دانلود پایان نامه ارشد درمورد ارزش هاى انسانى، برتراند راسل، فلسفه اخلاق، تعدد زوجات

دانلود پایان نامه ارشد

از: شلاق زدن متهمان، سوزانيدن، كشيدن جوارح از اطراف، حبس انفرادى در سياه چال‌هاى تنگ و تاريك، كشيدن پاهاى متهم روى زغالهاى سوزان، زنجير كردن و مجبور كردن متهم تا روى مدفوع خود بنشيند.343
کار کليسا براي پاک‌سازي تا بدانجا رسيد که، دادگاههاى تفتيش عقايد هر سخنى را كه با تحريفات و خرافه‌هاى مسيحى مخالفت داشت، مبارزه با دين مى‌دانستند و گوينده را به عنوان بدعتگزار به مرگ محكوم مى كردند و او را در آتش مى سوزاندند، و اگر متهم اظهار ندامت مى كرد به حبس ابد محكوم مى شد. جميع اموال بدعتگزاران ضبط مى شد و وارثان آنها از حق ارث محروم مى گرديدند. همچنين كودكان آنها حق تصدّى مشاغل حسّاس و مناصب عالى را نداشتند و مقامات حكومتى موظّف بودند خانه هاى آنها را خراب كنند.344 در سال 1183م به دست يارى اسقف اعظم “رس” جمع كثيرى از نجبا، روحانيان، شهسواران، دهقانان، دوشيزگان، زنان شوهردار و بيوگان را زنده زنده در آتش سوزانيدند و اموال آنها را ضبط و بين خود تقسيم كردند.345 در دوره قرون وسطا، پنج ميليون نفر را به جرم فكر كردن و تخطّى از فرمان پاپ به دار آويختند و [بعضى را] تا حدّ مرگ در سياه چال هاى تاريك و مرطوب نگه داشتند.346
يادآوري آمار کشته‌هايي که به دست کليسا انجام شده، از دستگاه کليسايي به صورت يک قصاب تمام عيار در ذهن تداعي ميکند به طوري کي مي گويند: تنها از سال 1481ـ 1499م ـ يعنى طى 18 سال ـ بنا به دستور محكمه “تفتيش عقايد”، 10220 نفر را زنده سوزانيدند، 6860 نفر را شقّه كردند و 97023 نفر را به قدرى شكنجه دادند كه نابود شدند. در قرون وسطا به دستور محكمه “تفتيش عقايد”، تنها 350000 نفر از دانشمندان و متفكران را زنده زنده سوزانيدند.347
در جريان جنگ هاى صليبى مورّخان از وحشيگرى و سنگدلى مسيحياني که به شهر قدس حمله کرده بودند، وقايعى دردناك نقل كرده اند; از جمله اينكه چگونه زنان را به ضرب دشنه به قتل مى رساندند، ساق پاى كودكان شيرخوار را گرفته، به زور آنها را از پستان هاى مادرانشان جدا مى ساختند و به بالاى ديوارها پرتاب مى كردند، يا با كوفتن آنها به ستون ها، گردنشان را مى شكستند! و چطور هفتاد هزار مسلمانى را كه در شهر مانده بودند، به هلاكت رساندند. كشيشى كه خود شاهد چنين وقايعى بوده است، مى نويسد: چيزهاى بديعى از هر سو به چشم مى خورد; گروهى از مسلمانان را سر از تن جدا كردند، گروهى ديگر را با تبر كشتند يا مجبور كردند كه از برج ها به زير افكنده شوند، پاره اى را چندين روز شكنجه دادند، آنگاه در آتش سوزانيدند. در كوچه ها، توده هايى از سر و دست و پاى كشتگان ديده مى شد.348
3- سست شدن بنيادهاي اخلاق
همزمان با سست شدن اعتقادات در مغرب زمين, با رشد و توسعه اقتصادي در اروپا، شاهد سست شدن بنيان هاي اخلاقي مردم به ويژه در حوزه اخلاقيات جنسي هستيم. و نمونه هاي فراواني نيز گزارش شده است.
با آمدن رنسانس و شروع عصر صنعت، اخلاق در جامعه غربي چنان رو به اضمحلال رفت که ” روبرتو, اسقف آکوينو, در اواخر قرن 15, اخلاق مردان جوان بخش خود را بي‌شرمانه و فاسد مي نامد و مي‌گويد که آن جوانان به او توضيح داده اند که عفت از اصول کهنه است و مساله بکارت در شرف برافتادن, حتي زناي با محارم نيز طرفداراني داشت. به سال 1490در ميان نفوس90000 نفري رم, 6800 روسپي ثبت شده وجود داشت و اين رقم البته شامل روسپيان مخفي و غير رسمي نمي شد. در ونيز طبق آمار سال 1509 تعداد 11654فاحشه در ميان نفوس 300000نفري آن شهر وجود داشت”349
نتيجه‌اي که اين گونه رفتارها در مغرب زمين به دنبال آورد، رشد انحرافات جنسي کاهش ازدواج هاي رسمي و افزايش تعداد دختران بي‌شوهر و جوانان عزب بود. مردان, که از تمام مزايا و تسهيلات فحشا برخوردار بودند فقط در صورتي مجذوب ازدواج مي شدند که زنان برايشان جهاز معتنابهي بياورد. در نتيجه, دختران بالغ فراواني بودند که به سبب نداشتن جهاز از ازدواج محروم مانده بودند.350
مشکلات جامعه وانحرافات مردم در اين سطح باقي نماند و به گونه‌اي بود که ارتباطات نامشروع ميان مردان و زنان شوهردار نيز امري رايج و طبيعي بود. حرامزادگي زشتي خود را از دست داده بود و طفلان حرامزاده به وفور يافت مي شد. ويل دورانت در اين باره چنين مي نگارد: ” فرزند حرامزاده نداشتن امتيازي به شمار مي رفت، اما داشتن آن ننگ فاحشي نبود؛ مرد معمولا به هنگام ازدواج زن خودد را ترغيب مي کرد که طفل حرامزاده خويش را به خانه بياورد تا با ساير فرزندان آن مرد پرورش يابد. حرامزاده بودن از قدر کسي نمي کاست و داغي که جامعه بر آن مي زد چندان مهم نبودد؛ وانگهي مشروعيت را مي شد با رشوه دادن به يکي از اعضاي کليسا به ددست آورد”351
1) سقوط ارزش ها
با وجود فراواني افکار و نظرات در علوم و انسان شناسي ، با وجود آمدن علوم اومانيستي در غرب، امروزه فلسفه اخلاقى رايج در غرب آن بُعد از ديدگاه هاى فرويد ترويج مى شود كه در آدميان اين تلقى را به وجود مى آورد كه او مجموعه اى از غرائز و گرايشهاى محض مادى است ونمى تواند پا از مرز غريزه ها فراتر نهد و بايد براى رهايى از زندان درون و از ميان بردن عقده هاى روانى در سر حد كمال خود را اشباع كند.و يا برابر روش اخلاقى نوين برتراند راسل در زمينه اخلاق جنسى مى بايست احساسهايى چون احساس شرم عفاف تقوا و غيرت در انسان وجود نداشته باشد.352
ذکر نکته فوق از اين نظر جالب است که، تا مدت‌هاي مديدي غربيان، به لحاظ مجاز بودن تعدد زوجات در اسلام، مسلمين را به غير اخلاقي بودن متهم ميکردند. ولي امروز بي بند و باري جنسي آنچنان درغرب رواج يافته است که بسياري از مردم به جاي اين که اين کار را بي بند و باري بدانند ، فارغ از هر دغدغه اي در پي تغيير دادن خود ضوابط و معيارهاي اخلاقي برآمده اند و معتقدند که هر گونه رفتار جنسي که از انسان بالغي سر بزند مادامي که جان کسان ديگري را به خطر نيندازد، اخلاقا قابل قبول است353
آنچه امروزه در غرب مى‌گذرد نشان دهنده اين واقعيت است كه تمامى مرزها و ارزش هاى انسانى در آن كشورها شكسته و مشكلات اجتماعى فراوانى ناشى از آن دامنگير جامعه شده است، تا جايى كه گردانندگان امور اجتماعى و طرفداران آزادى نيز از اين وضع به وحشت افتاده و براى حل مشكل، به كارشناسان مسائل مربوطه روى آورده اند. پيامدهاى اين نوع آزادى در جوامع غرب، بيش از آن چيزى است كه بتوان توصيف كرد.
2) ضد ارزش ها ابزار تبليغ کالا
غرب امروز با وسايل گوناگون ارتباط جمعي که ر اختيارر دارد، در اوج بي اخلاقي از چيزهاييي براي تبليغ استفاده کند که قبلا به نوعي تابو حساب مي شد. امروزه، بابي شرمي تابوها کنار گذاشته شده و همه چيز رنگ ضد اخلاق گرفته. تا 50 سال پيش هيچ کس علنا از موضوعات جنسي سخن نمي‌گفت، اما امروزه از آن گريزي نيست. سکس وسيله فروش همه چيزاز روزنامه‌ها تا اتومبيل است. کتاب‌ها، مجلات، فيلم‌ها به خاطر محتواي سکسي شان محبوبيببت کسب مي‌کنند. شايد مهم‌ترين دليل اين تلقي جديد از موضوعات جنسي، سهل‌الوصول بودن وسايل جلوگيري از بارداري باشد که فعاليت هاي جنسي را بي خطر ساخته و مردم را از وحشت بارداري و عفونت‌ها رها ساخته‌است.عامل ديگر تاکيد بر فرديت است، يعني اين انديشه که مردم نبايد با ديدگاه‌ها و ارزش هاي قديمي محدود شوند بلکه بايد آزاد باشند تا کار خودشان را بکنند354 در هر محيط و عرصه ي نگاه انسان اومانسيتي به مظاهري از انسان مبتذل براي رسيدن به مقاصدش شده است.
3) شيوع بيمارى هاى جنسي
شايد تا قبل از اينکه ايدزي در کار باشد کمتر کي از اوج گفتاريهاي جنسي واخلاقي در غرب واهمه داشت اما امروزه بيماريهي حاصل از بي بندوباري اخلاقي گريبان غرب را گرفته است.اخلاق نهادينه شد? جديد بين اقشار مختلف غرب باعث شيوع بيمارى هاى مسرى و غير مسرى، قابل و غيرقابل درمان در اغلب كشورهاى غربى مانند بيمارى ايدز، بيمارى هاى مقاربتى و امثال آن نتيجه آزادى جنسى است.اشاعه فحشا و رواج روزافزون فساد در ميان مردم سبب بروز بيمارى هاى مقاربتى و سرايت آن ها به ديگران گشته است. به قرار برخى از گزارش ها، قريب 75% زنان و 55% جوانان آلوده در جامعه امريكا مبتلا به بيمارى هاى مسرى هستند.355
4) هم جنس گرايي
ابتذال اخلاقي در غرب به قدري شايع شده که با تنظيم قانون هايي سعي در کم جلوه دادن اين گونه فسادها دارند. به طوري که در دهه 1950 با قانوني کردن هم جنس‌گرايي در انگلستان، طرز تلقي از قبح هم جنسگرايي تغيير کرد. اتشار گزارش ولفندن wolfenden در بريتانيا باعث شد که پارلمان بريتانيا مجازات سخت رفتارهاي هم جنس گرايانه را کنار بگذاردو انجام فعل هم جنسگرايي به طور خصوصي در ميان بزرگسالان در سن رضايت قانوني باشد.؛از زمان انتشار اين گزارش، جنسگرايان از خفا خارج شدند و براي پذرش وسيع تر شيوه زندگي خود به تبليغ پرداختند356
در دنياي ليبرال غرب، امروزه پيوندهاي همه چيز در سايه آزادي از هم گسسته ودر اقصي نقاط مغرب زمين، شاهد شکل‌گيري اجتماعات اعتراضي از طرف هم جنسگرايان در جهت قانوني شدن هم جنس گرايي و استفاده از مزاياي قانوني همسران طبيعي هستند و معمولا ياري هاي دولت ها را با خود دارند.
4- اومانيسم
طبق تعريفي که اومانيست ها از طرز تفکرشان ارايه مي‌دهند؛ اومانيسم، يعني انديشيدن و عمل کردن با آگاهي و تاکيد بر حيثيت انساني، و کوشيدن براي دستيابي به انسانيت اصيل. در واقع اين معناي از اومانيسم است که يکي از مباني و زير ساخت هاي دنياي جديد به شمار مي رود357
رنه‏گنون، “فرديت‏پرستي” را علت اساسي سقوط و انحطاط کنوني باختر زمين مي‏داند، زيرا همين فردگرايي به نحوي از انحاء محرک و موجد رشد و تکامل بي‏نظير پست‏ترين امکانات نوع بشر گرديده است. فرديت‏پرستي، بيش از هر چيز مستلزم نفي اشراق و شهود روحي است که استعدادي فوق‏بشري‏است.مقصود وي ‏از فرديت ‏پرستي، نفي هرگونه اصل عاليه و برتر از فرديت و در نتيجه محدود کردن تمدن، در جميع شؤون به يگانه عواملي است که جنبه انساني و مادي صرف دارند. راه ‏حل گنون، براي غلبه بر نابساماني تمدن غرب و نجات انسان، وفاق و همگامي نهضت‏گونه غرب و شرق در بازگشت به معنويت است.358
اومانيسم مروج اصالت انسان در برابر اصالت طبيعت و اصالت خداست و بر آن است كه بايد همه ارزشهاى خارجى كه به نام دين و خدا و عقل و طبيعت بر انسان تحميل مى شوند دور بريزيم.به نظر اينان ملاك حق و باطل و نيك و بد و خير و شر به اقتضاى نياز و رفتار آدمى معنى پيدا مى كند.در اگزيستانسياليسم اعتقاد به بازدارندگى از منبع بالاتر و مقدس معنى ندارد و آزادى مطلق و خود ملاكى محور همه چيز است; چرا كه بناى اين مكتب بر اصالت مادّه و حسّ استوار است.در اين فلسفه كارهاى انسان دوگونه است: انسان يا در جست وجوى واقعيتهاى مادى است كه خير ناميده مى شود و عقل نيز به پذيرش آن فرمان مى دهد و يا كارهايى مثل فضيلت زيبايى كمال كه در مدار خيرمادى و كارهاى عقلانى نمى گنجد. اينها ارزش ناميده مى شوند.ارزشها در ذات خود چيزى نيستند و هويت خارجى ندارند بلكه آفريده آدمى هستند و ذهن به آن معنى مى دهد.ارزشهاى انسانى در اين مكتب قيمتى بالاتر از اعتبار ندارند و امور قراردادى و موهوم هستند و كارهاى اعتبارى وقراردادى را انسانها در وسائل و مقدمات كار به كار مى برند نه در هدف.359
آزادي افسار گسيخته
غرب، جهان و انسان را در مادّه خلاصه مي‏کنند، مبنا و اساس آزادي را ميل، خواست و اراده فردي مي‏دانند و معتقدند هر کاري که انسان طبق قانون طبيعي مي‏خواهد، بدون هيچ گونه رادع و مانعي انجام مي‏دهد؛ تا حدي که قانون و دولت اجازه دهد، قانوني که براساس خواست و اراده بشري تدوين شده است. آنان معتقدند که آزادي انسان، به معناي توان همه جانبه او در انتخاب هر چيز و از جمله بردگي براي انسانهاي ديگر است. در نگاه آنان، انسان، آزاد است که دين را بپذيرد يا نپذيرد، اگر نپذيرد ملامتي بر او نيست؛ زيرا هيچ حقيقتي را از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جامعه مدرن، مواد مخدر، حقوق بشر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد حقوق بشر، خانه سالمندان، نهاد خانواده، قرن نوزدهم