دانلود پایان نامه ارشد درباره فیزیولوژی، عزت نفس، زنان خانه دار، زنان شاغل

دانلود پایان نامه ارشد

جهت مقابله با شرايط منفي نياز است زيرا انسان ها با هر چه مواجه مي شوند آنرا تفسير مي کنند و تفسيرهاي شناختي تعيين کننده واکنش هاي افراد است. از نظر بک عقايد منفي درباره خود عامل محوري در اختلال افسردگي است و نگرش هاي منفي بخش اصلي تغييرات خلق محسوب مي شوند. کنترل هيجان شناختي به تمام سبک هاي شناختي اطلاق مي شود که هر فردي از آن به منظور افزايش يا کاهش و يا حفظ هيجان خود القاء مي کند.
تنظيم شناختي در دو چهارچوب مهم بررسي مي شود:
1- راهبردهاي تنظيم هيجان قبل از وقوع حادثه
2- راهبردهايي که پس از وقوع حادثه فعال مي شوند.
راهبردهايي که قبل از وقوع حادثه فعال مي شوند در کنترل منفي حوادث نقش مهمي دارند و موجب تعبير و تفسير موقعيت به نحوي مي شوند که پاسخ هاي هيجاني منفي مربوط با آن موقعيت را کاهش مي دهند. (بک 75 1991)، اين فرايند منجر به ارزيابي مجدد مثبت76 مي شود.
ماهیت هیجان
در روان شناسی ، هیجانها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند، زیرا رابطه ی آنها با نیازها و انگیزشها بسیار نزدیک است و می توانند ریشه ی بسیاری از اختلالهای روانی یا روان –تنی را تشکیل دهند. هیجانها حتی می توانند سلامت انسان را تضمین کنند. مثلا ، ترس موجب می شود که انسان خود را از خطر محفوظ بدارد و خشم موجب می شود که به دشمن حمله کند.
به رغم تلاشهای بسیار گسترده ای که فلاسفه ،فیزیولوژیستها و روان شناسان برای تبیین هیجانها به عمل آورده اند ، ماهیت و شیوه ی عمل آنها هنوز به طور روشن بیان نشده، به حالت فرضیه باقی مانده است. این محققان مخصوصا جلوه های فیزیولوژیک هیجانها (تغییرات ضربانهای قلب و تنفس ،سست شدن اسفنگترها ،خشک شدن دهان ،عرق کردن ،….)، اثر آنها روی عملکردهای ذهن (افزایش تلقین پذیری ، کاهش کنترل ارادی) و رفتارهای ناشی از هیجانها(گریه ها ،خنده ها، فرار کردنها، پنهان شدنها …) را مطالعه کرده اند. این مطالعات نشان داده است که در ظهور و تکوین جلوه های هیجان ، فرهنگ سهم بسزایی دارد. مثلا، در چین ، وقتی انسانها خشمگین می شوند چشمهای خود را گرد می کنند . با این همه ، شرایط تولید هیجان و پایه های روانی –فیزیولوژیک آن هنوز بخوبی شناخته نشده است(گنجی،1386).
هیجان ،نه تنها به ماهیت عامل هیجان زا بلکه به خود فرد، حالت فعلی جسمی و ذهنی ،شخصیت ،تاریخچه زندگی شخصی و تجربه های قبلی او نیز وابسته است . درست است که در برخی شرایط استثنایی ،هیجانهای گروهی به وجود می آید و برای اکثریت مردم معنای یکسانی پیدا می کند(مانند ترس ناگهانی از زمین لرزه یا بمباران شهر از طرف دشمن)، اصولا هیجان یک احساس فردی است.یعنی ، ممکن است یک موقعیت معین فردی را کاملا خشمگین کند یا بترساند اما در مورد دیگری هیچ واکنشی به وجود نیاورد. برای تایید این گفته ، می توان روزهای موشک اندازی رژیم عراق به شهرهای ایران یا بمباران شهرها را به یاد آورد.کسانی که آن روزها را به چشم دیده اند ، هیجانهای کاملا متفاوت افراد را نیز مشاهده کرده اند .بودند کسانی که چند لحظه ای واقعا لال می شدند ، سردرد می گرفتند، داد و فریاد می کردند ، می لرزیدند یا در جایی پنهان می شدند و…. در مقابل ، کسان دیگری نیز بودند که مقابله ضد هواییهای ایران با هواپیماهای عراقی را به آتش بازی تشبیه می کردند و گاهی حتی از رختخواب خود نیز بلند نمی شدند(گنجی،1386).
به طور کلی ، هیجان زمانی به وجود می آید که فرد غافلگیر شود یا موقعیت از تحمل او فراتر رود. هیجان در واقع بیانگر عدم سازگاری فرد با موقعیت و تلاش ارگانیسم برای برقراری تعادلی است که به طور موقت از بین رفته است. بنابراین ، می توان گفت که هدف هیجان برقراری تعادل و حفظ موجودیت ارگانیسم است.
واکنشهای فیزیولوژیک هیجان
می توان گفت که هیجان یک مجموعه ی روانی –فیزیولوژیک است و نشانه های عضوی آن تنوع زیادی دارد. بنابراین ، اگر تصور کنیم که هر هیجان واکنشهای فیزیولوژیک خاص خود را دارد کاملا ساده اندیشی خواهد بود. وقتی هیجان شدید و زودگذر است ، واکنشهای فیزیولوژیک آن یکنواخت تر از موقعی است که هیجان ملایم و طولانی است. کند یا تند شدن جریان خون و تنفس و انقباضهای رگهای سطحی (رگهای ریز) از جمله واکنشهایی است که در هیجانهای غم ،شادی ، خشم و ترس شدید دیده می شود. وقتی هیجان ملایم و طولانی است ،مثلا هیجان حسادت ،واکنشهای فیزیولوژیک آن متفاوت از واکنشهای یک هیجان شدید است. در هر صورت ، رابطه بین نوع هیجان و واکنشهای جسمی آن یک رابطه ی ساده و بدون ابهام نیست . در واکنشهای فیزیولوژیک هیجان ،نوعی برانگیختگی و فرو ریختگی دیده می شود که در عین حال ترکیبهای متفاوت دارند (گنجی ،1386).
مثلا هیجان غم می تواند به شکل افسردگی جلوه کند. بدین ترتیب که حالات زیر در فرد دیده شود: کوفتگی ،سستی ،خمیدگی قد افتادن شانه ها و دستها، انجماد چهره ، بی حرکتی بدن ،بی حالتی نگاه ،کند شدن گردش خون و تنفس ، بی حس شدن عضلات و فعال نبودن ذهن . همچنین هیجان غم می تواند شکل فعال به خود بگیرد ، که در آن صورت تحرک جسمی و روانی ،فریادها، گریه ها ،ناله ها و فعالیتهای بیش از حد دستگاههای تنفس و گردش خون مشاهده خواهد شد. بنابراین ،فیزیولوژی غم فعال ، از برخی جهات ،به فیزیولوژی شادی فعال شباهت خواهد داشت. برعکس ،فیزیولوژی غم غیرفعال ،از برخی جهات ،یادآور فیزیولوژی شادی آرام خواهد بود.

ب : پيشينه ي پژوهش
تحقیقات خارجی
• پرفيتي و بينگهام77 (1983)، در پژوهشي كه روي كارگران زن شاغل، بيكار و مجدداً اشتغال يافته انجام دادند، فرض كردند كه كارگران زن شاغل در مقايسه با كارگران زن بيكار نمرات عزت نفس بيشتري بدست خواهند آورد. آنها كارگران زن را كه شامل : 34 نفرشاغل، 20 نفر بيكار و 23 نفر مجدداً اشتغال يافته با ميانگين سن 5/48 سال با اجراي تست عزت نفس روزنبرگ و پرسشنامه جمعيتي (دموگرافيكي) مورد بررسي و مطالعه قرار دادند. نتايج پژوهش نشان داد كه سطح عزت نفس آزمودني هاي شاغل بالاتر از آزمودني هاي بيكار بود و سطح عزت نفس آزمودني هاي مجدداً اشتغال يافته بين دو گروه فوق قرارداشت و به طور معناداري متفاوت از دو گروه ديگر نبود.
• كول من و آنتونيوكسي78 (1983)، اثرشرايط اشتغال را بر عزت نفس، بهداشت رواني و جسماني 389 نفر از زنان در دامنه سني 59-40 سال (206 نفر شاغل در خارج از منزل و 183 نفر خانه دار) مورد آزمايش قراردادند. نتايج پژوهش نشان داد كه فراخوانده هاي زن شاغل عزت نفس بالاتر و اضطراب كمتر از زنان خانه دار همتاي خود داشتند.علاوه بر اين، زنان شاغل در مقايسه با زنان خانه دار بهداشت جسماني و رواني بهتري را گزارش كردند. آنها مطابق يافته هاي پژوهش پيشنهاد مي كنند كه كار مي تواند به عنوان يك نيروي مستحكم كننده و توازن دهنده براي زنان در طي دورانهاي بحراني در سراسر زندگي آنها عمل كند.
• بالا ولاكشمي79 (1992)، در مطالعه اي عزت نفس ادراك شده 150 نفر از زنان فارغ التحصيل شاغل و 150 نفر از زنان فارغ التحصيل بيكار 40-24 ساله را در هندوستان مورد بررسي قراردادند. نتايج پژوهش نشان داد كه عزت نفس ادراك شده زنان شاغل به طور معناداري بالاتر از زنان بيكار بوده علاوه بر اين، ميزان عزت نفس در ميان انواع مشاغل زنان متفاوت بود، بطور مثال، بالاترين ميزان عزت نفس را زنان مدرس كالج و دانشگاه وپايين ترين ميزان عزت نفس را زنان پرستار گزارش نمودند.
• گروس80 (1998)، بيان مي دارد هنگامي که فرد با يک موقعيت هيجاني روبرو مي شود احساس خوب و خوش بيني براي کنترل هيجان کافي نيست بلکه او نياز دارد که در اين موقعيت ها بهترين کارکرد شناختي را داشته باشد در اصل در تنظيم هيجان به تعامل بهينه اي از شناخت و هيجان جهت مقابله با شرايط منفي نياز است زيرا انسان ها با هر چه مواجه مي شوند آنرا تفسير مي کنند و تفسيرهاي شناختي تعيين کننده واکنش هاي افراد است. از نظر بک عقايد منفي درباره خود عامل محوري در اختلال افسردگي است و نگرش هاي منفي بخش اصلي تغييرات خلق محسوب مي شوند. کنترل هيجان شناختي به تمام سبک هاي شناختي اطلاق مي شود که هر فردي از آن به منظور افزايش يا کاهش و يا حفظ هيجان خود القاء مي کند.
• يافته هاي يک مطالعه ديويس و کلارک81 (1998)، در بررسي راهبردهايي که پس از وقوع حادثه فعال مي شوند نشان داد که سرکوب هيجان در هنگام مواجهه با يک رويداد استرس زا باعث پديد آمدن نشخوار فکري بعد از رويداد مي شود. از سوي ديگر سرکوب هيجان، نه تنها تجربه هيجاني را کاهش نمي دهد بلکه فعاليت فيزيولوژيکي فرد را در هنگام بروز هيجان افزايش مي دهد و اين فرايند مي تواند بر کارايي شناختي و همچنين خلق فردتاثير داشته باشد.
• رابينسون82(2000)، با انجام پژوهشي بر روي 500 نفر شركت كننده ، اهميت و اثر مثبت اشتغال همراه با دستمزد را بر ميزان عزت نفس و بهبود كيفيت زندگي زنان، جوانان و افراد معلول گزارش كرد و سطوح بالاي ناكامي را در جستجوهاي آنان براي يافتن كار نيز نشان داد. مطالعه او نياز به استراتژي توزيع اطلاعات موثر و بيشتر براي كارفرمايان و كارگران و به ويژه براي كارفرمايان در ارتباط با دسترسي به سيستم هاي حمايتي و استفاده بهينه از شاغلين زن، جوانان و معلولين را به اثبات رساند.
• (گروس، 2002) نشان مي دهند که توانايي تنظيم موفق هيجان با شماري از پيامدهاي سلامت جسماني، اجتماعي و فيزيولوژيک مرتبط مي باشد. در مطالعه ديگري نيز، اثربخشي مداخله شناختي رفتاري بر پاسخ هاي مقابله اي و راهبردهاي تنظيم شناختي هيجانات زنان مورد بررسي قرار گرفت به اعتقاد اين محققين، چگونگي ارزيابي دستگاه شناختي فرد در هنگام روبرو شدن با حادثه منفي از اهميت بالايي برخوردار است. سلامت رواني افراد ناشي از تعاملي دو طرفه ميان استفاده از انواع خاصي از راهبردهاي تنظيم شناختي هيجانات و ارزيابي درست از موقعيت تنش زا است (نساجي، پيوسته گر، حسينيان، موتابي و بني هاشمي، 1388).اين راهبردهاي تنظيم شناختي هيجانات به افراد کمک مي کند تا برانگيختگي ها و هيجان‌هاي منفي را تنظيم نمايند. اين شيوه تنظيم با رشد، پيشرفت يا بروز اختلال هاي رواني رابطه مستقيم دارد.
• واکوکو و فلورانس (2003)به بررسی اثر برنامه هاي تأمین مالی خرد بر روي توانمندسازي زنان در اوگاندا پرداخته اند. توانمندسازي را به عنوان قدرت تصمیم گیري زنان و تأثیر اين قدرت بر روي دگرگون کردن زندگی در سطح خانوار و جامعه می دانند. بررسی هاي شان نشان می دهد که مشارکت در گروههاي مالی غیررسمی مهم ترين منبع تأمین مالی است که توانمندسازي زنان را در خانوارهاي روستايی افزايش می دهد (مرادی،51:1389).
• گارنفسکي وکرايج83(2003)در پژوهشي بيان داشتند استفاده از راهبردهاي شناختي غيرانطباقي و ناسازگار در تنظيم هيجانات، مانند راهبردهاي سرزنش و مقصردانستن خود، نشخوار فکري و فاجعه آميز تلقي کردن با اختلالات افسردگي- اضطرابي و خودکشي رابطه دارد. همان طور که يافته هاي اين پژوهش نشان داد، اين مداخله توانست موجب کاهش استفاده از راهبردهاي شناختي خود سرزنشگري، نشخوار فکري و فاجعه آميز تلقي کردن شود.

تحقیقات داخلی
• يوسفي (1381)، در مطالعاتي نشان داده است که تنظيم هيجانات با کارکرد اجتماعي افراد مثل ارتباطات بين فردي نيز رابطه دارد. افرادي که از کيفيت روابط اجتماعي بهتري برخوردارند کمتر به شناخت هاي منفي در خصوص برقراري رابطه به با ديگران دچار مي شوند.
• شكوري (1384( پژوهشی را با عنوان سیاست هاي حمايتی و توانمندسازي زنان انجام داده است. در اين پژوهش به بررسی سیاست هاي حمايتی و توانمندسازي زنان در کمیته امداد امام (ره) میپردازد. براي اين منظور برنامه هاي خودکفايی کمیته امداد در مورد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش با استفاده از روش پیمايش در شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است . نتايج اين پژوهش نشان می دهد ته از حدود 117 نفر پاسخگو (زنان سرپرس خانوار) بیش از 51 درصد افراد مورد بررسی به لحاظ شاخص توانمندسازي در سطح پايینی قرار دارند که نشان دهنده عملكرد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره کارآفرینی، آموزش کارآفرینی، دوره های آموزش، دوره های آموزشی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره زنان سرپرست، زنان سرپرست خانوار، عزت نفس، نشخوار فکری