دانلود پایان نامه ارشد درباره شفیعی کدکنی، ملک الشعرای بهار، تاریخ اسلام، هانری کربن

دانلود پایان نامه ارشد

مادی و معنوی به شمار میآورند.67
از این دو دیدگاه معلوم میشود که صوفیه فتوّت را به عنوان عنصری از عناصر تصوّف پذیرفتهاند و این مسئلهای است که محققان نیز در مورد آن تقریباً اتفاق نظر دارند.68 اما از جهت اجتماعی فتوّت میتواند به عنوان جهتگیری صوفیه در برخورد با مردم لحاظ شود و به نظر میرسد که فتوّت نتیجه اجتماعی طهارت صوفیانه است. به تعبیر دیگر اساس رابطه صوفیه با خلق، فتوّت است در کنار رابطه با حق که پایهاش تصوّف است به این معنا که باید رابطه صوفی با خلق خدا جوانمردانه باشد. بیانی هم که میرسید علی همدانی در رابطه با فتی دارد ناظر به این معناست. وی در رساله فتوّتیه میآورد: «اما قسم دوم [از ابرار] که ایشان را به خلق مشغول گردانیدهاند و دلهای ایشان را مهبط رحمت و رأفت کردند و وجود ایشان را سبب راحت و آسایش بندگان خود ساختند، این طایفه ارباب فتوّتاند و آن کس که بدین کمالات منتسب بود و بدین صفات مخصوص و موصوف یا طالب این معانی بود، آن کس را اخی گویند.» 69
بر این اساس غالب محققان فتوّت را جنبه مردمگرایانه و عامیانه تصوّف میدانند که هدف از تشکیل آن واداشتن طبقه عوام به رعایت اخلاق حسنه و ترک عادات ذمیمه بوده است. شاید همین ویژگی اصلی فتوّت بوده است که رفته رفته به فتوّت اصناف و همین طور آیینها و آداب تبدیل شده است که در دوره های بعدی به ویژه در عهد تیموری به بعد شکل گرفته و به طور برجسته و عیان در فتوّتنامه سلطانی طرح شده است. چرا که در این فتوّتنامه به جز قواعد، آداب و اخلاق جوانمردان، پیشههایی به اهل فتوّت منسوب شده است که بیشتر جنبة اخلاقی و آیینی دارد؛ از مدّاحی و سقّایی گرفته تا قصّهگویی و معرکهگیری.
برخی از محققان بر این جنبه از کارکرد فتوّت در نسبت با تصوّف توجه بیشتری معطوف داشتهاند که بر اساس آن فتوّت، مکتب عامیانه تصوّف عملی و ساده برای تودههایی است که غالباً بی سواد بودهاند؛ چرا که با سوادان از طریق کتاب و فتیان از راه گوش و روایتهای شفاهی و تربیت و ادب خاصّ فتوّت به کمال میرسیدهاند. در اینکه فتوّت در سطح نوعی تصوّف عامیانه باقی مانده یا اینکه با تصوّف و عرفان ارتباطی عمیق پیدا نموده است، میان اندیشمندان اختلاف نظر وجود دارد. مرحوم عبدالحسین زرین‌کوب و استاد شفیعی کدکنی بر خلاف هانری کربن، بر این امر تأکید می‌ورزند که فتوّت پس از تحول یافتن و جداشدن از عیّاری و با وفاداری به اصول فتوّت و جوانمردی به تصوّف عامیانه پیوسته است.
از جمله کسانی که معتقدند تصوّف با فتوّت در دوره آغازین پیدایش پیوند داشته‌، ابوالعلاء عفیفی است. وی در این باره می‌گوید: « از آغاز پیدایش تصوّف؛ فتوّت با آن پیوند یافت و به رنگ آن درآمد. این پدیده را به ویژه در سرزمین‌های اسلامی که دارای فرهنگ و تمدّن قدیمی بوده‌اند، به خصوص ایران می‌توان دید. به طوری که نشانه‌های آشکاری از افکار صوفیه را در تعالیم اهل فتوّت در تمام اعصار اسلامی می‌توان یافت. عکس آن نیز درست است. یعنی آثاری از فتوّت در محافل صوفیه نیز دیده می‌شود. همچنین پیوند میان فتوّت و تصوّف را در بسیاری از فتیان که از زندگی و احوال ایشان آگاهی داریم بدین صورت می‌توانیم دید که یا خود صوفی بوده‌اند و یا گرایشی به طریقت صوفیه داشته‌اند، چنانکه در داستان نوح عیّار با حمدون قصار مشاهد می‌کنیم. از طرف دیگر می‌بینیم که بسیاری از رجال بزرگ صوفیه پیش از آنکه به تصوّف روی آورند از فتیان بوده‌اند، مانند علی بن احمد پوشنجی و احمد بن خضرویه و امثال ایشان…. میدانیم که حسن بصری از اولین کسانی است که در تاریخ اسلام بنای تصوّف را بنیاد نهادند و صوفیان متأخر او را از اقطاب شمرده‌اند. پیداست که انتقال از فتوّت به تصوّف در عهد او صورت گرفت.70

2.3. فتوّت و ملامتیه
يکي ديگر از گروههایی که در بررسی اهل فتوّت و گونه دینی آنان لازم است طرح شود ملامتیهاند ، چرا که پيوند قابل توجهی با اهل فتوّت داشتند و تأثيراتي بر آيين جوانمردي بر جاي گذاشتند. همانگونه که بسياري از متصوّفه قرن سوم به بعد در خراسان جمع آمده بودند، اهل فتوّت و ملامتيه نيز در اين سرزمين تمرکز داشتند. اين اجتماع در خراسان با مسائل سياسي جوامع اسلامي ارتباط وثيق داشت. حتي ميتوان پديدار شدن چنين جماعاتي(اهل فتوّت، ملامتيه و…)را تحت تأثیر همين فضا دانست. رفتار غير اسلامي و غيرانساني امويان و حتي عباسيان با غيرعربها و به ويژه ايرانيان در اين زمينه تأثير بسزايي داشت. بنياميه همانطور که در موضوع خلافت با حضرت علي(ع) و فرزندان او دشمني ميکردند و در حق آنان از هيچگونه ستمي فروگذار نمیکردند، در سرزمينهايي که به قلمرو اسلام پيوسته بودند نيز با افراد غير عرب به شدت تمام رفتار ميکردند .
پس از قيام ابو مسلم خراساني و قدرت نمايي آنان، که موالي خوانده ميشدند، دستگاه حاکم خطر مسلمانان غيرعرب و به ويژه ايرانيان را دریافت. رفتارهايي که خلافت عباسي با ابو مسلم و نزديکان وي نمود اين تقابل را بيش از پيش نشان داد. خراسان پرچمدار اين تقابل بود و اعتراضات جامعه اسلامي غيرعرب را در اشکال گوناگون نشان ميداد. در اين ميان اهل فتوّت بيش از همه از اين فضا تأثیر پذیرفته بودند. برخي خواستهاند ملامتيه را واکنشي در مقابل زهد و تقشّف کراميان و ضد تصوّف متشرعانه اهل صحو نشان دهند.71 هرچند اين تحليل با مراجعه به ملامتيان متأخر قابل پذيرش است، اما درباره ملامتيه نيشابور صادق نیست. ملامتيگري در اين عصر خود روشي است در سلوک. همان گونه که در قرون بعد تصوّف اهل خوف و عشق در جهان اسلام باب شد، در اين قرن نيز ملامتي بودن گونهاي سلوک بود که داعياي بيش از انتقاد از وضع نامطلوب موجود داشت و خود را مستقل مطرح مينمود و راهي جديد پیش روي مشتاقان طريقت ميگذاشت. به هر روي ميان ملامتيه و اهل فتوّت ارتباطات عميقي وجود داشت .
ملامتيه با کبر و ريا مبارزه ميکردند و ميکوشيدند که راه سلوک را به وسيله خوارداشت نفس امّاره هموار نمايند. از ابوحفص حداد که از بزرگان اهل ملامت است پرسش شد که ملامتيان از چه بدين نام خوانده ميشوند؟ پاسخ داد چون ايشان زشتيهاي نفس خود را به خلق مينمايانند و خوبي هاي آن را پنهان ميکنند و مردم ظاهر زشتشان را ملامت ميکنند. همچنين از وي نقل است که در پاسخ نامه شاه شجاع کرماني- که از فتيان بود- نوشته بود، راستي که نفس امّارة بالسوء است و نافرماني در آن نهفته است و فرمانبردار نميگردد. پس به واسطه ملامت با نفس ستيزه کن.72 آنچه موجب تحقير نفس امّاره ميشد مطلوب ملامتيه بود. از اين رو در هر وضعيتي که قرار ميگرفتند، هدفي جز اين نداشتند.
درباره ارتباط و نسبت فتوّت وملامت محققان بر آناند که دوری از ریا و خود را در معرض ملامت خلق قرار دادن و پنهان کردن خیر از مردم، جوهر اصلی فتوّت اولیه است و اگر بعدها بعضي از اهل فتوّت به عكس عمل كردهاند، نميتوان پنداشت كه بناي فتوّت – چنانكه بعضي محققان گفتهاند ـ بر دعوي و تظاهر بوده است و بناي ملامت بر تواضع و بي ادعايي. استاد زرينكوب، شاه شجاع كرماني از قدماي صوفيه را واسطه بين طريق فتوّت و قدمای اهل ملامت ميداند، همچنان كه شاگرد وي ابوعثمان حيري نيز به ابوحفص نيشابوري از شيوخ اهل ملامت پيوست، چنانكه خود وي نيز مورد تكريم ابوحفص نيشابوري قرار گرفت و مانند اهل فتوّت تعليم مي كرد كه جوانمرد بايد خويش را در ميان نبيند و به خود و كردار خود ننازد.73
ابن عربي در اين زمينه وصيتي را از ذوالنون آورده كه در بيان نزديكي مشرب اهل فتوّت و ملامت بسيار روشنگر است:« و من وصايا ذي النون بعض الفتيان: يا فتي! خذ لنفسك بسلاح الملامة و أقمعها برد الظلامه، تلبس غداً سرابيل السلامة.»74حتي در جايي ابن عربي فتيان را از شاگردان ملامتيه ميداند (ان الفتيان تلامذة الملامتيه). گولپينارلي حتي بر آن است كه «اهل فتوّت از همان ابتدا خود را از صوفيان جدا ميكردهاند و با ملامتيه جوش ميخوردهاند.»75
به هر تقدیر ارتباط فتوت با ملامت، ارتباط با گرایش و مشربی خاص در جریان تصوف اسلامی است؛ اگر چه در طول تاریخ صوفیه خود نقدهایی جدی به ملامتیان و اندیشههای ملامتی وارد کردهاند و بعضاً آنها را از خود راندهاند.
3.3. فتوّت و عياري
در كنار فتوّت صوفيانه، شكل ديگري از فتوّت در حوزه فرهنگي ايران و عراق از همان سدههاي آغازين هجري جريان داشت كه به لحاظ ماهيّت و عملكرد تفاوتهایي اساسي با فتوّت صوفيانه داشت و از آن به عنوان فتوّت عياران ياد ميشد.
محققان معمولاً فتوّت اصحاب تصوّف را از فتوّت عياري جدا كرده و آن دو را از جهاتي مقابل يكديگر ميدانند، زيرا فتوّت عیّاری ريشههاي كهني در ايران پيش از اسلام دارد همچنان که بعضي ظواهر آن را در زندگي عرب جاهلي نيز ميتوان يافت.
استمرار اين فتوّت را در كتاب الفتوه سلمي میتوان مشاهده کرد، اين در حالي است كه آنچه در كتاب الفتوه ابن معمار مشاهده ميشود، مجموعهاي از تشريفاتي است كه هر كدام ريشه در سنّتي از سنّتهاي باستاني شرق دارد و بعد از ابن معمار نيز در تمام فتوّتنامههاي فارسي و عربی گسترش يافته است.
ظاهراً صوفيه نيز از آغاز فتوّت و عياري را دو امر جدا از هم فرض ميكردهاند و از كلمه فتوّت مفهوم فتوّت صوفيانه را در نظر گرفتهاند. چنانكه هجويري دربارة نوح عيّار آورده است: « عيّاري بود به فتوّت معروف.»76
ملک الشعرای بهار هم در باب ارتباط بین فتوّت و عیّاران می‌گوید: «عیّاران به راهزنی هم می‌رفته‌اند، ولی این در صورتی بوده است که ضرورت آنان را وادار کرده باشد و تصوّر می‌شود که آن نیز در تحت قاعده و اصول خاصّی بوده است…. همچنین عیّارپیشگی در عهد اسلام رونق گرفت و بعدها با تصوّف در آمیخت و به تدریج حزبی دیگر به نام «فتوّت» یا جوانمردان در اسلام تشکیل یافت، جوانمردی از صفات برجسته جوانان ایرانی محسوب شد.»77
محققان در جست و جوي ريشه ايرانی عياري، اين كلمه را در اصل فارسي دانستهاند. ملك الشعراي بهار واژه عيار كه در ادبيات عرب به معناي «كسي كه در رفت و آمد چالاك و سریع باشد» آمده است را مصحف لغت « ایار » فارسي ميداند كه در اصل «اذی یار» بوده و امروز به آن « يار » يعني رفيق ميگويند.
شاهدي كه نظر استاد بهار را تأييد ميكند ترجمه فارسي قرآني كهن موسوم به قرآن قدس است كه در جاي جاي آن كتاب واژه «يار» به صورت «ايار » ذكر شده است كه از آن جمله است: ايار پهلو(يار سفر)، اياران سوراخ (اصحاب كهف)، اياران دست راست(اصحاب اليمين). گذشته از اين توجه در معناي عيّار به معنای يار با اصل ياريگري و فتوّت عياران نيز تطابق بيشتر دارد.
به هر حال فتوّت نامه ابن معمار به گونهاي سنّتهاي عياري را با فتوّت اهل تصوّف جمع كرده و به نوعي آنچنان كه از محتواي اين فتوّت برداشت مي شود، نقطه تلاقي اين دو سنّت است .ابن معمار سعي داشت تا ضمن ارائه اصول جوانمردي كه بايد اهل فتوّت به آن ملتزم باشند، برخي عقايد و رفتارها و سنّتهاي ناصوابي را كه در فتوّت عياري جاری بود وباعث نزاع، هرج ومرج و خونریزی میشد، با فتوّت صوفيانه تعديل كند. از آن جمله است آنچه در فصل دهم از آن به عنوان سه بدعت یاد ميكنند. نخست آنکه جاهلان تصوّر میکنند احكام فتوّت خلاف احكام شرع است. بدعت دوم اينكه مباهات ميكنند و فخر ميورزند كه غلامان شرطه را ميكشند و نيز والیان مسلماني را كه مدافعان مردماند. سوم آنكه بدان جهت وارد سلك فتوّت ميشوند كه خود را به مقاصد نكوهيده خويش و غرضهاي فاسدي كه دارند نزديك كنند. كارهایي از نوع گرفتن اموال و هجوم به خانه های مردم78.
فتوّتنامه ابنمعمار كه به نوعي جامع فتوّت صوفيانه و عياري است، نشانة تحولي در فتوّت بود كه هيچگاه صوفيه خود را از آن جدا نميدانستند و فتوّتنامههايي هم كه پس از آن تحت تاثیر این فتوّت نامه نوشته شد و غالب نویسندگان آن رهبران و مشایخ صوفیه بودند، چنین امری را اثبات ميكند.
حتی برخي از محققان حركت ناصر در سازماندهي اهل فتوّت و غلبه بر آشوبها معمول عياران و آموزشهای وي را در سوق دادن عيّاري به سوي زهد و تصوّف موثر ميدانند.79

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره پیامبر (ص)، حضرت محمد (ص)، اجتماعی و فرهنگی، بایزید بسطامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره تمدن اسلامی، هنرهای زیبا، ابومسلم نامه، زیبایی شناسی