دانلود پایان نامه ارشد درباره عدالت اجتماعی، اجرای عدالت، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

ندارد و در زمان غیبت یا باید مجتهد قدرت را به دست گیرد و یا صاحب قدرت مجتهد شود، به‌خوبی درمی‌یابیم که حکومت اسلامی مطلوب او برای برقراری عدالت و گسترانیدن آن به همه شئون زندگی و استوار سازی آن بنیان نهاده می‌شود و ازاین‌رو عدالت باید محور، مبنا و ضابطه همه تصمیم‌های حاکم و رهبر جامعه اسلامی باشد.
شیخ انصاری عدالت و اجرای احکام شرعی را هدف و مبنای حکومت دانسته و به‌اندازه‌ای برای این موضوع اهمیت قائل بوده است که به‌منظور تحقق آن حتی پذیرفتن حکومت از ظالم نیز جایز و گاه مستحب است و گاه واجب دانسته است.
۲-۲- ۴- فقهای دوران مشروطه
در تفسیر مشروطه آخوند خراسانی اجرای عدالت و ستم‌ستیزی را از اهداف اصلی آن می‌دانستند: «و چون مذهب رسمی ایران همان دین قویم اسلام است و از طریقه حقه اثنا عشریه، صلوات الله علیهم اجمعین است، پس حقیقتاً مشروطیت و آزادی ایران عبارت از عدم تجاوز دولت و ملت از قوانین منطبق بر احکام خاصه و عامه مستفاد از مذهب … و اشاعه عدالت و محور مبنای ظلم …خواهد بود.» (خراسانی، ۱۴۰۹ ق: ۴۸۶)
از مهم‌ترین فقهای این دوره که محمدحسن نائینی است. وی بر مساوات و اجرای عدالت تأکید می‌ورزد و آن را از مبانی اصلی مشروطه و از احکام بسیار مهم اسلام می‌داند، او از سویی معتقد بود که سیره مبارک پیامبر خدا و امام علی بر اجرای عدالت و برقراری مساوات بوده است و آنان به این اصل به‌طور کامل و در بالاترین درجه ممکن جامه عمل پوشاند. «اما اصل مساوات تمام افراد ملت با شخص والی در جمیع حقوق و احکام و شدت اهتمام حضرت ختمی‌مرتبت، در استحکام این اساس سعادت امت، از سیره مقدسه حضرتش توان فهمید»(نائینی، ۱۳۸۲: ۵۱)
نائینی عدالت را تفسیر و تعریف کرده و آن را سیره و روش پیامبر و امام علی دانسته و از مبانی اصلی حکومت اسلامی که حاکمان باید در همه تصمیم‌های خود آن را در نظر داشته باشند، قلمداد کرده است. ازاین‌رو، قانون مساوات و عدالت از فضیلت و ارزش بسیار والایی برخوردار است. «قانون مساوات از اشراف قوانین مبارکه مأخوذه از سیاسات اسلامیه و مبنا و اساس عدالت و روح تمام قوانین است، شدت اهتمام شارع مقدس در استحکام این دومین اساس سعادت است.»( نائینی، ۱۳۸۲: ۹۹)
۲-۲- ۵- فقهای معاصر
از دیدگاه امام خمینی اصولی چون آزادی انسان، تکلیف پذیری، برابری آدمیان و وضع قانون از اصل توحید ناشی می‌شود. ذات باری‌تعالی، عالم و قادر و علی الا طلاق و درنتیجه حکیم مطلق و درنتیجه واجد عدالت مطلق است. به این معنا که استحقاق‌ها و استعدادهای هر موجودی را برای دریافت و جود و کمالات وجود به او اعطا فرموده و همه اجزا و ارکان هستی در بهره‌مندی از این افاضه خداوندی یکسان و برابرند و هیچ‌گونه ظلم وجودی در ساحت ذات مقدس الهی راه ندارد. «ریشه و اصل همه آن عقاید که مهم‌ترین و باارزش‌ترین اعتقادات ماست اصل توحید است مطابق این اصل ما معتقدیم که خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود انسان، تنها ذات مقدس حق‌تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه‌چیز است و مالک همه‌چیز»(خمینی، ۱۳۷۳: ۵۱). همچنین عدالت از مقوله‌های کمال طلبی است و انسان ذاتاً موجودی کمال طلب است. پس ذاتاً خواهان عدالت است. «پس باید دانست که توجه به کمال مطلق و عشق به کمال مطلق …از فطریات است.»(خمینی، ۱۳۷۷: ۹۹).
امام خمینی به پیروی از ارسطو، در بحث از فضایل اخلاقی، عدالت را به مفهوم حد وسط در امور می‌داند. بر این اساس، عدالت چون نسبت به تمام فضایل دیگر در حد وسط قرار دارد. درنتیجه برقرارکننده تعادل بین تمام فضایل است یعنی اعتبار سایر فضایل نیز به عدالت مشخص می‌گردد. پس عدالت میزان و مقیاس سایر امور است، میزان و ملاکی که در سلسله علل قرار می‌گیرد و اوامر و نواهی بر اساس آن تعیین می‌شوند. شاید مهم‌ترین مفهوم عدالت از دید امام خمینی، این است که وی عدالت را راهی می‌داند که انسان با پیمودن آن مبدل به انسان کامل می‌گردد. این نگرش از عدالت نگرشی عرفانی است که بر سلوک تکیه دارد و عدالت را طریق سیر انسان کامل می‌داند. در این نگاه عدالت به‌مثابه خطی مستقیم نگریسته می‌شود که انسان سالک در آن به سلوک و خودسازی می‌پردازد تا به کمال مطلوب دست یابد. «اگر از نقطه عبودیت تا مقام قرب ربوبیت تمثیل حسی کنیم بر خط مستقیم وصل شود، پس طریق سیر انسان کامل از نقطه نقص عبودیت تا کمال عز ربوبیت عدالت است که خط مستقیم و سیر معتدل است…. در احادیث شریفه است که صراط از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر است. برای همان است که حد اعتدال و وسطیت و حقیه را دارد». (خمینی، ۱۳۷۷: ۲۵) نگاهی به آثار امام خمینی و کثرت کاربرد واژه عدل و مشتقات آن در آن‌ها نیز نشان‌دهنده اهمیت بعد اجتماعی عدالت در نزد ایشان است. مهم‌تر اینکه، از دید ایشان، اسلام گونه‌ای است که قابلیت تحقق عدالت در همه ابعاد را مطرح کرده است و با شناخت آن می‌توان چنین عدالتی را در جامعه پیاده کرد.
شهید صدر در آثار خود به مفاهیم مختلفی از عدالت اشاره‌کرده است. وی عدالت را مترادف با حقیقت یا حق بودن یعنی امری که از حقانیت برخوردار و مطابق با واقعیت است می داند. درنتیجه، عدالت از زمره امور عینی است. عینیت عدالت به معنای دارا بودن واقعیت و نفس الامری نامحسوس و غیر فیزیکی و غیرقابل مشاهده است؛ بنابراین عدالت همانند عقل امری است واقعی و دارای عینیت خارجی که عینیت آن، عینیتی نامحسوس است و لذا به مشاهده و آزمون و عینیت تجربی در‌نمی‌آید. همچنین صدر معتقد است عقل انسان توانایی درک حسن و قبح امور را به‌صورت مستقل دارد و بر همین اساس، انسان تشخیص می‌دهد که عدل، امری نیک و شایسته است و ظلم امری قبیح ناروا و عادل سزاوار و شایسته پاداش است.
شهید صدر معتقد است عدالت به‌طورکلی و به‌ویژه عدالت اجتماعی امری صرفاً انتزاعی نیست و می‌تواند واقعیت‌های انضمامی جامعه خود را نشان دهدمی داند. وی عدالت را دارای دو رکن می‌داند که هرکدام ویژگی‌ها، ابعاد، اهداف و شاخصه‌ای خاص خود را دارد، وجود این‌ها در جامعه، به‌مثابه وظیفه عمومی و سیاسی افراد، بیانگر تحقق عدالت در جامعه است. این دو رکن عبارت‌اند از:
الف. اصل تکافل عمومی که گاه از آن تحت عنوان همیاری عمومی یادکرده‌اند. منظور از آن اندیشیدن و پرداختن به مصالح یکدیگر و مصلحت عمومی و گذشتن از مصالح فردی صرف است. بر این اساس عدالت از خود بیرون رفتن و همفکری و همیاری اجتماعی است. «و بدا عمله السیاسی بالمواخاه بین المهاجرین و الانصار و تطبیق مبدا التکافل بینهم بغیه تحقیق العداله الاجتماعیه»(صدر، ۱۳۹۹ ق: ۳۰۴)
ب.اصل توازن اجتماعی که منظور از آن به‌عنوان مسئولیت و وظیفه انسان در زمین، این است که ثروت‌های جامعه، زمینه‌های تولید، توزیع و مصرف به‌گونه‌ای صورت گیرد که تمامی افراد جامعه بتوانند از همه مزایا و امکانات موجود و متناسب با مقتضیات و شرایط روز برخوردار شوند و به تعبیر صدر، به‌گونه‌ای که تمامی افراد جامعه دارای سطح زندگی یکسانی گردند. تفاوت‌ها درنهایت تفاوت، در درجه خواهد بود نه تفاوت سطح زندگی و معیشت. ان توازن الاجتماعی هو توازن بین افراد المجتمع فی مستوی المعیشه، لا فی مستوی الدخل. (صدر، ۱۳۹۹ ق: ۷۰۸)
مطهری نیز بر اجرای عدالت به‌عنوان مبنا و هدف احکام حکومتی تأکید داشت. بر طبق نظر مطهری، حکومت اگر برای رسیدن به جاه و مقام باشد بسی بی‌ارزش است اما اگر برای استوار سازی عدالت، ستم‌ستیزی و رسانیدن حقوق مردم به آنان باشد، حکومت مطلوب اسلام و روش امیر مؤمنان علی(ع) است. «امام علی همین حکومت و زعامت را در مسیر اصلی و واقعی‌اش، یعنی به‌عنوان وسیله برای اجرای عدالت و احقاق حق در خدمت به اجتماع فوق‌العاده مقدس می‌شمارد و مانع دست یافتن حریف و رقیب فرصت‌طلب و استفاده‌جو می‌گردد. از شمشیر زدن برای حفظ و نگهداری از دستبرد چپاولگران دریغ نمی‌ورزد.» (مطهری، ۱۳۶۱: ۱۷۳) به مفهوم عدالت از دیدگاه مطهری در فصول آینده به‌طور مفصل پرداخته خواهد شد بنابراین برای جلوگیری از تکرار به همین مقدار بسنده شده است.
۲-۳- عدالت اجتماعي در غرب
در تعریف عدالت اجتماعي آمده است؛ بُعد اجتماعي و سياسي عدل انساني و فردي و به عبارتي نمود عيني و مجسّم عدالت تام در درون جامعه و در مناسبات ارادي افراد بشر است كه مصاديق آن را در قالب کنش‌های اجتماعي، گروهي، تصويب و اجراي قوانين، ايجاد و ادارۀ نظام‌ها و احزاب، مقررات، معاملات، توليد، خدمات، توزيع، مصرف، مشروعیت نظام‌ها، مشاركت مردمي، نظارت، هدايت، تعليم و تربيت و غيره تجلي مي‌يابد. عدلت اجتماعي در نحله‌هاي ديگر به‌صرف عدالت توزيعي حمل مي‌شود؛ ولي در معناي اسلامي به مفهومي گسترده‌تر و داراي ابعاد گوناگون سياسي، اقتصادي و فرهنگي و پرورشي و حقوقي و قضايي است و صرفاً در توزيع قدرت يا ثروت خلاصه نمي‌شود (جمشیدی، ۱۳۸۰: ۵۸۱). همچنین در فرهنگ علوم سیاسی آمده است: عدالت اجتماعی یعنی با هر یک از افراد جامعه به‌گونه‌ای رفتار شود که مستحق آن است و درجایی جای‌داده شود که سزاوار آن است. به‌عبارت‌دیگر هر فرد بر اساس کار، امکانات فکری و ذهنی و جسمی بتواند از موقعیت‌های مناسب و نعمات برخوردار شود. همچنین عدالت اجتماعی یعنی کاربرد مفهوم عدل توزیعی نسبت به ثروت، دارایی، امتیازات و مزیت‌هایی که در یک جامعه انباشته‌شده است (آقا بخشی، ۱۳۷۴: ۳۱۷).
می‌توان گفت، عدالت اجتماعی یکی از مفاهیم مهم در ادبیات سیاسی-جامعه شناختی معاصر به شمار می‌آید تا آنجا که مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیستم فوریه را «روز بین‌المللی عدالت اجتماعی» نام نهاده است. در بیستم فوریه‌ی سال ۲۰۰۷ در نخستین سال نامیده شدن روز عدالت اجتماعی، بان کی مو ن دبیر کل سازمان ملل عنوان کرد که عدم اجرای عدالت اجتماعی در نقطه‌ای از جهان می‌تواند تأثیراتی منفی بر مناطق دیگر جهان نیز داشته باشد. او اظهار داشت که باید تلاش شود تا خواست و فکر عدالت اجتماعی در ابعادی گسترده به‌صورت قانون درآمده و در عمل واقعیت پیدا کند. در باب عدالت اجتماعی نظرات و دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که هرکدام با چشم خود به این مفهوم نگریسته‌اند و احتمال مفروضات خود را درست‌تر از دیگری می‌دانند. ما در اینجا به سه نگرش عمده دراین‌باره می‌پردازیم:
1- دیدگاه آنارشیسم:
مشهورترین چهره این مکتب فکری، پیتر کروپتین بود که اعتقاد داشت. زندگی مطلوب انسانی تنها با عدالت اجتماعی، تعاون و مهربانی میان مردم امکان‌پذیر است و بدون مساوات، عدالت وجود ندارد و بدون عدالت صلحی وجود نخواهد داشت (شکویی، ۱۳۷۵: ۹۰-۸۶).
2- دیدگاه لیبرالیسم:
از معروف‌ترین چهره‌های این مکتب، جان‌رالز20 است (هاروی، ۱۳۷۶: ۸۵). جوهر اندیشه رالز «عدالت به‌عنوان انصاف» است. وی در پرتو مفهوم اخلاقی عدالت، جامعه مطلوب خود را بر پایه دو اصل تصویر می‌کند: اصل نخست از آزادی‌های برابر و فرصت‌های برابر دفاع می‌کند و اصل دوم ناظر بر این نکته است که تحت چه شرایطی می‌توان گفت نابرابری‌های اجتناب‌ناپذیر،‌ موجه و عادلانه است (محمودی، ۱۳۷۶: ۱۰۳-۱۰۵). به‌طورکلی پیروان مکتب لیبرالیسم به عدالت اجتماعی بیشتر به‌عنوان وسیله‌ای برای «حفظ وضع موجود» می‌نگرند و نه به‌عنوان یک فضیلت اخلاقی و یک وظیفه انسانی. همچنین توجه به بحث «توزیع عادلانه» بیش از «شیوه تولید عادلانه» در آثارشان مشهود است.
3- دیدگاه رادیکالیسم:
کارل مارکس و انگلس و بسیاری از هم‌اندیشان آن‌ها متعلق به این نحله فکری‌اند. پیروان مکتب رادیکال عمدتاً از دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا به بحث عدالت اجتماعی پرداخته‌اند. دیوید هاروی در کتاب خود «عدالت اجتماعی و شهر» مفهوم عدالت اجتماعی را به کمک معیارهایی موردبررسی قرار داده است و بر تخصیص عادلانه منابع تأکید دارد. او معتقد است که منابع اضافی باید در جهت از میان برداشتن مشکلات ویژه ناشی از محیط‌های اجتماعی و طبیعی مصرف شود (شکویی، ۱۳۷۵: ۱۴۳). غیر از دیدگاه‌هایی که مطرح شد؛ در اسلام نیز نگرشی عمیق نسبت به مفهوم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اجرای عدالت، عدالت اجتماعی، نهی از منکر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عدالت اجتماعی، اجرای عدالت، عدالت توزیعی