دانلود پایان نامه ارشد درباره عرفان اسلامی، فرهنگ اصطلاحات، رشد و بالندگی، فرهنگ اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

به عنوان آیین جوانمردی شناخته می‌شود، شبیه است، ذن و مراسم مرتبط با آن در فرهنگ ژاپنی است و این نه برداشت نویسنده این سطور که مورد تأیید و تأکید بسیاری از اندیشمندان است: «همانطور که فتوّت به کلیه وجوه زندگی نظر دارد و فتوّت را همچون شیوهاي براي زندگانی معرفی ميکند تا هر فردی به جهت وضع و موقعیت خود راه درست خویش را برگزیند، همچنین در فرهنگ ژاپن میان مراسم ساده زندگی از جمله چای‌خوری یا سفره آرایی با جنبه‌های اخلاقی، آمیختگی وجود دارد به طوری که در واقع میزبان مراسم چای‌خوری، آن مراسم را چنان طراحی میکند که با القای اندیشهای قوی، میهمانان را به بهترین و شوق انگیزترین تجربه میرساند، وسایلی که میزبان برای استفاده در مراسم برمی‌گزیند، در کنار هم حکایتی را می‌سازند و حسّی را بر می‌انگیزانند که در طی مراسم به آرامی آشکار می‌شود. به طوری که همواره رازآموزی در سنّت شرقی، شغل و امور عادی زندگی را بنیاد و بستره خویش قرار می‌دهد تا متجلی گردد.»297
در خلال همين مباحث است که خواننده مشتاق اينگونه مباحث به تدريج بر فاصله ژرف ميان تلقي شرقي و غربي از هنر واقف ميشود و درمييابد که با فضاي ديگري روبهروست.« هنرهاي آسيايي و هنرهاي مشابه نه تنها با هنري که در ديگر جاها ديدهايم؛ بلکه با هنري که با آن مأنوسيم، تفاوت نوعي دارند و اين تفاوت صرفاً تفاوت قومي يا سبکي نيست، بلکه متکي به رويکردي کاملا ً متفاوت به زندگي و جهان بينياي يکسره متفاوت با جهان بيني ماست. ارزش محتمل و اهميت اين هنرها براي ما نه در چيستي و چگونگي آنها- که البته به اين لحاظ ما مختاريم که آنها را بپذيريم يا نپذيريم- بلکه در مصداق و مدلول اين هنرهاست که ما فقط ميتوانيم به بهاي مغبون ساختن خويش، ناديدهاشان بگيريم.»298
در بیانی دیگر چنین میخوانیم: «ميتوان گفت هنر از همان بدو پیدایي خود به دین خدمت کرده است. هنر به مردم شادی و مسرت بخشیده و والاترین ارزشها وخصائل را به آنان القا نموده است. هدف خاصّی که هنر و دین را به هم پیوند میدهد طی قرون متمادی از بین رفته است. در غرب تئاتر مدرن در خدمت حتی اهداف الحادی و ضد الاهی در آمده است؛ اما در شرق با همه تعدی و دست اندازی مادیاندیشی به آن، رابطه نزدیکی میان خدا و انسان همچنان به قوت خود باقی است. آسیاییها هنوز حاضر نشدهاند از معنویت ذاتی موجود در هنر خویش، دست بردارند.»299
پس از ذکر این موارد که به مشابهت کلّی فتوّت و ذن نظر داشت، در مقام تطبیقی دقیقتر در ذیل چند عنوان بررسی و تحلیلی ارائه میشود و در پایان دستاورد این پژوهش را در قالب مشابهتها و تفاوتها به صورت کاملاً شفاف و گویا شمارش میشود:

1. سلوک در فتوّت؛ سلوک در ذن
در هر دو آیین از سلوک- به عنوان محوریترین عنصر تحقّق هنر- صحبت به میان آمد. در این بخش در بررسی تحلیلی مقایسه این دو آیین را مد نظر قرار دادهایم.
اشارههایی که به آموزههای این دو آیین داشتیم به روشنی نشان میدهد که میان این دو مسلک تفاوت ژرفی در مبانی عقیدتی و رویکردهای روحانی وجود دارد و به هیچ روی نمیتوان آن دو را در پای یک عنوان گنجاند. اگر چه ما در این مجال به دنبال نقد دیدگاههای ذن و ارزشگذاری در باب آموزههای آن نیستیم،300اما نیک میدانیم که به هر حال ذن برآمده از دامان بوداست و ناگفته پیداست که بودا با اسلام و درچند پله پایینتر ذن با فتوّت، نه در مبدأ نه در فرجام ، نه در تصویر انسان و نه در تفسیر عالم، نه در جنس نجات و نه در مفهوم حیات، نقطه مشترک و دریافت همگونی ندارند. با این همه فاصله، یافتن کانونی در این میان که صبغهای از همسانی را تداعی کند، عزیز الوجود و در مجال رصد کردن مشابهتها بس مغتنم است.
میدانیم که اعتقاد به سمساره301(مرگ و تولّد پیاپی) از ویژگیهای مشترک تمام ادیان هندی و دین بودایی است. به اعتقاد ایشان، مردم همه مانند انسان‌های کور در چرخه تولد و مرگ متولد می‌شوند.
دغدغه اصلی این ادیان، نجات از این چرخه است. به ‌عنوان راه حل این معضل در هینه‌یانه بودایی رسیدن به مقام «ارهت» مطرح است که نجات فرد از تمام آرزوها و شهوات است. اما در مهایانه بودایی، آرمان «بدهی ستوه» مطرح است که کوشش برای رهایی تمام موجودات است .
در معرفی اولیه از آیین ذن یادآور شدیم که ذن مکتبی است، نشئت گرفته از مهایانه بودایی. به تعبیر دقیقتر ذن همان «چان» چینی است که از سنّت مهایانه بودیسم (راه بزرگ) نشئت گرفته و با جان و روح فرهنگ ژاپنی آمیخته شده است. در این مکتب برای رسیدن به همان هدف بزرگ بدهیستوه شدن، سلوکی معرفی میشود، در بیانی کلی میتوان این سلوک را چنین توضیح داد: «همین که شاگرد به مرتبه معینی برسد ، آموزش واقعی او شروع میشود که به قید احتیاط میتوان آن را آموزش روحی نامید. تربیت روحی خاصّ با «پالایش نیروی بینش» آغاز میشود. نخست باید هرچه را که حاضر است در کمال حسّی آن درک کنی و نیز هرآنچه را که ناخوشایند یا نفرت انگیز است همیشه در دل نگاه داشته باشی. بارها باید در محتویات ادراک فرو روی تا آنها را از بر شوی و بتوانی به دلخواه آنها را به گونهای که وزضوحشان از دست نرفته باشد در جان حاضر کنی .
پس از این کار باید بیاموزی که از آن فراتر بروی و به هر چه نگاه میکنی، گویی آن را از درون درمییابی، در آن بنگری و ذات آن را فرا چنگ آوری درست مثل آن نقّاشی که با چند ضربه متمرکز قلم چنین میکند. از اینجا میتوان دید که هنر چقدر مدیون ذن است.»302
هنرمند هر چه در خلق یك اثر هنری، به دقت و تمركز بپردازد و آرامش روحی بیشتری داشته باشد، اثر هنری او عمیق‌تر و خلاقانه‌تر خواهد شد و عناصر تازه و بكری به ذهن و روح او خطور خواهند نمود. به همین جهت یكی از عناصر هنر ذن عمیق بودن است و هنرمند ذن از آن راه می‌كوشد تا به لایه‌های درونی عالم و روش شهودی برسد: «همۀ لایه‌ها در نخستین برخورد بر بیننده آشكار نمی‌شوند، تنها از طریق مراقبه و تمركز دریافتنی است و بهترین روش، روش شهودی است نه تحلیل كارشناسانۀ عناصر آن، ویژگی‌های ذن، ویژگی‌های سلوك نیز هست و تنها با ممارست متصل و با گذشتن از تمام مراحل موجب وصال می‌شود.»303
با وجود اینکه ذن را مکتب تحوّل ناگهانی توصیف کردهاند، یعنی تحوّل انسانی در مکتب ذن به صورت یک دفعه و ناگهانی حادث میشود ، ولی باز هم پیروان ذن معتقدند مراتب لازمی هستند که شاگردان و رهروان مکتب ذن باید در ضمن مراحلی آنها را طی نمایند. یکی از ویژگیهای ذن نحوه تربیت شاگردان است، خوب است که بدانیم در آموزش ذن بين استاد و شاگرد علاوه بر ارتباط لفظی از گونههای ارتباط غير لفظی مانند: سكوت، خنده، حالت خاصّی به خود گرفتن، نواختن سيلی، پس گردنی، پيچاندن گوش، اردنگی و… نيز استفاده میشود .
یکی از مهمترین این مراحل پاسخ دادن شاگردان به معمّاها و سوالاتی (کوآن) است که استاد ذن مطرح میکند . رهرو و شاگرد وظیفه دارد که با تفکّر در اطراف این معمّاها و مسائل جواب کافی و وافی بدهد .
چنانکه پیشتر گفتیم در ذن، مراسمی همچون هنر چای‌خوری، شمشیر زنی، کمان‌کشی، سفره‌آرائی و امثال آن نیز نقش آئینی و تربیتی دارند و به آنها از منظر اخلاقی، نگریسته میشود. به عنوان نمونه در باب آیین چای چنین گفته شده است: «چانویو که پيشتر بدان اشاره کرديم آیینی تأمل برانگیز است که شامل گروهی شرکت کننده و مجموعه‌ای از اشیاست. هدف غایی از این مراسم، نشان دادن وجود قداست ژرف در شالوده اعمال روزانه زندگی ماست: خوردن، نوشیدن، حرکت کردن؛ تعامل با افراد و اشیا. این درسی است در هنر زیستن به کمال و ژرف و نیز تجربه کردن و با حق‌شناسی، معجزات هر روزه هستی را ارج نهادن.»304
در مورد شمشیرزنی نیز آمده است : «در اینجا مفهومی مذهبی از هنر شمشیر بازی وجود دارد. این آن روشی بود که آیین ذن از جهات متعددی همچون: اخلاقی، منطقی، زیباییشناسی ودر حدّ معینی عقلانی، در زندگی مردم ژاپن وارد کرد.»305
تخلیه کامل ذهن در هنر ذن بسیار مهم است مثلاً در نقّاشی ذن، ذهن نقّاش آرام و به دور از هر دغدغه در حالت مكاشفه‌آمیز مراقبه قرار می‌گیرد تا قلم به روی كاغذ، ساری شود…هرگونه تشویش یا اضطرابی، قطعاً‌ در ضربات قلممو آشكار می‌شود…هیچ اندیشه‌ای دربارۀ آنچه می‌خواهد بنگارد، نباید به میان آید، بلكه ذهن باید تخلیه شود و به هیچ چیز مشغول نباشد.
بلیندا سوئیت معتقد است در مراسمی از این دست قلب، جسم و ذهن افراد همراه با یکدیگر پرورش می‌یابند و رشد می‌کنند: «در خلال این تجربه، جسم و ذهن و قلب و روح شرکت کنندگان پرورده می‌شود.»306
بنا به اعتقاد ادیان سامی و غیرسامی، طبیعت و سرشت انسانی فرامادی است و از عالم برین به سوی زمین كشانده شده است و باید در تحت شرایط حیات زمینی به رشد و بالندگی برسد، بنابراین فكر، هندوها معتقدند، طبیعت اصلی انسان روحانی است، جنبۀ جسمانی بشر فقط ظاهری و سطحی است. انسان در وجود درونی و ذاتی خود دارای روح است، این روح در بشر فناناپذیر است، هیچ چیز نمی‌تواند آن را نابود كند و پس از مرگ جسمانی، زنده می‌ماند، از این رو چون بشر دارای روحی آسمانی است، بنابراین، الهامات و پیام‌های آسمانی در روح انسان جلوه‌گر می‌شود و بارقۀ الاهی در درون وی متجلّی می‌گردد. از این رو برای رسیدن به این پیام‌ها و راز و رمزهای الوهی، نیاز به تلطیف روح، تمركز و مراقبۀ وجودی است و انسان نیازمند است که از یك نظم روحی بهره‌مند شود. سلوکی که در هنرآموزی مطرح شد نیز ناظر به همین هدف است
رهرو راه ذن تمام همتش آن است که به حالتی دست یابد که در آن ذهن صیقل یافتهاش به اشراق و روشنایی دست پیدا کند. بیذهنی، ناشی از این اشراق است و این مسئلهای است که ژاپنی از آن با تعبیر راز ناگفتنی هر اثر اصیل هنری یاد میکنند.
هنرمند واقعی درنظر آنها کسی است که هم به آهنگ معنوی چیزها پی ببرد و هم به راز امور. آنجا که لمعه اشراق بتابد نیروی آفرینندگی رها میشود و آنجا که این نیرو احساس شود راز مهآلود و نفوذ ناپذیر که همان آهنگ معنوی چیزهاست، متجلّی میشود.307
البته باید توجه داشت که این هدف با آنچه در فرهنگ اسلامی به عنوان کمال آدمی مطرح میشود فاصله بسیار دارد، چرا که در بودا سخنی از موجودی به نام خدا به معنای اسلامی آن به میان نمیآید. در باب مراقبه بودایی نیز باید به این مهم توجه داشت که اگر چه به تعبیری نقطه تلاقی این دو آیین همین مراقبه است، اما نقطه افتراق این دو مسلک نیز در همین مسئله نهفته است.
در عرفان اسلامی، مراقبه به این معناست که سالک در تمام احوال مراقب باشد تا به وظیفة خود عمل کرده و در انجام آن کوتاهی نکند؛ البته مراقبه، معنایی عام دارد که با توجه به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالک تفاوت میکند؛ برای مثال، مراقبه در ابتدای سلوک، پرهیز از « ما لا یعنی» است و سالک باید بکوشد تا خلاف رضای خدا در قول و فعل از او صادر نشود. مراقبه، گاهی عبارت از توجه به سلوک خود و گاهی به نفس خود و گاهی به بالاتر از آن از مراتب حقیقت از اسما و صفات کلیة الاهیه است. در ذن، نوع خاصّی از مراقبه وجود دارد که میتوان گفت ویژة خود ذن است. ذاذن به معنای مراقبه در حالت نشسته به صورت چهار زانو است. شاگرد در این حالت میکوشد به نگرش درونی بپردازد و در عوالم درونی سیر کند. در حقیقت شاگرد با نشستن به صورت ذاذن در حل کوآن میکوشد. تفاوت اصلی در این دو مراقبه، حد حرام و میزان استمرار آنهاست. در ذن بودایی، ذاذن هیئت خاصّی از مراقبه است که تداوم ندارد. 308
مراقبه در عرفان اسلامی در نسبت با «حضور» یا «درک محضر» معنا میشود؛ بدین سبب استمرار دارد. سالک الی الله همیشه مراقب است؛ البته این مراقبت مراتب و درجاتی دارد. این مسئله از نقاط قوّت عرفان عملی در اسلام است.
در فرهنگ اصطلاحات عرفانی، مراقبه این چنین تعریف شده است: «مراقبه نزد اهل سلوك، محافظت قلب از كارهای پست است، بعضی گویند، مراقبه این است كه بدانی خدا بر همه چیز قادرست.»309
عبدالرزاق كاشانی در تعریف مراقبه می‌گوید:‌ «مراقبه نزد عارفان،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره خودآگاهی، ناخودآگاه، وحدت متعالی ادیان، فرهنگ اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره روح انسانی، عالم ماده، آیین فتوت