دانلود پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، حرکات موزون، روان شناختی، یونان باستان

دانلود پایان نامه ارشد

بازیگری تحت تاثیر بازیگران بزرگ بود. در سال های نزدیک تر، مدرسه ی بازیگری غالباً بخشی از یک تئاتر بوده و سرانجام نوآموزان به طور کامل در خدمت آن تئاتر در می آمدند؛ به این معنا که در آغاز بازیگر می شدند، سپس کارگردان و نیز استاد بازیگری. تئاتر هنری مسکو نمونه ای از این روش کار است. اما در این لحظه از تاریخ معاصر، برای بازیگر و چه بسا معلم بازیگری معیار مشخصی وجود ندارد. از دهه ی 1930 م. به بعد، کلیه ی ضوابط اجتماعی بازیگران، از نوع لباس پوشیدن آنان گرفته تا نحوه ی رفتار و کردارشان، دستخوش تغییر شده است. این واقعیت ها در هر بازیگر فردیت خاصی به وجود آورده است که قدرت قضاوت را در مورد او از استاد وی سلب می کند و استاد می داند که هر بازیگر بدون در دست داشتن نظامی از ارزش ها در این راه قدم می گذارد، هر چند ممکن است استعداد شگرفی در او نهفته باشد. کسی که در این راه قدم گذاشته است، باید بپذیرد که راه یافتن بر لبه ی تیغ را برگزیده و در راه پر مخاطره ای قدم بر می دارد.
2-1-4-7-حرکت
حرکت باید واقع گرا و طبیعی باشد نه اغراق آمیز و تصنعی. البته نمایش های کمدی از این تعریف مستثنی هستند. حرکات باید آگاهانه و تنظیم یافته و در عین حال راحت و روان باشند. نباید فراموش کرد که در بسیاری موارد کاربرد حرکت، هم پایه بیان ارزش گذاری شده و حتی می تواند جایگزین عناصری از جمله طراحی صحنه شود. مثلا در پانتومیم حرکات بدن و میمیک چهره، خود می تواند در حد کلام و بیان گویا باشد. همچنین حرکت بازیگر بنا به سبک اجرایی در نظر گرفته شده توسط کارگردان می تواند از قواعد خاص آن سبک پیروی کند که این نیز در عمل نقد از دید منتقد نباید پنهان بماند.
ما در تئاتر بر پایه ی حرکت، نمایش را به تماشاگران نشان می دهیم. این حرکت پایه ای گاهی دچار سکوت ها و تقطیع هایی می شود که لازمه ی آن است. گاهی این حرکت شتاب و تندی می یابد و گاهی آنقدر کند و کسل کننده می شود که از حد و اندازه ی معمول نیز خارج می شود. گاهی نیز در یک فضای معتدل این حرکت ممکن می شود. آنچه ما در یک نمایش می بینیم ریشه در طبیعت و زندگی ما دارد. کسی که آگاه به زندگی خود است می داند که چه ریتمی برای چه صحنه ای و اتفاقی مناسب یا نامناسب است.
حرکت اندام یا اعضای بدن به عنواتن ابزار بیان نمایشی و حرکات و اشارات بازیگر به هنگام سخن گفتن در صحنه را اصطلاحاً ژست هم می گویند. زیبا علی اصفهان پور در مقاله ای تاریخچه ی استفاده از ژست در بازیگری می نویسد:
«با به وجود آمدن تراژدی و کامل شدن عناصر تئاتر و برپایی جشنواره های نمایی به مرور این هنر در یونان پایه ریزی شد و قوانین خاص خود را گرفت. تماشاخانه های آن دوره بسیار بزرگ ساخته می شد و از آنجا که تجهیزات و امکانات برای نورپردازی نوبد و نمایش در فضای باز اجرا می شد، اغلب بازیگران مجبور به بزرگ نمایی در حرکات و ژست های خود بودند و حتی از ماسک های بسیار بزرگ استفاده می کردند تا بتوانند حالات چهره ی شخصیت ها را به تماشاگر نشان دهند.»
به طور کلی حرکات و فرم ها مانند قطعات هم سرایی و آواز، بسیار مورد استفاده ی بازیگران یونان باستان قرار می گرفت و تا حد زیادی شیوه پردازانه (استیلیزه) بود. بر طبق تحقیقات تاریخی به نظر می رسد که حرکات موزون در اجرای نمایش ها، ارتباط نزدیکی با کلمات و گفتگوها داشته است و این ارتباط از طریق یک سلسله اطوارهای نمادین، به نام چیرو نومیا لحظه به لحظه حفظ می شده است.
2-1-4-7-ریتم
داشتن شتاب متفاوت در هر اجرا، امر مهمی به حساب می آید. در صورتی که در یک صحنه ای اندازه ی همه مکث ها یکسان باشد و یا اصلاً مکثی وجود نداشته باشد آن صحنه به سرعت یکنواخت خواهد شد. گاه یک مکث می تواند تاثیر بسیاری داشته باشد که در صورت تکرار خاصیت خود را از دست خواهد داد. شتاب بازیگر بر روی صحنه در بیان و حرکت، ریتم بازی محسوب می شود و بازیگر باید با در نظر گرفتن نقش و لحظات متفاوت نمایشی، ریتم بدن و گفتار خود را تحت کنترل قرار دهد. همچنین ریتم نقش مهمی در القای فرم و سبک اجرایی نمایش و حتی بیان محتوایی نمایشنامه دارد.
تئاتر، هنری است که در لحظه جریان دارد و یکی از مهم ترین مشخصات آن بهره برداری از زمان به شکل ریتم است. بسیاری از تاثیرات یک نمایشنامه به علت ریتم اجرای آن اتفاق می افتد که سرعت را در گفتار و حرکت تغییر می دهد.
در تعریف ریتم یا ضرباهنگ می توان گفت تغییرات منظم و قابل سنجش عناصر گوناگون یک اثر هنری است، مشروط به این که تمامی آن تغییرات هر چه می گذرد توجه مخاطب را بیشتر جلب کنند و مدام این توجه را به سوی هدف نهایی هنرمند سوق دهند.
ضرباهنگ یک عنصر فعال و جدایی ناپذیر در هنر موسیقی است و البته در دیگر هنرها نیز این عنصر رعایت می شود. متاسفانه عدم شناخت و ناآگاهی نسبت به ضرباهنگ به کار هر هنرمندی ضربه می زند. در تئاتر نیز علاوه بر نویسنده که باید ضرباهنگ را در استفاده از واژگان رعایت کند تا با جاری ساختن ریتم تند در کمدی و ریتم کند در تراژدی و ریتم معتدل در ملودرام کارایی کلمات را به اثبات برساند، کارگردان، بازیگردان، نورپرداز، طراح صحنه، طراح لباس، چهر پرداز، مسئول صد و دیگر عوامل تئاتری نیز باید به شناخت و اجرای ضرباهنگ در یک اثر هنری- نمایشی مسلط باشند؛ گاهی در همسویی رنگ و نور، گاهی در تنوع اشکال و احجام و امکانات صحنه ای، گاهی در استفاده به موقع از افکت و صداهای صحنه ای، گاهی در انتخاب درست یک قطعه موسیقی، گاهی در یک بازی گیرا و متنوع و گاهی در تنوع رنگ ها و حرکات و ….
برقراری ضرباهنگ درست در یک اثر نمایشی، ضمن همسو کردن مخاطب با اثر، او را در مدار درست اتفاقات حقیقی زندگی اش قرار می دهد تا با مسلط شدن با بار معنایی هستی، در جریان درست زندگی واقع شود. هدف از خلق و آفرینش یک اثر نمایشی نیز در این جا شکل برجسته ای به خود می گیرد تا حقایق را به شکل باورپذیری در اختیار مخاطبان قرار دهد.
گوش دادن به انواع موسیقی- سنتی، کلاسیک، مدرن- و انجام حرکات موزون تند، کند و معتدل و قرار گرفتن در دل طبیعت بهترین شرایط را برای رسیدن به اجرای درست ضرباهنگ در بازیگران فراهم می کند. دریا و جزر و مد و سکوتش لحظات خوشایندی را پیش روی ما قرار می دهد، چنانچه سکوت کویر معنای دیگری را برای ما القا خواهد کرد. ترس و دلهره ی موجود در جنگل نیز با توجه به سکوت ها و صداهای رعب آور و مرموز بیانگر ضرباهنگ دیگری از طبیعت و زندگی است و ایستایی کوه و فراخنایی و سبز بودن دشت، لحظات بکر دیگری را در ما بیدار و ماندگار خواهد کرد. یک هنرمند اصیل در ارتباط درست و سالم با طبیعت، ضرباهنگ حقیقی را در وجود خود به چالش می طلبد تا در این دیدار و چالش تنگاتنگ، مقابله عظیم تری در دل صحنه ها و رخدادهای نمایش به وقوع بپیوندد و مخاطبان نیز از این زندگی معمول و کسالت بار به وسی جریان درست و طبیعی زندگی سوق پیدا کنند.
2-1-4-8- رقص
هرحرکتی که باریتم وفرم انجام شود رقص نامیده می شود. رقص یا حرکات موزون گونه ای از نمایش است که بیشتر با تکیه بر ریتم و فرم بر بدن بازیگر استوار است و در بسیاری از موارد جنبه نمادین و سمبلیک دارد که ریشه در مراسم و مناسک مذهبی داشته و امروزه به عنوان هنری نمایشی بر روی صحنه به اجرا در می آید. رقص هیچ قاعده ی پایه ای ندارد. به بیان ساده رقص، حرکت در فضاست. در کشورهای گوناگون و در زمان های مختلف، شکل های گوناگون رقص به وجود آمده و رشد یافته اند، انواع گوناگون رقص عبارتند از باله کلاسیک، رقص های روز، رقص های آفریقایی، رقص های دو نفره ی سبک (تانگو- والس)، رقص های اسکاتلندی، یونانی، اسپانیایی و …
بازیگری در قالب اجرا بیشترین شاکله انتزاعی خود را از ابتدادر فرم اجرا و بیان رقص گونه داشته است. رقص همچون موسیقی از ژست ها و فرم های بدنی در جهت بیان و ارتباط استفاده می کند ولی این شیوه اجرایی، به خصوص در شکل غربی و اروپایی خود همچون رقص باله، بیشتر یک هنر سرگرمی ساز بوده که اغلب در مهمانی ها و مجالس، جهت تفنن و سرگرمی اجرا می شده است. در ابتدای قرن بیستم رقص با دوری جستن از قواعد کلاسیک خود که به شکلی از سرگرمی محدودش کرده بود سعی کرد به عنوان فرمی مستقل در جهت بیان اندیشه و ایده های هنرمندان رقصنده، پا به صحنه تئاتر بگذارد. ایادورا دانکن، مارتا گراهام، آلوین نیکلائیس و ماس گانینگهام از جمله ی این هنرمندان در قرن بیستم بوده اندکه به حق سهم مهمی در حرکت تئاتر به سمت انتزاع گرایی داشته اند.
مارتا گراهام از قطعات اجرایی رقص خود به عنوان نوعی نمایشنامه نام می برد که این عنوان ممکن است برای آن دسته از مخاطبان که تئاتر را فقط به عنوان نمایشنامه ی کلامی می شناسد کمی عجیب و ناخوشایند به نظر آید، منتها طبق گفته جیمز روز اونز نباید این نکته را فراموش کرد که «در تحول تئاتر قرن بیستم ممکن است مهم ترین سهم از آن رقص مدرن باشد.» نظریات مارتا گراهام بارقه های پیدایش شیوه ای در بازیگری بود که بازیگر می توانست برای پیدایش و شکل دهی ایده هایش، به وسیله بدن خود به روی صحنه برود. نکته قابل بررسی در این زمینه، شناخت روابط میان حرکت و احساس است.
حرکت برای بیان احساسات و درونی ات فردی بر صحنه تئاتر، در شکل انتزاعی و رقص گونه و کرئوگرافی شده آن بی شباهت به ارتباط خط و فرم و رنگ بر بوم نقاشی در نقاشی آبستره نیست. مشابه آنچه که ایزادورا دانکن یا مارتا گراهام با قدرت حرکات خود و آنچه که کلمات برای بیانش عاجز بودند را بر صحنه اجرا می کردند.
از طرف دیگر، آلوین نیکلائیس طراح و رقصنده و کارگردان بنام در رقص مدرن، بیش از آنکه به رویکردهای روان شناختی بپردازد، به سطحی انتزاعی تر و مبتنی بر ریاقضی و هندسه برای صحنه می اندیشید. وی تاکید زیادی بر حرکات انتزاعی و هندسی داشت و معتقد بود که درام، به حرکت زنده است.
2-1-4-8- گفتار و بیان
برای بازیگر، طبیعی بازی کردن کافی نیست. صدای او نیز باید از سوی تماشاگران شنیده شود. به آن معنا که مراقب باشد صدایش به خوبی به تماشاگران منتقل گردد و انتقال از طریق حرکت خود صدا انجام پذیرد، نه با استفاده از روش های ساختگی، شیوایی، صراحت، رسایی و تسلط بازیگر بر کلام و همچنین تسلط بازیگر به نوع بیان و لحن با توجه به مقتضیات هر صحنه و هر متن گفتاری از موارد بسیار در هر اجراست.
عنصر بیان وسیله دیگری است که بازیگر با کمک گرفتن از آن با دیگران ارتباط برقرار می کند و از این طریق به بیان اندیشه ها و احاسس های کارآمدتر باشد، منظور آن را به نحوی دقیق تر آشکار خواهد کرد. صدای انسان، پدیده پیچیده ای است که چهار عامل در شکل گیری آن دخالت دارند و عبارتند از:
الف) محیط: خصوصاً محیط خانواده که در آن به طور ناخودآگاه، سخن گفتن را می آموزیم و با تن و نوسان ها مصوت ها و صامت های آن، آن گونه که در محیط پرورشمان بوده است آشنا می شویم و آن را تقلید می کنیم.
ب) گوش: در اینجا مقصود از گوش، دریافت و تشخیص صوت است. اگر گوش خوبی داشته باشید می توانید اصوات و نت های گوناگون و بیشتری را در یک صدا بشنوید و تنوعات آن را بهتر تشخیص دهید و در نتیجه دریابید که چگونه از صدای خود بهتر استفاده کنید.
پ) چالاکی فیزیکی: هر چه آزادی عضلات گفتاری شما بیشتر باشد چالاکی شما نیز در هنگام سخن گفتن بیشتر خواهد بود.
ت) شخصیت: نقش عوامل ارثی شخصیت مثل شکل و اندازه ی تارهای صوتی، شکل حفره های صوتی و غیره در چگونگی تشکیل صدا موثر خواهد بود. عوامل دیگری چون پایگاه اجتاماعی افراد تاثیر زیادی بر روی تن صدای آن ها خواهد داشت. این مدعا را می توان به راحتی در مقایسه تن صدای یک فروشنده دوره گرد با یک کارمند ساده دریافت کرد.
بیشتر مردم از طنین موجود در صدای خودشان آگاهی ندارند. یکی از موهبت هایی که در زمینه بازیگری وجود دارد شناخت این آواها و طنین است که بازیگر با پرورش اندام های صوتی خود به آن دست می یابد و از آن لذت می برد. هر چه بازیگری باید بداند که تا حد متکی به صدای خویش است و از آن چه انتظاراتی دارد. بسیار شنیده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، دانشگاه تهران، نمایش نامه، قرن نوزدهم Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره نورپردازی، نمایشنامه، زیبایی شناسی، شخصیت پردازی