دانلود پایان نامه ارشد درباره نیروی کار، جمعیت شناختی، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

و لبنان شد. حمله شوروی به افغانستان و جنگ‌های داخلی در آن کشور، باعث پناهندگی افغانها به ایران و پاکستان گردید. خشک‌سالی، قحطی و جنگ‌های داخلی باعث پناهندگی سکنه اتیوپی به کشورهای مجاور شد.

آثار مهاجرت
طبق برآورد سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش می‌رسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته می‌شوند، و مورد استثمار و بدرفتاری قرار می‌گیرند.
در وضع قوانین مربوط به مهاجرین، به‌جای پذیرفتن آنان به‌عنوان شهروندان جامعه، کنترل آنان به‌عنوان حاشیه‌نشینان جامعه مد نظر قرار می‌گیرد. به این ترتیب مهاجرین آخرین حلقه‌های زنجیر سلطه قدرتمندان را با هستی خود تنیده می‌بینند و زنان مهاجر رنگ جنسیتی را در شمایل این زنجیر باز می‌شناسند.

علل مهاجرت
به منظور بررسی علل مهاجرت ها، جغرافیدانان با مشکل مواجه می شوند. زیرا قاعده ای منسجم برای مهاجرت وجود ندارد. علت ها و انگیزه ها برای مهاجرت گوناگون و در عین حال مکمل یکدیگرند.
تئوریهای سنتی مهاجرت بین موارد «عوامل رانده شدن» و عوامل جذب وکشش «تفاوت و تمایز قائل می‌شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول به تحریک و انگیزش افراد برای مهاجرت از کشور مبدا باعث می‌شود. این موارد مانند مهاجرت اقتصادی یا کاری (معمولاً مهاجرت نیروی کار)، تفاوتهایی در میزان و سطح دستمزدها عوامل مهم و تعیین کننده هستند. افراد فقیر از کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال رشد» می‌توانند” استانداردهای بالای زندگی در کشورهای توسعه یافته بیش از کشور اصلی خود داشته باشند. فرار از فقر و نداری یک عامل سنتی رانده شدن، فراهم وموجود بودن استخدام شغل به عامل جذب کنندگی و کشش مربوط می‌شود. مهاجران می‌خواهند که مبالغی به افراد خانواده و فامبل خود بفرستند. بلایای طبیعی می‌تواند جریان مهاجرت ناشی از فقر ونداری را شدت بخشد. این نوع از مهاجرت ممکن است در کشور مقصد مهاجرت غیرقانونی باشد (مهاجرت از این نوع می‌تواند در بعضی از کشورها غیرقانونی تلقی شود ولی یک مورد خلاف نمی‌باشد).
مهاجرت به کشورهای دیگر بعضی وقتها در شکل کنترات و قرارداد استخدام می‌باشد: کارمندان اتحادیه‌های چند ملیتی، بین‌المللی تشکیلات غیر دولتی و سرویسهای دیپلماتیک می‌توانند در مناطق و کشورهای فرادریایی کار کنند. آنها اغلب به‌عنوان «افراد مقیم خارج» ملاحظه می‌شوند و شرایط آنها برای استخدام همانند یا بهتر از افراد بومی است که در کشور میزبان برای کار (برای کار مشابه) درخواست می‌کنند.
عواملی که بر مهاجرت مؤثرند را می توان در یک دسته بندی کلی به چهار دسته تقسیم کرد. این عوامل را می توان در مهاجرت های روستا ـ شهری مؤثر دانست:
2-14-1- عوامل آموزشی
نظریه های متعددی وجود دارند که سعی نموده اند تا رابطه بین مهاجرت و تحصیلات را تبیین کنند. یک نظریه مهاجرت را وسیله ای می داند که فرد تحصیل کرده بازده دانش و مهارت های خود را به حداکثر می رساند. افرادی که تحصیلات رسمی دارند. بویژه آنهایی که در دوره دبیرستان یا بالاتر هستند می توانند در بخش دولتی یا تجاری مشاغلی را به دست آورند. این مشاغل خوب در مراکز شهری مهم قرار دارند، از این رو مهاجرین به این شهرها گرایش می یابند. یافته های مشابهی در غنا کنیا، ترکیه و تایلند این نتیجه را تأیید می کنند که تحصیلات بعنوان وسیله ای که آرزوهای دانش آموزان را تغییر می دهد مورد توجه است.
2-14-2- عوامل اقتصادی
مسائل اقتصادي همواره يكي از عوامل اصلي روابط بين كشورها مي باشد. اهداف اقتصادي مشترك سبب همكاري و همگرايي بين كشورها مي شود و بر عكس اهداف اقتصادي متعارض و متفاوت منجر به رقابت بين بازيگران نظام بين الملل به ويژه كشورها مي شود. مسائل اقتصادي و ژئواکونوميکي مرتبط با افغانستنان بسته به شرايط متفاوت دوسوي 11 سپتامبر پيامدهاي متفاوتي براي ايران در بر داشته است.
2-14-3- عوامل اجتماعی
تماس فرهنگی، فراهم بودن اطلاعات، مناقشات سیاسی حکومتی نیز از عوامل دیگر اجتماعی است که همگی بر روند مهاجرت تأثیر می گذارند. فاوست و همکاران معتقدند که از دیدگاه نظری چهار عامل در تصمیم گیری برای مهاجرت مؤثر هستند:
الف) فشارهای بوم شناختی
ب) عوامل هنجاری
ج) انگیزه های اقتصادی
د) انگیزه های روانشناختی
وی آن گاه به ترسیم ماتریس هزینه ـ فایده مهاجرت می پردازد و تصمیم به مهاجرت را تابعی از هزینه ها و منافع آن می داند. فاوست همچنین معتقد است که بین دلایل و انگیزه های شخصی و ویژگی های ساختاری در ابعاد اجتماعی و اقتصادی با ارزش های مورد انتظار از مهاجرت را در هفت مؤلفه ثروت، منزلت اجتماعی، آسایش، تحرک، آزادی عمل، استقلال، وابستگی و اخلاقیات خلاصه می کند و به تشریح هر یک در ارتباط با انگیزه های شخصی و ویژگی های شخصی و ویژگی های ساختاری و اجتماعی می پردازد.
2-14-4- عوامل جمعیت شناختی
نقش عوامل جمعیت شناختی در کنترل جریان مهاجرت بسیار مهم است. ناهمگنی مناطق و نرخ افزایش طبیعی جمعیت اساس همه جابجایی های جمعیتی است. عوامل مؤثر جمعیت شناختی رابطه بسیار نزدیکی با منابع منطقه و رشد جمعیت دارد. به بیان دیگر فشار جمعیت آن طور که بر حسب ارتباط بین منابع انسانی و فیزیکی منطقه بیان می شود عامل جمعیت شناختی مهمی برای همه انواع مهاجرت شمرده می شود. بنابراین از دیدگاه ارتباط فیزیکی و انسانی میان مناطق کلید درک روندهای مهاجرت شمرده می شود.
بدین ترتیب ملاحظه می شود که عوامل موثر بر روند مهاجرت را نمی توان تنها به یک عامل وابسته دانست. بلکه چندین عامل بر این روند مؤثر است. مایکل تودارو در کتاب مهاجرت داخلی در کشورهای در حال توسعه عوامل مؤثر بر جریان مهاجرت را علاوه بر عوامل اقتصادی شامل عوامل زیر می داند:
۱) عوامل اجتماعی، شامل میل مهاجرین برای دور شدن از فشارهای سنتی ساختارهای اجتماعی روستایی باز دارنده.
۲) عوامل فیزیکی، شامل فاجعه های اجتماعی و جوی نظیر سیل، خشکسالی و قحطی که مردم را به جستجوی محیط دیگر برای زندگی مجبور می کند.
۳) عوامل جمعیتی، شامل کاهش نرخ مرگ و میر و نرخ های بالای رشد جمعیت روستایی که با آن همراه است و منجر به تراکم سریع جمعیت روستایی می شود.
۴) عوامل فرهنگی، شامل روابط خانوادگی گسترده شهری که امکان تأمین مالی اولیه برای مهاجرین جدید و جذب آنان به زرق و برق شهری را فراهم می کند.
۵) عوامل ارتباطی، که نتیجه بهبود حمل و نقل، سیستم های آموزشی شهری و اثار نوگرایانه رادیو تلویزیون و سینما است و آثار موانع مداخله کننده لی را تغییر می دهد.
همان طور که مشاهده شد مایکل تودارو نیز بعنوان یک اقتصاددان معتقد است که مهاجرت و روند آن بر آیند یک عامل نیست و عوامل متعددی در روند مهاجرت موثر است. مطالعه پدیده مهاجرت از روستا به شهر زمانی از ارزش و اعتبار علمی برخوردار می شود که بتواند از روش سیستمی نهایت استفاده را بعمل آورد. در این شیوه پیوند متقابلی بین اجزاء حاصل شده و تأثیر هر یک از عوامل در اجزاء مورد مطالعه و بررسی قرار گرفه و آنگاه با استفاده از روش استقرایی، تعمیم پذیری مناسبی از نتایج تحقیق به دست می آید.
موانع مهاجرت
موانع مهاجرت فقط مسائل قانونی نیستند بلکه موارد طبیعی هم خیلی نیرومند هستند. مهاجران هنگام ترک کشورشان باید خیلی چیزهای مورد علاقه را از قبیل: خانواده، دوستان، شبکه حمایتی، و فرهنگ خود راهم ترک گویند.آنها هم‌چنین باید دارایی‌های خود را به مقدار زیاد به پول نقد تبدیل کنند که خرج مسافرت ومهاجرت خود را تامین کنند. وقتی که آنها به کشور جدید می‌رسند با خیلی چیزهای غیرمطمئن و پیش بینی نشده مانند پیدا کردن کار، محلی برای زندگی کردن، قوانین جدید، الگوهای فرهنگی جدید، مسائل مربوط به لهجه زبانی، احتمالا راشیسم و نژادگرایی و سایر رفتارهای مخالف خود و خانواده خود مواجه می‌شوند. این موانع مهاجرت بین‌المللی را محدود می‌کنند، سناریوهایی در مورد مهاجرت جمعیت به «به‌صورت انبوه» به قاره‌های دیگر، ایجاد و افزایش مشکلات جمعیت انبوه، و مشکلاتی ایجاد شده توسط آنها برای سرویس‌ها و ساختار داخلی جامعه جدید و این محدودیتهای اسکان و ناتورالیسم موانعی در سر راه مهاجرت بیشتر می‌باشند.
مزایای مهاجرت
بر طبق آخرین گزارش‌ها برنامه توسعه سازمان ملل متحد مهاجرت به نفع کشورهای فقیر نیز می‌باشد. همانند آنچه که در بازار آزاد جهانی وجود دارد این‌طور به‌نظر میرسد که نیروی کار مازاد کشورهای خود را که تقاضا برای آن‌ها کم است ترک کرده وبه کشورهایی می‌روند که تقاضا برای آن‌ها زیاد است.مهاجرت‌های بین‌المللی منجر به کسب مهارت و آموزش می‌شود.
مزایای مهاجرت برای کشورهایی مثل کانادا که نرخ تولد در آن پایین است به وضوح قابل مشاهده است. طبیعی است که کشورهای فقیر تمایلی به از دست دادن نیروهای متخصص ندارند؛ اما راه حل این مشکل این نیست که نیروی کار آماده در جایی باشد که به کار گرفته نشود و یا محروم از کار کردن باشد در واقع شواهدی موجود است که مهاجرت‌های این چنینی موجب مساعدت به کشورهای فقیر است.

قوانین مهاجرت
اگرچه آزادی حرکت و کوچ اغلب به‌عنوان حقوق فردی شناخته می‌شود، ولی این آزادی حرکت و کوچ در داخل مرزهای یک کشور وملت است: توسط جایگزینی یا با حقوق قانونی بشری تضمین می‌شود. به‌علاوه، این آزادی اغلب منحصر به شهروندان آن کشور است و افراد دیگر را دربر نمی‌گیرد. در حال حاضر هیچ کشوری آزادی کامل برای رفت و آمد و کوچ کردن را فراتر از مرزهای خود نمی‌دهد وقوانین حقوق بشر بین‌المللی اجازه داخل شدن به مرزهای کشور دیگر را نمی‌دهد.بر طبق ماده ۱۳ اعلامیه بین‌المللی حقوق بشر شهروندان نبایستی ممانعتی در ترک کشور خود داشته باشند.اینجا قوانین مشابهی در مورد ورود افراد غیر شهروند وجود ندارد. آنهایی که تمایز و تفاوت در زمینه‌های قانونی را رد می‌کنند، می‌گویند که آزادی رفت و آمد هم در داخل یک کشور و هم میان کشورهای مختلف یک حق بشری مهم و اساسی است، و سیاستهای محدود کننده مهاجرت، اگر کشورها و دولتهایی این حق آزادی رفت وآمد و کوچ کردن را رد کنند در حقیقت حقوق وآزادی بشریت را رد کرده‌اند. اینجا توجه به این نکته لازم است که آزادی برای حق ورود، به خودی خود برای مهاجران، کار، مسکن، مراقبت بهداشتی یا شهروندی و اقامت را تضمین نمی‌کند.
مواقعی که مهاجرت اجازه داده می‌شود عمدتا انتخابی است. اصول و قواعد انتخابی بودن، مانند سیاست سفید استرالیا به‌طور تدریجی از بین رفته‌است، اما اولویت به افراد تحصیل کرده، ماهر و ثروتمند داده می‌شود. افرادی که امتیازات کمتری دارند، شامل توده افراد فقیر در کشورهای کم درآمد می‌باشند که نمی‌توانند از این فرصتهای مهاجرت استفاده کنند. این عدم واجدیت در برخورد با اصول و قواعد فرصتهای برابر مورد انتقاد قرار گرفته‌است، که (حداقل از لحاظ تئوری) در کشورها و ملت‌های دموکراتیک صدق می‌کند. حقیقت اینست که در ورود برای افراد غیر ماهر بسته‌است، در حالی که در همین حال در کشورهای خیلی توسعه یافته تقاضای بسیار زیادی برای نیروی کار غیر ماهر دارند، و عامل مهم و عمده مهاجرت غیرقانونی می‌باشد. طبیعت و وضعیت متضاد این سیاست – مخصوصا مشکلات مهاجران غیرماهر هنگام استفاده از نیروی کار – هم‌چنین در زمینه‌های اصول و قواعد مورد انتقاد قرار گرفته‌است.سیاستهای مهاجرت که به‌طور انتخابی آزادی مهاجرت را تضمین می‌کنند، برای افراد مورد نظر دسترسی به شبکه اقتصادی را در کشور میزبان فراهم می‌کنند. معنی دیگر این مسئله، ضررو زیان خالص برای منابع ملی و نیروی کارآمد کشورهای فقیر با از دست دادن اقلیت تحصیل کرده و کارآمد، می‌باشد یا فرار مغزها می‌باشد.. این مسئله هم‌چنین باعث کاهش عدم واجدیت بین‌المللی در استانداردهای زندگی می‌شود، که تحرک و تشویق برای افراد ایجاد می‌کند که به اولین محل مهاجرت کنند. یک مثال دراین مورد«رقابت نیروی کار ماهر»

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره افغانستان، مهاجرت داخلی، نیروی کار Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره افغانستان، پناهندگان، حقوق بشر