دانلود پایان نامه ارشد درباره سیر و سلوک، عوامل موفقیت، اندیشه پیشرفت، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

و در بخشش و سخاوت سخت پاکباز باشد.
همنشین اهل معنا باش تا هم عطا یابی و هم باشی فتا
جان بی معنا در این تن بی خلاف هست همچون تیغ چوبین در غلاف»124
3-2. جایگاه ویژه استاد
صاحبنظران اهل عرفان معتقدند که از مهمترین عوامل موفقیت در سیر و سلوک معنوی، استفاده از وجود استاد و راهنما است و به اعتقاد ایشان اهمیت وجود پیر تا آنجا است که اصولاً سیر و سلوک را بدون وجود او ممکن نمی‌دانند:
به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم که من بهخویش نمودم صد اهتمام و نشد125
نجم الدین رازی می‌نویسد: «بدان که در سلوک راه دین و وصول به عالم یقین از شیخی کامل راهبر راه‌شناس صاحب ولایت صاحب تصرف، گریز نباشد.» 126
نقل شده که مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی – رضوان الله علیه – ‌فرموده است: «چنانچه كسی كه طالب راه و سلوك طریق خدا باشد، برای پیدا كردن استاد این راه، اگر نصف عمر خود را در جستوجو و تفحّص بگذراند تا پیدا نماید، ارزش دارد.» و نیز می‌فرموده: «كسی كه به استاد رسید، نصف راه را طی كرده است.»127
کسانی که بدون استاد و راهنما اقدام به سیر و سلوک معنوی، تهذیب و خودسازی میکنند، به سبب وجود مشکلات عدیده در این راه یا با شکست مواجه می‌شوند و یا دست کم دیر و به کندی در مسیر تهذیب حرکت می‌کنند.
دلیل این درجا زدن و از راه ماندن‌ها همین است که ندانسته‌اند که چه باید بکنند، چگونه آغاز بکنند و چگونه ادامه بدهند؛ لذا بسیاری از فرصت‌ها را از دست میدهند و چون نابینایی که در مسیری ناشناخته گام نهاده، در سرگردانی کامل به سرمی‌برند.
در این ره تا نگیری دامن پیر به مقصد کی رسی ای دل به تدبیر
به اول پیر باید مبتدی را که بنماید سلوک مقتدی را
در این ره کی رسی هرگز به جایی اگر عمری روی بی پیشوایی128
در فتوّتنامهها این عنایت ویژه به استاد و جایگاه محوری آن به خوبی دیده میشود. در یکی از فتوّتنامهها میخوانیم: «استاد باید همواره در اندیشه شاگرد باشد چه او حاضر باشد چه غایب. اگر از شاگرد خطایی در فتوّت سرزد، صاحب (استاد) در حالی که چشمش به زیر است، باید به او بگوید: این خطا و سهو از تو در وجود آمد، در هر مقام که باشی، مرا حاضر دان که دیده دل و چشم و گوش و خاطر و همّت ما به سوی توست و در هر مقام که باشی به حرکات تو حاضر و واقفیم. اگر استادی این دوستی را نداشته باشد، استاد نیست، بلکه فقط به معنای مجازی استاد است. اگر استادی نسبت به سهو و خطای شاگردان بی اعتنا باشد، دیگر حقی بر گردن ایشان ندارد.
استاد باید همیشه در اندیشه آموزش شاگرد باشد. صاحب باید آنچه او از گذشتگان و خصائل ایشان میداند باز گوید و روز به روز فعل و ادب شاگردان زیادت بخشد تا اینکه شاگردان بتوانند خود به مرحله استادی برسند…استاد که شاگردان را آموزد و قابلیت هر یک بشناسد، باید تشخیص بدهد چه نوع معرفتی برای هر کدام لازم است و شاگردان در چه نوع فن و هنری و تا کجا میتوانند پیشرفت داشته باشند…در هیچ لحظه، بهویژه هنگام عبادت و نماز، استاد شاگردان خود را از نظر دور ندارد و گوید: خدایا تو را به عزّت و جلال و به حق کمال و فضل و کرم بیمنتهایت، قسم میدهم که نور ایمان را در قلب آنان بتابانی و دیدگان آنان را بر روی معایبشان بگشایی.»129
در این متن که به گونهای جایگاه استاد و مهمترین کارکردهای وی در تصوّف اسلامی را تبیین میکند، چند نکته قابل تأمل وجود دارد که گذرا اشارهای به آنها میکنیم: اولین نکته قابل ذکر آن است که در جملات اولیه سخن از اشراف استاد بر اعمال شاگرد به میان میآید و این طبیعی است، اما دراین میانه به جملاتی برمیخوریم که حکایت از اطلاع از احوال شاگرد و مراقبت از او در حالت غیاب اوست و این همان بزنگاهی است که باید به آن عنایتی ویژه داشت. به بیان روشنتر استاد واقعی استادی است که توان در نظر گرفتن شاگرد حتّی در غیاب او را هم داراست. نکته دوم در توان سنجی استاد نهفته است، این استاد راه طیّ کرده است که میتواند بفهمد شاگرد چه تواناییها و چه نقاط ضعفی دارد، چه مسیری را باید به او پیشنهاد کرد و در چه لغزشگاههایی بیشتر باید مراقب او بود. نکته سوم آنجاست که حقّ استادی در پرتو چنین اشراف و احاطهای آنهم همراه با دلسوزی و شفقت معنا پیدا میکند، استادی که پیوسته در اندیشه پیشرفت شاگرد و نگران احوال اوست.
باید عنایت داشت که در فتوّت- همانگونه که مکرّر قلمی شد- هر کس در حرفه آموزی باید ابتدا فتی بشود. در فتوّتنامه بنایان با عنایت به چهار مرحله سلوک صوفیانه یعنی شریعت، طریقت، حقیقت و معرفت در کنار بحث از استاد، از چهار گونه پیر سخن به میان میآید: «اگر پرسند كه چهار پير شريعت تو كيست، جواب بگو چهار پيغمبر مرسل: اول آدم صفي دوم ابراهيم خليل، سيم موسي كليم، چهارم خاتم انبياء محمد مصطفي صلوات‌الله عليه.
اگر پرسند كه چهار پير طريقت تو كيست، بگو كه اول ايشان حضرت جبرائيل بود، دويم حضرت ميكائيل، سيم حضرت اسرافيل، چهارم حضرت عزرائيل.
اگر پرسند كه چهار پير حقيقت تو كداماند، جواب ده اول پدر، دوم معلم، سيم استاد، چهارم پدر عروس.
اگر پرسند چهار پير معرفت كداماند، جواب بگو كه : اول شيخ عطار، دويم خواجه حافظه شيرازي، سيم شاه شمس تبريزي، چهارم ملاي رومي.
اگر پرسند كه چند استاد بنا بوده‌اند و نخستين ايشان چه كسي است، بگو كه دوازده تن بودند چنانكه امام بحق ناطق امام جعفر صادق- عليه السلام- فرموده است كه دوازده تن استاد كامل بودند كه پير همه ايشان حضرت اميرالمومنين علي- عليه السلام – بود.
حسن بصري نخستين ايشان بود كه بناي خانقاه به دست خويش بكرد، دويم استاد عباس حلبي بود. سيم استاد روئين بغدادي. چهارم بكران قريشي، پنجم استاد شكري الوسي، ششم استاد باب الله، هفتم استاد شاه مير سبزواري، هشتم استاد مقبل مكري، نهم استاد نجف بنازكي، دهم استاد رحمان علمداري، يازدهم استاد يوسف مصري، دوازدهم استاد نعمان مدايني كه كار بر ايشان ختم شد.»130در این سیر از بالا به پایین اساتیدی ذکر میشوند که در ادامه به نکته آن اشاره خواهیم کرد. و باز در همین عداد میخوانیم: « اگر پرسند كه چند حكم باشد بنائي را، بگو كه ده حكم است. اول آنكه هر صبح كه برخيزد از علم شريعت و طريقت باخبر باشد تا استادي او را مسلّم باشد». و در فتوّتنامه چیتسازان میخوانیم: « اگر پرسند که روش کار چیتسازی چند احکام هست، بگو دوازده احکام هست. اول آنکه هر صباح که برخیزد از علم شریعت و طریقت و حقیقت باخبر باشد تا اسم استادی بر او مسلّم باشد.»131 بسیار قابل تأمل است که استادی در بنّایی و چیت سازی متوقّف بر علم شریعت و طریقت شده است و این در سرتاسر آثار فتوّتیان مشهود است.
از دیگر سو میبینیم که در آثار اهل فتوّت همواره عنایتی ویژه به یادکرد اساتید هر حرفه، صنعت و هنر دیده میشود. دقت در برشمردن نام اساتید در این آثار ما را به گونه خاصّی از شجرهنامهها میرساند، شجرهنامههایی که بیشتر سیری از بالا به پایین را نشان میدهند تا اینکه بخواهند افراد مشخصّی را مطرح کنند. اولين و قديميترين سندي كه تلاش ميكند همانند سلسلههاي صوفيه براي فتوّت نيز سلسلهاي- كه از امام علي نشئت ميگيرد – تنظيم كند، فتوتنامه ابن معمار است. این مسئله امري است كه به عنوان الگويي مورد استفاده نويسندگان ديگر فتوّتنامههای پس از وي نیز قرار گرفته است. چنانكه در فتوّتنامه نقّاش كه اوايل سده هفتم تأليف شده نيز شجرهنامهاي شبيه سلسله ابن معمار به چشم ميخورد.132 میتوان گفت این رابطه طولی از آسمان به زمین در همه فتوّتنامهها وجود دارد. بسیاری از صنایع و حرف از طریق سلاسل استاد و شاگرد به حضرت علی (ع) و از طریق ایشان به پیامبر خاتم میرسد. گاهی ممکن است ما در یک سلسله دقیق شویم و اشکالاتی بر آن وارد کنیم که در جای خود موجّه و روا باشد؛ اما به نظر میرسد که اگر متوجّه این نکته مهم باشیم که ذکر نام اساتید و سلسلهها بیشتر به به جهت آسمانیسازی و فرامُلکی دیدن صنایع و هنرهاست، نوع برخورد و قضاوت ما متفاوت خواهد بود.
خواهیم گفت که همواره در فتوّت وجود یک مرجع آسمانی به عنوان یک اصل مطرح بوده است و ارتباط حِرَف با عالم معنوی نشان از مقدّس بودن کار و هنر و علت این تقدّس داشته است. به طور معمول در هر فتوّتنامه منشئی آسمانی و باطنی به واسطه فرشتگان ، انبیا و اولیا دیده میشود و در تمامی آنها « کار و هنر » با « شأن قدسی و حقیقت » در ارتباط است. وجود این منشأ آسمانی و واسطههایش به سلسلههای عمودی و سینه به سینه استاد و شاگردی در سلوک فتوّت برای هنرها، حرفه ها و صنایع منجر شده است که میتوان آن را تجلّی عملی عرفان دانست.
در فتوّتنامه چیتسازان از دوازده استاد نامی به میان آمده است. این اساتید به سه دسته تقسیم میشوند: چهار استاد برای شریعت؛ چهار استاد برای طریقت و چهار استاد برای حقیقت. استادان معنوی این صنف چهار پیامبر، چهار فرشته و چهار شاعرند. چهار پیامبر عبارتاند از: آدم، ابراهیم، موسی و محمد(ص). چهار فرشته عبارتاند از: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل. چهار شاعرعبارت اند از: عطار، شمس تبریزی، مولانا و حافظ شیرازی.133
«فتیان و جوانمردان، علاوه بر سازمان اجتماعی ، صنوف اقتصادی و تشکیلات هنری نیز بودند که سلسله مراتب تعریف شدهای داشتند. پیر یا شیخ، رئیس علمی، مدیر اقتصادی، مدیر صنف هنری و کارگردان اصلی صنف بود … پس از او استادان قرار داشتند که مسئولیت اصلی جامعه هنری ، یعنی بخش آموزش را به عهده داشتند. هر یک از استادان تعدادی شاگرد از جان و دل گذشته که کمر بسته در خدمت یادگیری بودند، در اختیار داشت… پس از اینکه استاد آنها را از نظر علمی و فهم و تجربه زندگی تأیید میکرد ، طی مراسمی وارد صنف حرفهای و هنری میشدند، در عین اینکه ارتباط معنوی و کاری آنها همیشه با استادان و صنف برقرار بود.»134
در بیان بالا هم جنبه نظارت استاد بر عملکرد شاگرد و زمان مناسب برای ورودش به حرفه و هم جنبه سلسلهای موجود در فتوت مورد اشاره قرار گرفته است.
3-3. جایگاه ویژه آیات و اذکار
میتوان ادعا کرد که هیچ فتوّتنامهای را نمیتوان یافت که در جایجای آن بزرگان طریق فتوّت با بهرهگیری بجا و مناسب از آیات و اذکار و اوراد ، سالک را به جهات معنوی این مسیر و لزوم تذکار مستمرّ این ساحت رهنمون نشده باشند. نگاهی به فتوّتنامهها و رصد کردن این رویکرد در آنها نشان میدهد که استفاده از آیات به هیچ وجه از باب تفنّن در سخن و کلام آرایی و نشان دادن تواناییهای ادبی همچون تلمیح و تضمین و مانند آن نیست.
بزرگان فتوّت ساختن را از ابتدا تا انتها با ذکر حق آمیختهاند و هر جزء و عنصری از صناعت خویش را وامدار حقیقتی سرمدی دانسته و ذکر زبانی و قلبی را به نحوی تمثیلی با سازندگی و ایجاد ممزوج کردهاند. این آیات و اذکار که مضمونشان غالباً با مسئله مورد نظر هماهنگی دارد – که به برخی از آنها در پانوشتها اشاره خواهد شد – پیشه ور را متوجّه افقی فراتر میکنند. ویژهتر آنجاست که در خوانش برخی از این رسالهها که در ظاهر به راحتی نمیتوان برای مشاغل مدّ نظر آنها جهاتی معنوی متصوّر شد، حضور چشمگیر این رویکرد را شاهدیم.135
مسلماً اگر این جهات در هر حرفه جایگاه ویژه خود را بیابد، حاصل آن خواهد بود که هنرور پیشهور، پیشتر فتی شده و سپس به حرفه چنگ یازیده است.
در رساله شاطران در خصوص قنطوره136آمده است: پیران و پیشقدمان گفتهاند که بر هفت موضع قنطوره، هفت آیه نوشته است. اول بر گریبان قنطوره نوشته بود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم.137 دویم بر پیش قنطوره نوشته بود: ِ إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً138 و سوم بر قفای قنطوره نوشته بود : «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر.» چهارم بر آستین راست قنطوره نوشته بود : ً إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِم139 و پنجم بر آستین چپ قنطوره نوشته بود نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلوک عرفانی، معرفت خداوند، اصول اخلاقی، سیر و سلوک Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره پیامبر اسلام (ص)، معراج پیامبر، حضرت آدم (ع)، رمز و نماد