دانلود پایان نامه ارشد درباره مشروطه خواهی، انجمن ایالتی، زنان ایرانی، آزادی خواهی

دانلود پایان نامه ارشد

و ترتیبات صحیح در آسایش عموم مسلمین و آبادانی مملکت و تهیه و استعداد قطع طمع اعادی و غیر ذالک من المصالح العامه از اهم تکالیف عامه مسلمین است و انشااللهتعالی تایید خواهند فرمود و السلام علی اخواننا المومنین و رحمه الله و برکاته. حرره الاحقرالجانی محمد کاظم الخراسانی»(روزنامه انجمن،3:1324).
علیرغم حمایت آیت الله خراسانی از مشروطه در آذربایجان و تبریز روحانیت حمایت قطعی از مشروطیت به عمل نمی آورد و این به دلیل عدم وجود اعلمیت جامع در روحانیت شیعه علیرغم حضور پررنگ آخوند خراسانی می باشد.و در نتیجه آن فعالان مشروطه خواه در آذربایجان اعتقاد پیدا میکنند که روحانیت در آذربایجان در مقابل فتاوای علمای نجف مخالفت و مقاومت می.نمایند. نقش روحانیت، به غیر از علمای نجف نیز در روند متعالی مشروطیت آذربایجان جای بررسی دارد و نکته حائز اهمیت در آن این است که بین روحانیت در تمام سطوح آن از بالاترین درجات تا پائینترین درجات نوعی تعارض و تنش وجود دارد. به طوری که برخی مثل حسین المعتمد اهرمی البوشهری معروف به فاضل اهرمی در رساله خویش تحت عنوان ” احیا ء المله ” قیام مشروطیت آذربایجان را زمینه ساز ظهور حضرت حجت ( عج) میدانند و از طرفی برخی مانند محمدحسین بن علی اکبر تبریزی در رساله خویش تحت عنوان ” کشف المراد من المشروطه و الاستبداد” بروز مشروطیت در آذربایجان را با چنین عباراتی توصیف می نماید: که «فساد چنان بالا گرفته که در این ماه مبارک رمضان مساجد مسدود، کسی جرات رفتن از این کوچه به آن کوچه را ندارد… قتل عام و سایر محرمات را علنی به عمل می آوردند، حال شما از من میپرسید کدام مسلم یا کافر این مشروطه را بهتر از استبداد سابق میخواند»(زرگری نژاد،182:1377). به هر حال در روند تدام مقاومت علیرغم اینکه روحانیت بومی در آذربایجان چندان حمایتی از مشروطه ننمودند، اما روحانیت نجف اشرف کمک شایانی به مشروطه نمودند که در این میان نقش شخصیت والا و ارزشمندی به نام ” میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی” را نمیتوان منکر شد.برعکس روحانیتبی امید آذربایجان،روحانیتنجفنسبت به انجمن آذربایجان احساس نیاز متقابل داشت و علمای نجف و انجمن به صورت دو بازوی حافظ مشروطیت عمل می نمودند و انجمن در همه اقدامات خود که با سرنوشت تمام ایران ارتباط داشت درصدد بود تا تایید ضمنی علمای نجف را بدست آورد و مشروعیت اقدامات و عملکرد خودرا بالا برد. که در این راستا اغلب جواب شایسته و سازنده ای از علمای نجف ارائه گردید:
تلگراف انجمن ایالتی برای علمای نجف که از طریق تلگرافخانه قصر شیرین ارسال گردید را باید سرآغاز این همکاری متقابل دانست:« به ساحت مقدس حجج الاسلام دامت برکاتهم. شاه نقض قسم قرآن مجید و مخالفت مجلس درصدد تخریب اساس مقدسه مشروطیت. ملت آذربایجان با تفدیه جان و مال در راه مدافعه حاضر و منتظر اوامر مبارک هستیم. انجمن ایالتی آذربایجان»(عزیزی،171:1385).
با ارسال تلگراف انجمن که یکی از مهمترین عوامل تحریک علمای مشروطه خواه نجف بود در دوره ایکه مشروطه عثمانی مجددا احیاء شده بود علمای نجف ضمن ارسال تلگرافی به استانبول که از آن بوی اتحاد اسلامی به مشام می رسید اعلان می دارند: « از مصائب جلیله وارده بر اسلام و استخفاف در کلام مجید الهی عز اسمه و هدم بیت الله و اتلاف نفوس و اعراض و اموال مسلمین تماما مستحضر و متاسف و تاکنون آنچه توانسته ایم در جلوگیری از این ارتکابات فروگذاری نکرده ایم، لیکن با این احاطه دشمنان دین مبین بر طلطنت عالیه اسلام، تخلیص از چنگال اعادی غیر مامول و معلوم است.امروزه حفیظ بیضه اسلام و حراست نوامیس دین مبین و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمین به عهده صیانت و عنایت بندگان اعلیحضرت اقدس همایونی ظل الله سلطان المسلمین و السلطان عبدالحمید غازی ادام الله ظله العالی علی مفارق المسلمین موکول و بحمدالله تعالی این بذل عنایت جدید و آن ذات اقدس که اسلام و مسلمین را احیاء و حیات جدید بخشیدند موجب تشکر و دعاگوئی است تمام استظهارات و حمایت آن ذات اقدس و اصلاح کلیه مفاسد و احقاق حقوق مظلومین ایرانی را از آن سده سنیه بعون الله تعالی خواستگار انشاالله تعالی. الاحقر محمد کاظم خراسانی، الاحقر محمد حسین طهرانی، الاحقر عبدالله مازندرانی»(روزنامه ناله ملت،1:1326).
انعکاس این خبر در آذربایجان و آگاهی مردم از شروع فعالیت علمای نجف باعث میشود انجمن آذربایجان از این اقدام قدردانی نماید.

انجمن سعادت استانبول و ارتباط آن با انجمن آذربایجان
انجمن سعادت استانبول(اسلامبول) نقش مؤثری در برخی جهت گیری های جنبش مشروطه خواهی داشت  و در وقایع مشروطه بسیار اثرگذاربود. در اوان مشروطه انجمن های سرّی بسیاری در ایران برای اهداف مختلف شکل گرفت. اما یکی از این انجمن ها که به دلیل استقرار در عثمانی آزادانه و آشکارا فعالیت می کرد انجمن سعادت بود که به دنبال سعادت ایرانیان از طریق برقراری حکومت مشروطه بود. بعد از به توپ بسته شدن مجلس به دستور محمد علی شاه قاجار، مهم ترین تحولات مربوط به مشروطه در خارج از ایران رقم می خورد، چون ملیونی که مجبور به مهاجرت به خارج شده بودند، در لندن، پاریس، قفقاز و عثمانی مستقر شده و به تکاپو افتادند که عمده ترین مرکز آن استانبول بود. در این میان نقش انجمن سعادت از همه خطیرتر بود. این انجمن نقش مؤثری در برخی جهت گیری های جنبش مشروطه خواهی داشت و در خارج از کشور در نقش رابط بین نیروهای آزادی خواه تبریز با نجف و شهرهای اروپا ایفا می کرد. در مورد این انجمن و هویت بنیان گذاران آن و اقداماتشان اختلاف نظر وجود دارد. احمد کسروی از این انجمن به نیکی یاد می کند و افسوس می خورد که نام بنیان گذاران آن معلوم نیست. به زعم وی این انجمن در استانبول به دست بازرگانان آذربایجانی اداره می شده است (کسروی،84:1322).حسین آبادیان مؤسس انجمن را سید اسدالله خرقانی می داند که از شاگردان شیخ هادی نجم آبادی بوده است. سید اسدالله خرقانی در این دوره از گردانندگان اصلی مشروطه خواهان ایران در امپراتوری عثمانی بوده است. وی پیش از مشروطه هم نقش فعالی در گسترش اندیشه های مشروطه خواهی در ایران داشته است. او در نجف اقامت داشت که مشروطه اولبه تعطیلی کشیده شد و به همراه مهاجران ایرانی مقیم عثمانی انجمن سعادت را تشکیل دادند. اما عبدالهادي حائري اسدالله ممقاني را نماينده آخوند خراساني معرفي مي کند که وي براي تماس با آزادي خواهان به آنجا اعزام شده بود.به نظر مي رسد که اسدالله ممقاني به واقعيت نزديک تر است .
برای روشنتر شدن نحوه تاسیس انجمن سعادت در ذیل نگاهی اجمالی به اسکان آذربایجانی های مقیم استانبول در عثمانی و نیز حمایت های آنها از مشروطه خواهی در آذربایجان خواهیم داشت و چگونگی تشکیل هسته اولیه انجمن سعادت را شرح خواهیم داد.
1-1-11 آذربایجانی های استانبول
اسکان آذربایجانی ها در عثمانی به اوایل قرن شانزده برمیگردد که در نتیجه اشغال تبریز توسط سلطان سلیم تعداد زیادی از صنعتگران آذربایجانی به عثمانی کوچ داده شدند. بعدها با بهتر شدن مناسبات قاجار-عثمانی آذربایجانی های مقیم عثمانی که علاقه وافری به تجارت داشتند رو به استانبول گذاشتند که دروازه غرب به حساب میامد. در حوالی سال 1900 جمعیت آذربایجانی های استانبول از ده هزار نفر گذشته بود (تقی زاده،222:1379).
بررسی وتحلیل تکاپوهای جامعه آذربایجانی های مقیم دراستانبول در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی، ما را به تودرتوی کلاف پیچیده مسائل تاریخ روابط بین الملل، در دوره مملو از ناآرامی و دگرگونی می کشاند. بررسی روابط ایران و عثمانی مستلزم تحلیل و درک تاریخ این دو کشور در عصر انقلاب های مشروطه خواهانه و سیطره قدرت های امپریالیستی اروپا برجهان خواهد بود. در واقع آذربایجانی های مقیم استانبول نقش انکارناپذیری در انتقال « تجدد» به ایران ایفا کرده اند. تجار آذربایجانی در استانبول از آزادی کامل تجارت و داد و ستد برخوردار بودند. و بسیاری از آنها در فرصت های مناسب حتی به تابعیت دولت عثمانی درآمدند. با این همه آنها پیوند خود را با موطن پدری خود آذربایجان نگسستند. آذربایجانی های استانبول در کنار تجارت پیگیر وضعیت موطن خود هم بودند. و با بهره گیری از آزادی های سیاسی در عثمانی اجلاس متعددی را در مورد وضعیت ممالک محروسه قاجار(در آن زمان ایران به نام ممالک محروسه قاجار شناخته میشد) برگزار میکردند. با گذشت زمان آنها با سازماندهی فعالیت هایشان و با گرد آوردن همفکران خود انجمنی را برای خدمت به موطن خود و سعادت مردمان آن ایجاد کردند. که ” انجمن سعادت ” نام گرفت و حتی با توجه به برخی منابع این انجمن شعبه زنان نیز داشته است( آفاری ،25:1377). این انجمن در بسیاری از رویدادهای سیاسی که به وقوع انقلاب مشروطیت در ایران انجامیدحضوری انکارناپذیر داشته و با نام “کمیته زنان ایرانی مقیم استانبول” فعالیت میکرد. این کمیته با کمیته زنان انجمن آذربایجان که در تبریز از سوی بانوان تشکیل شده بود همکاری نزدیک و فعالانه ای داشته است. کمیته زنان انجمن آذربایجان در جریان محاصره تبریز از سوی نیروهای محمد علی شاه در سال 1908 م با ارسال تلگرافی به همتای خود دراستانبول درخواست کردندکه افکار عمومی جهان را از وضعیت زنان در در ایران آگاه سازند و کمیته زنان استانبول نیز با ارسال تلگرافی به ملکه انگلستان و ملکه پاریس خواهان کمک آنان شدند. متن این تلگراف چنین بود:
« کمیته زنان ایرانی درقسطنطنیه با ملاحظه وضعیت خواهران خود در ایران به نام بشریت و به نام ایرانی، با احترام از آن والاحضرت دعوت مینماید که با استفاده از نفوذ باکرامت خویش و با میانجیگری به خاطر خواهران، در جهت خاتمه بخشیدن به کشتار و خونریزی در ایران و ستمگری غیر قابل وصفی که به دستور شاه و از جانب قوای نظامی برخواهران ما اعمال می شود، اقدام نمائید. امضاء: ریاست کمیته زهره.»
1-1-12 ایرانیان و انجمن سعادت استانبول
شهر استانبول، پایتخت امپراطوری عثمانی حلقه واسط بین دنیای شرق و جهان غرب به حساب می آید، این شهربه سال 1453 م . توسط سلطان محمد فاتح، سلطان عثمانی گشوده شد و از آن تاریخ به بعد به دلیل آمیزش افکار و عقاید و حضور مردمانی از سرتاسر آسیا و اروپا به عنوان یک ” مادرشهر” مطرح گردید.
استانبول به عنوان مرکزی برای تجارت بین ملتهای گوناگون نیز محسوب می گردد و از آن جایی که لازمه تجارت نیز مبادله سریع اطلاعات و آگاهی های فزاینده می باشد، لذا این شهر را می توان به عنوان نقطه ثقل مبادلات فکری و عقیدتی آن زمان نیز به حساب آورد. دلیل دیگر اهمیت استانبول « قرار گرفتن آن در خاک اصلی اروپا و نفوذ بسیار بالای تمدن اروپایی و مظاهر وابسته به آن در این شهر می باشد» (نوایی،165:1328).
ایرانیان، که در آن زمان در تجارت جهانی نقشی در خور داشتند و اغلب ایرانیان تاجر را نیز اهالی آذربایجان تشکیل می دادند، در این شهر « درنتیجه تماس با روشنفکران و آزادی خواهان سایر ممالک و نیز مطالعه جراید و روزنامه های متفاوت و متنوع به مرور زمان دارای افکار آزادی خواهی می گردند و این افکار به سرعت هرچه تمامتر در آنها رشد می یابد»( جاوید،41:1347).
وجود جمعیت فرهیخته ای از ایرانیان باعث شده بود که سفارت کبرای ایران در استانبول نیز واجد اهمیت حیاتی باشد. استانبول با چنین ساختار ویژه ای، با حضور ایرانیان در آن در دوره ای از تاریخ ایران که حرکات آزادی خواهی شروع شده و در مسیر تعالی افتاده بود نقشی تعیین کننده برعهده گرفته است.
در مورد نقش ایرانیان مقیم استانبول در روند تحولات مشروطه در ایران، همانطور که قبلا گفته شد جمعیت تجار مقیم آن دیار از مدتها قبل از حرکت مشروطه خواهی در ایران شکل گرفته بود ولی سرعت و شتاب فزاینده تحولات در ایران باعث شد تا ایرانیان مقیم استانبول نیز به عنوان بخشی از پیکره واحد ایران، به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره قانون اساسی، مجلس شورای ملی، آموزش و پرورش، هزینه نگهداری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره انجمن ایالتی، مجلس شورای ملی، مشروطه خواهی، روشنفکران