دانلود پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، دانش آشکار

دانلود پایان نامه ارشد

متدلوژي (روش‌شناسي) يا علم اصول و نحوه انجام فنون است. (افرازه، 1384: 106).
– دانش سازماني به اطلاعات پردازش شده از جريان‌هاي عادي و مراحلي که قابليت اقدام دارند اطلاق مي‌شود. همچنين به دست آمده از سيستم‌هاي سازماني، مراحل، توليدات، قوانين و فرهنگ نيز گفته مي‌شود (Leo, 1996: 302).
– نوناکا (1994) دانش را مطابق با معرفت‌شناسي سنتي، “اعتقاد صادق تأييد شده” بيان مي‌کند. اگرچه مباحث سنتي بر “صادق بودن” به عنوان مشخصه ضروري دانش تمرکز دارند اما امروز توجه به دانش به عنوان يک “اعتقاد” شخصي مدنظر است و بايد بر اهميت “تأييد شدن” دانش تأکيد شود.
– ارنست اند.يانک، دانش را چنين تعريف نموده است: آنچه افراد جهت انجام مشاغل خويش بدان نياز دارند. (جهانديده کاظم‌پور، 1381: 101).
– دانش، درک، آگاهي يا شناختي است که در خلال مطالعه، تحقيق، مشاهده يا تجربه نسبت به جهان بيروني در فرد ايجاد مي‌شود (يمين فيروز،1382: 99).
– دانش در سازمان‌ها، تنها در مدارک و ذخاير دانش، بلکه در رويه‌هاي کاري، فرايندهاي سازماني، اعمال و هنجارهاي مجسم مي‌شود. (جعفري مقدم، 1382: 35).
– دانش عبارت است از اطلاعات درون ذهن انسان‌ها بدون وجود يک شخص دانا و آگاه هيچ دانشي وجود ندارد (Davenport, Marchand, 2005: 2).
– دانش عبارت است از اطلاعات در يک بافت (زمينه) خاص که براي شخصي که آن را کسب مي‌کند ارزشمند است و او را قادر مي‌سازد دست به کاري بزند که پيش از کسب آن اطلاعات، قادر به انجام آن نبوده است (Duffner, 2002:219).
– دانش مجموعه کامل بينش‌ها، تجربيات، و فرآيندهايي است که صحيح و درست انگاشته مي‌شوند و در نتيجه، افکار رفتار و ارتباط افراد را هدايت مي‌کند (Carayanis, 2003: 219).
2- 1- 5 ديدگاه‌هاي رايج در مورد دانش:
– دانش تنها از طريق تفکر عميق و يا مشاهده جهان بدست مي‌آيد.
– اگر ديگران را در دانش خود سهيم کنيم، از دانش کاسته مي‌شود.
– دانش را مي‌توان مستقل از خلق يا کاربرد آن، به عنوان يک ماهيت يا محصول ارزيابي کرد.
– علم بالاترين شکل دانش است و انواع ديگر دانش از طريق علم است که به وجود مي‌آيند يا خلق مي‌شوند (Jashapra, 2004: 26).
2- 1- 6 روابط داده‌ها، اطلاعات و دانش:
2- 1- 6- 1 روابط داده‌ها، اطلاعات و دانش از نظر باجاريا 31
روابط ميان داده، اطلاعات و دانش، سلسله مراتبي نيست. افراد و موقعيت‌ها، تعيين کننده داده، اطلاعات و يا دانش بودن اين عوامل هستند. صاحبنظران نظير داونپورت و پروساک32، استيدوهالس و کارل ويگ متفق القول‌اند که سطح تکامل دانش از داده‌ها و اطلاعات بيشتر بوده و در برگيرندة هر دوي آنها است. همچنين سطح تکامل اطلاعات از داده‌ها شبيه و در برگيرنده آن نيز مي‌باشد. وجود داده براي شکل‌گيري اطلاعات و وجود اطلاعات براي ايجاد دانش ضروري است:

شکل2 – 1: روابط داده، اطلاعات و دانش (Bajaria, 2000: 563)
2- 1- 6- 2 روابط داده، اطلاعات و دانش از نظر کلارک و رالو:
کلارک و رالو در يک نمودار تفصلي‌تر، روابط داده، اطلاعات، دانش (آشکار و نهفته)، بينش و فرد را به نمايش گذاشته‌اند:

شکل (2- 2)، روابط داده، اطلاعات، دانش، بينش و فرد (Clark, Rallo, 2001: 15)
همانطور که در شکل (2- 2) پيدا است، پردازش داده‌ها باعث شکل‌گيري اطلاعات، تعبير و تفسير اطلاعات موجب شکل‌گيري دانش نهفته مي‌شود. بعضي از صاحبنظران همچون پيتر سنگه، دانش را در دانش نهفته و دانش آشکار را در اطلاعات خلاصه مي‌کنند. بينش و خرد در اين شکل، اشاره به ظرفيت و قابليتي مي‌کند که بر اساس آن استفاده مداوم و سريع از دانش امکان‌پذير مي‌شود. بايد توجه نمود که روابط بين داده، اطلاعات ود انش، مطلق نبوده، و سلسله مراتبي نيست (Alavi, Leidner, 2001: 116).
2- 1- 6- 3 روابط داده، اطلاعات و دانش از نظر بوئيست 33:
مدل بوئيست نيز از جمله مدل‌هايي است که روابط ميان داده، اطلاعات و دانش رابه خوبي ترسيم کرده است (ابطحي، صلواتي، 1385: 21). مدل از سه قسمت تشکيل شده است. داده‌ها نقش مواد خام يا ورودي‌هاي اين مدل را ايفا مي‌کنند. در اين مدل، اطلاعات الگوهايي هستند که ما آنها را از داده‌ها بدست مي‌آوريم و نهايتاً دانش، مدل ذهني را بر عهده دار. بوئيست معتقد است مدل‌هاي ذهني ما تعيين مي‌کنند که ما چگونه به داده‌ها و اطلاعات واکنش نشان دهيم و از طرفي چون هر کدام از ما دانش‌هاي متفاوتي داريم پس مي‌توان نتيجه گرفت که مدل‌هاي ذهني متفاوتي نيز خواهيم داشت (بوئيست، 1998).
مدل‌هاي ذهني ما تعريف مي‌کنند که ما چگونه رفتار کنيم و چگونه تصميم بگيريم و همچنين آن‌ها به عنوان فيلترهايي عمل مي‌کنند که ما بر اساس آن‌ها، اطلاعات و داده‌هاي موجود را شناسايي خواهيم کرد (هالز، 2001).
اين مدل در شکل (2- 3) نمايش داده شده است:
شکل (2- 3): مدل ذهني بوئيست (بوئيست، 1998)

تغيير اقدام مدل ذهني منابع داده ها
داده هاي جديد دانش اطلاعات داده
اقتباس شده از: مديريت دانش تأليف دکتر سيد علي اکبر احمدي و علي صالحي
2- 1- 7 تعامل داده، اطلاعات، دانش و تصميم:
افرادي که در زمينه‌اي خاص، اطلاعاتي عميق در اختيار دارند، از سطح دانش بيشتري نسبت به کساني که در آن زمينه اطلاعات چنداني ندارند برخوردارند. سازمان‌ها هم به داده و هم به اطلاعات و هم به دانش نيازمندند. صاحب نظري به نام سوکنونام معتقد است که با وجود نياز سازمان به داده، اطلاعات و دانش، دانش از جايگاهي والاتر برخوردار است زيرا دانش نزديکترين لايه به تصميم‌گيري است.

شکل 2-4 تعامل داده، اطلاعات، دانش و تصميم (Sooknonam,2001:7)
صاحبنظران ديگري نيز به هرم سلسله مراتبي دانش پرداخته‌اند. يکي از اين هرم‌هاي سلسله مراتبي شامل داده‌هايي است که در آن داده‌هاي مراوده‌اي خام وضمني در سطح پائين و فرزانگي در رأس آن است (رادينگ، 1383: 38).

شکل 2- 5 هرم سلسله مراتب دانش (رادينک، 1383: 38)
– داده‌هاي مراوده‌اي، در پايگاه داده‌ها و ساير انبارهاي داده ذخيره مي‌شوند و به طرق مختلفي به کار مي‌روند.
– داده‌هاي ضمني: اين داده‌ها را جز در ذهن افراد نمي‌توان در جايي ذخيره نمود. همة بر اين باورند که داده‌هاي اين سطح، دانش نيستند و حتي اطلاعات نيز تلقي نمي‌شوند. در واقع اين داده‌ها اصلاً اطلاعات زيادي را ارائه نمي‌کنند. زيرا فقط بخشي از مراوده و تعامل را تحت پوشش قرار مي‌دهند. در بهترين حالت، اين داده‌ها تکه‌هاي کوچک يک معما هستند.
– داده‌هاي عملياتي: منعکس کننده تعادلات و مبادلات کامل و واحد منسجمي هستند که تحت عنوان جزء‌ ناچيز به آن‌ها اشاره مي‌شود. اين جزء نيز در پايگاه‌هاي داده‌ها، ذخيره و مديريت مي‌شوند. هر عنصر فقط جزء کوچکي از داده‌ها تلقي مي‌شود و نحوه ارتباط آن با ساير داده‌ها در اين مرحله مشخص نيست و نمي‌توان آنها را به عنوان اطلاعات معني‌دار در نظر گرفت.
– اطلاعات مديريت: اين سطح داده‌هاي کمي و خلاصه شده‌اي را دربرمي‌گيرد که گروه‌بندي، ذخيره ، پالايش و سازماندهي شده است. اين داده‌ها نيز، دانش را نشان نمي‌دهند، اما تا حدي آغاز مديريت اطلاعات به شمار مي‌روند؛ اطلاعاتي که مدير مي‌تواند به کار گيرد تا کاري بيش از پردازش مراوده فردي انجام شود. مديران مي‌توانند اطلاعات را بررسي کنندو شروع به اتخاذ تصميم کنند و اقداماتي را بر اساس اطلاعاتي که از اين داده‌ها بدست آورده‌اند، به انجام برسانند.
– هوش سازماني: نتيجه پردازش کامل داده‌ها و اطلاعات است. يعني داده‌ها و اطلاعات به طور وسيع سازماندهي، پالايش، گزينش و تحليل مي‌شوند. خلاصه‌سازي هر چه بيشتر اطلاعات اوليه، به توليد هوش سازماني منجر مي‌شود. دانش کوتاه اصل مطلب است. سازمان‌ها اطلاعات را در مقادير وسيع مصرف مي‌کنندو دانش، مصرف مقادير کوچک به بهترين وجه است.
– دانش سازماني: انتزاع يعني “سرکوب جزئيات” دانش، به حداقل رساندن جمع‌آوري و خواندن اطلاعات است نه افزايش دسترسي به اطلاعات. دانش کارآمد کمک مي‌کند تا اطلاعات و داده‌هاي ناخواسته حذف شوند. دانش نوعاً پيچيده است و هدف دانش، کشف علت و چگونگي موقعيت‌هاست. دانش، صورت اقلام واقعيت‌ها يا انباشت داده‌ها و يا توصيف محصولات نيست و بيشتر وابسته به درک اين واقعيت است که جست و جو کننده دانش به چه چيزهايي نياز دارد يا چه چيزهايي را مي‌خواهد بداند. دانش همچنين به منظور ارتباطات کارآمد و کارا ساخته و پرداخته مي‌شود.
فرزانگي: در رأس هرم دانش قرار دارد. فرزانگي به عنوان انتزاعي‌ترين وبي زمان ترين دانش مطرح است. فرزانگي دانشي است که جذب شده و کاملاً به صورت ضمني درآمده است به طوري که خود را تقريباً در هر عمل و تصميمي متجلي مي‌سازد (رادينگ، 1383: 39- 38).
2- 1- 8 عوامل تفکيک شده اطلاعات و دانش:
اطلاعات و دانش هر دو فراگيرند و معمولاً به جاي يکديگر به کار مي‌روند. لذا تعريفي روشن از تفاوت بين آن‌ها مشکل است. دانش ثبت شده يقيناً حاوي اطلاعات است. اگر چه خط دقيق بين دانش و اطلاعات روشن نيست ولي چندين ويژگي وجود دارد که اين دو را از هم جدا مي‌کند. (رادينگ، 1383: 40).

خصوصيات
داده‌ها
اطلاعات
دانش
سطح ظرافت
سطح پائين از ظرفات و ظرفيت اندک
ظرفيت يکپارچه شده و انباشته
کاملاً انتزاعي و حذف ظرفيت
زمينه
بدون زمينه
تمام زمينه
زمينه گسترده
دامنه
دامنه بسيار باريک
دامنه محدود به زمينه خاص
فراتر از دامنه اطلاعات
به هنگام بودن
به هنگام نبودن
بهنگامي محدود
بدون زمان
جدول 2- 1 : خصوصيات داده، اطلاعات و دانش (رادينگ، 1383: 40)
– سطح ظرافت:
اطلاعات نوعاً به موقعيت‌ها، شرايط، فرآيندها و يا هدف‌هاي خاص اشاره دارد. در اين صورت در برگيرندة سطحي از ظرافت و دقت است که آن را براي کار مورد نظر مناسب مي‌کند. وراي موقعيت يا کار خاص، اطلاعات تا زماني که به دانش تبديل نشوند، کم ارزش خواهند بود.
– زمينه:
زمينه ممکن است محصول، مشتري يا فرآيند کسب و کار باشد و شکل اوليه داده‌ها را تا سطح اطلاعات، ارتقاء مي‌دهد. زمينه، اطلاعات را براي ميدان جهت تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي، مفيد مي‌کند. براي اينکه داده مفيد واقع شود بايد در درجة اول در زمينه‌اي قرار گيرد تا داده‌ها را به اطلاعات تبديل کند.
– دامنه:
دانش در اين زمينه فراتر عمل مي‌کند و در موقعيت‌هاي گوناگون کاربرد دارد. دامنه عملي که سازمان با اطلاعات اتخاذ مي‌کند به طور کلي محدود به زمينه اطلاعات مي‌شود. مديران در عين حال دانش را در سطح و طيف وسيع‌تري از موقعيت‌ها به کار مي‌گيرند.
– به هنگام بودن:
اطلاعات، مبتني بر زمان است و به طور مداوم در حال تغيير، به مجرد اخذ داده جديد، اطلاعات جديد مي‌تواند و بايد توليد شود. دانش در عوض، حساسيت زماني کمتري دارد. دانشي که از اطلاعات ديروز و امروز بدست آمده مي‌تواند براي درک اطلاعات فردا به کار برود. (رادينگ، 1383: 40).
2- 1- 9 انواع دانش:
2- 1- 9- 1 تقسيم‌بندي ارسطو:
ارسطو، انواع دانش را بر حسب مقاصدشان به سه دسته تقسيم کرده است (انتظاري، 1385: 35).
الف. دانش نظري: که غايت آن فهم و تبيين چه چيزي پديده‌هاست.
ب. دانش ساخت: دانستن چگونه ساختن و توليد اشياء و پديده‌هاست.
ج. دانش کارکردي: مرتبط با نحوة استفاده و کار کردن با پديده‌هاست.
2- 1- 9- 2 دانش ضمني و دانش صريح:
1) پولاني34 (1966) بيان کرد که ما بيش از اينکه مي‌دانيم، مي‌توانيم بگوييم، وي دانش بشري را به دو دسته تقسيم‌بندي نمود: دانش صريح35 و دانش ضمني36
دانش صريح يا دانش کدگذاري شده، بيان کننده دانشي است که در قالب زبان نظامند رسمي قابل انتقال است ولي دانش ضمني داراي ويژگي فردي بوده و قاعده‌مند است و قابل انتقال نمي‌باشد. از نظر پولاني، دانش ضمني، در معرض جامع ذهن و جسم بشر جاي دارد. در حالي که دانش صريح مي‌تواند بر ذخاير کتابخانه‌ها، آرشيوها، و پايگاه‌هاي اطلاعاتي ذخيره شده و بر اساس يک مبناي متوالي ارزيابي شود.
دانش صريح

پایان نامه
Previous Entries قبض و بسط، امام صادق Next Entries مقاله درمورد دانلود سلامت روان، بهداشت روان، بهبود عملکرد