دانلود پایان نامه ارشد درباره هنر اسلامی، عصر مشروطه، عصر قاجار، تاریخ هنر

دانلود پایان نامه ارشد

حديث در مقام اوست، لافتي الا علي، لا سيف الا ذوالفقار.»182
البته طبیعی است که بعضاً تفاوتها و تعارضهایی در این اسناد دادنها به چشم بیاید که در همین دو سه نقل پیشین هم دیده میشود. به عنوان نمونه در باب نمدگری که در متن بالا به ابراهیم خلیل نسبت داده شد، در رساله نمدمالی در ضمن داستانی آموزش نمدمالی را به جبرئیل و ساخت نمد را به حضرت آدم نسبت میدهد و میگوید:
نمـــد پوشیــــد آدم از اوائل بپــــوشیدند مثل وی قبــــائل
نمد زان کسوت مردان دین شد که باعث بهر آن روح الامین شد
نمد پوشید حیـــدر بعد خاتم امیــــرالمؤمنین مقصــود عالم183
در پایان این سخن جا دارد به مسئلهای مهم اشاره کنیم و آن اینکه وقتی ما نمیتوانیم برای بسیاری از این گونه اسنادها مستند تاریخی پیدا کنیم، مفهوم این اسناد دادن و هر شغل و کسبی را به بزرگی رساندن چه میتواند باشد .
بیان یکی از محققان این عرصه- که این امور را از منظری دیگر و فراتر از مسائل تاریخی ظاهری میبیند- میتواند دراین خصوص راهگشا باشد: « تمام این مطالب بنا بر تاریخ انفسی یا باطنی است که معنا پیدا میکند، زیرا بنا به اعتقاد آنان هیچ حرفه وفنی نمیتواند منشأ زمینی داشته باشد. بنابراین میبایست جنبه باطنی، معنوی و آسمانی آن به واسطه یک نبی یا ولی اخذ شده باشد.»184
3-5. فتوّتنامهها و مشروعیت مشاغل
از دیگر مسائلی که ارتباط وثیق فتوّت و دیانت و به تعبیری دیگر آمیختگی هنرورزی با رعایت جنبههای باطنی را به خوبی به نمایش میگذارد، آن است که آن مشاغلی که از جنبه دین و شرع مجاز نبودند، یا مقبولیّت نیافتند، فتوّت‌نامه نداشتند. اصحاب فتوّت معتقدند، این مشاغل سزاوار جوانمردان نیستند وهمچنین افرادی که گرفتار رذائل اخلاقی هستند اجازه ورود به فتوت را ندارند. به طوری که فهم این نکته که کدام یک از اصناف – که پاره‌ای از آنها امروزه، جزء هنرهای اصطلاحی محسوب می‌شود- برای اصحاب فتوّت مجاز بوده و فتوّت‌نامه داشته، در ترسیم تاریخ هنر اسلامی بسیار حائز اهمیت است.
ابن معمار بغدادی، از بزرگان فتيان عراق در قرن هفتم، مشاغلی را که دارای فتوّت‌نامه نبوده و شرایط فتوّت را نداشته‌اند، نام می‌برد که صورتگری، قصّه‌گویی، نی‌نوازی، شعبده‌گری، دلقک‌بازی، ساختن آلات موسیقی، خنیاگری و رامشگری از این دست می‌باشند.185صاحبان فتوّت‌نامه‌ها معتقد بودند، افرادی که اشتغال به مشاغلی دارند که در آن فسق و گناه وجود دارد، نمی‌توانند جزو جوانمردان و اهل فتوّت گردند، چرا که فتوّت با از خود گذشتگی، خدمت به خلق و خود را به جهت دیگران در زحمت انداختن، همراه بوده و این نمی‌تواند با گناه و کسب حرام سازگار باشد. به نظر می‌رسد این شغل‌ها جزء اصنافی بوده که هر چند به صورت غیر رسمی و حتی گاه با حمایت دربار، مورد حمایت قرار می‌گرفته، اما به جهت ممانعت‌های دینی مورد حمایت بزرگان اهل فتوّت واقع نشد.
ابن معمار میگوید که هر چیز که باطل کننده دعوی اسلام است، فتوّت را هم باطل میکند. وی در کتاب خود دویست گناه صغیره و کبیره را جمع کرده و میگوید که فتای حقیقی آن است که از همه اینها بر حذر باشد تا مؤمن گردد. هر چیزی از این کبائر و صغائر را عمداً مرتکب شود فتوّت او نیز از بین میرود یا لااقل به همان اندازه ضعف و نقصان میپذیرد.186
دقت در مشاغلی که شایسته فتوّتداری دانسته نشدهاند، نکته جالب دیگری را برای ما روشن میکند و آن اینکه حتی مکروه بودن حرفهای گاهی مانع ورود آن شغل به عرصه فتوّت میشده است. ناصری این گروهها را برای فتوّتداری ناشایسته شمرده است: دلّاکان (که حجامتگر هم بودند)، دلّالان، جولاهان، قصّابان، جرّاحان و صیّادان187 و میدانیم که حجامتگری و قصّابی مکروه شرعی هستند188.
در واقع بر خلاف مشاغلي همچون خطّاطي، تذهیب، هنرهای تزیینی، كتيبه‌نويسي مساجد، معماري مساجد، تلاوت قرآن كه امروزه اين صنعت‌ها را به عنوان هنر مي‌شناسند و مورد توجه مسلمانان بوده و در فتوّت‌نامه‌ها به آداب و شرايط آنها اشاره شده است، پاره‌ای از هنرها و پيشه‌ها از اقبال جمعی و مقبولیّت عمومی برخوردار نگشتند. بهطور مثال گفته شده که آواز قینات (زنان آوازخوان)189 ، آواز مزمار (نی‌ها) و آواز معازف (نواختنی‌هایی چون عود و طنبور) نامشروع و حتی آنان که به این امور گوش فرامی‌دهند، صلاحیت ورود در میان اهل فتوّت را ندارند. از این‌رو فتوّت‌نامه نویسان اتخاذ پاره‌ای از مشاغل را با روحیه فتوّت و جوانمردی ناسازگار دانسته و نام صاحبان آن مشاغل را در كنار نام بزه‌كاران، دروغگويان و نيرنگ‌بازان ذكر كرده‌اند190 و با آنكه در عصر صفوي حرفه‌هايي همچون معماری، طباخی، كفشدوزی، سلماني و امثال آنها داراي فتوّت‌نامه بوده‌اند، اما بعضی دیگر از مشاغل- از جمله پاره‌ای از هنرها- فاقد آن بوده‌اند.191این گونه تعامل با برخی از هنرها دیگربار ما را متوجّه تفاوت ژرف میان هنر دینی و غیر دینی میکند.
فتوّتنامه عبدالعظیم خان قریب192 فصلی دارد با این عنوان « در بیان آنکه چند کس را فتوّت نپوشانند». در این فصل میتوان دستههایی از مردمان را که به خاطر رذائل اخلاقی از فضیلت کسوت فتوت محروماند، رصد کرد که در این مقام گذرا و با تلخیص مواردی را که بر میشمارد، از نظر میگذرانیم: « اول غمّاز193 است که اصلاً فتوّت به غمّازی درست نیست ، از بهر آنکه رسول- علیه السلام- گفت : حرمت شفاعتی علی ثلث : الغمّازین و المشّائین بالنمیمة و المفرّقین بین الاحبّة.
دوم نمّام را جائز نبود، یعنی سخن چین ، از جهت آنکه شفاعت رسول بر نمّام حرام است. قوله تعالی : هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيم مَنَّاعٍ لِلْخَيْر194و دیگر جای فرموده است : وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَة195.
… چهارم حسود و بخیل را نیز روا نیست قطعاً که حق تعالی میفرماید : ٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون196 و رسول- علیه السلام – گفت: دور باشید از بخل. آن قوم که پیش از شما هلاک شدند به بخل هلاک شدند…
… دیگر کسانی که خمرخور باشند، فتوّت روا نیست مگر که توبه کند ، زیرا که رسول فرموده است : «التائب من الذنب کمن لا ذنب له». 197
متاسفانه علی‌رغم اینکه فرهنگ فتوّت و جوانمردي در تمدن ایرانی، بسيار چشمگير بود و به طور گسترده وجود داشت و در كليه مشاغل نوعي قداست و پاكي به وجود مي‌آورد، اما سلاطین وقت در عصر قاجار، جاهلانه در برانداختن اين آداب كوشش کرده و احزاب سیاسی در عصر مشروطه، آن را ريشهكن نمودند.198
آنچه را که از سیرو سفر در بوستان این فتوّتنامهها در عرصه صناعت و هنر میتوان به ارمغان آورد عبارت است از مواردی که به شکل خلاصه میتوان چنین برشمرد:
1.صناعت و هنری را که نزد آنان بوده، امانت الاهی دانسته و آن را به منشأ قدسی میرساندهاند.
2 . شرط ورود به صناعت و پیشه را آراستگی و ادب دانسته و اهلیت یافتن و تخلق به اخلاق جوانمردی و پاک گردیدن از هر گونه رجس وناپاکی را شرط حضور بر شمردهاند.
3. حجاب منیت را دریده و خویشتن را در آتش لقای حق ذوب نموده و آماده اعطای ربانی شده و به حقیقت ما رمیت اذ رمیت199واصل گردیدهاند.
4. ساختن را از ابتدا تا انتها با ذکر حق آمیختهاند و هر جزء و عنصری از صناعت خویش را وامدار حقیقی سرمدی دانسته و ذکر زبانی و قلبی را به نحوی تمثیلی با سازندگی و ایجاد ممزوج کرده و هدف همه را قرب به حق دانستهاند.
5. اعطا و اخذ یا تعلیم و تعلم در انتقال مهارت ها و راز و رمزها که از استاد به شاگرد میرسیده نیز در گرو یافتن اهلیت بوده است. شاگرد میبایست از توقف در عادات بد و خود بینی، خودپسندیها و غرور و دنیا طلبی پرهیز میکرده و وجود خویش را برای درک حقایق و رموز آماده میکرده است.
6. استادان ارشاد و پیشکسوتان علم و عمل، مقامی والا و اعتباری پا برجا در تمامی کار و پیشه داشتهاند و حضور معنوی استاد و پیر در کار ملحوظ بوده است.
در پایان این برشمردن جنبههای معنوی هنرآموزی در فتوت، در مقام جمعبندی به نظر میرسد که باید یاد آور شویم که در نگاه اهل فتوت از آنجا که مشاغل و هنرها همه منشئی آسمانی دارند و بزرگ شده دامان پیامبران و اولیای الاهی هستند- همان گونه که به تفصیل قلمی شد- ناگزیر قداستی دارند و هر کس که طالب راهیافتن به ساحت هنرها باشد بی آنکه در خود اهلیّتی برای ارتباط با حقیقتی مقدّس فراهم آورده باشد، به هیچ روی از این حقیقت بهرهای نخواهد برد. به دیگر سخن ما در مقام تفاوت گذاری بین هنرمندی فتوتمدار و هنرمندی فنآور بر این مهم تأکید میکنیم که در آمده در کسوت فتوت، ظرف وجودش را مهیّای دریافتهای فرازمینی کرده و همین موجب شده که هنری حق نمون، تأثیرگذار و در تاریخ ماندگار بیافریند و یا حتی اگر به آفرینش هنری مبادرت نورزید در خویشتنش، دریافت و رهیافتی متفاوت از حقایق عالم داشته باشد

فصل سوم: آیین ذن

بخش اول: مروری بر آیین ذن

1. تاریخ ذن
به صورت خلاصه ميتوان گفت: یکی از مکاتبی که از بودیسم نشئت گرفت و از همان آغاز در روش و هدف خود منحصر به فرد بود، مکتب چان در چین بود که بعدها به مکتب ذن در ژاپن معروف شد. به بیانی دیگر ذن همان «چان» (حقیقت) چینی است که از سنّت مهایانه بودیسم (راه بزرگ) نشئت گرفته و با جان و روح فرهنگ ژاپنی آمیخته شده است.
در بیانی تفصيليتر بايد بگوييم در حدود 1500 سال پيش راهبی هندی به نام «بُدهيدهرمه»200 به چين سفر كرد. بر طبق گزارشهای تاريخی، وی احتمالاَ در سال 440 ميلادی در هند زاده شد و مدت 40 سال نزد پراجناتارا201 به شاگردی پرداخت. بدهيدهرمه بيست و هشتمين جانشين در سلسله جانشينان سيدهارتها گئوتمه بودا202 در هند شد. وی در سال 520 ميلادی به جنوب چين عزيمت كرد. پس از ملاقات امپراطور وو از دودمان ليانگ، به سوی شمال چين سفر كرده و پس از مدتی در معبد شائولين در استان هنان اقامت نمود. بدهيدهرمه در طی سفرش به سوی معبد شائولين در چين، با مكتب دیرپای دائو203 آشنا شد. بنابر اسناد تاريخی، بنیانگذار آيين دائو را پير خردمندی به نام لائوزه204 میدانند. وی كه همدوره كنفوسيوس205بود، كتابی با عنوان دائو د جينگ از خود به يادگار گذاشته است. اين كتاب كه در هشتاد و يك دفتر و در حدود پنج هزار كلمه نوشته شده ، مفاهيم آيينی مكتب دائو را به اختصار بيان میكند.
تعاليم لائوزه براساس قوانين طبيعت و پيروی از دائو استوار است. اين آيين كه با آيين كنفوسيوس مغايرتها و تضادهای بسياری داشت، در طی دورانهای گوناگون تاريخی و فرهنگی چين، همواره از مكاتب تأثيرگذار بر اين سرزمين محسوب شده و تأثيرات بسزايی بر فرهنگ و زير ساختهای اجتماعی مردمان چين گذاشته است.
بدهيدهرمه آيين دائو را بسيار عميق يافت. وی پس از ورودش به معبد شائولين، مكتب ذن را پايهگذاری كرده و به آموزش رهروان پرداخت. هر چند نحوه نشستن در هنگام مراقبه در ذن، همان است كه بودا مبتكر آن بود، بدهيدهرمه ديدگاه جديدی از اين مراقبه را پايه نهاد كه بر اساس مراقبه مستمرّ استوار بوده و پيوندی بود ميان انديشههای دائويی و بودايی. پس از مرگ بدهي دهرمه ( احتمالاَ در 528 ميلادی )، شاگرد برجسته او هوئی كه206 جانشين وی شد. پس ازهوئی كه به ترتيبسنگ زن ، دائوسين207 و هونگ ژن208 يكی پس از ديگری به جانشينی و مرتبه استادی طريقت ذن نائل آمدند. ششمين استاد ذن، هويی ننگ 209( 713- 638 ) از برجستهترين اساتيد تاريخ ذن محسوب میشود. آموزه های وی بكر و خالص بود. پس از هويی ننگ نظام جانشينی در ذن از بين رفت و ذن به فرقه های گوناگون تقسيم شد.
در سال 1191 ميلادی مكتب ذن رينزايی بهوسيله لين تسي210 (1141-1215) به ژاپن برده شد. اين راهب تحت حمايت امپراطور مراكزی را در كيوتو و كاما كورا جهت آموزش ذن، بنياد نهاد.
در سال 1227 ميلادی ، مكتب سوتوذن توسط نابغه كم نظيری به نام دوگن ذنجي (1200-1253) در ژاپن پايه گذاری شد. فلسفه دوگن بر سه اصل اساسی استوار بود: 1. مراقبه اينجا و اكنون ، 2. ديگری من نيست و من ديگری

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره پیامبر اسلام (ص)، معراج پیامبر، حضرت آدم (ع)، رمز و نماد Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سیر تاریخی، آداب و رسوم، نام گذاری، جهان عینی