند در برابر ديگران تاب نياورد و سست و ناتوان گردد.27
اين حديث در الجواهر السنية في الأحاديث القدسية شيخ حر عاملي هم آمده است که احاديثى كه در آن فراهم آمده است، مورد اتفاق هر دو طايفه( شيعه و سنى) ميباشد و هر دو گروه صحت سلسله سندهاى آنها را تأييد كرده‏اند، به طورى كه مى‏توان گفت هر دو فرقه در مضمون آنها اجماع دارند و از كثرت راويان به حد تواتر رسيده‏اند. در عين حال علامه مجلسي (ره) در شرح اين روايت ميفرمايد: در شرح اين حديث حقش را اداء نکرديم، چون از رواياتي است که از طريق اهل سنت وارد شده و منسوب به اهل کتاب ميباشد، ولي قريب به (مضمون) اين حديث در کتاب عقل وجود دارد که در آنجا شرح داديم که آن شرح در اينجا هم مفيد است.28
در اين روايت صراحتاً از ترکيب انسان از طبايع اربعه به هنگام خلقت ذکر شده که قوام جسم انسان هم بر اين طبايع استوار است و هر کدام از اين طبايع در صورت اعتدال باعث صحت جسم ميشوند اگر يكى از اين طبيعتها از حدّ اعتدال خارج شد، بيمارى داخل بدن خواهد شد (و چه بسا سبب هلاكت انسان شود) و اگر ناقص شد و از حد معمولى (كه بايد باشد) كمتر گرديد بمرور ضعيف مى‏شود، بطورى كه توانائيش تمام شود و آن هم باعث بيمارى گردد كه ديگر نتواند بواسطه عجز و ناتوانى كه پيدا كرده با باقى طبيعتها مقارنت نمايد (و اين هم گاه موجب هلاكت آدمى گردد). در ادامه حديث ميفرمايد: اخلاق انسان از اثر طبيعتهاي است كه در بدن او قرار داده شده و جسد از آنها تركيب يافته و بعضي از خصوصيات اخلاقي را به سردي و گرمي و تري و خشکي، نسبت ميدهد. به عنوان مثال ميفرمايد، زماني که اگر خشكى به کسي غلبه کرد (كارهاى ناشايسته انجام ميدهد تا) قساوت در قلبش پيدا شود، اگر ترى و رطوبت غالب شد نرمى و خوش اخلاقى او تبديل بمهانت و سستى و خوارى (و خود پست‏تر بينى) مى‏شود( تنبلى خوار كننده بسرش آيد).
و اگر گرمى غلبه کند و حرارت بر او غالب گرديد، خشونت او تبديل بنادانى و خشونت بيجا (و خود برتر بينى) ميگردد، و اگر برودت و سردى بر او غلبه كرد، وقار و تأنى او تبديل بنادانى و شك و ترديد (و خود كمتر بينى) خواهد شد،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد معرفت نفس، امام صادق Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد طبايع، غير، قبيل