دانلود پایان نامه ارشد درباره كارآفرینی، کارآفرینی، توانمندسازی، توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی است. شاخص های توانمندی اقتصادی شامل کسب یا افزایش درآمد، توانایی باز پرداخت وام و قدرت پس انداز کردن است. توانمندی روانی شامل معرف هایی چون افزایش عزت نفس، استقلال فکری، احساس قدرت و افزایش خوداثربخشی هستند. توانمندی سیاسی به افزایش مشارکت سیاسی، مبارزه برای کسب حقوق برابر، حذف تبعیض علیه زنان اطلاق می شود. توانمندی اجتماعی با متغیرهای تغییر نگرش نسبت به نقش زنان، مشارکت در امور اجتماعی، جمع گرایی و تمایل به حضور در فضاهای عمومی تعریف شده است (شادی طلب و همکاران،1383). هرچند ماهیت اقتضایی توانمندسازی توسط تعدادی از نویسندگان مورد تأکید قرارگرفته است، اما مدل اقتضایی باون و لاولر برای توانمندسازی کارکنان جایگاه ویژه-ای دارد. این دو نویسنده عوامل زیر را در روی آوری به توانمندسازی کارکنان مؤثر می دانند: 1) استراتژی سازمانی؛ 2) پیوند با مشتریان؛ 3) تکنولوژی پیچیده؛ 4) تغییرات محیطی؛ و 5) کارکنان با نیاز رشد بالا. در نهایت باید به مدل جیف و اسکات اشاره کرد که که توفیق در توانمندسازی را مستلزم تغییر در«ساختار سازمانی» و «روابط گروهی» ،«نگرش افراد» می¬دانند و معتقدند بدون توجه به این عوامل هرگونه تلاشی در جهت توانمندسازی کارکنان با ناکامی مواجه خواهد شد (رهنورد و حسینی، 1386). بقا در شرایط توسعه یافتگی، هدفی است که همه کشورها برای رسیدن به آن تلاش می کنند. ارزش های اساسی توسعه پایدار بر محور ارتقای کیفیت زندگی و توانمندسازی انسان ها تعریف می شوند و تحقق عدالت اجتماعی یکی از مهم ترین لوازم پایداری توسعه است. ضمن اینکه یکی از مواردی که توسعه یافتگی را تحت تأثیر قرار می دهد، وجود فرصت های برابر برای توسعه توانمندی زنان و مردان است (فروزان و بیگلریان،1382). به ویژه توانمندسازی زنان که در توسعه پایدار نقشی اساسی دارد؛ در واقع ارزش های اصلی توسعه پایدار را باید در ارتقای کیفیت زندگی، یعنی توانمندسازی زنان و مردان در تأمین نیازهای اساسی، تلاش در جهت رفع اختلافات طبقاتی در جامعه، رشد آگاهی عمومی، اعتماد به نفس و اعتقاد عامه مردم به اهداف توسعه و حفظ امنیت و آزادگی جستجو کرد(رحیمیان، 1386).
کارآفرینی
به مانند سایر بحث ها در علوم انسانی، از کارآفرینی تعاریف مختلف و متعددی شده است (احمد پور، 1381، 3). وجود تعاریف و تعابیر مختلف و متنوع از کارآفرینی، از سویی بیانگر گستردگی و اهمیت موضوع بوده که می تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد. و از سویی دیگر نشان دهنده پویایی موضوع است که می تواند زمینه ارائه مدل ها، تئوری ها و نظرات متفاوتی را فراهم آورد. ذیلاً به ذکر چند مورد از تعاریف مختلف ارائه شده در مورد کارآفرینی پرداخته می شود:
واژه کارآفرینی از ریشه فرانسوی29 به معنی متعهد شدن و نیز اصطلاحاً به معنی واسطه یا دلال نشات گرفته، و مفهومی است که تاکنون از دیدگاه های مختلف و متعددی مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری بر این باورند که کارآفرینی موتور محرکه توسعه اقتصادی کشورهای توسعه یافته و نیز در حال توسعه است. سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد است. این در حالی است که در مورد زیادی به اشتباه این مفهوم را صرفاً معادل اشتغال زایی تعریف کرده اند. از اواخر دهه 70 در بسیاری از کشورهای پیشرفته به علت تغییر در ارزشها و گرایش های جامعه و به عبارتی تغییرات جمعیت شناختی، موجی از کسب و کارهای کوچک و افراد خود اشتغال به وجود آمدند، به گونه ای که این موضوع باعث شده است تا مقوله کارآفرینی از جنبه های متعدد و به وسیله رشته های مختلف علمی نظیر اقتصاد، مدیریت، جامعه شناسی و روانشناسی مورد مطالعه و بحث قرار گیرد. سوق دادن منابع به سوي ظرفيت هايي كه ايجاد ثروت مي نمايند را در بطن مفهوم كارآفريني مي دانند. بنابراين كارآفريني فرآيند كسب سود از تركيب جديد، منحصر به فرد و ارزشمند منابع در محيطي همراه با ابهام و عدم قطعيت مي باشد. كارآفرينان، افرادي هستند كه نوآوري مي كنند، فرصت هاي تجاري را شناسايي و خلق و تركيبات جديدي را از منابع را ارئه مي نمايند تا در محيط عدم قطعيت از اين نوآوري سود كسب كنند(آمیت و همکاران،1993) “ويليام باي گريو” معتقد است كه كارآفرين كسي است كه يك فرصت را در مي يابد و براي پيگيري آن فرصت، يك سازمان را راه اندازي مي كند و فرآيند كارآفريني تمام وظايف، فعاليت ها و عملياتي را كه با درك فرصت و ايجاد يك سازمان به منظور پيگيري آن فرصت ها ارتباط مي يابد، در بر مي گيرد(بای گریو30،1994).
پيتر دراكر معتقد است كه كارآفرين كسي است كه فعاليت اقتصادي كوچك و جديدي را با سرمايه خود شروع مي نمايد. كارآفرين ارزش ها را تغيير مي دهد و ماهيت آن ها را دچار تحول مي نمايد. همچنين مخاطره پذير است و به درستي تصميم گيري مي نمايد. براي فعاليت خود به سرمايه نياز دارد ولي هيچگاه سرمايه گذار نيست، كارآفرين همواره به دنبال تغيير است و به آن پاسخ مي دهد و فرصت ها را شناسايي مي كند و كارآفريني به عقيده دراكر همانا به كار بردن مفاهيم و فنون مديريتي، استانداردسازي محصول، به كار گيري ابزارها و فرآيندهاي طراحي و بنا نهادن كار بر پايه آموزش و تحليل كار انجام شده است. او كارآفريني را يك رفتار مي انگارد نه يك صفت خاص در شخصيت افراد.
در مجموع این که، بهترین تعریفی که می توان از کارآفرینی ارائه کرد این است که کارآفرینی عبارت است از : فرآیند نوآوری و بهره گیری از فرصت ها با تلاش و پشتکار بسیار و همراه با پذیرش ریسک های مالی، روانی و اجتماعی، که البته با انگیزه کسب سود مالی، توفیق طلبی، رضایت شخصی و استقلال صورت می پذیرد(هیستریچ31،2002).
تعریف كارآفرینی :
كارآفرینی، واژه ای است نو كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه Entrepreneurship به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی Entreprender به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر كارآفرین كسی است كه متعهد می شود یك فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، كارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته‌اند. وی معتقد است كارآفرین یك مدیر صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقیت، ریسك پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است كه با نوآوریها تحول ایجاد كند و یك شركت زیان ده را به سوددهی برساند.
سیر تكامل فعالان اقتصادی یا كارآفرینان نشان می دهد كه كارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن پانزدهم تاكنون در كانون بحث مكاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. اما سابقه مفهوم كارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین كسی كه این مسئله را مطرح كرد فردی به نام كانتیلون است. این واژه دستخوش تعاریف جدید شده و ترجمه آن در ایران به معنای همان كسی است كه زیربار تعهد می رود. امروزه بسیاری از شركتها به لزوم كارآفرینی سازمانی پی برده اند.
می توان گفت در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ كامل و جامع‌ كه مورد پذیرش‌ همه‌ی‌ صاحبنظران‌ قرار گیرد از واژه كارآفرینی ارائه‌ نشده‌ است‌، لیكن‌ در این‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ جوزف‌ شومپیتر از كارآفرینی‌ و نقش‌ كارآفرینان‌ در فرآیند توسعه؛‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌. بر طبق‌ نظر وی‌ كارآفرین‌ نیروی‌ محركه اصلی‌ در توسعة‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌ عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد تركیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی‌ كارآفرین‌ را «نوآوری‌»می‌دانست‌ و كار یك‌ كارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ كرد. وی‌ در كتاب‌ «نظریة‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌كندكه‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و كارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصه‌ی‌ یك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.
سابقه كارآفرینی در دنیا :
در اوایل سده شانزدهم میلادی كسانی را كه در كار مأموریت نظامی بودند كارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمرانی بودند، از لفظ كارآفرین زیاد استفاده شده است. كارآفرینی و كارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح كرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری كارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر كارآفرینی» لقب داده‌اند.
از نظر وی «كارآفرین نیروی محركه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش كارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد تركیب های تازه از مواد». همچنین كارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.
سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی:
به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:
دوره اول(قرون 15 و 16 میلادی) : در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ كه مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت كلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و …. از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. كارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.
دوره دوم(قرن 17 میلادی) : این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به كارآفرینی اضافه شد كارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالكان خصوصی می‌باشد.
دوره سوم(قرون 18و 19 میلادی) : در این دوره كارآفرین فردی است كه مخاطره می‌كند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌كند، بین كارآفرین و تأمین كننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر كسب و كار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.
دوره چهارم(دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی) : در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یك جزء اصلی به تعاریف كارآفرینی اضافه شده است.
دوره پنجم، دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ) : در این دوره همزمان با موج ایجاد كسب و كارهای كوچك و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش كارآفرینی به عنوان تسریع كننده این سازوكار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویكرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف كارآفرینی و كارآفرینان توجه نموده‌ا‌ند.تا دهه 1980 سه موج وسیع ، موضوع كارآفرینی را به جلو رانده است:
موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار كتابهای زندگی كارآفرینان و تاریخچه شركتهای آنها، چگونگی ایجاد كسب و كار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می‌شود.
موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.
موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك، تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.
سابقه كارآفرینی در ایران
علی‌رغم اینكه در كشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره توانمندسازی، زنان سرپرست، زنان سرپرست خانوار، برابری جنسیتی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره فیزیولوژی، عوامل محیطی، هوش هیجانی، حالات ذهنی