دانلود پایان نامه ارشد درباره كوروش، كرد، يوناني، سپاهيان

دانلود پایان نامه ارشد

شهر ميلتوس در دست تيسافرنس بود و وي دستور داد تمام سپاهيان هم ايراني و هم يوناني در سارديس مورد بازديد قرار گيرند . پاره اي از سربازان مزدور نيز در بين راه به سپاهيان كوروش پيوستند در سارديس تعداد نه هزار و ششصد سرباز پياده سنگين اسلحه ي يوناني به اضافه دو هزار و صد پياده سبك اسلحه به اضافه دويست كماندار تيرانداز به اضافه دو هزار و صد پياده سبك اسلحه به اضافه دويست كماندار تيرانداز به اضافه تعدادزيادي سپاه ايراني گرد آمده بودند گذشته از اين ها دستور ساماندهي يك سواره نظام و همچنين ناوگان كشتي را داده بود و پاره اي از نزديكترين مشاوران اردشير دوم را نيز گرد خود آورده بود. در اوايل بهار 410 پيش از ميلاد كوروش از سارديس به حركت در افتاد در حالي كه به همه اظهار مي داشت وي قصد دارد پيسيديان ها را تحت كنترل خود درآورد.
هنگامي كه تيسافرنس از قدرت چنين نيرويي عظيمي آگاه شد نيرويي كه بسيار زيادتر از آن ميزاني كه پيسيديان ها را تحت انقياد در آورد با شتاب نزد شاه رفت كه وي را از این جريانات باخبر سازد در نتيجه در حرم شاهانه نزاعي در گرفت منازعه بين پاريساتيس و همسر اردشير به نام استاتيرا اين استاتيرا مادرشوهر خود را متهم به اين كرد كه پنهاني از فرزند جوانش كوروش حمايت مي كند در خلال اين احوال اردشير با آشفتگي تمام نيروهاي خودرا گردآوري كرد و آماده ي جنگ شد.
در همين موقع كوروش خود را به فريگيا رساند و در آنجا در شهر كولوسا هزار و پانصد نفر مزدور ديگر به سپاهيان خود اضافه كرد پس از آن كوروش سپاهيان خود را به يكي از شهرهاي غني و پربار فريگيا به نام سلانا رهبري كرد جايي كه وي كاخي در آن داشت و نيز يك پارك گسترده براي شكار حيوانات وحشي .در اينجا نيز باز هم سربازان مزدور ديگري به سپاهيانش افزوده شد و او بازديدي از سپاهيان يوناني به عمل آورد . اكنون سپاهيان كوروش شامل مي شد بر يازده هزار پياده سنگين اسلحه و دو هزار و صد پياده سبك اسلحه . كوروش در اينجا با يك مشكل مالي روبرو شد زيرا سپاهيان مزدور بيش از سه ماه بود كه مزدي دريافت نكرده بودند و اكنون لب به شكايت باز كرده بودند در خلال اين احوال همسر شاه سيليسيا به نام اپياكسا در شهر كوستروپديون به كوروش پيوست وي كه عاشق كوروش بود بودجه و پول لازم را دراختيار كوروش قرار داد در نتيجه وي توانست مزد چهار ماه سربازان را بپردازد.
بعد از اين جريان كوروش از ناحيه كاپادوسيا عبور كرد و به سوي قلمرو سيليسيا شتافت در اين سفر وي از راهي بسيار ناهموار و تقريبا غير ممكن عبور كرد پس از آن خود را به تارسوس پايتخت سيليسيا رساند كاخ سيه نسيس پادشاه در آن قرار داشت ولي شاه و اكثريت اطرافيانش به كوهستان ها گريخته بودند اين مسئله به يوناني ها اجازه داد كه شهر و كاخ شاهي را غارت كنند كوروش فرستاده اي نزد سيه نسيس اعزام داشت و او را نزد خويش فراخواند ولي وي از رفتن نزد كوروش خودداري كرد. اپياكسا همسر وي از كوروش تقاضا كرد نامه هايي مبني بر تضمين سلامت وي بدهد سپس به شوهرش تكليف كرد كه دعوت كوروش را بپذيرد اما سيه نسيس وضع دشواري داشت از يك سو بيمناك بود كه اگر شورش كوروش شكست بخورد آنگاه وي مورد تنبيه اردشير واقع شود از سوي ديگر به كوروش اجازه داده بود از راههاي صعب كوهستاني قلمروش عبور كند به اميد آنكه اگر كوروش پيروز شود، از وي پاداشي دريافت دارد طبق گزارش ديودوروس سيه نسيس در اينجا يك سياست دوگانه در پيش گرفت و به اصطلاح معروف دو دوزه بازي كرد : ابتدا يكي از فرزندانش را با يك هنگ سرباز نزد اردشير فرستاد تا او را از برنامه كوروش آگاه كند آنگاه فرزند ديگرش را نيز با عده اي سرباز نزد كوروش فرستاد جريان هرچه بود ملاقات سيه نسيس و كوروش به صورتي دوستانه صورت گرفت شاه سيليسيا به كوروش پول داد تا مزد سربازان را بپردازد كوروش نيز وعده داد كه بيش از آن ديگر سرزمين وي را غارت نكند بعلاوه اين ها كوروش هدايايي به شاه سيليسيا داد كه معمولا پادشاهان ايراني هديه مي كردند هدايا عبارت بودند از يك اسب با دهنه ي طلايي ، يك طوق طلا ، يك گردنبند ، يك كمربند و يك دست لباس ايراني
يوناني هاي اندك اندك سوظن پيدا كردند كه كوروش مي خواهد عليه شاه بجنگد اين بود كه از ترس سرنوشت آينده شان از ادامه حركت خودداري كردند فرمانده ي آنها كلياركوس از مدت ها پيش از منظور و هدف كوروش آگاه بود كوروش سعي كرد سربازان مزدور را قانع كند كه هدف وي جنگ با آبروكوماس فرماندار فينيقي است كه از وي نفرت دارد و اكنون در ساحل رود فرات اقامت كرده است يوناني ها به طور كامل سخنان كوروش را باور نكردند ولي تصميم گرفتند در صورت افزايش مزد او را همراهي كنند كوروش به آنها وعده داد كه يك و نيم برابر مزد قبلي به آنان بپردازد يعني به جاي يك دار يك در ماه هر سرباز مزدور ماهي يك داريك و نيم دريافت خواهد داشت.
هنگامي كه كوروش و سپاهيانش به دروازه ي بزرگ سيليسيا رسيدند تعداد سي و پنج كشتي از پلوپونسوس و بيست و پنج كشتي از افه سوس به آنها ملحق شدند كه فرماندهي آنها را يك درياسالار مصري به نام تاموس كه از دوستان كوروش محسوب مي شد به عهده داشت . گذشته از اين ها چهار صد سرباز سنگين اسلحه يوناني نيز به آنها پيوستند اين سربازان پيمان خود را با آبروكوماس شكسته و به كوروش ملحق شده بودند. گذشته ازهمه اين ها چندين صد سرباز مزدور يوناني باز هم به سپاه كوروش اضافه شدند ساميوس درياسالار اسپارتائي در پيشاپيش كشتي هاي خود در سواحل سيليسيا به حركت درآمد تا اگر به راستي سيه نسيس شاه سيليسيا قصد سويي داشته باشد مانع فعاليت او گردد.
بدين ترتيب سپاهيان شورشي به دروازه ي سوريه بين سيليسيا و ارتفاعات سوريه رسيدند راه عبور به وسيله ي دو ديوار مسدود شده بود ديوار نخست را گارد سيليسيا محافظت مي كرد در حالي كه ديوار دوم توسط يك هنگ ايراني نگهداري مي شد.
در ميان سپاهيان كوروش بسيار سربازان مزدور ناراضي وجود داشتند و از اين مسئله بيمناك بودند كه مبادا آنها را به جنگ شاه ايران مي برند اين بود كه دو تن از فرماندهان يوناني مخفيانه از راه دريا گريختند كوروش پس از اطلاع از ماجرا باقيمانده فرماندهان يوناني را احضار كرد و به آنان اظهار داشت كه مي تواند فراريان را بازداشت كند يا افراد خانواده آنان را اسير نمايد خانواده هاي كه در شهر ترالس در كرايا مي زيستند ولي وي دست به اين كار نخواهد زد در عوض حتي اجازه مي دهد خانواده هايي آنان به هرجا كه مي خواهند بروند و اين كار در ازاي خدمات گذشته فرماندهان يوناني است اين سخنان تاثير عميقي بر يونانيان گذاشت و در نتيجه آنان وي را همراهي كردند تا به بين النهرين رسيدند.
در سوريه در كرانه ي رود داردانوس كوروش فرمان داد تا تمام باغ ها و كاخ هاي متعلق به ساتراپ استان آن سوي رود را كه بلسيس نام داشت ويران كنند سرانجام هنگامي كه در سوريه به شهر تاپساكوس رسيدند كوروش فرماندهان يوناني را احضار كرد و به آنان اطلاع داد كه اكنون آنان را به جنگ شاه در بابل مي برد وي به آنان دستور داد كه اين مسئله را به سربازان بگويند و آنان را ترغيب كنند كه او را همراهي نمايند سربازان مزدور از فرصت استفاده كرده و تقاضاي اضافه مزد بيشتري كردند كوروش وعده داد كه به هريك از آنان در ماه پنج مناس نقره بپردازد و اين پرداخت را آنقدر ادامه دهد تا سربازان به يونياه بازگردند.
هنگامي كه كوروش از سوريه عبور كرد حركت خود را سريع تر كرد او به درستي چنين انديشيد كه هرچه بيشتر وقت خود را صرف رسيدن به مقصد كند ، اردشير فرصت بيشتري براي گردآوري سپاه دارد سرانجام هنگامي كه سپاهيان به نواحي حاصل خيزتري رسيدند مشاهده كردند كه تمام گياهان و سبزيجات آنجا را سپاهيان اردشير سوزانده اند يكي از اشراف ايراني به نام اورونتاس كه در امور نظامي تجربه ي فراواني داشت به كوروش پيشنهاد كرد كه وي به اتفاق هزار نفر سوار كار به دنبال آتش افروزان بروند وآنان را شكار كرده و بكشند كوروش موافقت كرد ولي بعد از آن اورانتاس نامه اي به اردشير نوشت و به وي اطلاع داد كه مايل است با هنگ سواركاران خود به وي ملحق شود اين نامه به وسيله ي شخصي فرستاده شد كه اورانتاس مي پنداشت مورد اعتماد است ولي آن مرد كوروش را از نيت اورانتس باخبر ساخت اين بود كه كوروش خائن را بازداشت كرد پس از آن كوروش هفت تن از اشراف ايراني را به اضافه ي سردار كليكاركوس به چادر خود احضار كرد و به پياده نظام يوناني دستور داد كه آن محل را محاصره كنند.
كوروش به آن فرماندهان اظهار داشت كه مايل است با اورانتاس به صورتي انساني و اخلاقي رفتار كند سپس به آنان گفت كه اين اورانتاس در گذشته سه بار به وي خيانت كرده است ولي وي او را بخشيده است و دست راست خود را به وي ا رائه داده است سپس كوروش از اورانتاس پرسيد كه آيا من تاكنون به تو بدي كرده ام؟ اورانتاس پاسخ منفي داد پس از آن كوروش از وي پرسيد آيا مي تواني بار ديگر با من دوست باشي؟ اورانتاس پاسخ داد كه كوروش هرگز مانند يك دوست به وي اعتماد نخواهد كرد افراد حاضر در آن جلسه اورانتاس را به مرگ محكوم كردند و براي اثبات داوري خود دست به كمربند او زدند. پس از آن ها اورانتاس را به خيمه ي يكي از نزديكترين پيروان كوروش يعني آرتاپاتس مسئول نگهداري لوازم خصوصي او بردند از آن پس ديگر هيچ كس اورانتاس را نديد.
هنگامي كه كوروش به بابل رسيد نيروهاي خود را آرايش جنگي داد چون منتظر بود كه برخورد با سپاهيان شاه به سرعت انجام شود صبح روز بعد عده اي از افراد ارتش اردشير به اردوي كوروش پناه آورده و به او ملحق شدند بلافاصله پس از آن كوروش سرداران يوناني را براي مشاوره احضار كرد اگر بتوان به گزارش گزنفون اعتماد كرد كوروش به سرداران يوناني گفت كه آنان از بربرها نيرومندترند وشايسته ي اين آزادي هستند كه اكنون صاحب آنند و سپس اظهار داشت ارتش شاه ايران فقط از نظر حجم و اندازه بزرگ است اگر يونانيان بتوانند از همان آغاز در برابر آنان مقاومت نمايند پيروزي از آن ايشان خواهد بود سپس كوروش به آنان گوشزد كرد كه امپراتوري ايران بسيار گسترده است از سرزمين هاي آغاز مي شود كه به علت گرما زندگي در آن دشوار است و سپس به شمال تا جايي مي رسد كه به علت سرما اسكان درآنجا امكان پذير نيست پس به يونانيان وعده داد كه هنگامي كه در جنگ پيروز شدند وي به دوستان يوناني خود فرمانروايي تمام مناطق خودشان را خواهد بخشيد و به اضافه از هر سرباز يوناني با اعطاي يك نشان طلايي قدرداني خواهد كرد.
فرماندهي سپاهيان شاه ايران برعهده ي آبروكوماس ، تيسافرنس ، گوبرياس و آرباسس بود ولي آبروكوماس در آن هنگام با سپاهيانش از فينيقيه راهي بابل بود و خيلي دير به ميدان جنگ رسيد.
سپاهيان اردشير عقب نشيني كردند و از رود فرات گذشته و به آن سو رفتند و سپس پاره اي از اتباع وي تسليم شورشيان شدند كوروش به اين نتيجه رسيد كه شاه ايران از جنگ ترسيده و فرار كرده است اين بود كه شورشيان به آساني پيشروي كردند و حتي پاره اي از آنان اسلحه خود را نيز همراه نبردند براي اينكه ايراني به نام پاته گياس كه از دوستان صميمي كوروش بود با شتاب سوار بر اسبي سررسيد در حالي كه دهان اسب او كف كرده بود وي به زبان يوناني و فارسي فرياد برآورد كه سپاهيان اردشير پيشروي كرده نزديك ما هستند وحشت واضطراب در اردوي كوروش حكمفرما شد زيرا سربازان فكر مي كردند كه نمي توانند به سرعت و به موقع خود را براي جنگ آماده كنند ولي كوروش از ارابه ي خود پياده شد زره ي خود را پوشيده و براسب سوار شد نيزه به دست گرفت و فرمان داد كه سپاهيان اسلحه به دست بگيرند و در آرايش جنگي مستقر شوند.
كوروش با كمك يك مترجم به كليكاركوس دستور داد كه سربازان يوناني را به وسط سپاهيان دشمن هدايت كند وي از اين نظر مترجم گرفت كه مبادا در دستوري كه مي دهد اشتباهي بروز كند وسط سپاهيان دشمن شاه ايران قرار داشت ولي كليكاركوس از ترس اينكه مبادا توسط تعداد زيادي از دشمنان محاصره شوده از اين فرمان سرپيچي كرد و پاسخ داد من بهترين كار را خودم انجام خواهم دادو به كوروش توصيه كرد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره دولت ایران، آسیای صغیر، سنگ نوشته Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره نقش برجسته، داریوش اول، تخت جمشید، باستان شناسی