دانلود پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، نمایش نامه، سوبژکتیویته، هویت یابی

دانلود پایان نامه ارشد

خشونتمان را به پدر معطوف کنیم می تواند… همان طور که شاعر، گناه ادیپوس را آشکار می کند ما را نیز وا می دارد که از خود درونی مان آگاه شویم، خودی که هنوز همان انگیزه ها و امیال در آن باقی است، هر چند که سرکوب شده اند (فروید 9:974-828)
قدرت نمایش نامه از انگیزش های اولیه ما نسبت به عشق و نفرت در برابر والدینمان ناشی می شود. فروید در مورد هملت نیز به همین ترتیب می نویسد:
نمایش نامه متبنی است بر تردید هملت در به انجام رساندن وظیفه انتقام که به او محول شده، نمایش نامه علت و انگیزه این تردید را ارائه نمی کند… این جا طوری توضیح می دهد که گویی این مسئله جزئی از سرشت ویژه چنین کاری است. هملت قادر به انجام هر کاری است جز انتقام گرفتن از مردی که به پدرش خیانت کرده و جای او را در کنار مادرش غصب کرده است- مردی که مظهر تحقق یافته امیال سرکوب شده کودکی او (هملت) است. تنفر شدید که باید او را به انتقام وا دارد جای خود را به سرزنش و ملامت خود می دهد، با تردیدی حاکی از وجدان که به او می گوید خود او نیز بهتر از قاتلی که می خواهد مجازاتش کند نیست.
ما این امیال را سرکوب می کنیم چون در ما نوعی احساس گناه و تکان عاطفی ایجاد می کنند. در حقیقت این آثار دراماتیک بزرگ که کارهای بزرگی در جهت آشکار کردن امیال ادیپی انجام می دهند، خود بر مبنای سطوح مختلفی از سرکوب عمل می کنند در سوفوکل واقعیت روان شناختی پشت داستانی فریب کارانه از تقدیر و خدایان پنهان است؛در شکسپیر ما حتی نمی توانیم یک کنش واقعی از امیال ادیپی به دست آوریم- هملت نه پدرش را می کشد و نه با مادرش همبستر می شود. بلکه ما امیال را «تنها از طریق تأثیرات بازدارنده ای که از آن ها ناشی می شود» می بینیم :می بینیم چگونه این امیال مانع از آن می شود که هملت از عمویش انتقام بگیرد. بنابراین هنر نیز همانند بیماری روان کاوی، به «تفسیر مضاعف» (ص 831) نیاز دارد. تفسیری که به ما اجازه می دهد آن چه را بخوانیم که واقعاً پشت سرکوب و ابهام در جریان است.
سرانجام باید گفت که سوفوکل و شکسپیر نباید که حقایقی ادیپی را مستقیما نشان دهند به دلیل این که این نمایش ها ناشی از امیال و سرکوب پیشینه روان شناختی خود نویسندگانشان اند. فروید درباره هملت می نویسد: نمایش نامه بلافاصله پس از مرگ پدر شکسپیر (1601)- وقتی او هنوز عزادار بود و در طول یک دوره نقاهت نوشته شده، همان حالتی که ما نیز ممکن است درباره احساسات کودکی مان در رابطه با پدرمان به خود بگیریم. به عقیده فروید مطالعه روانکاوانه نمایش نامه و شخصیت هایش به مطالعه روانکاوانه مولف راه می برد. از منظر تحلیل های فروید می توانیم ببینیم که روان کاوی به سه روش عمده با هنر و ادبیات که درام را هم شامل می شود در ارتباط است. اول در استفاده از هنر برای روان کاوی هنرمند، چنان که هنر همانند رویا یا لغزش زبانی سندی از نشانه های بیماری است.فروید از این رویکرد برای نشان دادن ارتباط زندگی (شخصی) شکسپیر و نوشتن هملت استفاده می کند. دومین رویکرد، روان کاوی شخصیت هاست به منظور نشان دادن نمونه های قانع کننده از سازکارهای روانی و الگوهای فعال- هملت و ادیپ به نمونه های اصلی عقده ادیپ بدل شدند. سومین رویکرد از روان کاوی برای ساختارها و نهادهای فرهنگی استفاده می کند. برای مثال، فروید نشان می دهد که جامعه و تئاتر یونانی تنها از طریق پنهان کردن حقایق ادیپی پشت تمثیل های مذهبی گمراه کننده می توانست با آن سرو کار داشته باشد، در حالی که در زمان شکسپیر جامعه و تئاتر حتی نمی توانستند کنش های ادیپی را مستقیماً آن طور که یونانی ها نشان داده بودند نشان دهند- گویی که تاریخ روانی جامعه غربی تاریخ افزایش سرکوب است.
2-5-1-2- ژاک لاکان
در تمام این روش های تحلیل، لازمه تفسیر آن است که ما آن سوی محتوای ظاهری زندگی هنرمند، کنش شخصیت ها، و فعالیت های اجتماع را بخوانیم تا به محتوای پنهان برسیم که داستان واقعی را می گوید. برای مثال در تحلیل هملت ما باید آن سوی سطح را ببینیم، آن سوی تردید ظاهری را تا دلایل حقیقی، پنهان و ناخودآگاهی را دریابیم که به ما می گوید چرا هملت نمی تواند عمویش را بکشد.
فروید پیروان بسیاری داشته است، اما ژاک لاکان یکی از آن هاست که بیشترین تاثیر بر نظریه فرهنگی معاصر داشته است؛ روان کاوی فرانسوی که بیشتر آثارش را در نیمه دوم قرن بیستم نوشت، آثار لاکان در چند مجموعه انگلیسی شامل نوشته ها Ecrits (1977 ب) و چهار مفهوم اصلی روان کاوی (1978) گرد آمده است.
به پیروی از نظریه نشانه شناسی و زبانشناسی لاکان بر اهمیت زبان در روان آدمی تاکید می کند. ناخودآگاه که جایگاه عمیق ترین امیال و محرک های ماست در صورت بندی لاکان ساختاری همچون زبان دارد.فروید رویاها و کارکرد ناخودآگاه را به واسطه تراکم (چیزی ساده در رویا سرشار از مفاهیم متعدد است) و جا به جایی (رویا، به جای بیان مستقیم چیزی، بیشتر تمایل دارد چیزی را بیان کند، که با موضوع اصلی در ارتباط و همراه است) می دید. لاکان مشاهده می کند که تراکم جابه جایی سازو کارهایی هستند که به موجب آن ها تداعی های ناخودآگاه همتراز استعاره و مجاز هستند؛ مفاهیمی در نظریه زبانی رومن یا کوبسن که نشان می دهد چگونه تداعی های در زبان شکل می گیرند. می توان گفت ضمیر ناخودآگاه ما ویژگی های یک زبان را دارد در واقع سوژه انسانی چیزی نیست جز زنجیره ای به هم پیوسته از دال هایی که ناخودآگاه به ضمیر خودآگاه ارائه می کند: بدین ترتیب روان آدمی برای تمام مقاصد و اهداف به یک هستی زبانی بدل می شود.
از آن جا که ذهنیت ما صرفاً در زبان هستی می یابد، لاکان زندگی روانی ما را از «امر واقع»- دنیای واقعی و روشی که چیزها واقعاً هستند- جدا می کند. سوژه تنها در دنیای ذهنی زندگی می کند و نه دنیای واقعی. ما به یکی از این دو صورت می توانیم در دنیای ذهنی زندگی کنیم: صورت خیالی (انگاره ای) و یا نمادین. صورت خیالی حالتی غیر قابل انعطاف و موهوم است که با دوران کودکی یا شرایط روان پریشی یا توقف روانی سر و کار دارد؛ آن هایی که رابطه ای خیالی با واقعیت دارند نگاهی سخت و انعطاف ناپذیر نسبت به خودشان و رابطه شان با یکدیگر دارند. امر خیالی با «مرحله آیینه ای» در دوران رشد کودکی مربوط است، به مرحله ای که کودک در آن توان تشخیص یک تصویر را به مثابه «من» می یابد (مثلا در آیینه). مرحله خیالی نیز همانند تصویر ساده ای که در آیینه دیده می شود، تمام شخص است: بلکه نوعی ساده سازی و رد پیچیدگی های نگران کننده است. صورت نمادین به رابطه ای سنجیده تر با واقعیت و به گفت و گوی گشوده بر تغییر و رشد می انجامد. ورود به دنیای نمادین با اجتماعی شدن عملی سر و کار دارد و هدف اصلی روان درمانی بازگردان ذهن ازرابطه ای خیالی به رابطه ای نمادین با واقعیت است. اما دنیای نمادین نیز مانند دنیای خیالی فضایی ذهنی و زبانی است. آن چه که از هر دوی این حالات می گریزد واقعیت است که مستقل از زبان وجود دارد و بنابراین برای زبان و ذهن زبانی دست نیافتنی است ( این بسیار شبیه رابطه ای است که پل دومان میان واقعیت و زبان ترسیم می کند که در فصل واسازی آمد)، همان طور که نزد فروید، ناخودآگاه برای خودآگاه دست نیافتنی است مگر به طور غیرمستقیم و از طریق تاثیراتش، نزد لاکان ناخودآگاه گفتمان «دیگری» است. دیگری آن بخش از ذهن است که خود بخشی از وجود ماست و ما از آن آگاه نیستیم، ذهنی که هر سوژه ای را به سوژه ای بیگانه از خود تبدیل می کند. (انگاه «دیگری» انگاره ای بسیار مهم و پر طنین در اندیشه لاکان است، و همچنین انگاره ای بسیار مهم در فمینیسم،پسا استعمارگرایی و مطالعات همجنس گرایانه است که می خواهد با آن چه غیر از سفید، مرد و همجنس خواه، یعنی شبکه ای که به لحاظ سیاسی و ایدئولوژیکی بر جهان مسلط است، همذات پنداری کند). از آن جا که ما دسترسی مستقیم به واقعیت یا ناخودآگاهمان نداریم، سوژه دچار نوعی کژفهمی و سوء تفاهم می شود. حتی در حالت نمادین هم ما جهان را به روشی غلط می خوانیم. (دریافت) حقیقت چنان که در یدا و دومان نیز معتقد بودند برای انسان غیرممکن است.به عقیده فروید آناتومی جنسی ما نقشی کلیدی در هویت جنسی ما ایفا می کند. لاکان مفهوم آلت مردانگی که مورد نظر فروید بود را به یک موجودیت زبانی یعنی نماد مردانگی تغییر داد؛ که نه یک آلت مردانه واقعی بلکه انگاره ای زبانی و نوعی دال کنترل کننده است که تبادلات نمادین مقبول و ممکن میان سوژه های زبانی را حفظ می کند.
همان طور که نزد فروید مردان رابطه ای متفاوت اززنان با سوبژکتیویته دارند، در این جا نیز به خاطر تشابه استعاری میان آلت مردانگی و نماد مردانگی، مردان در شناخت خود دچار این سوء تفاهم می شوند که خود را به عنوان چیزی همتراز با نماد مردانگی در جایگاه قدرت و اقتدار بدانند. مردان احساس می کنند که آن ها «قانون پدر» را نزد خود و یا بهتر بگوییم بین پاهای خود دارند. تبدیل آلت مردانگی به نماد مردانگی تفاوت هایی در نظریه جنسیت نزد لاکان پدید آورد. و مهم ترین آن ها این که تفاوت های جنسی دیگر تفاوت هایی زیستی نیستند بلکه تمایزاتی زبانی و نمادین هستند. هر چند، همان طور که در مقدمه های لاکان بر جنسیت زنانه (مجموعه مقالاتی از لاکان) و مکتب فرویدی (1982) می توان دید، این که تغییر از زیست به زبان تفاوتی واقعی به دنبال دارد یا نه جای بحث دارد. ژولیت میشل در مقدمه کتابش، نماد مردانگی را شکل دهنده به نوعی تقدیر می بیند: هیچ سوبژکتیویته ای جدای از رابطه با نماد مردانگی و بنابر این جدای از زنانگی و مردانگی وجود ندارد؛ به عقیده میشل هیچ سوبژکتیویته و هیچ تمدنی بدون نماد مردانگی و قانون پدر وجود ندارد.از سوی دیگر ژاکلین رز در مقدمه اش مطرح می کند که تمایز قائل شدن میان آلت مردانگی و نماد مردانگی هویت یابی مردان را با نماد مردانگی به امری واهی تبدیل می کند و این مسئله نوعی فضای بازی و آزاد را باز می کند (به ویژه در رابطه با زنان با عنوان موجوداتی آزاد از این هویت یابی های دروغین) و امکان سوبژکتیویته و تبادل ورای نماد مردانگی قانون پدر را ایجاد می کند.
لاکان نیز همانند فروید درباره درام های کلاسیک و شکسپیری نوشته است، اما جای استفاده از درام برای روان کاوی شخصیت ها یا مولفان، بیشتر تمایل داشت که در آثار ادبی و دراماتیک ظهور سرشت ناخودآگاه و روان را ببیند. لاکان در یکی از مهم ترین مطالعات ادبی اش (لاکان 1972) درباره «نامه ربوده شده» اثر ادگار آلن پو، نشان می دهد که ناخودآگاه چگونه همزمان بازنمودهای خود را آشکار یا پنهان می کند. این که چگونه ناخودآگاه می تواند جلوی چشم باشد و پنهان باشد، چنانچه گویی والدو است در کتاب والدو کجاست؟ لاکان در خوانشش از هملت (لاکان 1977 الف) بر امیال جنسی اولیه انگشت نمی گذارد بلکه به ماتم هملت تاکید می کند تا نشان دهد آن چه هملت برای از دست دادنش عزا گرفته با آن چه واقعاً از دست داده متفاوت است- آن ماتم بر از دست رفته ای خیالی و ذهنی است که مستقل از گمشده واقعی است. ماتم هملت متفاوت و البته بزرگ تر از زاری برای پدرش است. در آنتیگون سوفوکل (نگ، کوسر 1992) که در آن آنتیگون به خاطر گردن ننهادن به فرمان شاه زنده به گور می شود، فرای قانون، فرای خدا و شیطان، نافرمانی و سرکشی، لاکان نوعی بازنمایی سرشت میل و غریزه را می بیند که به هیچ نیروی اجتماعی گردن نمی نهد. همان طور که روان ک اوی لازم است قبل از انجام هر کاری محرک ها را بشناسد، آنتیگون نیز بر نیاز به تصدیق سرشت قدرتمند و سازش ناپذیر میل تاکید می کند حتی اگر جامعه نداند چگونه با آن ارتباط می یابد.
2-5-1-3- نظریه فمینیستی و جنسیت
در سال های پایانی قرن بیستم هیچ رویکرد نظری به اندازه نظریات مربوط به جنسیت تاثیر و کارآیی نداشته است. بنابراین اصلا تعجب آور نیست که سوالن کیس، ژیل دولان و گیل آستین هر کدام کتابی در معرفی نظریات فمینیسیتی در مطالعه تئاتر و درام داشته باشند. (کیس 1988؛ دولان 1988؛ آستین 1990) به علاوه آلن آستون نیز فمینیسم و تئاتر را از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، سوررئالیسم، نمایشنامه، اگزیستانسیال Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره نظریه فمینیستی، نمایش نامه، سوبژکتیویته، ایدئولوژی