دانلود پایان نامه ارشد درمورد افغانستان، تاجیکستان، زبان روسی، دانشگاهها

دانلود پایان نامه ارشد

است و زبان ملی خویش را چندان نمیداند.
در قزاقستان، فراوانند جوانانی که زبان قزاقی را نمیتوانند صحبت کنند و یا به دشواری به یک زبان خارجی تکلم میکنند و در ازبکستان، هنوز تعداد قابل توجهی از کودکان، در خانة خود با والدین خویش به روسی صحبت میکنند و بزرگ میشوند. در دانشگاهها و محافل علمی، همه جا به زبان روسی سخن گفته میشود. مطبوعات به زبان روسی انتشار مییابند. در گمرکِ آذربایجان، هنوز هم اظهار نامهها به زبان روسی است.
حتی قراردادهای رسمی تجاری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که در سالهای اخیر، میان جمهوریهای نوبنیاد و سایر دولتها امضا شده، غالباً به زبان روسی تنظیم شده است. به همین دلیل تفوق و تسلط زبان رسمی سازمان، انگلیسی است. ترتیبهایی برای ترجمة غیر رسمی اسناد به زبان روسی و ترجمة همزبان به این زبان فراهم خواهد شد. زبان های ترکمنی، ازبکی و آذربایجانی، خویشاوندی نزدیکی با ترکی استانبولی دارند.
زبان قرقیزی و قزاقی نیز، با اندکی فاصله تا حدودی برای سایرین قابل فهم است. البته فاصلة طولانی جغرافیایی و جدایی تاریخی، فهم آنان را از یکدیگر بهطور کامل دشوار ساخته است؛ در کنفرانسها، اجلاسهایی که توسط دولت ترکیه یا دیگران با شرکت نمایندگان کشورهای ترک زبان برگزار شده، همیشه از گوشی مترجم استفاده کردهاند. با تمام این احوال، زبان این پنج کشور، با زبان ترکی نزدیکی دارد و تعداد زیاد دانشجویانی که از این کشورها به ترکیه رفته و مشغول به تحصیل شدهاند؛ نشانگر همین سهولت یادگیری زبان ترکی استانبولی است. همچنین، تأسیس مدارس و دانشگاههای بسیاری در جمهوریهای نوبنیاد، توسط دولت ترکیه، تایید دیگری بر این ادعاست. برای حدود 30 درصد از جمعیت ایران نیز که به زبان آذری سخن میگویند؛ احساس خویشاوندی نسبت به زبان آن شش کشور مشاهده میشود. تعداد عمدهای از سفرهای تجاری، سیاحتی، فرهنگی و یا آموزشی که از جانب ایرانیان انجام میشود، مربوط به آذریها است که مثلا برای تحصیل به دانشگاههای ترکیه عزیمت میکنند، یا این که برای تجارت به جمهوری آذربایجان و سایر کشورهای آسیای مرکزی میروند. البته مشکلاتی که ازبکان در فهم ترکی استانبولی دارند، آذریهای ایرانی نیز در فهم زبان ترکمنی یا ازبکی دارند. با تمام این احوال، یک ایرانی آذری، در هر یک از این شش جمهوری به لحاظ ندانستن زبان، احساس غربت یا دستپاچگی نمیکند.
از سوی دیگر، ایران، افغانستان، تاجیکستان به لحاظ زبان و خط، بسیار بیشتر از آن شش جمهوری، خویشاوندی دارند. زبان فارسی در سرتاسر افغانستان و تاجیکستان قابل استفاده است.
در افغانستان به زبان پشتو نیز صحبت میشود که به فارسی نزدیک است. مقالههایی که به قلم استادان تاجیک نوشته میشود؛ در مجلات علمی و مطبوعات ایران به چاپ میرسد؛ یا سخنرانیهایی که توسط آنان در همایشهای علمی عنوان میگردد؛ مصاحبههای رهبران، فرماندهان و مردم عادی افغان که از طریق صدا و سیما پخش میشود؛ همه برای ایرانیان کاملا قابل درک و فهم است.
در حوزه خط نیز تقسیم بندی مشابه زبان، به چشم میخورد. جمهوریهای بازمانده از شوروی سابق، پیش از چیرگی کمونیستها، هر یک زبان قومی خویش را داشتند و به رسم الخط عربی نیز مینوشتند. اما در دوران حکومت استالین، زبان و خط سیریلیک روسی جایگزین آنها گردید. پس از فروپاشی شوروی، برای هر یک از جمهوریهای مذکور این پرسش مطرح شد که با کنار گذاردن الفبای سیریلیک، کدام رسم الخط را انتخاب کنند: لاتین یا عربی؟
آذربایجان نخستین کشوری بود که الفبای لاتین را برگزید. در ترکمنستان و قرقیزستان از سال 1995 الفبای لاتین در مدارس آموزش داده شد. در ازبکستان قرار است که از سال 2000 خط لاتین جایگزین شود. به هر حال، انتخاب رسم الخط لاتین، آنان را به الفبای رایج ترکیه نزدیک میسازد و پیوند زبانی میان آنان را تکمیل و تقویت میکند.
دو کشور ایران و افغانستان همواره الفبای عربی داشتهاند. تاجیکستان نیز پس از استقلال، آن را برگزید. برای تاجیکان، این یک انتخاب طبیعی بود. دولت ایران برای تبدیل خط سیریلیک به الفبای عربی در تاجیکستان، کمک‌های بسیار انجام داد و کتابهای درسی فراوان به آن کشور ارسال نمود. البته طبیعی است که تغییر خط نیز همچون تغییر زبان، نیاز به دورة طولانی و چند ساله دارد و با بخشنامههای دولتی، همه چیز به سرعت تغییر نمیکند.
در پاکستان به زبانهای مختلف سخن میگویند. اردو، زبان رسمی کشور است که ترکیبی از فارسی، عربی و ترکی میباشد. زبان پشتو نیز رواج دارد که با زبان پشتوهای افغانستان یکی است؛ همچنین رسم الخط آنان عربی است. در پاکستان زبان انگلیسی تا حدود زیادی رواج دارد و در اکثر قریب به اتفاق دانشگاهها، زبانِ تدریس است. و مهمترین روزنامههای کشور به زبان انگلیسی منتشر میشوند. در ایران و ترکیه نیز، انگلیسی به عنوان زبان دوم مطرح است. محافل روشنفکری، دانشگاهی و نخبگان این دو کشور میتوانند توسط زبان انگلیسی، با یکدیگر و نیز با مردم پاکستان، ارتباط برقرار سازد.
در مجموع،کشورهای عضو اکو را به لحاظ زبان و خط، میتوان به دو گروه تقسیم کرد. گروه نخست را کشورهای ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان تشکیل میدهند که زبان ترکی و خط لاتین دارند. گروه دوم شامل ایران، تاجیکستان و افغانستان میشود که زبان فارسی ـ تاجیک و الفبای عربی دارند. پاکستان گرچه بیرون از این دو گروه قرار میگیرد، ولی به سبب داشتن پیوندهایی ـ فرهنگ فارسی، و نیز 15-10 میلیون پشتو، به گروه دوم احساس نزدیکی بیشتر میکند. زبان روسی، درحال حاضر، پیونددهندة شش جمهوری ترک است و زبان فارسی ـ تاجیک، سه کشور عضو را در بر میگیرد. در سالهای اخیر، پذیرش الفبای جدید و کنار گذاشتن الفبای روسی، مشابهت خطی میان این کشورها، بیشتر از گذشته کرده است و مرور زبان نیز آن را تقویت خواهد کرد. نتیجه اینکه به لحاظ زبان و خط، همبستگی و مشابهت قابل توجهی در منطقة اکو مشاهده میشود(همان منبع،69).

3 ـ 1 ـ 3. دین و مذهب
تمام کشورهای عضو اکو به جهان اسلام تعلق دارند. و بیش از 95 درصد جمعیت آنها را مسلمان تشکیل میدهند. در هر کشور، یک اقلیت بسیار کوچک چند درصدی نیز پیرو سایر ادیان (همچون مسیحی، یهودی، بودایی و زرتشتی) هستند. این یکپارچگی و مشابهت دینی، عنصر بسیار مهمی در همبستگی اجتماعی در منطقه اکو به شمار میرود و به تقویت و تحکیم همگرایی در کشورهای مذکور میانجامد.
با این حال، نقش دین در این کشورها به یک اندازه نیست. ورود اسلام به این سرزمین، با فاصلههای زمانی کاملا متفاوت صورت گرفته است. پارهای از این کشورها (ایران، ترکیه، بخشهایی از پاکستان و افغانستان) در سدههای هفتم و هشتم میلادی به اسلام گرویدهاند. برخی از سرزمینهای قفقاز و آسیای میانه، در سدههای اخیر (هفدهم و نوزدهم) به اسلام گرویدهاند. درست به همین علت است که نقش دین را در زندگی اجتماعی این دو کشور، کمرنگتر میبینیم؛ زیرا اسلام در آن مناطق، رسوخ و حضور چند قرنی نداشته است.

در سایر کشورهای بازمانده از شوروی سابق (آذربایجان، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان) نیز به دلیل حضور و تبلیغات هفتاد سالة رژیم کمونیستی، تبلور دین در جامعه چندان محسوس نیست. ترکیه نیز به خاطر حکومت لائیک در هفتاد سال اخیر، چهرهای غیر دینیتری نسبت به ایران، افغانستان و پاکستان دارد.
کشورهای عضو اکو، علاوه بر وحدت چشمگیر دینی، از نظر مذهبی نیز مشابهتهای قابل توجهی دارند. تقریبا 75 در صد از جمعیت مسلمانانِ منطقه را پیروان اهل سنت تشکیل میدهند. اکثریت آنان پیرو مکتب حنفی هستند و فقط کردان ترکیه و ایران از مکتب شافعی پیروی میکنند. حدود 25 درصد از جمعیت نیز شیعة دوازده امامی هستند که در ایران و آذربایجان و تعداد کمتری در پاکستان و افغانستان زندگی میکنند.
با تمام این احوال، اختلاف تاریخی شیعه و سنی را نباید از نظر دور داشت و دست کم گرفت. جنگهای مکرر و طولانی چند ساله میان دولت شیعی صفوی و ترکان سنی عثمانی در سدههای شانزدهم و هفدهم میلادی رسما تحت عنوان انگیزههای دینی انجام گرفته است و روحانیان از آن حمایت میکردهاند.
سنیکشی توسط شاهان صفوی و شیعهکشی بوسیله سلاطین عثمانی، رواج بسیار داشته است. در این سو، حدود سه قرن پیش، محمود افغان به ایران لشکر کشید و آخرین شاه شیعة صفوی را وادار به تسلیم ساخت.
اهل سنت در افغانستان با شیعیان ـ که فقیرترین مردمند ـ بدرفتاری فراوان داشتهاند. یکی از این موارد، بریدن سر شیعیان بوده که در برخی مجالس صورت میگرفته است. بدن بدون سر در اتاق جست و خیز میکرده و این امر موجب انبساط خاطر حاضران میشده؛ حتی در قانون اساسی دوران حکومت پادشاهی قید شده بود که پادشاه باید سنی حنفی مذهب باشد و این امر بیانگر محرومیت شدید شیعیان در آن خطه است.
طالبان نیز در سال های اخیر، تحت تاثیر همین پیشینه ی تاریخی، فشار زیادی بر شیعیان وارد کردهاند. رهبر آنان، حجت الاسلام مزاری، را به قتل رسانده، و بسیاری از ایشان را به کوچ اجباری از موطن خویش وادار ساختهاند.
در پاکستان پس از روی کار آمدن ضیاءالحق در سال 1977 و به صحنه آمدن دین در حیات اجتماعی، کشمکش های مذهبی و فرقهای نیز نمود بیشتری یافتهاند؛ هر یک از این فرقهها، گاه و بیگاه، رهبران و پیروان فرقة دیگر را هنگام عبادت در مساجد و یا به شکلهای دیگر مورد حمله قرار میدهند و به قتل میرسانند. سالانه صدها مورد از این حملات انجام میگیرد و در مطبوعات محلی منعکس میشود(مجتهد زاده،1377، 78).

4 ـ 1 ـ 3. فرهنگ
وجوه اشتراک فرهنگی در منطقة اکو مشهود و محسوس است؛ بجز بخشهایی از قزاقستان و قرقیزستان، سایر کشورها عموما در حوزة بزرگ اسلامی جای داشتهاند. آذربایجان، ترکمنستان و افغانستان در گذشته؛ بخشی از ایران بهشمار میآمدند و بخشهایی از پاکستان، تاجیکستان و ازبکستان نیز، به همین منوال، در سدههای قبل جزء ایران بزرگ بودهاند؛ این امر، به افزایش وجوه اشتراک فرهنگی نزد این مردمان مسجد شده است؛ به عبارتدیگر، بخش اعظم این منطقه که در حوزة تمدن اسلامی، و بخشهای قابل توجهی از آن در حوزة تمدن ایرانی و فارسی قرار داشته است؛ از اینرو تحت تأثیر این دو عامل یعنی اسلام و ایران، مشابهت فرهنگی زیادی بوجود آمده است.
بخش مهمی از فضای فرهنگی این کشورها، از اسلام تأثیر گرفته است؛ برگزاری نماز جماعت در مساجد، مراسم رمضان، جشنهای عید فطر و عیدقربان، نمازهای جمعه، مراسم تولد، ازدواج، مرگ و مراسم خاکسپاری، مدارس دینی، سوگواریها، وضعیت زنان و حجاب، با تفاوتهای محلی خاص خود، در سرتاسر منطقة اکو دارای مشابهتهایی است؛ به طور مثال؛ عید قربان و عید فطر، در برخی کشورها یک روز، و در برخی دیگر دو تا سه روز تعطیل عمومی است. در سایر حوزههای فرهنگی نیز همچون شعر و ادبیات، سینما، تئاتر، آموزش، خوراک، پوشاک، آداب و رسوم اجتماعی و بسیاری شاخصهای دیگر، مشابهتها و یکسانِ، بسیار به چشم میخورد.
در کنار وجه اشتراک یاد شده، این دشواری نیز وجود دارد که مردمان منطقه، آشنایی چندانی به مشترکات فرهنگی یکدیگر ندارند. بعضی مواقع، برخی تفاوتهای فرهنگی کوچک، دشواریهای قابل توجه ایجاد میکند؛ بهطور مثال، تفاوت روزهای تعطیل در پایان هفته، به کاهش ارتباطات میانجامد. در شش جمهوری بازمانده از شوروی، شنبه و یکشنبه تعطیل است. در ترکیه نیز یکشنبهها تعطیل کامل و شنبهها نیمه تعطیل است؛ و در ایران و افغانستان جمعهها تعطیل و پنج شنبهها نیمه تعطیل است. این امر، ارتباطات را دشوار میسازد. بهطور مثال، بازرگانان، گردشگران و مسئولان در ایران تنها روزهای دوشنبه، سهشنبه و چهارشنبه میتوانند از طریق تلفن یا فاکس با ادارات، شرکتها و بانکهای سایر کشورها ارتباط برقرار سازند و عملا چهار روز هفته (از پنج شنبه تا یکشنبه) به دلیل تعطیلات، ارتباط میسر نیست.
نکتهی دیگر اینکه در حال حاضر، یک ویژگی فرهنگی مشهود در شش جمهوری بازمانده از شوروی به چشم میخورد و آن، “بحران هویت” است. استقلال ناگهانی و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تاجیکستان، افغانستان، سیاست فرهنگی، همگرایی فرهنگی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تاجیکستان، آسیای مرکزی، ادب پارسی، زبان فارسی