دانلود پایان نامه ارشد درمورد آداب و رسوم، سلسله مراتب، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

بودن، به تنهايي وسرگرداني مي انجامد. طلاق، پايان يک زندگي مختل و به هم ريخته است، به طور آني و غير مترقبه اتفاق نمي افتد، بلکه روند تدريجي و سختي دارد. روند طلاق معمولاً با کشمکش و نزاع بين زوجين شروع مي شود و به بي تفاوتي عاطفي و حتي کينه و نفرت بين آنان و سرانجام به طلاق و جدايي منجر مي گردد. در نتيجه خانواده شادابي خود را از دست داده و در اثر ايجاد تنش در زوجين، سلامت رواني همگان به هم مي خورد(10). اگر چه نمي توان هميشه با ديدي منفي نسبت به طلاق وجدايي نگريست(11) بلکه در بعضي اوقات طلاق براي ارتقاي سلامت اعضاي خانواده مؤثر است(12).
در بيشتر زوج هايي که براي زوج درماني طلاق، مراجعه مي کنند وجود ميل به طلاق در دو طرف نيست. اصولاً، در اين زمان، يکي از زوجين براي طلاق تصميم گرفته ولي ديگري به ادامه ي زندگي اميدوار است. لازم است که در درمان، تعهد زوجين، احساسات و تصميم آنان بررسي شود . در حقيقت بين رها کننده و رها شونده تفاوت زيادي وجود دارد که اين مسئله در زندگي زناشويي و در رابطه ي همسران در حين و بعد از طلاق موثراست .(13)
پيشگيري از مشکلات متفاوت است . مشکلات بالقوه در درجه ي اهميت متفاوتي در درمان هاي باليني قراردارند. اساس نظري /عملي مداخله، گام به گام صورت مي گيرد و بايد در آغاز طول مدت جلسات و قالب درماني براي هر مشکل خاص در ابتدا مد نظر قرارگيرد.
خانواده درماني کوتاه مدت راه حل محور توسط دشيزر شکل گرفت (15) براين اساس با به کار گيري اصولي که ديدگاه راه حل محور کشف کرده و اتخاذ موضعي قوي در مقابل طلاق زودرس، مي توان بربسياري از مشکلات زناشويي غلبه کرد(16) وظيفه درمانگر راه حل محور ، کمک به مراجع براي توسعه ميزان موارد استثنا نسبت به مشکلات وي است .يعني توسعه ي راه حل هاي موثري که از قبل در دسترس بوده اند . تلاش درمانگر براين است تا از دريچه ي چشم مراجع به مشکل بنگرد و با همان ادراک به دنبال تغييررفتار باشد اما با وجود همساني مدل راه حل محور با ايجاز و علم گرايي رويکرد هاي راهبردي، درمانگر اين مکتب بر تشريک مساعي (بين درمانگر و مراجع )در ساختن روايت هاي راه حل محور مي ورزند(17).
در سطح ديگر هدف درمان تنها کمک به مراجع است که با تغيير از صحبت درباره ي مشکل به صحبت درباره ي راه حل ها، تغيير در کلام خويش را شروع مي کنند.
زوج درماني کوتاه مدت راه حل محور بر کاهش تعارضات زناشويي
وقتي زوجين در منزل خصوصي خود قرارمي گيرند بايد در مورد امور مختلف تصميم گيري کنند. قرارگرفتن آنها در جايگاه، خواسته ها و نقطه نظرات متفاوت، تعارضاتي ايجاد مي کند که بايد حل شود . تصميمات گرفته شده توسط زوجين مانند تصميمات مالي و غيرمالي، پويايي هاي تصميم گيري ، توجه به خوسته هاي طرف مقابل و منطقي بودن خواسته هاي خود فرد، کيفيت و قدرت رابطه بين زوجين را تعيين مي کند.
از نظر رايس57 (1996) و پاترسون 58و ويس59 (1985) تعارض زناشويي عبارت است از نوعي ارتباط زناشويي که در آن رفتارهاي خشونت آميز مثل توهين و سرزنش ، انتقاد و حمله فيزيکي وجود دارد و زوجين در آن نسبت به يکديگر احساس خصومت، کينه ،نفرت ،خشم داشته و هر يک عقيده دارد که همسرش انسان نامطلوب و ناسازگاري است که موجب رنجش و عذاب او مي گردد.
فينچام60 و پيچ61 (1999) معتقدند که تعارض زناشويي با پديده خشونت ارتباط دارد. خشونت فيزيکي در بين حدوداً 30 درصد از زوجين آمريکا اتفاق افتاد و منجر به صدمات جسمي در 10 درصد زوجين مي شود.
رويکردهاي زوج درماني متفاوتي براي حل تعارض وجود دارد. رويکرد سيستمي برجنبه کلي و تعاملي رفتار توجه دارد و در برخورد با اختلاف خانوادگي برالگوي ارتباط خانواده و تعارض بين سلسله مراتب رقابت کننده متمرکز است._گلادينگ ، 1382)
براساس ديدگاه رشدي تعارض هنگامي رخ مي دهد که زوجين در مراحل قابل پيش بيني و غيرقابل پيش بيني رشد، استرس را تجربه نمايند. در طي مراحل انتقالي در چرخه زندگي خانوادگي، تعارض در روابط بيشتر از هميشه به وقوع مي پيوندد (يونگ و لانگ (1998)رويکرد رفتاري، مشکلات زناشويي را براساس قوانين يادگيري اجتماعي و تبادل رفتاري تبيين مي کند، اصول تئوري تبادل رفتاري را استوارت 62(1996) اولين بار در مشکلات زوجين استفاده نمود، تعارض زماني ايجاد مي شود که يکي از همسران از مبادله صورت گرفته و ميزان دريافتي خود در رابطه راضي نيست و به عنوان آخرين راه حل از خصومت استفاده مي کند. در عين حال هر عضو مي کوشد در حاليکه هزينه ها را به حداقل مي رساند، به حداکثر سود نايل شود، بنابراين رضايتمندي از ازدواج تابعي از سود و زيان هايي است که هر کدام از زوجين کسب مي کنند و فرق بين ازدواج هاي موفق و ناموفق در فراواني و وسعت تقويت هاي منفي و دو جانبه اي است که هر کدام از زوجين مبادله مي کنند._پونگ و لانگ 1998).
علاوه بر استوارت ، ليبرمن63( 1979؛ به نقل از قرباني، 1384) در کار با خانواده از يک مبناي يادگيري اجتماعي 64 استفاده نمود، او با استفاده از مفاهيم يادگيري تقليدي بندورا65 و والترز66 و نيز استفاده از فنون تمرين نقش و الگوگيري ، الگوي ارتباطي بين فردي جايگزين را در درمان روابط خانوادگي ناکارآمد به کار بست و اصرار داشت اين فنون در يک زمينه اتحاد درماني مي تواند همراه با يک تحليل رفتاري مشکلات موجود و تصحيح الگوي تعامل خانوادگي به کار روند. به بيان ديگر مهم اين است که نوع فعاليت در همسر را در طي تعارض در نظرگرفته و آنگاه رفتارهاي جديدي براي مديريت تعارض جستجو نماييم.
کاربرد درمان شناختي67 در مشکلات روابط زناشويي به بيش از چهال سال پيش و نوشته اليس68 برمي گردد. وي به نقش مهم شناخت در مشکلات زناشويي تأکيد مي ورزد . اليس و همکارانش عقيده داشتند که نابساماني رابطه هنگامي رخ مي دهد که فرد داراي انتظارات غير منطقي و غير واقعي از رابطه باشد و ارزيابي افراطي و منفي در هنگام ارضاي اين انتظارات افراطي توسط همسر دارد و زماني که اين فرايند شناختي رخ مي دهد، فرد ممکن است عواطف منفي شديدي مثل خشم، را تجربه کند و به شيوه هاي منفي با همسرش رفتار نمايد ( اليس و هارپر 69 ، 1961 به نقل از داتيليو70 و همکاران، 2005) به عقيده بک (1998) ، يکي از مهم ترين علت مشکلات زناشويي و روابط انساني سوء تفاهم است و علت اختلافات زناشويي يا يکي از علل تعارض ادراک متفاوت همسران از موقعيتي واحد است که پيامد آن با هيجانات و رفتار ها نمايش داده مي شود ( يونگ و لانگ، 1998).
درمان کوتاه مدت راه حل مدار در سال هاي 1970 و 1980 توسط شارز و همکاران در مرکز خانواده درماني کوتاه مدت71 در ميلواکي72 و ويسکانسين73، به وجود آمد. اين ديدگاه تحت تأثير روان پزشک مشهور و هيپنوتيزم گر، اريکسون مخصوصاً ايده او در باره مداخله راهبردي و استفاده کامل از شايستگي هاي مراجع قرارگفت. تمرکز اين رويکرد بر انواع سؤالاتي متمرکز است که مي تواند به عنوان ابزاري براي کمک به مراجعان استفاده شود و انگيزه آنها را در جهت رسيدن به هدف هاي درمان ارتقاء دهد ( ويسکت، 1999).
اين رويکرد مقرون به صرفه بوده و به شناسايي و از هم گسيختن فرايند هاي تناقض مي پردازد . فرايند هاي تناقض هنگامي رخ مي دهد که تلاش هاي مکرر براي حل يک مشکل تنها به تداوم يا تشديد آن مشکل مي انجامد. از اين رو مشکل از يک چرخه شوم، تشکيل مي گردد که شامل يک حلقه بازخوردي بين رفتار هايي که فرد آن را ناخوشايند مي داند و رفتار هايي که براي اصلاح و رفع مشکل به کار مي برد، است. اگر چه ممکن است افراد فعاليت هاي نادرستي انجام دهند تا مشکل خود را حل کنند اما چهار الگوي اساسي به طور مکرر در کارهاي باليني مشاهده شده است:
1. افراد تلاش مي کنند تا به طور خود جوش عمل کنند مثل اين که فرد از طريق خوابيدن يا مصرف موادمخدر به حل مشکل خود بپردازد.
2. روش هاي بي خطر را جستجو کند، در حالي که برخي خطرات اجتناب ناپذير است. مثلاً اجتناب از شکست خوردن و اجتناب از گفتگو با جنس مخالف.
3. از طريق بحث مي خواهند به توافق برسند و از طريق بحث روابط بهم مي خورد.
4. جلب توجه کردن در عين حال تلاش براي تنها ماندن .
در درمان راه حل درمانگر بيشتر مراجع را به سمت زمان هايي متوجه مي سازد که مشکل وجود ندارد. در اين روش اعتقاد بر اين است که يک روش خطي و يا مستقيم که مشکل را حل کند، ديگر مؤثر نيست مشکلات ممکن است به خاطر رفتارهايي که موجب حفظ . نگه داري مشکل مي شوند، افزايش يابد. تغيير يکي از زوجين موجب تغيير افراد ديگر در سيستم مي شود. هدف هاي درمان به صورت مثبت، فرمول بندي مي شوند. مثلاً به جاي ” حذف جرو بحث” به صورت ” توانايي حل مسئله از طريق بحث آزاد” چار چوب بندي مي شود. مراجعان توانايي ها و ضعف هايي براي حل مشکلات خود دارند و چندان ضروري نيست که زمان زيادي را صرف بررسي تاريخچه يا علت مشکل کرد. در اين رويکرد مشکل در قالب اصطلاحات رفتاري مشخص، تعريف مي شوند و بر اساس تغيير رفتار، هدف گذاري مي گردند، سپس به بررسي راه حل هاي برطرف کننده مشکل و اين که چگونه راه حل هاي هميشگي موجب حفظ مشکل شده اند، پرداخته مي شود.
چار چوب زير بنايي اين ديدگاه ساخت گرايي است و ساخت گرايي شرح مي دهد که حقيقت از نظر اجتماعي ساخته مي شود و هيچ کس حقيقت واقعي را نمي داند و افراد تفسير متفاوتي از حقيقت دارند. تفکر واقع بينانه در رويکرد راه حل مدار بيشترين اهميت را دارد، به خاطر اين که بر امور خاص و عيني تأکيد دارد. اين درمانگران در تجربيات موفقيت آميز گذشته مراجعان خود تأکيد مي کنند. مثلاً اوقاني را که زوجين با يکديگر کارهاي برجسته اي انجام داده اند را ياد آوري مي کنند. واژه کليدي در اين نظريه ” اين جا هم اکنون” است، تغيير اکنون روي مي دهد، مثلاً از مراجع پرسيده شود که امروز پس از ترک اينجا قصد دارد چه کار متفاوتي انجام بدهد، و اين کار را چگونه انجام خواهد داد . متخصص راه حل مدار هماهنگ با هدف هاي مراجع کار مي کند، بنا براين درمان راه حل مدار يک اساس سيستمي دارد و بر زمينه رفتار تأکيد ميکند. نظريات شخصيت و آسب رواني اصولاً به جاي تأکيد بر راه حل بر علت ها و به جاي تأکيد بر تغييرات در آينده بر مشکلات متمرکز مي شود. هميشه اعتقاد بر اين بوده است که درمانگر وبيمار بايد قبل از يافتن راه حل هايي براي رفتارهاي مشکل ساز، علت هاي ان را بدانند، اما درمان راه حل مدار معتقد است که ما هرگز از علت هاي واقعي مشکلات افراد باخبر نخواهيم شد، تعبيرهاي گوناگوني تدوين مي کنيم، اما هرگر نمي توانيم واقعيت شخصيت و آسيب شناسي را بشناسيم. پروچاسکا ( 1381)، مانتي74 ( 1995) در مان راه حل مدار را به منظور افزايش تحمل مراجعان به کار بردند. آتونينوس75 ( 1996) درمان کوتاه مدت راه حل مدار را براي درمان سوء استفاده شدگان جنسي استفاده کرد . او فرايند سلامتي را يک مشارکت زوجي مي داند، که درمانگر با مراجع زمينه مثبتي را براي سلامتي ايجاد مي کند. اين فرايند شامل چهار مرحله مجزاست که مراجع بايد به منظور رسيدن به هدف بگذارند. اين مراحل عبارتند از :
1. شکستن سکوت
2. خود افشايي
3. احياي خود
4. قدرت بخشيدن و ارزيابي جنسي خود وبراي مراجعاني که يک مرحله خاص را تقويت مي کند ، از استعاره، تمرن وآداب و رسوم خاص استفاده مي شود.
ديلمن76 و فرانکلين77 ( 1998) آن را براي درمان نوجوانان مبتلا به بيش فعالي استفاده کردند در اين درمان به اين نکته توجه شد که هنگام ايجاد معجزه( يعني ناپديد شدن مشکل ) چه تفاوت هايي در رفتار مراجعان مشاهده مي شود. لي78، يوکن79 و سبولد80 (2004) ، تغييرات مثبت ومؤثري در همسر آزاري در نتيجه استفاده از اين رويکرد گزارش کردند، درمان، در اعتبار بخشي به آزار ديدگان وساختن راه حل بيشتر از تدکيد بر مشکلات وسختي ها متمرکز بود. همچنين مداخله راه حل مدار بهبود ديابت در نوجوانان را به دنبال داشته است ( وينر81 ، تايلور82 و هي 83، 2003).
خشم و اضطراب سربازان جنگ با استفاده از رويکرد راه حل مدار بررسي شده است. تفاوت هاي قابل ملاحظه اي بين پيش آزمون – پس

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد درمان راه حل محور، مقابله با استرس، عشق و محبت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد گروه کنترل، بهداشت روان، زنان شاغل