دانلود پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، تاریخ زندگانی، زیبایی‏شناسی، تیراندازی

دانلود پایان نامه ارشد

ساعت، يک روز،يک ماه به ‌‌‌سطح ژرف نيمه ‌آگاهي مي‌رسيم. از اين راه با آموزش در سطح ناخودآگاه، ذاذن موجب کشف خِرد و دست‌يابي به شهود حقيقي مي‌گردد.
اين آموزش همچنين آموزش حواس ماست، در مدت ذاذن دريافت‌هاي حسّي از شدت ‌بالايي برخوردارند. اگر اين در‌یافتها حواس ما را پرت ‌کند فراموش مي‌کنيم که بر نحوه نشستن متمرکز شويم.
«اينجا و اکنون » يک مفهوم کليدي است؛ آنچه مهم ‌است « اکنون» است. اکثر ما تمايل‌ به ‌انديشيدن توأم با دلواپسي دربارة گذشته يا آينده را داريم، به جاي‌ اينکه کاملاً به ‌حرکات، کلمات و انديشههاي زمان حال خود بپردازيم و دقيق‌ باشيم. لازم ‌است که در حرکت خود حضور داشته ‌باشيم. تمرکز بر « اينجا و اکنون » درس اساسي ذن است. به‌ همين ‌اندازه هم فرمول نشستن «شي کان تا ذا» بدون هدف و بدون ميل ‌به‌ چنگ‌ آوردن چيزی، بازگشت‌ به اصل، شناخت ژرف خویشتن، آب حياتي است که از تمرين منظم ذاذن به دست مي‌آيد. طبيعت بودايي يعني هر موقعيت و شرط طبيعي و عادي، يعني بازگشت به چگونگي ذاتي و طبيعي ذهن و روح. هرچه به‌اين موقعيت عادي آگاهي نزديک‌ترشويم، هرچه به ‌اين روح خالص نزديک‌تر شويم، بهتر‌ مي‌توانيم در اطراف‌ خود جّوي درخشنده، بارور، خوشايند و سعادت‌بخش ايجاد کنيم و هرچه ازآن دورتر شويم، بيشتر در معرض خطر افتادن در ‌دام محيط هستيم.
در متُون سنّتي ذن گفته‌شده‌است:
نگاه‌ کردن بدون نگاه ‌کردن
گوش‌ کردن بدون گوش‌ کردن
حسّ ‌کردن بدون حسّ ‌کردن
انديشيدن بدون انديشيدن
بايد درآن واحد به هرشش حسّ خود تمرکز کنيم ( آگاهي به‌عنوان يک‌ حسّ محسوب مي‌شود) آنها را يگانه و هماهنگ سازيم. اگر حواس يگانه‌ شوند مي‌توان بدون ‌استفاده از اراده به ‌تمرکز حقيقي دست يافت.
در مدت ذاذن درد بيشتر از لذّت کارساز است. بهترين تمرکزها در موقع درد و‌ خستگي اتفاق مي‌افتد، زماني‌که شخص مي‌خواهد از ذاذن دست ‌بکشد و پي کارش برود، تمرکز حقيقي و عميق در مرز بين زندگي و مرگ واقع مي‌شود. بدون شک افراد تازه‌کار بايد اراده زيادي به خرج دهند و آگاهانه نحوه نشستن را تصحيح کنند و يا بکوشند متمرکز شوند، امّا بهتدريج و ناخودآگاهانه اين روند بهبود مي‌يابد. وقتي عادت به ذاذن کاملاً جذب ‌شد، حواس فرد در زندگي روزمره نيز همان شدّت و حدّتي را پيدا‌ مي‌کند که درموقع ذاذن دارد. آن وقت ذاذن تبديل به‌ سرچشمه حيات ما مي‌شود. پديده‌ها به خلأ تبديل مي‌شوند. اکثر افراد با استفاده از خودآگاهي و دانش خويش اقدام به عمل مي‌کنند. اين دو عامل محدود هستند. خلاقيت حقيقي و عملِ‌درست زائيده خِرد است و از خودآگاهي بر نمي‌خيزد، خلاقيت حقيقي از ژرفنای روح زاده مي‌شود.243
سوزوکی در جایی از تمثیل زیبایی برای تبیین کوآن و ذاذن بهره میجوید و میگوید:«کوآن و ذاذن دو دستساخته ذن هستند. اوّلی چشم و دومی پاست».244
در بیانی تمثیلی آلبرت لو میگوید:« جنگجویی که به طرف حریف میرود هشیار است اما نه عصبی. هشیاریش مثل هشیاری گربهای است که دم سوراخ موش نشسته است: انعطافپذیر، سیّال، نه سفت و نه سخت و از پیشبینی ناراحت و عصبی است. شاید چنین گربهای کمابیش خوابآلود به نظر برسد اما جلدی میجهد و کار موش را تمام میکند. وقتی کسی به ذاذن مینشیند، با هشیاری یک جنگجو مینشیند: آزاد از چنبر خیالات و هیجانات.»245

بخش دوم: هنر در آیین ذن
شاید در جهان نتوانیم دین و یا آیینی را بیابیم که بدین میزان با هنر – به معنای سنّتی و مطرح در این رساله- آمیخته باشد و در آن قالب خود را متجلی کرده باشد. به تعبیر دیگر میتوان ادعا کرد که اگر ذن برای هیچ چیز برنامه نداشته باشد، برای هنرورزی برنامه دارد و همین نکته موجب شده است که در این آیین، هنر جایگاه بس ویژهای داشته باشد.
اين همراهي از افزودهها و پيرايههاي ذن نيست، چرا که کوماراسوآمي ميگويد: «واژه چيني «چان»، واژه ژاپني «ذن» ، با هنر در هنرمند يا صرفاً «هنر» به معناي چيزي که هنرمند بر مبناي آن عمل ميکند و آنچه ميسازد اثر هنري است مترادف است.»246
پاشایی در این باب میگوید:«یک بار دیگر،در سده سیزدهم، نوعی نفوذ قاره‏ای‏ وارد ژاپن شد، یعنی ذن. امّا آنچه پس از آن‏ اتّفاق افتاد، یعنی از سده چهاردهم تا شانزدهم‏ زمان فرایند استحاله تدریجی این آیین اساساً عرفانی بود به شعر، تئاتر، نقّاشی، زیبایی‏شناسی چای(سبک وابی)،و در یک‏ کلمه استحاله به هنر بود.»247
نکته بسيار مهم در اين مجال آن است که بدانیم هدف از اين هنرآموزي امري متعالي است. سوزوکي در اين باب ميگويد: «در ژاپن غرض از مطالعه هنر ، روشن شدن و بيداري دل است نه هنر براي هنر. اگر هنر نتواند به چيزي ژرفتر و بنيادي تر راه يابد و اگر فيالمثل مترادف امري معنوي و روحي نشود ، به نظر ژاپني ها حيف از آن عمر که به آموختن آن صرف شود.»248
اگر میخواهید بدانید که آیین بودا (ذن) و به ویژه ساحت هنری آن تا کجا در تاریخ زندگانی ملت ژاپن راه یافته، یک دم تصوّر کنید تمامی این معابد و گنجینههایی که امروز در ژاپن جلوه میکند یکسره نابود شده است. آن گاه میتوانید دریابید که ژاپن با همه زیبایی طبیعی و خوشخویی مردمش چه برهوت متروکی از آب درمیآمد. این کشور در آن صورت به خانهای متروک میمانست که در آن نه اثاثی باشد نه تابلو نقّاشی، نه پردهای، نه مجسمهای، نه دیوارکوبی، نه باغی، نه گلآرایی، نه نمایش نو، نه هنر چاینوشی و نه چیز دیگری از این دست.249
اگر بخواهیم عصاره تفکّر ژاپنی را بیان کنیم، باید بگوییم که تفکّر ژاپنی آمیخته با ذوق هنری است و این دو را نمیتوان از هم جدا کرد. هنر همان اندازه تأمّل برانگیز است که تفکّر سرشار از هنر است. میتوان گفت که تفکّر ژاپنی در همه تجلیات زندگی آن قوم ساری و جاری است: در شکل خانه آرایی، در آرایش فضای باغ، در مراسم چای، در شعر سرایی و در گلآرایی.
«آیین ذن نه فقط در شعر که در مراسم چایخوری، نقّاشی، پیکرتراشی، گلآرایی، نمایش، معماری، باغ آرایی، و همچنین در فنون رزمی مانند: تیراندازی، کاراته، جودو، شمشیربازی، جوجوتسو، یعنی همه فنونی که در شمار فضائل و آداب رزمی«آیین بوشیدو» یعنی آیین جوانمردی سامورایی بود، نفوذ کرد.»250
آمیختگی ذن با هنر به ویژه در سطح استادان و برای تبیین و تعليم آموزههای ذن بدان پایه است که یوشیکو سِو میگوید: «بسیاری از استادان ذن برای القای آموزشهای خود از هنرهای بصری وحجمی بهره جستهاند. از این نظر ذن بودیسم به سبب گرایش استادان ذن به آفرینشهای هنری میان آیینهای دیگر غیر عادی جلوه میکند.»251
در اين مجال چند هنر برجسته آيين ذن را با تفصيلي در خور مقام که نه ملال آورد و نه ناگفته بگذرد، مرور خواهيم کرد تا هم هنر و هنرورزي در ذن را بهتر بشناسيم و هم دستمايه سنجش با فتوّت را مستند کرده باشيم.
1.هنر گلآرایی
گل آرايي(ايکه بانا)252 يکي از هنرهاي رايج و مطرح در آيين ذن به شمار ميآيد. گذري بر مراحل آموزش اين هنر و چگونگي گلهاي مورد عنايت جهت بازسازي و مفاهيمي که در پس اين ظاهر از نگاه بزرگان اين فن نهفته است، عمق نگاه ذن را در هر آنچه که بدان ميپردازد و سمبلي از آن ميسازد، به خوبي به نمايش ميگذارد. خواننده بيگانه و بيخبر يا هر آن کس که براي نخستين بار اين عنوان را ميشنود، کمتر چيزي که به ذهنش خطور ميکند اين است که در اينجا با رويکردي درون گرايانه و پالايش محورانه روبهرو بشود، در حالي که شايد بتوان ادعا کرد در گلآرايي چيزي جز هدف تهذيب خويشتن مطرح نيست .
بهترين منبع براي همراه شدن با سنّت گلآرايي ژاپني- همانطور که در پيشينه پژوهش نيز بدان اشارتي رفت – کتاب ذن در هنر گلآرايي اثر گوستي ل. هريگل است. اين کتاب نشان دهنده سير هنر آموزي يک غير ژاپني است که اين مسير را تا رسيدن به جايگاه استادي طي ميکند و بهخوبي لوازم اين سلوک را به نمايش ميگذارد.
نويسنده در آغازين مباحث خود در اين کتاب به نکته مهمي توجه ميدهد وآن اينکه کمي نوشتهها در باب گلآرايي به روح حاکم در سنّت آموزش شرقي به ويژه ذن باز ميگردد که اصل و اساس کار بر گفتوگوي خاموش استوار است و اينکه زمينه براي دريافت حقيقت از راه باطني و شهودي در فراگير فراهم میشود: «پس راه اصيل ارتباط را «راه نهان» خواندند. تعليم از پدر به پسر ميرسيد و از استاد به شاگرد محبوب. شرط اول، قرب روحي اين دو بود و بالاتر از همه قابليّت مسلم شاگرد بود که بتواند تعليم استاد را به شهود دريابد…آنان خود را به نمونهها و اشارات عملي محدود ميکنند… کم پيش ميآيد حرفي از دهان استاد درباره معناي عميق و پنهان اين تعليمات بيرون بيايد… به اين ترتيب پشت ارتباط «دل به دل» اين قصد پنهان است که نگذارند شاگرد مجموعه معيّني از آيين را طوطيوار بياموزد و بر آناند که در او وظيفه کشف روح گلآرايي را از راه تجربه خود او برانگيزند.»253
در جاي ديگر مشخصاً اموري به عنوان شرط وصول به لبّ و لباب اين تعاليم ذکر ميشود: «بنا به یک سنّت کهن ، استاد گلآرا باید صاحب ده فضیلت باشد تا به جان تعلیم راستین راه یابد و این حاصلش نمیشود الا موقعی که به روح آن تعلیم نفوذ کرده باشد.
1. گلآرایی میان بالا و پست پیوندی معنوی پدید میآورد.
2. «هیچ» را در دل داشته باش که همه است.
3. احساس آرام و روشن. بیتفکّر میتوانی به راه حلها برسی.
4. فارغ بودن از تمام اندوهها .
5. پیوندهای نزدیک و حساس با گیاهان و ذات طبیعت.
6. تمام آدمیان را دوست بدار و حرمت ایشان را نگه میدار.
7. خانه را از هماهنگی و احترام سرشار کن .
8. «روح راستین » زندگی را میپرورد، گلآرایی را با احساس دینی بیامیز.
9. سازگاری جسم و جان.
10. انکار نفس وخویشتن داری؛ آزادی از بدی.»254
و باز در ديگر جاي با رويکردي همانند اصول پيشين بر مبناي تهذيب و اخلاق، دستور نامهاي را شاهديم که احوال دروني و بيروني لازمه گلآرايي را چنين بر ميشمارد :
« در مجلس درس نيک رفتار و خاموش باش.
منماي که گويي بيش از آن ميداني که ميکني، زشت است.
فروتن باش که اين بسي نيکوست.
غرّه مباش؛ مراتبي وراي مرتبه کنوني تو نيز هست.
هنوز نادان است اگر از بيرون، در گلآرايي استاد شود و ظرافت حسّ هنري و انساني در او نباشد.
شرط ادب آن است که دست به کارهاي شتاب آلود نزنيم.
با گل نازک رفتار بايد بود.
افزون تر از گوهرش از گل مخواه.
در مکاتب ديگر به چشم حقارت منگ. از نيکشان برگير و بدشان را به دور افکن.
راه بيمايگي همواره بي راهه است.
استادان کهن آموزگاران راستين بودند. آنان را بايد در آموزگاران کنوني عيان ديد.»255
بهراستي اين دستورنامه را ميتوان يک منشور اخلاقي- تربيتي دانست. منشوري که جهات مختلف و متنوّع وجودي انسان درآن ملاحظه شده است و همين جاست که عمق در آميختگي هنر گلآرايي با اخلاق و تهذيب درون جلوهگري ميکند.
نکته دیگری که پرداختن به آن لازم مینماید این مسئله است که در گلآرايي ژاپني از اصل مثلّث سخن به ميان ميآيد. طبق اين اصل کل جهان به سه عالم تقسيم ميشود: آسمان، زمين و جهان آدميان.
خاستگاه اين اصل که اساس گلآرايي است در آيين بوداست. هريگل در اين باره ميگويد: «آغازگاه اين سهگانگي، بيش از پيش مرکز و ميانه ساختاري شد که سرانجام به صورت شاخههاي مختلف هنر درآمد. در اصل مثلّث، انسان هم خود و هم غير را ميآرايد يا ميچيند؛ زيرا دل گل و دل آدم و عالم يکي است. انسان در زندگياش با کل عالم پيوند ذاتي دارد. يک راه به جان دارد و يک راه به خاک همه چيزي سازنده آن کلّ «سه در يک» است. در چرخه اين مثلث جاي انسان ميان آسمان و زمين است. از ريشههاي هوايي غذا ميگيرد و ريشههاي خاکي نگه دار اوست.»256
اين حالت سه گانه در بسياري از گلآراييهاي ذن به خوبي مشهود است. امري که بيننده بيخبر به راحتي از کنار آن ميگذرد و هيچ نکتهاي فراتر از چينش چند گل يا شاخه در کنار هم -که به هر صورت ديگري نيز ممکن بود، باشد- از آن برداشت نميکند.

در باب همين رازمندانه بودن چنين ترکيبي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره خواب آلودگی، دوگانه انگاری، ارزش واقعی، صدق و کذب Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره نهاد اجتماعی، زمان گذشته، تصویر ذهنی، شبیه سازی