دانلود پایان نامه ارشد درباره سلوک عرفانی، معرفت خداوند، اصول اخلاقی، سیر و سلوک

دانلود پایان نامه ارشد

خلاقیت رسیده، یا روح هنرمند تربیت شده و وفادار به اصول اخلاقی و عرفانی، متبلور گشته است. در عرصه حرفه و صنعت اصول اندیشهای فتوّت جامه عمل میپوشد و با اندک تأملی میزان وفاداری عمل به نظر خود را نشان میدهد.
آنچه در فتوّتنامهها طرح میشود بهویژه آنچه در باب لوازم هنرآموزی و ورود به حرفه و صنعتی مطرح شده به خوبی اندیشهها و آموزههای فتوّت را به نمایش میگذارد و میبینیم که آنچه در باب نظر طرح شد به شدت در باب عمل پیگیری میشود و میتوان به روشنی مقوّمات فتوّت را در این آییننامهها و نظامنامههای رفتاری مشاهده کرد. در این مجال برخی از اموری را که در عموم فتوّتنامهها بر آنها تأکید ویژهای شده است و این آمیختگی هنرآموزی با دیانت و سیر و سلوک نفسانی را به خوبی به نمایش میگذارد و تصویر روشنتری را از مفهوم هنرمندی بهدست میدهد، برمیشماریم:
3-1. معنویتگرایی و سلوک
گذری بر فتوّتنامهها به خوبی نشان میدهد که هنرآموزی به چه میزان بر سلوک و تهذیب نفس استوار است.
خالی کردن خود از هر چه غیر خدائی است و از هر آنچه که خوف آن باشد که در مسیر این تکامل و تعالی نفسانی ، در بزنگاهی رهزن شود، از مقدمات سلوک طریق فتوّت است .
در سنّت فتوّت ورود یک جوان در یک صنعت و هنر با آداب کارآموزی، کسب اجازه از استاد فن، حق باز کردن دکان به دست او و همراه با مراسم خاصّی بود که فرد را آماده می‌ساخت تا به کار خود نگاه مقدس و عبادی داشته باشد و به شغل و صنعت او چهره‌ای باطنی و عرفانی می‌بخشید110، بهطوری که صنعتگران یا هنرمندان، همچون معماران، خطاطان، کتاب آرایان، شاغلان در هنرهای تزئینی و امثال آنها، می‌توانستند به شغل خویش به منزلة امری اسرار آمیز، مقدس و عبادی بنگرند و آن شغل را با آداب معنوی قرین سازند.111
در جای جای فتوّتنامهها این رویکرد کاملاً مشهود است، همان گونه که در اصل تعریف فتوّت نیز چیزی جز تأکید وافر بر این امور وجود ندارد ، یعنی سالک این طریق باید با تمام وجود دریابد که جز از مسیر توجه به باطن و آراستن آن، راه به جایی نمیبرد.
میدانیم که در دیدگاه عرفا دین معمولاً دارای سه جنبه شریعت، طریقت و حقیقت دانسته میشود. دکتر پازوکی درباره جایگاه هنرمندان در این تقسیم میگوید: «هنرمند اهل طریقت است و لذا آنچه برای او ضروری است ، نه ابداعات و کنشهای فردی و خود خواسته، که تعهد به اصولی است که در طریق آن هنر را میباید آموخت. از این رو آنچه در این نگرش اهمیت دارد نه شخص هنرمند که اصناف هنرمندان است.»112 پیشه این صنعتگران قبل از اینکه جنبه اقتصادی داشته باشد، جنبه معنوی داشته است. هنرمندان با پیشه خویش، سلوک معنوی میکردند. از این جهت اصولاً برای ورود به طریقت موظّف میشدند که هنر یا صنعتی را اختیار کنند. آنها وقتی میخواستند صنعتی را بیاموزند، ابتدا آداب تزکیه نفس و مراقبه را از استاد صنعت خویش فرا میگرفتند. ازاین رو به هیچ وجه جنبه نمایشی نداشت و کمتر اتفاق میافتاد که نام خویش را بر اثر خویش حک کنند.»113
ابن معمار بغدادی دویست صفت را برمیشمارد که فتی باید دارا شود یا از آنها اجتناب کند که در رأس آنها معرفت خداوند و ایمان به او، ملائکه، کتابها، پیامبران و آنچه آوردهاند، قرار دارد. سپس تمامی آنچه ما برای یک سلوک عرفانی- اخلاقی لازم میدانیم، بر میشمرد و در پایان میگوید که طالب فتوّت باید سالک راه متقین و مسیر رستگاران باشد که اگر چنین شد در حقیقت فتی شده است.114
در همین عداد میخوانیم: «اگر ترا پرسند که مسلمانی؟ بگو: الحمد لله . اگر پرسند از کی مسلمانی؟ بگو: از یوم قالوا بلی. اگرپرسند که رواج ایمان تو چیست؟ بگو: شهادتین. اگر پرسند مسلمانی چند چیز است؟ بگو: پنج؛ اول توحید، دوم عدل، سیم نبوت، چهارم امامت، پنجم معاد. اگر پرسند بنده کیستی؟ بگو: بنده خدا، ذریه آدم، نسل اسماعیل، ملت ابراهیم، دین محمد، مذهب امام جعفر صادق(ع). اگر پرسند در سر چه داری؟ بگو: تاج و در پیشانی مهر نبوت. در میان چه داری؟ مرگ. در قفا چه داری؟ اجل. در گوش چه داری؟ سماع قرآن. در چشم چه داری؟ بیداری نور معرفت الله. در بینی چه داری؟ روح و ریحان. در دهن چه داری؟ مهر سکوت. در زبان چه داری؟ شهادتین. در سینه چه داری؟ خزینه ایمان. در کمر چه داری؟ خدمت استاد. در زانو چه داری؟ عبادت. در قلب چه داری؟ محبت دوست. اگر پرسند که ایمان چند نوع است؟ بگو : دوتا. اول لا اله الا الله دوم پاک کردن راه است. اگر پرسند : اصل ایمان چیست؟ بگو: عنایت حق. سر ایمان شهادت، بیخ ایمان اخلاص، شاخ ایمان حیا، زمین ایمان دل مؤمن، آب ایمان نماز، طعام ایمان صدقه، موی ایمان مرگ، حیات ایمان قرآن، تخت ایمان علم است ، خلعت ایمان عمل است.»115
در برخی از فتوّتنامهها وقتی سخن از شرائط کاری خاص به میان میآید، مواردی ذکر میشود که اصولی اخلاقی و به تعبیری طریقتی است که برای هر حرفه دیگری نیز قابل ذکر است. این گونه سخنان ما را به این حقیقت که در آیین فتوّت پیش از ورود به هر حرفهای باید فتی شد، رهنمون میشود، چرا که فتی شدن حقیقتی است که در همه جا یکی است. در فتوّتنامه چیتسازان میخوانیم:« اگر پرسند که روش کار چیتسازی چند احکام هست، بگو دوازده احکام هست. اول آنکه هر صباح که برخیزد از علم شریعت و طریقت و حقیقت باخبر باشد تا اسم استادی بر او مسلّم باشد. دویم هرکسی را در خور حوصلهاش کار فرماید. سیم با سخاوت و خیر باشی. چهارم در کار خود استاد مثل شبان و شاگردان مثل گوسفند دانی. پنجم با همه کس به خلق نیکو پیش آیی. ششم تنگ حوصله نباشی. هفتم فقیر دوست باشی. هشتم کارگران را به نان و جامه شفقت کار فرمایی. نهم پسر مردمان را عزیز داری. دهم در فنون کار خود چست و چالاک باشی. یازدهم به طریق پیران راه روی و دوازدهم پیران و پیشقدمان را غیبت نکنی و کارگران را به فاتحه یاد کنی.»116
به یقین پای نهادن در چنین طریقی و به زیور هنری آراسته گشتن به هیچ روی با رذائل اخلاقی قابل جمع نیست: «اول باید که از مفسدات مروّت و ممتحنات حریّت ، چون دروغ و بهتان و غیبت و حرص و طمع و بخل و شره و حقد و حسد و غدر و جنایت و جفا و دنائت و حقارت همّت و خساست و لاف زدن و بی شرمی کردن و متابعت هوا و محبّت دنیا و مجالست دونان و فرومایگان و مرافقت ناکسان و سفلگان و معاشرت اهل فسوق و ریبت و اصحاب فجور و تهمت و مخالطت اشرار و مصاحبت شطّار و ضنّت و منافست در محقّرات اموال و تشدّد و مضایقت در معاملات و مماکست و مناقشت، در آن بهکلی حذر نماید و از آن احتراز واجب داند، چه امثال این خصال رخنه در قاعده مروّت آرد و اساس آن را خراب گرداند و فی الجمله هر چه موجب شین دین و ملت بود یا عیب در عرض و حمیّت آرد و مورث هوان و مذلّت گردد ، مباین مروّت باشد.»117
در باب ویژگیهای لازم برای اهل فتوت در فتوتنامه بنایان میخوانیم: « هشت خصلت است كه بر فتيان ثابت است. چهار آن عام و چهار آن خاصّ اين گروه باشد. چنانكه قطب دايره فتوّت، امير المومنين علي- عليه السلام- بدان اشارت فرمود حيث قال: اصل الفتوه الوفا و الصدق و الامن و السخاء و التواضع و النصيحه و هدايه و توبه و لايستاهل الفتوه الا من يستعمل هذه الخصال.118
از آن چهار كه اين طايفه را باشد خاصّ نخستين تواضع است كه خود اول مرتبه است از مراتب شجاعت. و شجاعت چنان باشد كه نفس را مغلوب عقل گرداني، و اين خصلت تمام نشود الا به قلت اعتنا نفس در حق خويش، و عدم التفات او به خطر و قدر خود، و از حلم لازم آيد. قال الله تعالي: وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا.
دوم صفت امن است. قال الله تعالي: أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون. و ديگر فرمايد ِ لیْطمَئِنُّ الْقُلُوب119. و اين صفتي است كه همگان را لازم است و اهل اين حرفه را خاصّ. و هر كه دل او به نور حق منوّر نشد، و از ظلمات شك و جهالت خلاص نيافت همواره مستوحش و ترسان و بددل و پريشان باشد چه ترس از خواص تاريكي و تيرگي است، و امن از خواص روشني.
سيم صفت صدق است كه آن مبني و اساس حكمت است و اول درجات آن. و از اين جهت اميرالمومنين علي ،عليه السلام، فرموده است: لا مرّوه لكذوب. يعني دروغزن را مردمي محال است. صدق در نيت استقامت قصد است در توجه به جناب او تعالي، به هر كار كه در آن شروع كند.
چنانكه فرمود: فاستقيموا لله، بر وجهي كه هيچ غرضي از ماسوي الله بدان مشوب نباشد، و هرچه كند خالصا مخلصاً خداي را كند بدون ريا.
و هيچ چيز در طريق جوانمردي بتر از دروغ نيست تا گويند مردي راستي است. و دروغ را حيض الرجال خوانند و هيچ عيب و ناجوانمردي قبيح‌تر از آن ندانسته‌اند.
چهارم و از اشراف خصائص اين طايفه وفاست. و صدق عهد و عد، كه گفته‌اند: المرء اذا وعد وفي. و از اين جهت است كه حق جل وعلي ايشان را بدان مدح فرموده و انبياء را بدان بستود. قال الله تعالي: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ‏ و در وصف اسماعيل- عليه السلام- گفت: إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْد. و اميرالمومنين علي- عليه السلام- در ذكر اصول فتوّت ، وفا را بر همه مقدم داشته است.»120
در فتوّتنامه سلطانی در تعریف فتوّت میگوید: «فتوّت در عرف عامّ عبارت است از اتصاف به صفت حمیده و اخلاق پسندیده، بر وجهی که بدان از ابناء جنس خویش ممتاز گردد و به تعریف خواص عبارت است از ظهور نور فطرت انسانی و استیلای آن بر ظلمت صفات نفسانی تا فضایل اخلاق بأسرها ملکه گردد و رذایل به کلی اشفاء پذیرد.»121
در قابوسنامه نیز میخوانیم: «بدان که جوانمردی عیاری آن بود که او را از آن چند گونه هنر بود : یکی آنکه دلیر و مردانه و شکیبا بود به هر کاری و صادق الوعد و پاک عورت و پاکدل بود و زیان کسی به سود خویش نکند و زیان خود از دوستان روا دارد و بر اسیران دست نکشد و اسیران و بیچارگان را یاری دهد و بد بدکنان از نیکان باز دارد وراست شنود، چنانکه راست گوید و داد از تن خود بدهد و بر آن سفره که خورد بد نکند و نیکی با بدی مکافات نکند و از زنان ننگ دارد و بلا راحت بیند.»122
و باز در تأکید همین مسئله و ارتباط وثیق فتوّت و سلوک نفسانی در فتوتنامه بنایان میخوانیم:« اگر پرسند كه چند اصل است بنائي را بگو كه پنج اصل است. اول با طهارت بودن، دويم بر جاده راستي بودن، سيم با حيا بودن ونظر از غير برداشتن، چهارم كم سخن گفتن، پنجم به ادب بودن نزد مشايخ و بزرگان.
اگر پرسند كه چند حكم باشد بنائي را، بگو كه ده حكم است. اول آنكه هر صبح كه برخيزد از علم شريعت و طريقت باخبر باشد تا استادي او را مسلم باشد. دويم، هر كس را در خور حوصله و توانائي كار فرمايد. سيم، با سخاوت و خيّر باشد، چهارم در كار خود استاد باشد و آنچه را كه انجام دهد چنان باشد كه از براي خود نمايد. پنجم با همه كس به خلق نيكو پيش آيد. ششم تنگ حوصله نباشد، هفتم فقير دوست باشد، هشتم كاريگران و زير دستان خود را به نان و جامه شفقت نمايد. نهم پسران مردمان را عزيز دارد. دهم آنكه در كار خود چست و چالات باشد.
اگر پرسند كه كدام خصلت بنايان بيشتر به كار آيد، بگو حيا، چرا كه حيا و چشم پاك داشتن از خصلت‌هاي جوانمردان است و بهخصوص بنايان را به كار آيد كه چون بر كار بالا روند چشم پاك دارند و در خانه ديگران ننگرند و چون ناخواسته عورت ديگران بيند چشم بسته دارد و هرگز چون بر كار باشد به اطراف ننگرد و آنچه بيند چشم پوشد.»123در این متن زیبا بسیار جالب است که در اصول بنایی با اموری مثل حیا روبه رو میشویم و این نشان میدهد که اخلاق و عنایت به تکامل نفسانی در این حرفه و هنر آموزی چه جایگاهی دارد.
نویسنده دیگری میگوید: «اهل فتوّت در شمار اهل معنایند و همنشینی و مصاحبت با آنان توصیه شده است. فتوّت اصولاً از لوازم سلوک به شمار رفته است، چه سالک تا در بذل وجود جوانمرد نباشد، نمیتواند از مراحل صعب سلوک بگذرد. لازمه فتوّت سالک از خود گذشتگی و بذل وجود و ایثار است و جوانمرد کسی است که عوامل نفسانی را ترک گوید، خاصّه بخل و کبر را و در بذل مال و جان در راه خلق مضایقه نداشته باشد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اصول اخلاقی، سلوک عرفانی، فرهنگ ایرانی، عیاری و جوانمردی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سیر و سلوک، عوامل موفقیت، اندیشه پیشرفت، سلسله مراتب