دانلود پایان نامه ارشد درمورد آزادی بیان، دستور زبان، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

تلخ و گریز از نومیدیهای خود فراهم آورده است. در این یادآوریها نگاه جزیینگر قیصر جزییاتی از تجربههای کودکی را با بیانی حسرتبار احیا میکند و فضایی میآفریند که در آن فاصلهی کودکی تا بزرگسالی کوتاه شده و به این وسیله حس کودک شدن را در خود بیدار میسازد. ذکر نشانههای کودکی و تأکید و تأمل او بر تفریحات کودکانهای که تجربهی آنها دیگر برای او میسر نیست به نظر میرسد برای قیصر افزون بر خوشایند بودن دستاورد دیگری هم دارد و آن کشف ابعاد آزاردهندهی واقعیتی به نام بزرگسالی است که از آزادی و آسانی دنیای کودکی در آن خبری نیست» (علیزاده و باقینژاد،19،1391).
*صدای تو مرا دوباره برد/ به کوچههای تنگ پابرهنگی
به عصمت گناه کودکانگی/ به عطر خیس کاه‌گل
(گلها همه آفتابگردانند،139).
یکی از ویژگیهایی که در دوران بزرگ‌سالی نمایان میشود، کینهورزی است «کينه، خشم فرو خورده و نوعي عقدهی رواني است» (نراقی،136:1377) و این خصیصه کمتر در دوران کودکی وجود دارد مگر آنکه با مشکلات روحی و روانی کودک در ارتباط باشد. حقیقتاً دوران کودکی دورانی است که کمتر میتوان شاهد کینهتوزی و دشمنی بود. کینه که از ریشهی نفرت، دشمنی، برتری خواهی و فضل فروشی برمی‌خیزد «و يکي از عوامل مهمي است که زندگي فردي و اجتماعي انسان را تهديد مي کند و با امنيت، سلامت، آرامش و خوشي زندگي در تضاد است» (همان) و بی‌شک چون قلبهای کودکان سرشار از محبت است، این خصوصیت کمتر در آنها جای دارد.

(آینههای ناگهان،298).
اضطراب، نگرانی و عدم آرامش از نشانههای زندگی بزرگ‌سالیاند که انسانها با تغییرات و مشکلات زندگی و درگیر شدن افکارشان با آنها روبه‌رو میشوند. دوران کودکی دورانی است که نقش تشویش و نبود آرامش در آن کمرنگتر است. «قیصر به هنگام سخن گفتن از کودکی خاطرات ناخوش نه تنها وی را آزرده نمیسازند بلکه به کسوتی در میآیند که وی آرزوی دستیابی دوباره به آنها را دارد. در حقیقت شاعر همهی آثار و نشانههای کودکی را میراثهایی ارزشمند و فقدانشان را ضایعهای جبران ناپذیر تلقی میکند» (علیزاده و باقینژاد،،25:1391).
*به خوابهای خوب دور
به غربت غریب کوچههای خاکی صبور…
به رفت‌وآمد مدام بادها و یادها/ سوار قایقی رها
(گلها همه آفتابگردانند،139).

بخش دوم
انتقادات سیاسی

4-2. انتقادات سیاسی
سياست يعني تدبير هوشمندانه و جامع براي اجراي عدالت و حفظ كشور و افراد آن است که به منظور جلوگيري از فروپاشي و بي‌نظمي و نابساماني داخلي و خارجي انجام میشود. سياست يعني به كار گرفتن صحيح و آگاهانه عوامل رشد و تكامل و استفاده از اهرم‌هاي نيرومند براي نابودي عوامل ضد تكامل است، البته چنين كاري در پرتو حكومت عادلانه و شناخت ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها بدست مي‌آيد (اخترشهر،5:1388). قیصر امینپور در اندیشهی سیاسی خود انتقاداتی را نسبت به بعضی از موضوعات بیان میدارد که طبقهبندی آن را به قرار زیر طبقه بندی کرد:
1- انتقاد از عدم آزادی 2- انتقاد از جناحهای سیاسی
4-2-1. انتقاد از عدم آزادی
آزادی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین دغدغههای شاعران معاصر با توجّه به بنیانهای اندیشهی انقلابی همواره مورد اقبال بوده است. آزادی بدین معنی است که مردم علاوه بر اینکه از نظر فردی دارای حقوق و آزادیهایی هستند و از نظر اجتماعی نیز مختارند که سرنوشت سیاسی و اقتصادی خود و کشورشان را معیّن کنند. کلمهی آزادی در فرهنگ سنّتی گذشته در دو معنی فلسفی و کلامی مرادف با حرّیت یا اختیار و در معنای فردی و عرفی آن در برابر بند و زندان به کار میرفت.
آزادی به عنوان کمال و ارزش انسان یکی از مقولههای مهم، اندیشهای است که رویکرد به آن نقش مهمی در زندگی انسان دارد و توانایی انجام عملی است که به حقوق دیگران لطمه وارد نکند و یک نظم قانونی و عمل مسئولانه است؛ به‌عبارت‌دیگر آزادی امکان عملی کردن تصمیمهایی است که فرد یا جامعه به میل و ارادهی خود میگیرد و این به شرطی است که به حقوق دیگران زیانی وارد نکند (درگاهی، 3:1387). امینپور در بعضی از اشعار خود به نقد عدم آزادی میپردازد و عوامل آن میپردازد. محورهای عدم آزادی عبارت‌اند از:
الف) عدم آزادی بیان ب) عدم آزادی عمل
4-2-1-1. عدم آزادی بیان
آزادی بیان عبارت است از «آزادی اظهار اندیشه اعم از نظریهها، شناختها، ارزشها و عقاید، خواه از راه گفتار باشد و یا نوشتار یا تصویر از راه وسایل امروزی تولید و توزیع اندیشه و سخن یا صنعت چاپ یا وسایل نوین و یا به‌صورت رایج کتاب و مطبوعات وسایل دیداری و شنیداری کنونی یا آینده باشد» (همان). «آزادی بیان حق طبیعی است که همهی افراد آدمی به‌مقتضای انسان بودن خود، به ‌طور یکسانی از آن برخوردار و به‌ موجب آن در بیان اندیشه و فکر خود، تا جایی که موجب نقض حقوق دیگران و اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود، مجازند. بر اساس این تعریف، اولاً: آزادی بیان یک حق طبیعی برای همهی افراد انسان است و ثانیاً همهی افراد به طور یکسان از آن برخوردارند که می‌توانند اندیشه و فکر خود را ابراز کنند و ثالثاً محدود به دو چیز است اول: موجب نقض حقوق دیگران نشود. دوم: موجب نقض اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود. برخی هم گفتهاند: آزادی بیان به این معناست که افراد گذشته از این‌که به خاطر داشتن عقیدهی مخالف، چه در امور دینی و چه در امور سیاسی نباید تحت پیگرد قرار گیرند، بلکه باید بتوانند در عمل عقیدهی خود را ابراز نمایند و برای اثبات و احیاناً به دست آوردن همفکران دیگر دربارهی آن تبلیغ کنند» (جوادی آملی،6:1384).
قیصر امینپور به وجود بعضی خفقان در جامعه اشاره میکند و از سختیهایی که مبنی بر فقدان بیان اندیشه است سخن میگوید تا آنجا که ورق خوردن برگهای کتاب که تبادل تفکّر را به وجود میآورد، قابل تحمّل برای بسیاری از افراد نیست و آنها را برای تفکّرشان به نشانه گرفتهاند. شاعر از وجود سکوت خفقانآوری که گاهی وجود دارد ، انتقاد میکند:
*ما بی صدا مطالعه میکردیم/ امّا کتاب را که ورق میزدیم
تنها/ گاهی به هم نگاهی…
ناگاه/ انگشتهای «هیس!»/ ما را/ از هر طرف نشانه گرفتند
انگار/ غوغای چشمهای من و تو/ سکوت را/ در آن کتابخانه رعایت نکرده بود!
(دستور زبان عشق،8).
«احترام به رأي و نظر ديگران و داشتن روحيهی مشورت خيلي می‌تواند به توسعهی فضاي نقد در جامعه کمک کند» (عسگری،123805:1390). امینپور با توجّه به تلمیح داستان حضرت یوسف از بعضی مسائل اجتماعی و سیاسیای سخن میگوید که عدم آزادی در آن حاکم است که افراد اجازهی بیان و ابراز آرمانهایشان را ندارند که با بیان آن گرفتار گرگ استبداد خواهند شد:
*فرزندم!/ رؤیای روشنت را/ دیگر برای هیچکسی بازگو مکن!
-حتی برادران عزیزت-/ میترسم/ شاید دوباره دست بی اندازند
خواب تو را/ در چاه/ شاید دوباره گرگ…
میدانم/ تو یازده ستاره و خورشید و ماه/ در خواب دیدهای
حالا باش!/ تا خواب یک ستارهی دیگر
تعبیر خوابهای تو را/ روشن کند/ ای کاش … !
(دستور زبان عشق، 10).
اشارهی امینپور به مهمترین حقوق انسانی، یعنی آزادی در بیان است که از نبودن آن دست به انتقاد میزند، همانطور که قبلاً گفته شد، آزادی بیان یکی از با اهمیت‌ترین شکلهای آزادی است که با آزادی فردی در ارتباط است.« با تعريف آزادي در حوزه‌های مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، به نظر می‌رسد نياز جدي و فعلي در تمامی جوامع امنيت و آزادي است، چون مشکل مهم و اصلي جامعهها در عدم احترام به آزادي ديگران است، به ويژه که بعضي از صاحبان قدرت براي پيش برد اهداف سياسي خود، با توجيهات مخصوص خودشان، فضا را امنيتي کرده و سبب التهاب می‌شوند و رفتارهاي تند و راديکالي انجام میدهند که اين مسئله جلوي انتخاب و آزادي را گرفته و سبب يأس می‌شود، بايد دانسته شود که انسان موجودي اجتماعي، انتخاب‌گر و آزاد است و دیده‌شده که او در مواردي آزادي را از بسیاری چیزهای دیگر هم بيشتر اهمیت میدهد» ((عسگری،123805:1390):
*میخواستم بگویم:/ «گفتن نمیتوانم»
آیا همین‌که گفتم/ یعنی/ همین‌که/ گفتم؟
(دستور زبان عشق،28).
آزادي بيان یعنی آزادى افراد در بيان عقيده و ايراد نطق و خطابه بدون ترس از دخالت دولت (آقا بخشی،985:1374) که این مسئله گاهی در بعضی از جوامع خدشه دار میشود و توسط بعضی از صاحبان دولت گاهی ارزش خود را از دست میدهد. امینپور از خود و کسانی که نتوانستهاند اعتراض خویش را نسبت به وجود بعضی از بیعدالتیها نشان دهند و یا گاهی برای منفعتشان سکوت کردهاند، انتقاد میکند و این مسئله را اینگونه بیان میدارد:

(آینههای ناگهان،302).
امام علی (ع) میفرمایند: لن تقدس امة حتی یؤخذ للضعیف حقه من القوی غیر متتع، هرگز از آلودگی‌ها جامعه‌ای پاک نمی‌شود که در احقاق حق ضعیف از قوی بدون هیچ لکنت بیانی دفاع شود. در اینجا منظور از غیر متتع حرف زدن اشخاص، یعنی بدون لکنت است. زمانی که ضعیفی می‌خواهد حق خود را از قوی بگیرد باید شرایط به گونه‌ای باشد که بسیار راحت و بدون هیچ واهمه‌ای بتواند حرف خود را بزند در غیر این صورت جامعه به پلیدی‌ها یا ستم آلوده می‌شود. جامعه سیستمی مقدس است که افراد بتوانند حق خود را به صورت شفاف و روشن بگیرند و قلمی در دست کسی نلرزد و هیچ فردی در هیچ شرایطی دچار لکنت زبان نشود. همچنین امام علی(ع) در این زمینه به مالک اشتر تأکید می‌کند، اگر در دستگاه قدرت حقی لگدکوب شد مردم باید بتوانند با صراحت حق خود را بگیرند (معادی خواه،443:1392):

(آینههای ناگهان، 312).
آزادی بیان مستلزم داشتن ابزارهای بیان است یعنی در دست داشتن ابزارهایی که افراد بتوانند توسط آن قادر به بیان تفکراتشان باشند. این انتشار اندیشهها با ابزارهایی چون ابزار نوشتاری، رادیو، تلویزیون، سخنرانی، کتاب و امثال آن امکان‌پذیر است. «دولت از سویی با در اختیار داشتن رسانههای دولتی و از سوی دیگر با وضع قوانین محدودکننده برای دیگر رسانهها و نیز با در اختیار داشتن ثروتهای ملی کشور توانایی ابراز اندیشههای مورد حمایت خود و همچنین جلوگیری از انتشار دیگر اندیشهها را دارد. شاید یک دولت تمامیت‌خواه تمایل بسیاری داشته باشد که هیچ‌یک از این ابزارهای بیان را از دست ندهد و همهی آنها را در راه حفظ منافع خود به کار گیرد، در این هنگام است که خود دولت همهی محصولات فرهنگی مورد نیاز برای تغذیهی این رسانهها را تأمین میکند. در چنین تک صدایی تنوع اندیشههای عرضه شده بسیار اندک بوده و رسانهها پایگاه انتشار اندیشههای قالببندی شده و مورد پشتیبانی دولت خواهد بود» (آقا بخشی،985:1374).
شاعر با استفاده از بعضی کلیدواژهها برخی از هدفهای اجتماعی- سیاسی پوشیدهی خود را عنوان میدارد و فضای پر از سکوتی که صدا و پرسشها در گلو شکسته شده و این داغ دلها به گوش کسی نرسیده است را بازگو میکند. این غزل در ظاهر یک غزل عاشقانه است، امّا با توجّه به جملههایی چون آواز، سکوت، شکستن صدا در گلو، عدم میل به سرودن و چراهای بسیار میتوان به بعضی از اهداف سیاسی- اجتماعی رهیاب شد:

(آینههای ناگهان، 296).
4-2-1-2. عدم آزادی عمل
آزادی عمل مانند آزادی بیان ارزشمند است. البته باید در نظر داشت در آزادی عمل موضوع تحت عنوان خواستههای معقول انسانی و حقوق اجتماعی و سیاسی افراد باشد و این آزادی نباید با هرگونه بیقانونی دچار اشتباه شود. «در آزادی عمل یا آزادی اجتماعی، انسان در صورتی آزاد است که در انجام خواسته‌ها و انتخاب‌های خود با موانع روبه‌رو نشود. آزادی عمل را نیز می‌توان فقدان قیدوبند در انجام امری که فرد انتخاب کرده است یا چیزی که فرد در صورت آگاهی از توان انجام دادن آن، آن را انتخاب می‌کند تعریف کرد. آربلاستر تعریفی مشابه از آزادی ارائه می‌دهد. به تعبیر وی انسان آزاد کسی است که اگر میل به انجام کاری داشته و قدرت و ذکاوت انجام آن را داشته باشد با مانع و رادعی مواجه نشود. به ‌هرحال، موانع مزبور یا توسط اعمال عمدی دیگران به وجود می‌آید

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عدم قطعیت، دوران کودکی، عقل گرایی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد دستور زبان، عدالت اجتماعی، اجتماعی و سیاسی