دانلود پایان نامه ارشد درباره عدالت اجتماعی، سلامت روانی، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

ی بر حقوق طبیعی، متضمن تعریف فردگرایانه، زیستی و کارکردی از انسان و عدالت اجتماعی است. شریعتی عدالت اجتماعی را از این لحاظ مهم می‌داند که بنیاد نظام اجتماعی بر آن ابتنا دارد و بی‌عدالتی این بنیاد را متزلزل می‌کند. مطهری نیز عدالت اجتماعی را با اقتضائات نظام اجتماعی تفسیر می‌کند اما این اقتضائات برخلاف دیدگاه شریعتی که رویکردی تضادی است در دیدگاه مطهری بر اساس تحلیل فونکسیونالیستی پیش می‌رود. عدالت اجتماعی مفهوم محوری نظریات شریعتی است و اساساً عدالت در نظر شریعتی معیاری برای قضاوت و تشخیص است درحالی‌که مفهوم محوری مطهری حقیقت است که عدالت بر اساس آن تبیین می‌شود. علت بی‌عدالتی به نظر شریعتی در نابرابری طبقاتی است و رفع آن را در برپایی یک انقلاب اجتماعی ضد طبقاتی می‌بیند؛ اما این علت در نظریه مطهری، با تحلیل فونکسیونی تبیین می‌شود؛ یعنی بی‌عدالتی زمانی شکل می‌گیرد که افراد متناسب با شایستگی و توانایی خود، نتوانند در جامعه ایفای نقش کنند. راهکار مطهری در جامعه‌پذیری و رعایت قانون خلاصه می‌شود
تفاوت مهم این است که گرچه کار مقایسه صورت گرفته است بیشتر به مقایسه عدالت اجتماعی از دیدگاه دو اندیشمند مسلمان پرداخته است که در هر دو در زمان حاضر زندگی می‌کنند که از تبیین تغییر مفهوم عدالت در زمانها و فرهنگهای مختلف ناتوان است.
بررسی تطبیقی مفهوم عدالت از دیدگاه افلاطون و فارابی (۱۳۸۷)، محسن حافظی فر این تحقیق را با استفاده از روش کتابخانه‌ای انجام داده و مباحث آن در شش فصل تنظیم‌شده است. در فصل اول گزیده‌ای از فلسفه سیاسی افلاطون بیان می‌شود. در فصل دوم، عدالت از دیدگاه افلاطون موردبحث قرار می‌گیرد. فصل سوم، اختصاص به بررسی شرایط سیاسی – اجتماعی عصر فارابی دارد. فلسفه فارابی در فصل چهارم و عدالت از دیدگاه فارابی در فصل پنجم موردبحث قرار می‌گیرد. نهایتاً، فصل ششم، آراء این دو متفکر را پیرامون عدالت مورد تطبیق قرار می‌دهد. افلاطون عدالت را در مهم‌ترین اثر خود یعنی جمهوریت موردبررسی قرار داده است. فارابی نیز عدالت را ازجمله مفاهیم اصلی و اساسی فلسفه خود دانسته است. این دو اندیشمند هردو مفهوم عدالت را هماهنگی و تناسب معنا کرده‌اند و این معنا و مفهوم را چه در هستی و چه در فرد و اجتماع همواره مدنظر داشته‌اند. در بررسی کارکرد مفهوم عدالت در فرد، فارابی و افلاطون دیدگاه‌های اخلاقی خود را مطرح می‌سازند و وقتی کارکرد این مفهوم را در اجتماع بررسی می‌کنند، دیدگاه‌های سیاسی خود را مطرح می‌سازند. آنچه درخور توجه است ارتباط تنگاتنگ اخلاق و سیاست در اندیشه هردو اندیشمند است. افلاطون نخستین بار کامل در سیاست را در منظومه‌ای از اندیشه فلسفی وارد و در متن آن مطرح کرد. این همان منشی است که فارابی نیز بدان اقتدا نموده است، اما با این تفاوت که موضوع اصلی افلاطون در فلسفه «وجود مدنی انسان و مدینه» است. ولی موضوع اصلی در فلسفه فارابی وجود خداست. همان‌طور که اشاره شد محقق در این اثر بیشتر به دنبال بررسی این مطلب است که فلسفه فارابی چه مقدار از افلاطون تأثیر پذیرفته است اما در پژوهش حاضر بیشتر به دنبال بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های یک مفهوم در آثار افلاطون و مطهری هستیم.
دفاع افلاطون از عدالت: نیچه رودرروی سقراط1 (1999)، نویسنده این اثر ساندِخین به خ ژِس2 می‌باشد؛ که برای دریافت درجه دکترای فلسفه در دانشگاه لیدز3 انگلستان اقدام به نوشتن آن کرده است. نویسنده مفروض خود را بر دیدگاه نقادانه نیچه در باب اخلاق و نحوه نگرش به دنیا بنانهاده است و این موضوع را در چکیده بیان می‌کند. استدلال وی بر این است که میتوان با درک درستی از فلسفه‌ی نیچه به اندیشه و دیدگاه سقراطی نزدیک شد. ناگفته پیداست که سقراط در این تز، دو نفر است یکی همان سخنگوی افلاطون در جمهور می‌باشد و دیگری خود سقراط که در فصل تاریخ‌نگاری به آن پرداخته‌شده است. او در آغاز به اظهاراتی که در رابطه با تفکر افلاطون تا امروز نشر پیداکرده است به بحث و توضیح می‌پردازد و اینکه چرا سقراط علی‌رغم اینکه می‌توانست از مهلکه‌ی اعدام فرار کند این کار را نکرد. وی بعد به شباهت‌های دیدگاه افلاطون و نیچه می‌پردازد که در رابطه با زندگی دارند. این شباهت‌ها را وی ظاهری4 می‌داند؛ چراکه درعین‌حال تفاوت‌های بسیاری نیز در رابطه باقدرت5 و انسان خوب با یکدیگر دارند. نویسنده اذعان دارد که نیچه برخلاف دیدگاه‌های حاضر، راسیونالیستی (عقل‌گرایانه) بر ضد اندیشه افلاطونی نیست. تز نویسنده، شش فصل دارد که فصل اول به بحث‌های سقراط با کریتو اختصاص دارد که در باب عدالت با یکدیگر به مجادله می‌پردازند. سقراط عدالت را در پیروی بدون شرط از قانون می‌داند؛ که این امر یکی از انتقادهای نیچه نسبت به عدالت افلاطونی میباشد. به گمان سقراط افلاطونی، اگر وی از مجازات اعدام فرار میکرد و تن به شوکران نمیداد، قانون شهر را زیر سؤال میبرد و این بیعدالتی بود بنابراین او ایستاد تا با مرگش نشان بدهد که به‌صورت عملی می‌توان قانونمندی را به تصویر کشید؛ و قانون یکسان را برای همه مردم عدالت دانست و او هم جزئی از مردم خود را میپنداشت پس نمیتوانست فرار کند و سلامت روانی6 شهر را با این تناقض مناقشه‌انگیز کند. (دولت یا شهر مطلوب سقراط-افلاطون، دارای سلامت روانی است و به گمان او وظیفه فلسفه ترویج این سلامت در جامعه می‌باشد) سلامت (بهداشت) روانی دولت-شهر، همان چیزی است که افلاطون در جمهور بارها به آن پرداخته است؛ و به‌صورت کلی قانونی است که شهروندان برای جامعهی بهتر باید از آن تبعیت کنند (غیر از فیلسوف شاه) این همان دیدگاه آرمانی است که نیچه به‌نقد آن دست‌زده است. به گمان نیچه بهترین زندگی، همان زندگی کردن در دنیای واقعی است (و نه به تقوا و عوامل ماهوی و آرمانی دل بستن)؛ که البته ساندِخین به خ ژِس این دیدگاه را به‌نقد گذاشته است و با نظر نیچه موافق نیست. نویسنده درصدد بوده که بگوید بحث نیچه در باب عدالت، مطرح کردن عدالت، یعنی ضعیف بودن، یا همان پرهیزگاری مناسب برای ضعیف7 نمیتواند درباره حرکت سقراط به سمت شوکران درست باشد. بلکه این طرز تلقی از عدالت، نیاز بوده است تا زندگی بهتری در دنیای واقعی به تصویر درآید. نیچه اصولاً با انسان ضعیف، در فلسفه‌ی خود مشکل دارد و خواهان ابر انسان است. همچنین مفروض او ضد عقل‌گرایی است8 و به همین خاطر است که گام نهادن سقراط به‌سوی مرگ را نمیتواند بپذیرد خواه در فهم عدالت باشد خواه نه؛ و آن را تقوای مناسب (انسان) ضعیف می‌نامد. در فصل دوم و سوم بحث سلامت روانی شهر دوباره پیش کشیده می‌شود و سوالاتی در تفهیم این امر واقع میشود؛ که آیا سلامت روانی از دیدگاه افلاطون همان عدالت است؟ که همان‌طور که آوردیم سلامت روانی شهر، درواقع قانون انتظام شهر است که مردمان باید از آن تبعیت کنند همان‌طور که سقراط تا لحظه‌ی مرگ تابع آن بود؛ اما نکته‌ای اینجا حائز اهمیت است اینکه این قانون در دست فیلسوف شاه است یعنی وی می‌تواند درجاهایی آن را تغییر دهد و افلاطون این امر را نیز عدالت میداند چراکه فیلسوف شاه را برتر از دیگران میپندارد و صلاحدید وی در تغییر را درست می‌داند مگر اینکه ظلمی بیش‌ازحد توان عقل، صورت بپذیرد. وی سه برداشت را ازنظر افلاطون در باب عدالت شهر بیان می‌کند:
۱. افلاطون عدالت شهری را مطابق با فردیت کارکردی در نظر گرفته است اینکه هر طبقه کار و فعالیت خاص خود را انجام بدهند؛ و در طبقات و رده‌های دیگر دخول پیدا نکنند.
۲. عدالت یعنی پذیرفتن فرمان فیلسوف شاه و قوانین و دستوراتی که وی امر می‌کند که نویسنده آن را عدالت اجتماعی9 می‌داند که می‌توان آن را پذیرش قانون کلی در جامعه دانست.
۳. هر شخصی وظیفه دارد خود را در هماهنگی با جامعه تنظیم کند که آن را عدالت روانی10 در جامعه میخواند.
وی پس از معرفی این سه مورد، به تشریح و تحلیل آن‌ها میپردازد. فصل چهارم به چالش نظرات سقراط-افلاطون در باب عدالت با نیچه پرداخته میشود؛ که به گمان نیچه، اصل زندگی، بر قدرت بنیان گذاشته‌شده است و عدالت یعنی کسی که توانایی بیشتری دارد بتواند به خواسته‌های خود برسد. به اعتقاد نیچه، زندگی یعنی تقابل بین قوی و ضعیف؛ و عدالت این است که قوی، برتر از ضعیف باشد؛ که نویسنده به‌نقد این نظر می‌پردازد و این‌که بر طبق این گمان هرکسی قوی‌تر است می‌تواند ضعیف‌تر را بکشد و این‌گونه در جامعه هم هرج‌ومرج به وجود می‌آید و اصلاً جامعه‌ای باقی نمیماند که عدل و عدالت در آن بتواند معنایی داشته باشد. فصل پنجم و ششم هم به بحث غلبه خویشتن11 و هماهنگی روانی12 اشاره‌شده است؛ که اولی به بحث ابر انسان یا همان انسان قدرتمند نیچه می‌پردازد و دومی همان عدالت افلاطونی است که در مبحث سلامت روانی و عدالت اجتماعی به آن پرداختیم.
به‌صورت کلی می‌توان گفت که در این رساله، کمتر به اندیشه‌ی نیچه پرداخته‌شده است و بیشتر اندیشهی عدالت محورانهی افلاطون موردتوجه بوده است. دیگر این‌که به نظر می‌رسد که نویسنده، در نوشتن اثر فوق پیش‌فرض داشته است و به همین دلیل بیشتر، یک‌جانبه گرایانه به مفاهیم نیچه پرداخته است.
مهم‌ترین تفاوت این‌که هر دو متفکر از اندیشمندان غربی بوده اما در کار حاضر یک متفکر غربی با یک متفکر اسلامی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. عدل در اندیشه نیچه ریشه‌ای زمینی دارد که انسان قوی آن را اعمال می‌کند اما در اندیشه مطهری عدل برگرفته از دین می‌باشد.
۱-۶- سؤال اصلی
مفهوم عدالت از دیدگاه افلاطون و مرتضی مطهری چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد؟
۱-۷-سؤالات فرعی
۱- ابعاد عدالت از دیدگاه افلاطون چیست؟
۲- ابعاد عدالت از دیدگاه مطهری چیست؟
۳- ابعاد عدالت از دیدگاه افلاطون و مطهری چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی باهم دارند؟
۱-۸- روش تحقیق
در تحلیل یک متن به‌طورکلی ما دو نوع تحلیل داریم. تحلیل کمی متن که به کمک آمار و اعداد و درصدهای کاربرد کلمات و جملات و سطرها در یک متن می‌پردازیم و دوم تحلیل کیفی متن که به‌جای استفاده عددی از متن، آن را به‌صورت استقرایی و با کمک تعقل، تفسیر می‌کنیم. چون داده‌های بسیاری از تحقیقات علمی، کمّی نبوده، جنبه‌ی آماری ندارند معیار و مبنای دیگری غیر از روش‌های آماری باید برای تجزیه‌ و تحلیل آن‌ها به کار رود. این مبنا و معیار در تجزیه ‌و تحلیل‌های کیفی مشخصاً عقل، منطق، تفکر و استدلال است (حافظ نیا؛ ۱۳۸۹؛ ۲۶۸). «تحقیقات کیفی بیشتر در تحقیقات تاریخی، توصیفی موردی، تحلیل محتوا، علّی و نظری وجود دارد»(همان؛ ۲۶۹)..
پس با استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و رهیافت مقایسه‌ای به تحلیل مضمونی متون افلاطون و مطهری آشکار کردن مفاهیم و مضامین آن پرداخته خواهد شد و به کمک تفکر قیاسی، شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو تفکر را نشان خواهیم داد. روش گردآوری اطلاعات در این پایان‌نامه اسنادی – کتابخانه‌ای بوده است.
۱-۹- کاربرد موضوع:
هدف از نگارش این رساله در درجه اول توسعه علم است. عدالت یکی از صفت‌های عامه‌پسند است و تعریفهای متعددی از این مفهوم وجود دارد که گاه گمراه‌کننده و نادرست هستند. با توجه به این، دیدگاه دو تن از بزرگ‌ترین متفکران عصر حاضر و یونان باستان درباره عدالت را ارائه می‌دهیم. همچنین با توجه به تعاریفی که در رابطه با عدالت و عدالت اجتماعی در این پژوهش ارائه خواهد شد برای دانشجویانی که قصد پژوهش درزمینه عدالت را داشته‌اند و به آثار افلاطون و مطهری علاقه‌مند هستند، مفید خواهد بود.
۱-۱۰- سازمان‌دهی تحقیق:
فصل اول این پایان‌نامه کلیات تحقیق را دربر می‌گیرد؛ و در آن به چگونگی گردآوری پایان نامه، اهمیت موضوع و… پرداخته‌شده است. در فصل دوم این پایان‌نامه به بررسی مبانی نظری عدالت پرداخته‌ایم. همچنین در فصل سوم عدالت در اندیشه افلاطون و زوایای نگرش وی مورد پردازش قرارگرفته است. بعدازاین فصل و تبیین عدالت ازنظر افلاطون، در فصل چهارم عدالت در اندیشه مطهری و زوایای نگرش وی مورد پردازش قرارگرفته است و در فصل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عدالت اجتماعی، ایران باستان، اندیشه سیاسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عدالت توزیعی، عدالت اجتماعی، اندیشه سیاسی