دانلود پایان نامه ارشد درباره عاملهای هوشمند، سیستم اطلاعاتی، نیروی انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

مدلسازی سیستمهای چندعاملی ارائه شده که هریک از آنها برای مدلسازی سیستمهای خاصی مناسبند.

شکل ‏32 – توپولوژی های مختلف برای ارتباطات میان عاملی در ABMS [61]

از میان این توپولوژیها، توپولوژی شبکهای45 به دلیل تشابه ساختاری آن با سیستمهای اجتماعی (به روابط متعدد و همهجانبهی عاملها با یکدیگر در سیستمهای مذکور توجه نمایید)، مناسبترین گزینه به منظور مدلسازی این دسته از سیستمهاست. در نتیجه ما نیز در این پژوهش از توپولوژی شبکهای برای نمایش ارتباطات در چارچوب پیشنهادی استفاده خواهیم نمود.
روند کلی ایجاد یک مدل در ABMS به شرح زیر است[61]:
• تعیین اینکه مدل چه مشکلی را بایست حل کند
• تعیین عاملهای موجود در مدل
• ترسیم محیط عاملها و اینکه هر عامل چگونه با محیط ارتباط برقرار میکند
• تعیین اینکه هر عامل چه تصمیماتی میتواند اتخاذ نماید و چه کارهایی میتواند انجام دهد
• تعیین نحوهی ارتباط عاملها با یکدیگر
• تعیین اینکه دادههای مدل از چه منابعی تأمین میشوند
• و نهایتا یافتن راهی برای تأیید اعتبار مدل ارائه شده

در مورد مسئلهای که قرار است توسط مدل پیشنهادی حل شود، در فصل اول این پژوهش توضیحات کافی ارائه شد، ضمن آنکه حتی عنوان پژوهش به تنهایی گویای کامل هدف آن میباشد. در اینجا تنها اگر بخواهیم مجددا مروری کلی و موجز بر این بخش داشته باشیم، میتوان گفت هدف از ارائهی این چارچوب، ایجاد یک سیستم چندعاملی است که قادر باشد بر اساس وضعیت کنونی سازمان و سایر عوامل درون و برونسازمانی، بر اساس رسالت و چشمانداز سازمان، وضعیت موردانتظار آن را در افق زمانی معین ترسیم و ارائه نماید. مسلما ایجاد چنین مدلی کار سادهای نبوده و نیازمند تحلیلی دقیق و همهجانبه از بسیاری از عوامل مؤثر در وضعیت حال و آینده سازمان میباشد. در ارائهی چارچوب موردبحث سعی شده حتیالامکان تمامی جنبههای دخیل در این وضعیتها لحاظ شوند تا قدرت و کارایی چارچوب به حداکثر رسیده و به یک مدل کاربردی تبدیل شود.
پس از بیان نحوهی ایجاد مدل و فلسفهی ایجاد آن، چارچوب پیشنهادی که در شکل ‏33 ارائه شده است و در ادامه به تشریح ویژگیهای آن خواهیم پرداخت:

شکل ‏33 – شمای چارچوب پیشنهادی
در این چارچوب هر بیضی بیانگر یک عامل هوشمند و هر خط بیانگر ارتباط میان دو عامل است (که بهطور مثال میتواند از طریق ACL انجام شود). ارتباطات میان عاملها میتوان یکسویه یا دوسویه باشد که در این مدل بیشتر از ارتباطات یکسویه استفاده شده است. در ادامه متدلوژی مورداستفاده جهت ارائهی مدل به همراه جزئیات و کارکرد تکتک عاملها به طور کامل تشریح شده است.

3.3. متدلوژی پرامتئوس46
با شناخته تر شدن عاملها و گسترش کاربرد آنها به عنوان یک فناوری، نیاز به متدلوژیهای کاربردی به منظور توسعهی برنامههای عاملگرا بیش از پیش احساس میشود. پرامتئوس یکی از متدلوژیهایی نوینی است که به منظور توسعهی سیستمهای مبتنی بر عاملهای هوشمند ایجاد شده است که طی چندین سال گذشته در تعامل با نرمافزارهای عاملگرا ایجاد شده است. هدف از ایجاد پرامتئوس این بوده که یک متدلوژی ساده، کامل و در عین حال کاربردی برای طراحی سیستمهای چندعاملی ارائه دهد، به گونهای که هم بتواند در صنعت و برای ایجاد سیستمهای تجاری واقعی و هم توسط دانشجویانی که هیچ پیشزمینهای در توسعه سیستمهای چندعاملی ندارند، در کاربردهای آکادمیک مورداستفاده قرار گیرد. بنابراین پرامتئوس بر خلاف بیشتر متدلوژیهای توسعه سیستمهای چندعاملی که بیشتر حالت انتزاعی و کلی دارند، یک متدلوژی کامل و دارای جزئیات است.
ادعا شده که پرامتئوس به گونهای طراحی شده که میتواند توسط افراد غیرمتخصص (در زمینه سیستمهای چندعاملی) نیز به کار گرفته شود. از مهمترین تفاوتهای پرامتئوس با سایر متدلوژیهای مشابه میتوان موارد زیر را برشمرد:
• پشتیبانی از توسعهی عاملهای هوشمندی که از اهداف، باورها، نقشهها و رویدادها استفاده میکنند. به بیان دیگر بیشتر متدلوژیهای مشابه به سادگی هر عامل را معادل با یک پروسهی نرمافزاری درنظر میگیرند و یک سیستمچندعاملی را مجموعهای از این پروسهها میدانند که در تعامل با هم اهداف کلی سیستم را محقق میکنند.
• پشتیبانی از ابتدا تا انتها47 و با جزئیات فرایند که در هر مرحله ورودی و خروجی آن مشخص و قابل مستندسازی خواهد بود.
• قابلیت به کارگیری هم در کاربردهای صنعتی و هم برای مقاصد آموزشی و آکادمیک.
• ارائهی مکانیزمهای با ساختار سلسله مراتبی که امکان انجام طراحی در سطوح مختلف انتزاع را فراهم میآورد. چنین مکانیزمهایی در عمل برای انجام طراحیهای بزرگ مقیاس ضروری هستند.
• به جای استفاده از مدل خطی آبشاری، از یک مدل تکرار شونده برای فازهای مختلف مهندسی نرمافزار استفاده میکند.

با توجه به مطالب فوق، شاید بتوان گفت مهمترین مزیت پرامتئوس نسبت به متدلوژیهای مشابه گزینهی اول میباشد. سایر متدلوژیها در حقیقت از عاملهای هوشمند استفاده نمیکنند، بلکه عاملها را به صورت نرمافزارهایی جعبه سیاه به تصویر میکشند. البته مسلما پرامتئوس نیز قادر به ارائهی یک تصویر شفاف و کامل جعبهسفید از عاملها نیست، ولی به هر حال سعی کرده است که معماری سیستم چندعاملی را به صورت دقیقتر بیان کند. بنابراین میتوان ادعا کرد که این متدلوژی برای توسعهی عاملهای BDI گزینهی مناسبی است و شاید برای طراحی و توسعهی سایر انواع عاملها به این اندازه مناسب به نظر نرسد.
متدولوژی پرامتئوس شامل ۳ فاز است. فاز مشخصات سیستم48 تمرکز بر روی شناسایی کارکردهای اساسی سیستم دارد که در آن تمام ورودی‌ها، خروجی‌ها و منابع داده‌ای مشترک مهم مشخص می‌شوند. اطلاعات خامی که از محیط بدست می‌آید را ورودی یا ادراک49، و مکانیزم تاثیرگذاری بر روی محیط را خروجی یا عمل50 می‌گویند. معمولا برای اینکه عامل‌ها بتوانند عملیاتی انجام دهند نیاز به اطلاعاتی از محیط دارند. این عملیات می‌تواند از یک طیف بسیار ساده در حد منطق گزاره‌ها تا بسیار پیچیده در حد هوش مصنوعی باشد. قابلیت‌های کارکردی51 که در این فاز نشان داده می‌شود، بر روی جنبه‌های مشخصی از سیستم تمرکز دارد. فاز طراحی ساختاری52 از خروجی های فاز قبل استفاده می‌کند تا مشخص کند سیستم شامل چه عامل‌هایی است و آن‌ها چگونه با هم تعامل میکنند. با دسته‌بندی کارکردها بر اساس تقارب آن‌ها، عامل‌های مختلف را طراحی می‌کنیم. کارکردهایی که از داده‌های یکسان استفاده می‌کنند برای اینکه به یک عامل تعلق گیرند بسیار مناسب هستند. در این فاز نمودار ارتباط بین عامل‌ها و کارکردهایشان نمایش داده می‌شود. ما باید عامل‌هایمان را به صورتی طراحی کنیم تا انسجام53 بالا باشد و از جفت شدگی54 (وابستگی عامل‌ها به یکدیگر) به شدت پرهیز کنیم. فاز طراحی جزئیات55 به منطق داخلی هر عامل و اینکه هر عامل چگونه وظایفش را در داخل سیستم انجام می‌دهد، نگاه می‌کند. در این فاز قابلیت‌های کارکردی هر عامل به طور صریح مشخص می‌شود. این قابلیت‌ها می‌توانند ساده یا تو در تو باشتد که هر چه تعداد سطوح یک قابلیت بیشتر شود، پیچیدگی آن نیز بیشتر می‌شود. در این مرحله نمودار مروری هر عامل کشیده می‌شود. نمودار این فاز شبیه به نمودار فاز قبل است با این تفاوت که به جای اینکه روابط بین عامل‌ها مد نظر باشد، قابلیت‌های هر عامل مد نظر است]67[.
در ادامه فازهای سهگانه متدلوژی پرامتئوس در مدل پیشنهادی تشریح شده است.

3.3.1. فاز مشخصات سیستم
همانگونه که پیشتر در بخش تشریح متدلوژی بیان گردید، کارکردهای اصلی سیستم، ورودیها، خروجیها و منابع دادهای موردنیاز سیستم در این فاز مشخص میشوند. پس در ابتدا ضروری است کارکرد کلی سیستم را مشخص نماییم. در اینجا هدف ایجاد مدلی است که بتواند به کمک عاملهای هوشمند خودمختار، در یک سازمان دارای سیستم اطلاعاتی راهبردی، با پارامتری نمودن وضعیت فعلی سازمان (و نیز اهداف آتی و چشمانداز سازمان) در یک افق زمانی مشخص، وضعیت موردانتظار سازمان را ترسیم نموده و به نحو قابل درکی ارائه دهد.
در این مدل از روش سناریوسازی برای ترسیم وضعیت آینده سازمان استفاده شده و درنهایت با ایجاد چندین سناریو، مناسبترین آنها را با توجه به شرایط به عنوان وضعیت موردانتظار انتخاب نموده و ارائه میکنیم.و در اولین قدم بایست عوامل تأثیرگذار در ایجاد یک سناریو تعیین شوند. عواملی که به طورکلی (و به صورت مشترک در تمامی سازمان ها) میتوانند بر وضعیت آینده سازمان و ایجاد سناریوهای آینده تأثیرگذار باشند، را میتوان به صورت زیر برشمرد:
وضعیت فعلی و فرصتها و چالشهای سیاسی از قبیل مانند سیاستهای کلان داخلی و خارجی دولت، مراودات سیاسی با سایر کشورها، امکان استفاده از تسهیلات و حمایت نهادهای دولتی، اقتصادی مانند زمینههای سرمایهگذاریهای کلان دولتی و خصوصی، تحریمهای اقتصادی، تفاهمنامههای همکاری بینالمللی، شرکای تجاری، اجتماعی و فرهنگی مانند الگوی مصرف جامعه، میزان تجملگرایی، تمایل به استفاده از یک کالا یا خدمت ویژه که همگی میتوانند سرنوشت آینده و جهتگیریهای یک سازمان را به طور کلی تعیین نموده یا دستخوش تغییر کنند. در کنار این عوامل محیطی که معمولا از کنترل سازمان خارجند، وضعیت و توان مالی سازمان و سابقهی موفقیتها یا ناکامیهای تجاری آن، محصولات و خدماتی که سازمان در گذشته و حال تولید و ارائه میکرده یا در آینده قصد سرمایهگذاری بر روی آنها را دارد و چشمانداز آیندهی افزایش یا کاهش تقاضا برای این کالاها یا خدمات، محصولات و کالاهای مشابه، سرعت رشد فناوریهای موردنیاز سازمان جهت تولید آن کالاها یا خدمات، بازار هدف، میزان گستردگی و مخاطبین آن و نیز رقبای سازمان، تنوع و توان و مزایای رقابتی آنها و میزان تأثیرگذاری هریک بر بازار، کارکنان و نیروی انسانی و نیز تخصصهای موردنیاز جهت ارائهی بهینهی خدمات از سوی سازمان، میزان در دسترس بودن نیروی انسانی و سطح تخصص آنها و همچنین هزینههای جذب، آموزش و نگهداری نیروی کار و تأمین رفاه و رضایت شغلی آنها و مواردی از این دست میتوانند وضعیت موردانتظار سازمان را تحتالشعاع خود قرار دهند. همانطور که مشاهده میکنید اینها اکثرا اطلاعاتی هستند که به سادگی از طریق یک سیستم مدیریت منابع سازمان در اختیار بوده و لذا در تأمین اطلاعات ورودی سیستم با مشکلی مواجه نخواهیم بود. سیستم بایست این قابلیت را داشته باشد که با پردازش اطلاعات ورودی، دانش موردنیاز خود را از آنها استخراج نموده و به صورت مناسب ذخیره و از آن در ایجاد ترسیم سناریوی وضعیت موردانتظار استفاده نماید. این سناریو در واقع خروجی سیستم خواهد بود. با توجه به آنچه گفته شد سیستم باید قابلیت نمایش وضعیت فعلی و وضعیت موردانتظار را داشته باشد. برای این منظور نیز میتوان این وضعیتها را در قالب پارامترهایی در زمان حال و آینده نمایش داد که مقادیر هر پارامتر میتواند در طول زمان تغییر نماید. همچنین ممکن است این متغیرها به هم وابسته بوده و روابط معناداری میان آنها برقرار باشد. این روابط بین متغیرها میتواند به صورت یکطرفه یا دوطرفه باشد و تغییر مقدار هر متغیر بر روی متغیر دیگر تأثیری قابل پیشبینی و اندازهگیری بهجای بگذارد (مثلا رابطهی بین میزان درآمد و تعداد کارکنان شرکت یا بین میزان درآمد و رضایت شغلی کارکنان). پس در واقع هر سناریو به صورت مجموعه مقادیری برای تعدادی پارامتر بیان خواهد شد (مثلا میزان درآمد یا تعداد کارکنان سازمان در حال حاضر و مقادیر همان پارامترها در سال آینده) که بیانگر وضعیت سازمان در یک برهه زمان مشخص است. حال که ورودی، خروجی و کارکرد کلی سیستم بیان گردید، میتوانیم به بررسی فاز طراحی ساختاری بپردازیم.
3.3.2. فاز طراحی ساختاری
فاز طراحی ساختاری از خروجی های فاز قبل استفاده می‌کند تا مشخص کند سیستم شامل چه عامل‌هایی است و آن‌ها چگونه با هم تعامل میکنند.
از آنجا که با یک سیستم اطلاعاتی راهبردی مواجهیم، دسترسی به اطلاعات معمولا به سادگی امکانپذیر خواهد بود و دغدغهی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سیستمهای اطلاعاتی، سیستم اطلاعاتی، عاملهای هوشمند Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سیستم اطلاعاتی، مدل پیشنهادی، عوامل محیطی