دانلود پایان نامه ارشد درمورد آسیای مرکزی، همگرایی فرهنگی، نخبگان سیاسی، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

نظام جمهوری اسلامی هستند: ایران، پاکستان و افغانستان. هر سه کشور با توجه به پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی، تعالیم اسلامی را به عنوان پایه و اساس نظام های سیاسی خود پذیرفتهاند؛ ولی با وجود این پذیرش، تفاوتهایی نیز در میان آنها وجود دارد که نمیتواند سبب بروز شکافهایی شود.تفاوت در برخی آداب و رسوم و سنتهای محلی در میان این سه کشور در مقایسه با دیگر اعضای اکو از شدت چندانی برخوردار نیست. سطح توسعه آموزش رسمی در پاکستان بسیار گسترده و قابل توجه است و این امر در مورد ایران نیز صادق است. در مورد افغانستان، آموزش رسمی دارای تنگناهای اساسی و محدودیتهای جدی است و علت اصلی این امربه بیثباتی سیاسی افغانستان مربوط میگردد. کشورهای یاد شده که در شرایط کم و بیش همگونی قرار گرفتهاند، به لحاظ ساختار جمعیتی خود و بافت آن تفاوتهای اساسی ندارند و در سطح نخبگان نیز در میان پاکستان و ایران با توجه به نظامهای آموزشی که بر پایة الگوهای غربی بنا شده است؛ تمایزات جدی به چشم نمیخورد.
در مورد ترکیه شرایط تا حد زیادی متفاوت است. این کشور که پس از دگرگونیهای دوران آتاتورک یک نظام لائیک را برای سیستم سیاسی-اجتماعی و اقتصادی خود پذیرفته است، برخلاف سه کشور پیشین، همواره گرایشی جدی به طرف اروپا و تلاشهای مستمری برای ورود به جامعه اروپا داشته است.
در مورد کشورهای بازمانده از فروپاشی اتحاد شوروی (آذربایجان و جمهوریهای آسیای مرکزی) بهگونهای دیگر در میان ارزشهای نخبگان و جنبههای همتکمیلی اجتماعی دشواری به چشم میخورد. نظام های سیاسی ـ اجتماعی و اساساً جوامع این کشورها نیز در پرتو بیش از شصت سال تبلیغات کمونیستی و ضدمذهبی، دارای گرایشهای غیردینی هستند؛ از اینرو دستکم به لحاظ ساختارهای رسمی در مقایسه با سه کشور جمهوری اسلامی عضو اکو دارای تفاوتهای اساسی هستند.حکومتهای کشورهای آسیای مرکزی، اسلام را بهعنوان نیروی سیاسی معارض نمیپذیرند و حاضر به مشارکت نیروهای اسلامی در امور سیاسی نیستند، کما اینکه این امکان را برای دیگر گروههای مخالف خود قائل نیست.
نخبگان حاکم بر جمهوریهای تازه استقلال یافته در آسیای مرکزی و آذربایجان، درواقع همان نومنکلاتورای بازمانده از دوران اتحاد شوروی هستند، فقط در قرقیزستان، عسگرآقایف که یک فیزیکدان و رئیس آکادمی علوم این جمهوری بوده، از این قائده مستثنی است.
امروزه مسئله قومیت و مذهب در آسیای مرکزی و قفقاز یکی از محورهای جدی مسائل این منطقه است. آسیای مرکزی که در امتداد فرهنگی خراسان و صحرای گوبی است و ارتباطات تاریخی طولانی با این نواحی داشته، در تعارض با میراث فرهنگی دوران اتحاد شوروی قرار گرفته است. تقسیمبندیهای جغرافیایی بازمانده از دوران اتحاد جماهیر شوروی، این جمهوریها را که از گذشته بخشی از ترکستان محسوب میشدند، هویتهای جدا از یکدیگر بخشیده است. نخبگان سیاسی آسیای مرکزی اینک در تلاش برای کسب هویت جدید برآمدهاند، هویت جدیدی که در تعارض با حاکمیت سیاسی آنان قرار نگیرد.
مهمترین مسئله برای رهبران و نخبگان سیاسی آسیای مرکزی یافتن مضمون و محتوایی تازه برای ملی گرایی آنها است. مفهومی که همین رهبران کنونی، تا چند سال پیش به عنوان انحراف ایدئولوژیک آنرا محکوم میدانستند. نخبگان سیاسی در آسیای مرکزی، بیشتر انعکاس دهنده گروهبندیهای قبیلهای و منطقهای یک جامعه سنتی هستند و پیوندهای خانوادگی و منطقهای پایه و اساس نظام های حمایتی را تشکیل داده است (همان،1504).

4 ـ 3 ـ 3. محرومیت مبادلات اجتماعی-فرهنگی
در میان اعضای اکو، مبادلات اجتماعی ـ فرهنگی قابل توجهی وجود ندارد. ارتباطات میان دانشگاهها و مراکز علمی ـ آموزشی این کشورها از سطح چشمگیری برخوردار نبوده است. در چارچوب توافقهای سازمان عمران منطقه ای، مبادله دانشجو مورد توجه قرار گرفت و ایجاد مؤسسه بیمه آرسیدی نیز از توافقهای به عمل آمده در چارچوب این سازمان بود. پس از تشکیل سازمان اکو نیز این مؤسسه به نام موسسه بیمه اکو از سپتامبر 1991 با ده دانشجوی ایرانی کار خود را آغاز کرد.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در میان کشورهای بازمانده از فروپاشی اتحاد شوروی که بعد به اکو پیوستند و در میان اعضای اکو، مبادلات علمی ـ فرهنگی گسترش یافت. در مورد همکاریهای علمی ـ آموزشی و فرهنگی، بین جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان، قرقیزستان، ترکمنستان و آذربایجان توافقهایی به عمل آمد و توسعه و گسترش همکاریها با این کشورها مورد تأکید قرار گرفت. مشابه این موافقتنامه برای همکاری در میان ایران و جمهوری خودمختار نخجوان (آذربایجان)، نیز به امضا رسیده است. با وجود توافقهای یاد شده، مبادلات علمی-فرهنگی در میان جمهوریاسلامی ایران و این کشورها از توسعه قابل توجهی برخوردار نبوده است.
ترکیه نیز پس از فروپاشی اتحاد شوروی، فعالیت فرهنگی گستردهای را در جمهوریهای آسیای مرکزی و نیز آذربایجان (اعضای جدید اکو)، انجام داد. پس از تبلیغات وسیع، بیش از 15 هزار نفر از این کشورها روانه ترکیه شدند که از سال 1995 تنها 2 هزار نفراز آنان باقی ماندهاند. آنها به دلیل فقدان امکانات لازم برای زندگی و تحصیل ناچار به ترک ترکیه شدند. دانشجویان آسیای مرکزی در ترکیه با فشارهای اقتصادی گوناگون برای ادامه زندگی خود روبرو شده و ناچار به ترک تحصیل شدهاند. روزنامة “وقت” چاپ ترکیه در 25 دسامبر 1994 حتی از مرگ برخی از این دانشجویان در أثر دشواریهای دوری از وطن، نیز مطالبی نوشت( توکلی،1376،86).
پاکستان که از بنیانگذاران اکو است، نیز تلاش بسیاری برای جذب دانشجویان جمهوریهای آسیای مرکزی بعمل آورده است؛ ولی هر سه کشور یاد شده با توجه به دشواریهای اقتصادی و کمبود منابع لازم که برای تأمین نیازهای داخلی نیز کفاف نمیدهد، قادر به تقبل هزینة زیادی در این زمینه نیستند. این کشورها که دچار دشواری‌های گسترده اقتصادی هستند؛ قادر به ارائه خدمات مناسب در این مورد نیستند( بولتن اکو،1373،7).

جمع بندی
در فصل سوم، سعی شده تا زمینههای همگرایی فرهنگی از جمله جایگاه موسیقی در میان اعضای سازمان همکاری اقتصادی (اکو) را مورد بررسی قرار دهد. برای انجام این هدف، از چارچوب تئوریک کانتوری و اشپیگل استفاده شد. آنان چهارمتغیر الگو را به عنوان مهمترین عوامل مؤثر درون منطقهای مطرح کرده بودند که به کمک آنها میتوان میزان همگرایی و واگرایی را در یک منطقه شناسایی کرد. در فصل سوم نظریة یاد شده را در منطقه اکو مورد سنجش و آزمون قرار داده شد و این نتایج به دست آمد:

1. کشورهای عضو اکو از نظر قومیت، زبان و خط، موسیقی، دین و مذهب، فرهنگ، تاریخ و میراث مشترک، دارای مشابهتهای فراوانند. در منطقهای با چنین وسعت، نمیتوان وضعیت بهتری انتظار داشت. این مشابهتها موجب افزایش همبستگی اجتماعی، و درنتیجه تقویت همگرایی در منطقه میشود.

2. در زمینه ارتباطات جمعی و رسانههای گروهی،ایجاد و ترویج کنسرتها و همایشهای گوناگون نیز زبان روسی، ترکی، فارسی هریک به سهم خود جریان همگرایی در میان اعضای اکو را تسهیل میکنند. نقش زبان روسی و ترکی در رادیو و تلویزیون کشورهای عضو اکو، نسبت به مطبوعات فراگیرتر است. گسترش ماهوارهها و ارتباطات راه دور، امکان پخش و دریافت برنامههای رادیویی و تلویزیونی را بیشتر میکند و کشورهای عضو اکو نیز از مواهب این تحولات علمی و فنی، بهره مند میشوند.

3. از مطالب بیان شده، میتوان به این نتیجه کلی دست یافت که منطقه اکو به لحاظ استحکام همبستگی اجتماعی، گستردگی ارتباطات، و وجود روابط همکاری میان پارهای از دولتها، زمینههای همگرایی را در درون خویش دارد و موسیقی یکی از عوامل تسهیل کننده این روابط است و همچنین به لحاظ ضعف همبستگی سیاسی و اقتصادیِ وجود وضعیت ستیز میان برخی از اعضاء، توزیع نامتناسب عناصر قدرت و کشمکش قدرتهای اثرگذار برون ـ منطقهای زمینههای واگرایی را نیز درخود دارد. به نظر میرسد که در مجموع عوامل مؤثر بر واگرایی، نیرومندتر از عوامل همگرایی عمل میکنند.

4. در رابطه با مسائل جغرافیایی، پيوستگي سرزميني و وجود مناطق ژئوپولتيك عاملي است كه به اين سازمان اعتبار خاصي بخشیده است. قزاقستان، ايران، تركمنستان و آذربايجان توليدكننده انرژي و پاكستان، تركيه و تاجيكستان مصرف‌كننده آن هستند. میتوان خاطرنشان كرد: ‌اين موضوع عامل مكمل كشورهاي عضو مي‌باشد كه زمينههاي همكاري آنها را بيش از پيش افزايش مي‌دهد.

5. سازمان اکو با چالشهای بزرگی روبروست ودشواریهای فراوان برای همکاری میان اعضای آن وجود دارد. اما افتان وخیزان به راه خویش ادامه میدهد. هیچ اتحادیهای در جهان وجود ندارد که بیش از دو سوم اعضای آن را کشورهای محاط در خشکی تشکیل بدهند. این دولتها ناگزیر به همکاری با همسایگانه خود هستند و روابط بازرگانی و حتی سیاسی خویش را برهمین اساس تنظیم میکنند. این الزام جغرافیایی را نباید دست کم گرفت. مهمترین نقطه قوت سازمان اکو در همین جا قرار دارد. در واقع سازمانهای منطقه‏ای از جمله اکو می‏توانند به علّت همگونی نسبی کشورهای عضو، با اتفّاق نظر بیشتری به حلّ اختلافها و تأمین مصالح و منافع عمومی خویش بپردازند.

فصل چهارم:
شناسایی و بررسی موسیقی محلی و سنتی کشوهای عضو سازمان اکو و تأثیرآن بر همگرایی فرهنگی

مقدمه
موسیقی درکنار سایر هنرها، وسیلهای برای بیان رویدادهای موجود در فرهنگ، اجرا کننده، آهنگساز، یا شنونده به حساب میآید و وسیلة بیان چیزهایی در آن فرهنگ است که در قالب کلام نمیگنجند.
بررسی موسیقی هرکدام از این ملتها و جایگاه آن در همگرایی فرهنگی میان کشورهای آسیای مرکزی، از جمله کشورهای عضو سازمان (ECO)، میتواند نشان دهد که موسیقی رویدادهای زندگی آنان را به شیوهای بسیار ملموس بازتاب ميدهد و همچنین نشان دهندة این امر است که به دلیل همجواری میان این کشورها بسیاری از فرهنگها، آداب و رسوم و سننشان، بهوي‍ژه موسیقی سبب تأثیرگذاری قابل توجه آنها بر یکدیگر شده است.
این فصل شامل سه بخش است که در بخش اول به بررسی اجمالی فرهنگ و ارتباط آن با موسیقی و شناسایی زمینههای مختلف آن در این کشورها پرداخته است. بخش دوم اين پژوهش به بررسی و شناسایی موسیقی سنتی و محلی و جایگاه این بعد مهم درتمدن این کشورها و تأثيرات آن بر همگرایی فرهنگی اختصاص دارد. در بخش سوم نیز به بررسی زمینههای موسیقی کلاسیک در ایران و سایر کشورهای عضو (ECO) و تأثیری که آن بر همگرايي فرهنگي و مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اين كشورها گذاشته است و اینکه موسیقی باعث عینیت بخشیدن به هویتهای ملی و ایجاد همبستگی شده، توجه دارد و در پايان نيز به جمع بندي اشاره شده است.

بخش اول: فرهنگ و موسیقی شناسی در آسیای میانه
1ـ1ـ4. تعریف فرهنگ (culture)
ریشة واژةculture ، لغت لاتینی colere به معنای «کاشتن» است. واژه آلمانی kultur در پایان سدة هجدهم، بهويژه در آثار یوهان گوتفریدفون هردر، معنایی همانندِ معنای رایج امروزیاش یافت.
بنا به برداشتی كه از فرهنگ در سدة هجدهم و دورة روشنگری مطرح ميشد؛ فرهنگ مجموعهای از رشتههای دانایی بشری است که به شکلهای نظم اجتماعی، فعالیتهای گوناگون، باورها و عادتهای رایج، ویژگیهای قومی، نژادی، دینی و سنتی باز ميگردند. به عبارت دیگر، فرهنگ همچون انباری از دادههایی تعریف شد که صرفا ناشی از شیوة زندگی امروز است؛ نیستند، بلکه بازماندة فعالیتها و کارهای نسلهای گذشته نيز هستند. مثلا از «جامعه و فرهنگ اروپایی» یا از «فرهنگ یهودی» یاد ميکردند، یا «فرهنگ فرانسوی» را در برابر «فرهنگ انگلیسی» و «فرهنگ لاتینی» را در مقابل «فرهنگ انگلوساکسن» قرار ميدادند. در این نگرش، فرهنگ مفهومی متعلق به ملتهای اروپایی بود و به نوعی با مفهوم «تمدن» (یعنی تمدن اروپایی) یکی دانسته

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آسیای مرکزی، ایدئولوژی، فرهنگ و تمدن، فارسی زبان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تاجیکستان، افغانستان، سازمان همکاری اقتصادی، همگرایی فرهنگی