دانلود پایان نامه ارشد درمورد اتحادیه اروپا، قرن نوزدهم، پیامدهای اقتصادی، تولید ناخالص ملی

دانلود پایان نامه ارشد

برخی از این مطالبات جدایی‌طلبانه از چند دهه پیش و حتی قرن‌ها قبل وجود داشتند. برای نمونه، جدایی‌طلبی اسکاتلندی‌ها و ایرلندی‌ها و در عصرهای جدیدتر باسک و کاتالونیا و جدایی‌طلبان بلژیک. اما در چند سال اخیر زمزمه‌های جدایی‌طلبی برخی مناطقی به گوش می‌رسد که تاکنون زیرمجموعه کشور خود زیست می‌کردند. از جمله تازه‌ترین آنها به جز شبه‌جزیره کریمه و شرق اوکراین، منطقه ونتو در ایتالیا است. به طوری که سال 2014 حدود 2 میلیون نفر از جمعیت 5 میلیون نفری شهر ونیز و منطقه اطراف آن، موسوم به ونتو در یک همه‌پرسی استقلال به صورت اینترنتی شرکت کردند. 89 درصد شرکت‌کنندگان رای به جدایی از ایتالیا دادند تا بتوانند با عملکردی بهتر نسبت به دولت ایتالیا، با فسار مبارزه کنند و سیستم فاظلاب شهری را سامان بخشند و رکود اقتصادی را از بین‌ ببرند.
در لهستان نیز جنبش جدایی‌طلب کراکو به جدایی از بقیه کشور می‌اندیشد. این جنبش در انتخابات محلی سال 2010 موفق به کسب 9 درصد شده بود که نسبت به انتخابات قبلی 50 درصد افزایش داشت و با این حساب حامیان آن می‌توانند به مرز 20 درصد رسیده باشند. جالب اینجاست که هیچ یک از جنبش‌های جدایی‌طلب آن طور که معمولا تصور می‌شود،‌ ضداتحادیه اروپا نیستند. آنها مدعی هستند ارز واحد یورو را حفظ خواهند کرد،‌ اما برای دست یافتن به شرایط اقتصادی بهتر و رهایی از تبعیض‌های حکومت کنونی خواهان استقلال هستند. از سال 2000 تا به امروز سه جنبش جدایی‌طلب در اروپا موفق به جدایی از دولت مرکزی خود شده‌اند که در نوع خود آمار قابل توجهی است. سه سرزمینی که از این جدایی حاصل آمده‌اند، مونته‌نگرو، کوزوو و کریمه بوده‌اند.
سال 2014 برای جنبش‌های جدایی‌طلب به ویژه آنهایی که جدیدتر هستند، سال پرمعنایی بود. به طوری که شبه‌جزیره کریمه در مارس 2014 در یک همه‌پرسی پرسر و صدا که کل اروپا و البته در مقیاسی وسیع‌تر جهان را تحت تاثیر قرار داد، جدایی خود را از اوکراین اعلام کرد تا به دامان روسیه پناه ببرد. به علاوه، فلمیش‌های جدایی‌طلب در بلژیک نیز در ماه می با شرکت در اتنخابات محلی این فرصت را یافتند تا یک بار دیگر بر حضور موثر خود در این کشور تاکید کنند. البته انتظار می‌رود همین تاکید بر تاثیر حضور، بحران جدیدی در عرصه سیاسی این کشور که سال‌هاست از بن‌بست سیاسی رنج می‌برند، خلق کند. اما به جز کریمه و بلژیک، اسکاتلندی‌ها و کاتالان‌ها در سال 2014 گام بلندی برای برگزاری همه‌پرسی استقلال برداشتند که نتیجه هیچ یک از آنها جدایی نبود. همه‌پرسی اسکاتلندی‌ها و کاتالان‌ها از چند سال پیش یعنی زمانی که نارضایتی از کشورهای متبوع یعنی بریتانیا و اسپانیا به بالاترین حد ممکن رسیده بود،‌طراحی شد. در آن زمان بریتانیا و اسپانیا با بحران بانکی و اقتصادی رو به رو بودند و آمار بیکاری به شدت افزایش یافته بود. در بریتانیا دولت دیوید کامرون که در اسکاتلند از حمایت چندانی برخودار نیست، به دلیل اعمال سیاست‌های ریاضت اقتصادی در این بخش از بریتانیا منفورتر هم شد. این سیاست‌های ریاضتی در حال بر آنها تحمیل شد که انگلیس از نفت دریای شمال سود سرشاری می‌برد. در حال حاضر، 90 درصد سوخت فسیلی بریتانیا از اسکاتلند تهیه می‌شود. ذخایر طبیعی اسکاتلند در حدی است که هر شهروند اسکاتلندی می‌تواند 300 هزار پوند از آن منتفع شود. به طور طبیعی چنین سرمایه‌اری هر اسکاتلندی‌ را به جدایی وسوسه می‌کند. در کاتالونیا نیز کاتالان‌ها شرایط مشابهی دارند. آمارها نشان می‌دهد 10 درصد تولید ناخالص ملی اسپانیا از طریق کاتالونیا و مالیاتی که مردم متول آن می‌پردازند، تامین می‌شود. به همین دلیل کاتالان‌ها قصد دارند با استقلال این پول را صرف خود کنند، نه سایر مناطق این کشور که از نظر آنها طفیلی کاتالونیا هستند.
در ایتالیا نیز فساد رو به روز شدت می‌یابد و بیکاری امان جوانان را بریده است. پس از آنکه کریمه در اقدامی ناگهانی و ظرف مدتی نزدیک به یک ماه همه‌پرسی استقلال برپا و جدایی‌اش از اوکراین را اعلام کرد، جوانان ونتو نیز در ایتالیا تلاش کردند با یک همه‌پرسی آنلاین اعتراض خود را نسبت به وضع موجود بیان کنند. در واقع، همان‌طور که همه‌پرسی کریمه اعتراضی به سرنگونی خشونت‌آمیز ویکتور یانوکوویچ بود، جوانان ونتو نیز با این کار اعلام کردند دولت میزبان آنها نیز فاسد و بی‌کفایت است و به آنها به چشم خارجی می‌نگرد. پس آنها نیز با جدایی‌طلبی سهم بیشتری از زندگی طلب می‌کنند. هرچند ونیزی‌ها و ونتویی‌ها به این نکته توجهی ندارند که حامیان روسیه در کریمه توانستند با استفاده از محبوبیت یانوکوویچ در این شبه‌جزیره و البته حمایت بی‌دریغ روسیه به سرعت به استقلال دست یابند. تنها چیزی که آنها در شرایط دشوار اقتصادی خود می‌دیدند، این بود که بلافاصله پس از همه‌پرسی کریمه و استقلال آن میزان حقوق کارمندان دولت و بازنشستگان دوبرابر شده و سایر مردم حتی آنهایی که در ادارات دولتی کار نمی‌کنند، از مزایای بیشتری برخوردار می‌شوند.
 

نقشه 1 پراکندی جغرافیایی جنبش‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی در اروپا

به منظور آشنایی بیشتر با اسامی و ویژگی‌های جنبش‌های هویت‌طلبی و جدایی‌‌طلبی در اروپا به بخش ضمائم این پژوهش می‌توانید مراجعه کنید.

جدول 1 درگیری دو کشور با یک جنبش واحد
کشورهایی که با حروف لاتین مشخص‌ شده‌اند معمولا با یک جنبش واحد درگیرند.
A: اتریش- کارینتیا J: اسلواکی- منطقه مجارستان خود مختار اسلواکی
B: هلند و آلمان- فریسیا K: قبرس- بخش ترک‌نشین شمال قبرس
C: جمهوری چک- موراویا L: دانمارک- شلزویگ شمالی
D: لهستان- سیلسیای علیا M: بوسنی و هرزگوین- جمهوری صربسکا
E: رومانی- ژکلی‌لند N: نروژ،‌ سوئد،‌ فنلاندف روسیه- ساپمی
F: مونته‌نگرو- ساندژاک
G: لیتوانی- لاتگاله
H: لتونی- ساموگیتیا
I: سوئد- اسکانیا

جدول 2 جنبش‌های جدایی‌طلب و هویت‌طلب درون یک کشور
کشورهایی که با رنگ و عدد مشخص شده‌اند شامل مناطق متعددی هستند که ذیل یک کشور داعیه جدایی‌طلبی دارند.
بریتانیا
1. اسکاتلند 2. یوکشایر 3. مرکیا 4. ولز 5. کورنول 6. اوستر (ایرلند شمالی) 7. شتلند 9. اورکنی 9. اوتر هبرایدز
فرانسه
1. اوکیتانی 2. نیس 3. ساوی 4. آلساک 5. نورماندی 6. بریتانی 7. کورس
ایتالیا
1. پادانیا 2. لیگوریا 3. اینسوبریا 4. لومبارای 5. تیرول جنوبی 6. ونتو 7. فریول ونزیا گیولیا 8. سادینیا 9. سیسیل
آلمان
1. باواریا 2. لوساتیا 3. شلزویگ جنوبی
بلژیک
1. فملیش 2. والون
صربستان
1. ووجوودنیا 2. کوزوو 3. ساندژاک
مولداوی
1. ترانسنیستریا 2. گاگوزیا
اوکراین
1. کریمه 2. دونتسک 3. خارکف
اسپانیا
1. کاستیل و لئون 2. گالیسیا 3. آستوریاس 4. کانتابریا 5. باسک 6. آراگون 7. کاتالونیا 8. آندالوسیا 9. بالریک

3-4. جدایی‌‌طلبی؛ اروپا به سوی دولت‌-ملت‌های همگون
در قرن نوزدهم در تب و تاب برساختن كشورهاي ملي تجربه وحدت زباني و ايجاد هويت ملي يكپارچه، در شماري از كشورهاي اروپايي فرايند برنامه‌ريزي شده‌اي از خلق و ساخته شدن ملت‌هاي يكپارچه طي شد و تحت شرايط آن روزگار ملت‌سازي‌هاي موفق يا نيمه موفقي تحت عنوان ملت فرانسه، ملت آلمان، يا ملت ايتاليا صورت گرفت. راهبرد اصلي در پروژه‌هاي ملت سازي در آن دوران جذب و همسان‌سازي تمام گروه‌هاي زباني يا قومي در يک هويت مشترک ملي بود كه اساسا بر پايه زبان ملي مشترك جان مي‌گرفت. در اين راهبرد تلاش اصلي صرف زدودن تمام تفاوت‌هاي قومي، محلي و گويشي از طريق ايجاد نظام آموزشي فراگير و برنامه‌ريزي شده، و گسترش مطبوعات در قالب زبان مشترک بود پروژه‌هاي همسان‌سازي در طيفي از كشورها با موفقيت تحقق يافتند و در شمار به مراتب بيشتري از كشورها تصوري از موفقيت را ايجاد كردند. بدون آن كه مشكلات ناشي از تفاوت‌هاي فرهنگي منطقه‌اي به كلي از ميان بروند. كما اينكه چنين مشكلاتي هم اكنون حتي در قلب اروپا نيز كه قديمي‌ترين تجربه را در زمينه همسان‌سازي دارد، بروز كرده‌اند. به علاوه، مباني حقوقي گوناگون مشتق از قوانين بين‌المللي و از جمله از اعلاميه حقوق بشر حق تمام گروه‌ها، از جمله گروه‌هاي قومي، بر حفظ زبان و فرهنگ را تصريح و موانع جدي در راه اقدامات اقتدارگرايانه همسان‌سازي ايجاد كرده‌اند. با اين اوصاف، پروژه‌هاي ملت‌سازي از طريق همسان‌سازي زباني و فرهنگي به سبک قرن نوزدهم اروپا كارآيي و در مواردي حتي امكان تحقق خود را از دست دادهاند، و سياست‌مداران و متخصصان علوم اجتماعي دست‌اندركار راهبردهاي جديدتر و كارآمدتر بوده‌اند.
از سال 2000 تاکنون سه جریان جدایی‌طلب یعنی مونته‌نگرو، کوزوو و کریمه در اروپا از دولت مرکزی خود مستقل شده‌اند. به طور طبیعی مبنای چنین گرایش‌های واگرایانه تقویت هویت‌های قومی و زبانی و گرایش آنها به سوی تشکیل کشور است. به منظور ارائه تصویری واضح‌تر از گسل‌های هویت‌طلبی و جدایی‌‌طلبی در اروپا کافی است، نگاهی اجمالی به مهم‌ترین آنها بیاندازیم: انگلیس (اسکاتلند، ایرلند شمالی، ولز)، اسپانیا (کاتالونیا، باسک)، ایتالیا (شمال و جنوب ایتالیا و ونتو در ونیز)، لهستان (سیلسیای علیا)، سوئیس (ژورا)، رومانی (ترانسیلوانیا، ژکلی‌لند)، مونته‌نگرو (ساندژاک)، لتونی (ساماگیتیا)، سوئد (ساکانیا)، بلژیک (فلاندر شمالی، والونیای جنوبی، اتریش (کارینتیا)، فرانسه (بریتانی)، هلند و آلمان (فریسیا)، جمهوری چک (موراویا)، اسلواکی (منطقه مجارستان خودمختار اسلواکی)، قبرس (بخش ترک‌نشین شمال قبرس)، دانمارک (جزایر فاروئه، شلزویگ شمالی)، بوسنی و هرزگوین (جمهوری صربسکا)، چهار کشور نروژ، سوئد، فنلاند و روسیه (ساپمی)، پرتغال و آلبانی. این تصویر کلی نشان می‌دهد که هویت‌طلبی و جدایی‌‌طلبی تا چه حد جدی است و اتحادیه اروپا از آن نگرانی دارد.
در حال حاضر، جدی‌ترین مورد جدایی‌طلبی در اتحادیه اروپا، همه‌پرسی استقلال اسکاتلند از بریتانیا بود که به رغم رقابت شانه به شانه موافقان و مخالفان، موافقان با حدود 55 درصد آرا از تجزیه اسکاتلند جلوگیری کردند، اما جامعه اسکاتلند بیشتر از گذشته دوقطبی شده است. البته همه‌پرسی کاتولانیا نیز به رغم مخالفت دولت مرکزی اسپانیا اکتبر 2014 برگزار شد. دومینوی هویت‌طلبی و جدایی‌‌طلبی در اتحادیه اروپا آغاز شده و مهار آن دغدغه اصلی این اتحادیه به شمار می‌رود. نتیجه همه‌پرسی اسکاتلند نیز با استقبال و خشنودی اتحادیه اروپا و ناتو که بسیاری از کشورهای اتحادیه عضو آن هستند، رو به رو شد. البته باید گفت تنها نگرانی اصلی طرفداران جدایی‌طلبی بیشتر به پیامدهای اقتصادی تجزیه مربوط می‌شود و آنها حداقل به لحاظ ذهنی روند تبدیل شدن به یک دولت-ملت مستقل را پیموده‌اند.
3-5. رویکرد اتحادیه اروپا در قبال کشورهای نوظهور
موضوع پذیرش یا عدم پذیرش عضویت کشورهای نوظهور در اتحادیه اروپا که از تجزیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا می‌‌شوند، مساله‌ای است به ویژه با مطرح شدن همه‌پرسی استقلال اسکاتلند در کانون توجه قرار گرفت. مطابق ماده 48 معاهدات اتحادیه اروپا، کشور نوظهور به عنوان بخشی از یک کشور عضو اتحادیه می‌تواند با کمترین چالش طی تنها چند ماه به عضویت این اتحادیه درآید، اما ماده 49 معاهدات اتحادیه اروپا نیز وجود دارد که می‌گوید کشور نوظهور باید به عنوان کشوری خارج از مرزهای این اتحادیه روند عضویت را مانند سایر کشورهای خارج از اتحادیه که درخواست عضویت داده‌اند، طی کنند که ممکن است سال‌ها طول بکشد.
در تشریح محتوای مواد 48 و 49 باید گفت که در واقع ماده 48 به کشورهای عضو اتحادیه اروپا مجوز می‌دهد در چارچوب مصوبات پارلمان یا کمیسیون اروپا معاهدات موجود را در شرایط ویژه تغییر دهند. کشورهای عضو اتحادیه می‌توانند طرح پیشنهادی خود را برای اصلاحات در معاهدات به شورای اروپا که شامل روسای دولت‌های عضو اتحادیه است،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد اتحادیه اروپا، قرن نوزدهم، زبان هندواروپایی، ملی گرایی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد خودمختاری، اتحادیه اروپا، قرون وسطی، توسعه اقتصادی