دانلود پایان نامه ارشد درمورد افغانستان، امام رضا (ع)، علوم جدید، جنبه های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

د هادی، معروف به روح القدس، که در تهران تحصیل کرده است(این سه نفر با سیّد جمال مکاتباتی داشته اند که اسناد آن موجود است ).31
جدّ بزرگش از سال673 هـ .ق، در اسد آباد ساکن بوده و خاندان آن ها در این شهر به طایفه شیخ الاسلام،معروف هستند.الواح قبور اجدادش در جنب امام زاده احمد محلّه سیّدان، گواه آن است که این خاندان، نسل به نسل، به مدّت 477 سال (تا زمان نگارنده) در اسد آباد زندگی می کرده اند.32
2-2 : کودکی و تحصیلات سیّد جمال در قزوین و تهران :
از پنج سالگی فراگیری دانش را نزدپدرآغازکرد.درچند ماه قرآن را خوانده ومقدّمات عربی را هم در سال های اوّل به خوبی تحصیل می نماید.در سال1264هـ . ق/ 1848م.به همراه پدر برای کسب دانش به قزوین می رود.
پدر که از استعداد و علاقه ی فرزند به فراگیری دانش دینی آگاه شد،او را که ده سال بیشتر نداشت برای ادامه تحصیل به قزوین برد. در آن روزگار،حوزه قزوین،سرآمد حوزه ها بود و اساتید متبحّری چون: ملّا آقا حکمی قزوینی، آخوند ملّا یوسف حکمی و… در آنجا کرسی تدریس داشتند. در این حوزه، علاوه بر توجه به مسائل علمی و فرهنگی، فلسفی و کلامی، به سیاست و مسائل اجتماعی نیز توجه می شد و در مقابل ظلم و ستم و تفکر خرافی و ضد انسانی با حسّاسیت تمام قد علم می کرد. مبارزات سیّد جمال در طول زندگی، نشأت گرفته از تفکرات حاکم برحوزه ی قزوین می باشد.33
در سال 1366 هـ . ق / 1850 م، بیماری وبا، در قزوین، بسیاری از مردم را از پا درآورد. پدرش سیّد صفدر، ماندن در قزوین را روا نمی داند، از این روی همراه سیّد جمال آهنگ تهران می کند. در تهران در محلّه سنگلج، به منزل سلیمان خان افشار، که از خوانین اسد آباد بود، رفته و آنجا ساکن شدند. پس از چندی، سیّد جمال با تحقیق و جستجو در می یابد که مجتهد بزرگ تهران، سیّد صادق طباطبایی است. در حلقه ی درس او حاضر می شود و در گفتگویی که بین سیّد و وی در می گیرد؛ طباطبایی به هوش و ذکاوت سیّد جمال پی می برد و در همان مجلس سیّد را به لباس روحانیت مفتخر می کند و پذیرایی از وی و پدرش را به عهده می گیرد .34
2-3. سیّد جمال الدّین و حوزه ی نجف :
در سال1266هـ .ق،پدر و پسر، تهران را به قصد عتبات از راه بروجرد ترک می کنند. در بروجرد، حاج میرزا محمود طباطبایی بروجردی(م1300) مقدم آنان را گرامی می دارد. مدّت اقامت آنان در بروجرد، سه ماه به درازا می کشد و در این مدّت، سیّد از محضر میرزا محمود، بهره می برد .35
بنا به نوشته اعتماد السّلطنه، میرزا محمود بروجردی، از علمای بنام بوده و اهتمام زیادی به امر به معروف و نهی از منکر می ورزیده؛ از این روی، در عهد ناصری، سه بار به تهران احضار می گردد.36 در یک مورد که وی به تهران تبعید می شود، میرزا حسن آشتیانی و ملّا محمّد علی کنی به گرمی از وی استقبال می کنند و بازار تهران تعطیل می گردد و تمام امامان جماعت، نماز جماعت خود را تعطیل می کنند و در مسجد چهل ستون، به امامت وی نماز می خوانند. بدیهی است چنین شخصیّت مبارزی در تکوین شخصیِت سیّد جمال نقش داشته است .37
سیّد جمال و پدرش از بروجرد عازم عراق می شوند. وارد حوزه ی نجف شده و پدر بعد از سه ماه توقّف در این شهر مقدّس، پسرش را به شیخ انصاری (ره) سپرد و به اسد آباد بازگشت. شیخ انصاری، مخارج سیّد را تأمین می کرد.38
حوزه نجف در آن روزگار، میعادگاه عالمان بود. شیخ انصاری که اصول و فقه تدریس می کرد، در زهد و پارسایی و ساده زیستی و مبارزه با تحجّر فکری و رواج روحیه ی تحقیق و آزاد اندیشی، سرآمد عالمان بود.39 تدریس اخلاق و حکمت حوزه ی نجف را ملا حسینقلی همدانی بر عهده داشت . او در پرورش و تهذیب روان ها و در آموزش راه جهاد و مبارزه با نابسامانی ها مصلحی توانا بود. بهره مندی سیّد جمال الدّین از محضر ملا حسینقلی همدانی و معاشرتش با سیّد احمد تهرانی کربلایی و سیّد سعید حبوبی اهمیّت ویژه ای دارد و پایگاه علمی و معنوی سیّد را در حوزه های علمیه روشن می کند .
شهید مطهری می گوید: از وقتی به این نکته پی بردم که سیّد جمال در محضر مرحوم آخوند همدانی شاگردی کرده و با بزرگانی چون تهرانی کربلایی و حبوبی معاشرت داشته، شخصیّت سیّد در نظرم بُعد و اهمیّت دیگری پیدا کرد .40
با مطالعه برهه های گوناگون زندگی علمی سیّد، این مساله واضح و روشن می شود که وی، به فلسفه اسلامی عمیقاً آشنایی داشته است . ارنست رنان می نویسد : « هر وقت با سیّد جمال الدّین گفتگو می کردم، می پنداشتم که با بو علی سینا، یا ابن رشد، رو به رو هستم ».41
اهل فن می دانند آشنایی عمیق به فلسفه در آن مقطع زمانی، آن هم در این سطح که رنان می گوید، جز با درک محضر اساتید قوی و انس و معاشرت با زبدگان و نخبگان، میسّر نبوده است. سیّد جمال، در نجف در منزل یکی از همدانی ها اقامت داشت. این منزل در انتهای محلّه ی عماره، در کنار مسجد متّصل به مقبره آل خلیلی بود.42
سیّد جمال الدّین تقریباً در آغاز هفدهمین سال عمر خود، بعد از چهار سال تحصیل در نجف به خاطر آنچه که میرزا لطف الله آن را بدخواهی و حسدِ عده ای دانسته، نجف را ترک می کند.گفته اند تصمیم در هجرت از نجف به هندوستان برای کسب علم، توسط شیخ انصاری (ره) گرفته شده است . وی، بر این نظر بوده که سیّد جمال هم از حسدِ بدخواهان در امان بماند و هم در آن دیار، به آموزش علوم جدید، از جمله : ریاضی و هندسه بپردازد .43
2-4. سفرهای سیّد جمال الدّین و سرانجام او :
سیّد جمال از طریق بندر بوشهر به طرف هندوستان می رود، وی مدّتی در بوشهر می ماند و در منزل حاج عبدالنّبی از آل صفر اقامت می گزیند. سپس بوشهر را به قصد هندوستان ترک می کند. پس از مدّتی وارد هندوستان می شود. یک سال و چند ماهی در این دیار اقامت می کند و در این مدّت، به فراگیری علوم جدید می پردازد. چند ماهی هم درکلکته منزل حاجی عبدالکریم بوده است. سیّد جمال، بعد از یک سال و نیم درنگ در هندوستان، با کشتی عازم مکّه معظّمه می شود. بعد از زیارت حرمین شریفین، به کربلا و نجف بر می گردد.
بنا به نوشته میرزا لطف الله ( همشیره زاده سیّد جمال ) به قصد زیارت خراسان و سپس مسافرت به افغانستان عازم ایران می شود.44 غلام جیلانی اعظمی درباره ی این سفر می نویسد : « نیمه سال بیستمِ سن شریف خود که با اواخر سنه 1273 مصادف بود به قصد تشرّف کعبه معظّمه رهسپار گردید. بعد از ادای فریضه ی حج و زیارت مدینه ی طیّبه، روانه ی شامات و بیت المقدس و از آنجا به عراق و از عراق به بعضی شهرهای فارس مسافرت و سیاحت کرده و دوباره از راه کرمان، وارد بلوچستان و هندوستان شده ».45
اگر این سخن را بپذیریم باید مسیر مسافرت سیّد را بدین گونه ترسیم کنیم که وی از طریق بندر بصره به بوشهر رفته و از راه کرمان به هندوستان؛ و هدف وی، آشنایی با منطقه جنوبی و کویری ایران و بلوچستان بوده است.46 صدر واثقی می نویسد: « قرینه و شاهدی در دست نیست که سیّد در این سفر به هندوستان رفته باشد ».47 وی می نویسد : « حجّ سیّد، سه سال طول کشیده و درسال 1276مجدداً وارد ایران شده است ».48 ولی طبق یادداشت هایی که در دفتر سیّد جمال وجود دارد، وی بعد از سفر حج به بمبئی رفته و بعداً به ایران آمده است.49 احتمالاً سیّد، محرّم همان سال در بمبئی بوده و در مراسم عزاداری ایرانیان در این مسجد حضور می یافته است .50
سیّد جمال، اواخر سال 1276 از بمبئی به بوشهر می آید. برای دیدار با خانواده به اسد آباد می رود و از پدر و مادر خود دیدن می کند. مدّت اقامت وی در اسد آباد، سه شب بوده : یک شب در خانه ی پدر و دو شب دیگر را در خانه ی یکی از همشیره هایش به سر می برد. سیّد جمال در مقابل اصرار آنان برای ماندن در اسد آباد، می گوید : « من مانند شاهبازی هستم که فضای عالم با این وسعت، برای طیران او تنگ باشد. تعجب دارم شما که می خواهید مرا در این قفس تنگ و کوچک پای بند کنید ».51
سیّد جمال بعد از سه روز توقف در اسد آباد، روز چهارم به سوی تهران حرکت می کند و پنج ماه در تهران ماندگار می شود. سیّد جمال که برای بررسی اوضاع و ایجاد زمینه فعالیت، به تهران رفته بود، چون زمینه را مساعد ندید، تهران را به قصد زیارت امام رضا (ع) ترک کرد. سیّد پس از زیارت امام رضا (ع)، به افغانستان رفت. انگیزه ی هجرت سیّد به افغانستان، وجود دوست محمّد خان، امیر ضد استعماری و مبارز آن دیار بود. سیّد در سال 1278وارد کابل می شود و برای دیدار دوست محمّد خان به جلال آباد می رود. وی تا زمان مرگ امیر در کنارش بود، امّا طولی نکشید که بین فرزندان دوست محمّد خان اختلاف افتاد. این نزاع ها و رقابت ها، سیّد را وادار به ترک کابل و آمدن به ایران کرد. 52
برخی نوشته اند: سیّد، افغانستان را به مقصد هندوستان ترک کرده است اما طبق اسناد به جای مانده از وی، سیّد جمال به ایران آمده است. تاریخ ورود او به مناطق مختلف، در نوشته های وی ثبت شده است. میرزا لطف الله این سفر سیّد را که بازگشت به ایران است، به ثبت نرسانیده است.53
سیّد جمال در اواخر رجب 1282/ دسامبر 1865، وارد تهران می شود. در بدو ورود به دیدار پسر عموی خود، سیّد محمّد هادی حسینی همدانی، معروف به روح القدس، که در مدرسه چاله حصار تهران مشغول تحصیل بوده، می رود.54
از شواهد و مدارک بر می آید که این مسافرت سیّد، بیشتر جنبه ی تحقیق در مسائل عرفانی داشته است . البته روحیه ای که از سیّد سراغ داریم، جنبه های اجتماعی و سیاسی را از یاد نمی برد و از آن ها غفلت نمی ورزد. عرفانی را که او به آن می پردازد و سعی در احیای آن دارد به معنای انزوا گزینی و دامن بر چیدن از صحنه های سیاسی اجتماعی نیست .55
سیّد جمال، بیش از پنج ماه در تهران می ماند و مجدداً به طرف افغانستان که آبستن حوادث جدیدی بوده حرکت می کند . در این سفر بود که سیّد جمال، میرزا ابوتراب ساوجی، فراش قدیم مدرسه ی سنگلج چاله حصار را، که مجذوب وی شده بود ( همان که در مصر به عارف افندی معروف شد ) با خود از تهران به افغانستان برد .56
دقیقاً مشخص نیست که حضور سیّد در افغانستان و سپس مسافرت وی به قندهار، بر اساس دعوت محمّد اعظم خان بوده، یا سیّد خود، برای جلوگیری از درگیری و جنگ بین برادران، چنین موقعیّتی را برای سفر به افغانستان برگزیده است. سیّد در همین سفر دوم به افغانستان به دلیل انتخاب شدنش به صدرا عظمی محمّد اعظم خان شهرت زیادی پیدا می کند.57
بعد از تصرف کابل توسط امیر شیر علی با حمایت ناصرالدّین شاه و دولت انگلیس، محمّد اعظم خان به ایران فرار می کند و حکومت جدید، سیّد را تحت نظر داشت . به همین دلیل سیّد جمال به عنوان سفر حج، کابل را ترک کرد و دیگر هیچ گاه به افغانستان برنگشت.58
سیّد جمال، بعد از ترک افغانستان، در ذی حجه 1285، وارد بندر بمبئی می شود. در این شهر، آشنایان و دوستان سیّد، که اکثراً ایرانی بودند، به دیدار وی شتافتند. استقبال از سیّد بی نظیر بود و حتّی بزرگان و راجه های هند، به ملاقات وی می رفتند. تماس روشنفکران و رجال علمی و دینی با سیّد برای استعمار انگلیس، غیر قابل تحمل بود ؛ از این روی، مأموران انگلیس به وی می گویند : « دولت هند، وسایل اقامت دو ماهه ی شما را تهیّه نمود امّا امروز به شما می گوییم که محیط این سامان با اقامت شما در هند مساعد نمی باشد. »59
درآخرین روز حضور سیّد در هند، وی تحت نظر مأمور انگلیسی،سخنرانی شورانگیزی بین مردم هند داشته که بعد از آن، مأمور به او می گوید: یک روز بیشتر مهلت نداری، فردا باید حرکت کنی. سیّد می گوید : به کجا ؟ مأمور پاسخ داد : پس از خارج شدن از هند، به هر کجا که می خواهید بروید! در بامداد فردای آن روز، سیّد با کشتی، بمبئی را به قصدکانال سوئز، ترک کرد .60
سیّد جمال در ربیع الثانی 1286 هـ. .ق ، پس از رسیدن به کانال سوئز، به قاهره رفت و بیش از چهل روز در این شهر ماندگار شد. سیّد در این مدّت به دانشگاه الأزهر رفته و به سخنرانی می پردازد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد انقلاب مشروطه، اندیشه سیاسی، نظام پارلمانی، زبان فارسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد حاج سیّاح، دولت ایران، اتحاد اسلام، کاروانسرا