دانلود پایان نامه ارشد درباره مراتب هستی، عرفان عملی، زبان فارسی، وحدت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

میگشاید.»218
از نظر فلسفه ذن شناخت سه سطح دارد . شناخت پنداری ، شناخت نسبی و شناخت مطلق. شناخت پنداری همان شناخت اولیه است مثلاً وقتی از دور به ریسمانی نگاه میکنیم ممکن است گمان بریم که «مارا» ست. این شناخت معمولا سطحی بوده و به ظواهر میپردازد. در شناخت نسبی ما پدیدهها را به صورت قیاسی میسنجیم. در را به این دلیل در میدانیم که با پنجره فرق دارد. کوه با دشت به این علت تفاوت دارد که بلندتر است! و… و شناخت مطلق بعد از روشن شدگی(ساتوری) رخ میدهد !
چه ستودنی است کسی که نیندیشد
زندگی گذر است
هنگام برجهیدن آذرخش!
برای دریافتی بهتر از حقیقت ذن، چند مسئله در باب آیین ذن را گذرا بررسی میکنیم:
2-1. آیا ذن نوعی عرفان است؟
بسیار شایع است که ذن به عنوان یک رویکرد عرفانی مطرح میشود و بسیاری امروزه در جوامع ما در ضمن عرفانهای نو ظهور آن را مورد بررسی قرار میدهند، اما باید عنایت داشته باشیم که آنچه در این آیین عرفان خوانده میشود، تفاوتی ماهوی با عموم عرفانهای شناخته شده دارد و بسیاری از عناصر و مؤلفههایی که در یک دستگاه عرفانی نقش محوری دارند در ذن به هیچ روی یافت نمیشوند. از سوی دیگر در ذن با گونهای سلوک روبهرو هستیم که در عرفانهای دیگر نمیبینیم. سوزوکی در این باره میگوید: «معمولاً عرفان فراوردهای بسیار متغیر و متنوع و از زندگی به دور است. ذن این خصلت را دگرگون کرده است. ذن آنچه را در آسمانها بود به روی زمین آورده است. با توسعه ذن عرفان از عرفانی بودن خود دست کشیده است. در این شکل ، عرفان دیگر محصول هیجانی ذهن غیر طبیعی نیست. چون ذن خود را در سادهترین و غیرمهیّجترین نوع زندگی انسانهای ساده خیابان نشان میدهد و واقعیت زندگی را در بحبوحه و کوران زندگی میجوید… ذن ما را وامیدارد در دنیا چنان زندگی کنیم که انگار در باغ بهشت در حال قدم زدن هستیم و تمامی این کردارهای روحی را بدون اینکه ما را به اصول و عقایدی رجوع دهد، صرفاً با تبیین حقیقت – به مستقیمترین شیوه که در هستی باطنی ما محقق است – انجام میدهد.»219
و در جای دیگر چنین میگوید: «ذن عرفان نیست220، گرچه شاید چیزی در آن باشد که یادآور عرفان باشد. ذن جذبه یا استغراق، همان شدن یا اتحاد نمیآموزد، زیرا تمام این تصوّرات از یک مفهوم دوگانهگرای زندگی و جهان مشتق میشوند. در ذن یک کل بودگی اشیا هست که از جدا شدن یا تجزیه شدن به هر گونه تقابل یا تضادی خودداری میکند.»221
پاشایی در این باب میگوید : «شاید بتوان ذن را شکلی از عرفان دانست، ولی شکلی که به هیچ شکل دیگر عرفان ـ از نظر تربیت و مقصود نهایی ـ یعنی درتمرین کوآن و ذاذن مانند نیست. ذاذن یعنی چهار زانو و آرام نشستن و به نگرش درون پرداختن؛ یعنی نظاره و سیر در عوالم درونی. چون ذاذن با کوآن همراه شود ویژگی خاصّی مییابد که خاصّ ذن است و هم از اینجاست که ذن از شکلهای دیگر عرفان متمایز میشود.»222
در جمعبندی سخن باید گفت که اگر در برخی تعابیر ذن از جرگه عرفان بیرون رانده میشود به این معناست که ذن به مباحث نظری نمیپردازد، چرا که عموم نویسندگان بر اینکه ذن همّتش معطوف سلوکی عملی است، همداستاناند و این خود اساس عرفان عملی است. دقیقاً نظیر آنچه در فتوت قلمی شد که گفتیم فتوت سلوک عملی است، یعنی عرفان فقط از وحدت وجود و ساحات و مراتب هستی سخن نمیگوید، بلکه در زندگی عادی مردم کوچه و بازار میتواند حضور داشته باشد، که مصداق روشن آن فتوت است.
2- ۲. ساتوری
ساتوری یکی از مهمترین مباحث مطرح در ذن است. ذن به دنبال آن است که انسان را به این ساتوری برساند. ساتوری در زبان فارسی با تعابیر و عبارات مختلفی معادل گذاری شده است که به صورت خلاصه میتوان آن را به «روشن شدگی» ترجمه کرد. مسلماً این روشن شدگی تأثیری اساسی در همه ابعاد وجودی سالک خواهد داشت. در تبیین این مفهوم به بیان سوزوکی استناد میکنیم: «کسب نظرگاه جدید در ذن ساتوری نامیده میشود… بدون ساتوری اساساً ذنی وجود ندارد؛ زیرا زندگی ذن با گشودن ساتوری آغاز میگردد. ساتوری را میتوان به تمایز از فهم منطقی و عقلی، نگاهی شهودی تعریف کرد… ساتوری به معنای باز کردن دریچه جدیدی به روی جهان است که تا کنون در پرده ابهام ذهن دوگانه انگار قرار گرفته بود.»223
بر طبق تعالیم مکتب ذن ساتوری ریشه در هستی انسان دارد و اگر کسی بتواند به این تجربه درونی دست یابد نقطة عطفی در زندگی او ایجاد شده است. بدون دستیابی به ساتوری هیچکس نمیتواند به حقیقت ذن دست یابد. میتوان گفت ساتوری یک حادثه ذهنی است که ناگهانی رخ میدهد تا انسان بیدار شود. در ساتوری تغییر مهمی در ذهن انسان رخ میدهد و آن اینکه تمام مفاهیم عقلی و فکری او زدوده میشود، انسان از زاویهای جدید به اشیا مینگرد. با این همه میتوان گفت:« ساتوری یک حالت ویژه نیست؛ بلکه بازگشتن به یک موقعیت عادی، اصلی و ابتدایی وجود است. در تک تک سلولهای بدن. ساتوری را نمیتوان در طبقه بندیهای مفهومی و زبانی جا داد. نمیتوان ساتوری را آموخت یا دریافت کرد و یا انتقال داد. باید خود فرد آن را تجربه کند. استاد فقط کمک میکند.»224
2- 3. ندانستگی
این داستان که در آیین ذن بسیار مشهور است، در دل خود یکی از اساسیترین آموزههای ذن را جای داده است و ما را به میزان قابل توجهی با مفهوم ندانستگی آشنا میکند:
«هيزم شكني در كوهي دور هيزم میشكست كه جانوري به نام « ساتوري» برایش نمودار شد.
جانوري عجیب و شگفتآور بود. هيزم شكن تا آن موقع چنين آفريدهاي در هيچ جا نديده بود. انديشيد كه آن را زنده بگيرم. حيوان انديشهاش را خوانده گفت: « ميخواهي مرا زنده بگيري ؟» هيزم شكن سخت غافلگير شده نميدانست چه بگويد كه ساتوري گفت: «تو از اينكه من انديشهات را خواندهام هاج و واج ماندهاي». هیزم شكن بيش از پيش تعجب كرد. آنگاه انديشيد كه با تبر زخمي به او بزند كه ساتوري گفت: « اكنون ميخواهي مرا بكشي ». انديشه هيزم شكن سخت پريشان شد و دريافت كه كاري از او بر نميآيد. انديشيد چه خوب است كه دست از او بردارم و به كار خود بپردازم. ساتوري دست از سر او بر نداشت و گفت: « پس سرانجام مرا رها كردهاي».
هيزم شكن نميدانست كه با خود و با اين حيوان شگفت آور چه بكند . تبر را برداشت و سخت به كار خود مشغول شد و ديگر به ساتوري نينديشيد و او را از ياد برد. هم چنان كه سرگرم كار بود تبر از دستهاش جدا شد و به ساتوري خورد و در دم او را كشت. ساتوري با همه نيرويي كه در خواندن جان هركس دارد، در خواندن حالت ندانسته جان ( ندانستگي ) ناكام ماند.»225
ذن همواره بر این مهم اصرار میورزد که موفقیت در سایة فراغت از همه دلمشغولیهاست. در این حالت شخص هیچ فشاری بر خود وارد نمیکند و آرام بودن و به خود فشار نیاوردن، مساوی است با قدرت و سرعت عمل بیشتر.
وقتی ذهن و جسم به آرامش برسد، نگرانی و اضطراب در مورد نحوه عملکرد و نتیجه کار خاتمه میپذیرد. عمل در حالت بی خیالتری اتفاق میافتد. این اضطراب یا میل مفرط و آرزوی دستیابی به هدف است که در سر راه تلاش بی زحمت قرار میگیرد.
سؤالی در اینجا مطرح میشود و آن، این است که چگونه وقتی که کاری اصلاً برایمان اهمیت ندارد میتوانیم بهخوبی عمل کنیم، اما وقتی که دقیقاً چنین چیزی را میخواهیم نمیتوانیم؟
در جواب میگویند که شما بایستی سعی کنید نسبت به کاری که در حال انجام آن هستید مضطرب و نگران نشوید، یعنی بدون تقلّا همانند برگ از درخت و جوشش آب از چشمه آن کار را انجام دهید. پس از انجام تمرینهای متوالی این امر جزء طبیعت و سرشت شما میشود.
اگر این کار را به صورت عملی بهکار ببندید، میبینید که شما میتوانید بدون اینکه به موضوع اهمیت بدهید موفق شوید.
آرامش اعصاب و تمرکز همگام و همقدم در حرکتاند. ولی تمرکزِ بیش از حد، خود را مغلوب میسازد و باعث شکست و نابودی خود میگردد. اگر واقعاً بی تفاوت و راحت و خونسرد باشید و به جای اینکه تمام وقت از ذهن هوشیار و ضمیر خودآگاه خود بهره گیرید و آن را به کار مداوم وادارید، بگذارید جسم و ضمیر ناخودآگاهتان نیز هر یک وظیفه خود را انجام دهند در آن صورت، تمرکز حواس میتواند به تلاش بی زحمت تبدیل گردد.
نباید نگران و مضطرب باشید چیزی که در برابر تلاش بی زحمت مقاومت میکند دلواپسی و نگرانی و توجه بیش از حد نسبت به صحت انجام کار مورد نظر است. وقتی که ذهن از تقلای زیاد باز بایستد، حرکات دلخواه اتفاق می‌افتند و در پی این موضوع به طور ناگهانی پیشرفت شایان توجهی حاصل میشوند.
شما تمامی حواستان را بر حرکت متمرکز میسازید ولی از لحاظ جسمی و فکری کاملاً در آرامش به سر میبرید، با تلاشی ناچیز متوجه میشوید آنچنان هم غیر ممکن نیست که بدون اضطراب و نگرانی در مورد کاری که در دست داشتید، دست به کار بشوید در واقع تلاشی بی زحمت داشتهاید.
سوزوکی در جایی از خرد تزلزلناپذیر سخن میگوید و سپس در تبیین این واژه میگوید: «تزلزلناپذیری به معنای سفت و محکم و بیجان بودن مانند یک صخره یا یک تکه چوب نیست. این اصطلاح به معنای بالاترین درجه حرکت توسط مرکزی است که خود بی حرکت باقی میماند.»226
در تفصیل این مطلب باید گفت در دین بودا و زیرشاخههای آن، هدف رسیدن به حالت «بودایی» است. این حالت «بودایی» همان روشن شدگی است که به ژاپنی ساتوری خوانده میشود. یکی از محوریترین پرسشها در این مجال این است که ظرف تحقق ساتوری چیست و در چه شرایطی این مهم حاصل میآید.
شاید اینکه ظرف تحقّق ستوری جان سالک است ،چندان غریب نباشد ، اما اینکه این حالت در زمانی رخ میدهد که جان به خود آگاهی ندارد ، برای آنانکه در هوای بودا نبالیدهاند و با ذن همراه نبودهاند، بسیار دیریاب و دشوار فهم است.
ایزوتسو میگوید:« از نظر ذن، كافي‌ نيست‌ كه‌ سيب، سيب‌ ديده‌ نشود؛ بلكه‌ نبايد هيچ‌ چيز ديده‌ شود. به‌ بيان‌ ديگر، سيب‌ بايد بدون‌ هيچ‌ حد‌ي‌ ديده‌ شود. در حقيقت‌ در بي‌تعيّني‌اش‌ لحاظ‌ شود. براي‌ اينکه‌ سيب‌ به‌ اين‌ صورت‌ ديده‌ شود، بايد سيب‌ با «ووهسين»227( اصطلاح‌ فني‌ چيني‌ به‌ معناي‌ نه‌ – ذهن)228ديده‌ شود. هنگامي‌كه‌ تمام‌ ذرّ‌ات‌ قابل‌ درك‌ براي‌ سيب‌ نفي‌ شود، ناگهان‌ واقعيت‌ خارق‌ العادة‌ سيب‌ خود را نشان‌ مي‌دهد. اين‌ ظهور، پَرجنا در دين‌ بودايي‌ است.»229
«ندانستگی» یا «نه‌ – ذهن»230ممكن‌ است‌ به‌ صورت‌ ذهني‌ كه‌ ذهن‌ نيست‌ يا ذهني‌ كه‌ در حالت‌ نيستي 231قرار دارد، ترجمه‌ شود؛ در حالیکه این درست نیست. «نه‌ – ذهن» حالت‌ رواني‌ است‌ كه‌ در آن، ذهن خود را در بالاترين‌ مرحلة‌ استنباط‌ مي‌يابد؛ مرحله‌اي‌ كه‌ در آن، ذهن در بالاترين‌ قوت، به‌ روشني‌ فعاليت‌ مي‌كند؛ همان‌گونه‌ كه‌ در بيانات‌ بودايي‌ بارها آمده‌ است: آگاهي‌، خود را در درخشندگي‌ كامل‌ نور خود هويدا مي‌سازد.
«نه‌ – ذهن» نقش‌ بسيار مهم‌ و سازنده‌اي‌ را در تاريخ‌ فرهنگي‌ چين‌ و ژاپن‌ ايفا كرده‌ است. در ژاپن‌ شكل‌هاي‌ مهم‌ هنرهاي‌ زيبا مانند: شعر، نقّاشي، خطاطي‌ و… كم‌ و بيش‌ تحت‌ تأثير «نه‌ – ذهن» رشد يافتهاند. در این زمینه داستان‌هاي‌ كوتاه‌ بسياري‌ اعم‌ از واقعي‌ و افسانه‌اي‌ هم به‌ ميراث‌ رسيده‌ است؛ براي‌ مثال، نقّاشاني‌ كه‌ با رنگ‌ سياه‌ و سفيد نقّاشي‌ مي‌كنند و قلم‌ موي‌ ايشان‌ در سطح‌ كاغذ آن‌گونه‌ كه‌ خود مي‌خواهد، حركت‌ مي‌كند بدون‌ اينكه‌ هنرمند از حركتي‌ كه‌ قلم‌ مي‌كند، آگاه‌ باشد يا استاد موسيقيداني‌ كه‌ هنگام‌ نواختن‌ چنگ، احساس‌ مي‌كند او نيست‌ كه‌ مي‌نوازد؛ بلكه‌ خود موسيقي‌ است‌ كه‌ نواخته‌ مي‌شود.
یکی از مفاهیم عمیقی که ذن به آن میپردازد مفهوم تهی بودن است. از نظر فلسفه ذن این تهی بودن است که باعث آفرینش میشود. اگر جایی خالی نباشد نمیتوان آن را پر کرد. جان را بیدار کن بی آنکه روی چیزی بیارامد!
در تبيين اين مفهوم ميتوان از اين بيان مدد جست: « غرض از بيقصدي ، غياب محض اشيا نيست که هيچيِ خالي در آن غلبه دارد. سرشت روح بيشکل است و هيچ چيزي نبايد در آن قرار و تمکن بيابد. وقتي چيزي در آن قرار بگيرد، نيروي روحي تو به سويش کشيده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سیر تاریخی، آداب و رسوم، نام گذاری، جهان عینی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره خواب آلودگی، دوگانه انگاری، ارزش واقعی، صدق و کذب