دانلود پایان نامه ارشد درمورد آسیای مرکزی، ایدئولوژی، فرهنگ و تمدن، فارسی زبان

دانلود پایان نامه ارشد

است.
در فاصله قرنهای پنجم تا سیزدهم زبان فارسی زبان رسمی مناطق شرقی ایران و شبه قاره هند را تشکیل میداد. با پذیرش مذهب شیعه در ایران و شکلگیری دولت قدرتمند صفوی، این نفوذ افزایش یافت. در دوران حکومت صفویه علما و دانشمندان ایران و فارسی زبان انتقال فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در مناطق شرقی را عهده دار شدند. هرچند قرون بعدی زبان فارسی جای خود را به زبان اردو داد؛ ولی آثار نفوذ عمیق و گسترده آن در این زبان باقی ماند. روابط ایران و همسایگان شرقی آن همواره از سطح بسیار رضایتبخشی برخوردار بوده است؛ فروپاشی اتحاد شوروی مجال نوینی را برای آشکار شدن پیوندهای تاریخی و فرهنگی اعضای جدید اکو فراهم ساخت. ترکیه نیز دارای پیوندهای قومی و زبانی با سکنه آسیای مرکزی و آذربایجان است و پس از الحاق اعضای جدید اکو، براشتراکات خود با آنان به عنوان پایه و اساس توسعه همکاریهای همه جانبه تاکید ورزیده است. ترکیه، ایران و پاکستان دارای اشتراکات مذهبی و فرهنگی قابل ملاحظهای به ویژه از لحاظ موسیقیایی هستند که با وجود نفوذ فرهنگهای بیگانه وارداتی میتواند در توسعه روابط میان این کشورها نقش تسهیل کننده ایفاد نماید.
فروپاشی اتحاد شوروی حسرت امپراتوری گذشته (عثمانی) رابرای برخی از مقامات ترکیه زنده کرد. تورگوت اوزال شرایط پس از استقلال در جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز را موجب رشد این نگرش در ترکیه دانست که به فکر احیای فرایندی بیفتد که با شکست نیروی عثمانی از اروپاییان، در پشت دیوارهای وین متوقف شد(کولایی،1379، 256).
در همین حال توجه به این نکته ضروری است که آسیای مرکزی و قفقاز با وجود اشتراکات قومی و زبانی با ترکیه، هزاران سال تحت نفوذ فرهنگ و حاکمیت سیاسی ایرانیان بوده است. آثار نفوذ عمیق و وسیع فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در نقاط مختلف این کشورها آشکار است. مرو و بخارا از مراکز اصلی فرهنگ فارسی ـ اسلامی در آسیای مرکزی قلمداد شدهاند. در عصر سلجوقیان حاکمیت سنتهای ایرانی ـ ترکی برمناطق مختلف این منطقه تحقق یافت که تا قرن 19 نیز ادامه داشت.
آثار فرهنگ و تمدن ایرانی ـ ترکی در آسیای مرکزی و قفقاز به خصوص در زمینه هنر و موسیقی حتی در دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی نیز از میان نرفت. اولاف کارو نویسنده انگلیسی در سال 1976 نوشت. «اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم، سیاستهای شورویایی کردن در آسیای مرکزی آثار فرهنگ و تمدن پیشین را از میان برده است». گراهام فولر، سیاستشناس مشهور آمریکایی در سال 1990 در بررسی مسایل جمهوریهای آسیای مرکزی (اعضای تازه اکو) نوشت؛ «میراث پارسی چنان در این جمهوریها عمیق است که اساس و پایه فرهنگ آنها را تشکیل میدهد»(پیشداد،1383، 114).
در جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز که حدود هفتاد سال حاکمیت کمونیسم را تجربه کردهاند و نیز در جمهوری آذربایجان، شرایط کاملاً متفاوتی وجود دارد. در این جوامع که اساساً نظامهای سیاسی غیرمذهبی دارند، زمینه ایستارهای اجتماعی و فرهنگی با کشورهای قبلی اختلاف دارد. هرچند در این مجموعهها نیز بهویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی گرایشهای بازگشت به خویش و فرهنگ ملی اسلامی گسترش یافته است؛ ولی آنها راههای طولانی در این مسیر پیشرو دارند. از این دیدگاه در میان نخبگان سیاسی ایران و نخبگان سیاسی گروه دوم تمایزات جدی به چشم میخورد. یکی از دلایل گرایش رهبران جمهوریها به سوی مدل توسعه ترکیه برهمین اساس بوده است. رهبران جمهوریهای آسیای مرکزی که اساساً دارای گرایشهای غیرمذهبی هستند، در این زمینه با رهبران ترکیه تناسب بیشتر یافتهاند (شوری،1373، 36).

با توجه به عدم دگرگونی سریع در فرهنگ سیاسی ملتها واساساً واحدهای سیاسی نمیتوان با دگرگونی در نظامهای سیاسی، انتظار تغییر سریع در فرهنگ سیاسی را درست دانست. در کشورهای عضو اکو تغییراتی گسترده در نظامهای سیاسی رخ داده است؛ ولی این امر به مفهوم انتقال آن به عرصه فرهنگ سیاسی نیست؛ ازاین رو محدودیتهایی که سازمان آر.سی.دی با آن روبرو بود فقدان کثرتگرایی از آن جمله تلقی میشد که در چارچوب اکو تداوم یافته است.
در زمینه امور اجتماعی و فرهنگی نیز اعضای اکو در توسعه همکاری منطقهای باید از توزیع برابر مزایا برخوردار گردند؛ از اینرو تلاش هریک از اعضاء در توسعه نفوذ فرهنگی خود بطور مستقل و بدون در نظر گرفتن ملاحظات دیگران موجب تأخیر و کندی در روند پیشرفت این سازمان میشود. در دوران فعالیت آر.سی.دی به دلیل وجود سیستمهای فرهنگی اجتماعی، کم و بیش همگونی این امر زیاد محسوس نمینمود(قوام،1371، 13).
نظام جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر اساس و پایههای ئیدئولوژیک است، در مقایسه با نظامهای سیاسی اجتماعی اقتصادی حاکم بر ترکیه و جمهوریهای آسیای مرکزی که اساساً خود را غیرمذهبی میخوانند، اهمیت و اعتبار بیشتری برای رنگ ایدئولوژیک فعالیتهای فرهنگی قایل است. آشکار است که این گرایش میتواند به طور جدی سبب کندی در حرکت روند همکاریهای منطقهای گردد. البته در چارچوب اکو انعطافهایی در این زمینه ظاهر شده است. در نشست روسای بانکهای کشورهای عضو این سازمان هیئت ترکیه با بکار بردن واژه (بسم الله الرحمن الرحیم) در ابتدای موافقتنامه مربوط به اساسنامه بانک تجارت و توسعه اکو، مخالفت پیگیر خود را اعلام کرد. تأکید ترکیه بر غیراسلامی بودن بندهای مربوط به موافقتنامه این بانک، سرانجام تسلیم ایران و پاکستان را در پیداشت. بیتردید بدون اتخاذ چنین مواضعی، پیشرفت اساسی در کار این سازمان میسر نخواهد شد. توجه به سیستم بانکداری سه کشور، که ایران و پاکستان اساساً مبنای ایلامی دارند و ترکیه که ماهیتاً غیرمذهبی و غیراسلامی است، کسب توافق در این مورد را دشوار مینماید(فصلنامه راهبردی،1373،165).
ولی توسعه همکاریهای فرهنگی علمی در میان اعضای اکو بیتردید منافع همه آنها را دربرخواهد داشت. در طرح عمل اکو نیز توسعه همکاریهای علمی، فرهنگی و آموزشی در میان اعضای اکو مورد توجه قرار گرفت و لزوم بررسی امکانات موجود در سطح منطقه و ارائه پیشنهادهایی برای استفاده بهینه از آن مطرح شد. در بیانیه استانبول نیز براین امر تأکید شد. تجدید سازمان مؤسسه فرهنگی اکو و بنیاد جوانان اکو نیز در این راستا قابل اشاره است.
در زمینه مبادلات علمی، آموزشی و فرهنگی در میان کشورهای عضو اکو، علایق و منافع مشترک وجود دارد که با اتکا برسوابق تاریخی و فرهنگی مشترک آنها قابلیت استحکام و دوام بخشیدن را داراست. این کشورها که اساساً دارای سوابق تاریخی فرهنگی اسلامی هستند، با درجات متفاوتی زمینههای مناسب را برای توسعه اینگونه همکاریها ارائه مینمایند. آنچه مهم است، پرهیز از ایفای نقش مسلط و غالب فرهنگی از سوی کشورهای بنیانگذار و تلاش آنها در جهت سمت و سو دادن به گرایشهای اعضای تازه وارد است. بهویژه در مورد کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان توجه به اجرای نقشهای برابر و همگون با وجود نابرابریها در شرایط موجود، امری ضروری است. این مسئله با درنظر گرفتن رشد گرایشهای ملیگرایانه در جمهوریهای آسیای مرکزی و آذربایجان وسلطه فرهنگی روسیه شوروی برآنان قابل بررسی است. این کشورها که به گونهای از بند تسلط روسیه رستهاند، تسلط فرهنگی تازهای را پذیرا نخواهند شد. جز آنکه در جهت تمایلات و گرایشهای آنان باشد. ازاینرو فعالیتهای بلند مدت و گسترده فرهنگی که برآورده کننده نیاز آنان نیز باشد؛ باید تدوین و اجرا گردد. تلاش برای توسعه نفوذ فرهنگی از سوی اعضای بنیانگذار، سبب بروز موانع اساسی در رشد و پیشرفت سازمان همکاری اقتصادی خواهد شد، و اساساً توجه به این امر، ضروری است که این سازمان دارای زمینه اقتصادی است و این بخش از همکاریها را مورد توجه قرار داده است. در بیشتر نظریههای کارکردگرایی نیز محور بحث، امور اقتصادی و بعد فرهنگی اجتماعی است (کولایی،1379،269).

بخش سوم: موانع اجتماعی ـ فرهنگی
1 ـ 3 ـ 3. وجود اختلافات قومی و زبانی
وجود اختلافات قومی و زبانی در منطقه اکو از جمله موانع همگرایی در این سازمان است. در منطقه اکو دو نژاد بزرگ ترک و فارس وجود دارد. هر چند وجود این دو نژاد بزرگ سبب نوعی انسجام بین مردم منطقه خواهد شد؛ اما در عین حال، اختلاف بین آنها (ترکها و فارسها)، مشکل جدی در راه همگرایی منطقهای ایجاد کرده است. در حال حاضر، در داخل اکو، شش کشور ترک زبان وجود دارد.کشورهای ایران و تاجیکستان نیز هر یک حداقل 30 درصد جمعیت ترک دارند. زبان عمده دیگر فارسی است که در کشورهای ایران، تاجیکستان و افغانستان استفاده میشود. پان ـ ترکیسم در عین حال که میتواند عامل وحدت کشورهای ترک زبان باشد؛ میتواند عامل جدایی بین این 6 عضو با 4 عضو دیگر شود.
درون کشورهای عضو اکو تقسیمات نژادی و زبانی متعددی دیگری وجود دارد که تهدیدی علیه ثبات و آرامش این کشورها به شمار میرود. بهویژه مرزهای جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز در دوران تسلط شوروی به گونهای طراحی شده که گروههای نژادی مختلفی باشند. تجربه سایر کشورهای جهان سوم نیز نشان میدهد که حفظ مرزهای موجود بهترین اقبال برای اثبات این کشورهاست؛ زیرا هنگامی که در پاسخ به ناآرامیهای قومی، روند تغییر مرزها شروع شود، این روند احتمالا بیپایان خواهد بود(فصلنامه خاورمیانه،1372،1052).

از دیگر مشکلات پر اهمیت اکو در زمینه مسائل قومی و زبانی، تعارض بین ایران و ترکیه است. ترکیه به تازگی دست به تشکل کشورهای ترک زبان اکو و برقراری ارتباط بین آنها زده است. ایران نیز بهطور متقابل به تشکّل کشورهای فارسی زبان اکو پرداخته است. تا کنون؛ بیشترجمهوریهایِ آسیایِ مرکزی و قفقاز الفبای خود را از روسی به لاتین تغییر دادهاند. این امر سبب نزدیکی بیشتر آنها به ترکیه و تشدید رقابت بین ایران و ترکیه خواهد شد. اینگونه رقابتها که ریشه در مسائل قومی و نژادی دارد، تأثیرات منفی فراوانی بر روند همگرایی اقتصادی در سازمان اکو خواهد داشت( کولایی،1379،309).

2 ـ 3 ـ 3. تعارضات مذهبی و اید ئولوژیک
اعضای اکو به نظامهای ارزشی و اعتقادی متفاوتی تعلق دارند. ایران، یک نظام سیاسی اسلامی است. ترکیه و اعضای جدید، همه غیرمذهبی (سکولار) هستند. پاکستان نیز در عینحال که اسلام را به عنوان اساس فرهنگ خود پذیرفته؛ اما در مورد هدفهای عملی به اصول غیرمذهبی وابسته است. در این بین، تعارض اصلی بین دو کشور ایران و ترکیه است. ایران کشوری اسلامی بوده، خواهان اجرای مقررات اسلامی در روابط میان اعضای اکو و حاکمیت اصول اسلامی در سازمان است. در حالی که ترکیه با این دیدگاه بهشدّت مخالف است. ایران، اکو را به عنوان پایه و اساس برای اتحادِ کشورهای اسلامی و تشکیل احتمالی بازار مشترک اسلامی میداند؛ اما ترکیه با گرایش اسلامی سازمان مخالف است. در خصوص مسئله عضویت کشورهای اسلامی در سازمان نیز اتفاق نظر وجود ندارد. نمونهای از تعارضات ایدئولوژیک بین ایران و ترکیه در سازمان اکو میتوان، در جریان تدوین اساسنامه “بانک توسعه و تجارت اکو” مشاهده کرد. در این روند، ایران خواهان آن بود که این بانک طبق اصول و مقررات اسلامی اداره شود، در حالی که ترکیه معتقد بود، بانک باید بر اساس استاندارد های بینالمللی فعالیت کند. این اختلاف نظر گرچه در نگاه اول پدیدهای عادی بهنظر میرسد؛ اما در واقع حاکی از وجود تضادهای شدید ایدئولوژیک بین دو نظام عقیدتی متعارض است که میتواند کل جریان همگرایی را تحت الشعاع قرار دهد(فصلنامه خاورمیانه، 1372،1503).
جنبه دیگری از تعارضات ایدئولوژیک در منطقه اکو، تعارض بین اسلام و کمونیسم است. هر چند امروز دیگر ایدئولوژی کمونیسم به صورت سابق وجود ندارد. ولی هنوز رگههایی از اندیشه کمونیستی در منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و افغانستان باقی مانده تا با ایدئولوژی اسلامی مقابله کند. بهعنوان نمونه؛ در تاجیکستان کمونیستها بار دیگر به قدرت رسیدند تا با اسلامگرایان به مقابله بپردازند.

3 ـ 3 ـ 3. فقدان جنبههای هم تکمیلی اجتماعی
سه کشور از اعضای اکو بر طبق قوانین اساسی خود دارای

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آسیای مرکزی، قرقیزستان، تاجیکستان، انقلاب اکتبر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آسیای مرکزی، همگرایی فرهنگی، نخبگان سیاسی، افغانستان