دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، بهداشت روان، بهبود عملکرد، عملکرد کارکنان

دانلود پایان نامه ارشد

برنامه ريزي واقع بينانه براي زندگي و تحقق هدفمند مفاهيم زندگي است. سلامت روان، سلامت جسم نيست بلکه به ديدگاه و سطح روانشناختي ارتباطات فرد، محيط اشاره دارد. بخش مرکزي سلامت، سلامت روان است زيرا تمامي تعاملات مربوط به سلامتي به وسيله روان انجام مي‌شود. سلامت روان ظرفيت كامل زندگي كردن به شيوه‌اي است كه ما را قادر به درك ظرفيت‌هاي طبيعي خود مي‌کند و به جاي جدا كردن ما از ساير انسان‌هايي كه دنياي ما را مي‌سازند، نوعي وحدت بين ما و ديگران به وجود مي‌آورد.سلامت روان، توانايي عشق ورزيدن و خلق كردن است، نوعي حس هويت بر تجربه خود به عنوان موضوع و عامل قدرت فرد، كه همراه است با درك واقعيت درون و بيرون از خود و رشد واقع بيني و استدلال.
سلامت رواني را مي‌توان براساس تعريف کلي و وسيع‌تر تندرستي تعريف کرد. طي قرن گذشته ادراک ما از تندرستي به طور گسترده‌اي تغيير يافته است. عمر طولاني‌تر از متوسط، نجات زندگي انسان از ابتلاء به بيماري‌هاي مهلک با کشف آنتي بيوتيک ها و پيشرفت‌هاي علمي و تکنيکي در تشخيص و درمان، مفهوم کنوني تندرستي را به دست داده که نه تنها بيانگر نبود بيماري است. بلکه توان دستيابي به سطح بالاي تندرستي را نيز معني مي‌دهد. چنين مفهومي نيازمند تعادل در تمام ابعاد زندگي فرد از نظر جسماني، عقلاني، اجتماعي، شغلي و معنوي است. اين ابعاد در رابطه متقابل با يکديگرند، به طوري که هر فرد از ديگران و از محيط تاثير مي‌گيرد و بر آنها تاثير مي‌گذارد. بنابراين سلامت رواني نه تنها نبود بيماري رواني است، بلکه به سطحي از عملکرد اشاره مي‌کند که فرد با خود وسبک زندگي‌اش آسوده و بدون مشکل باشد. در واقع، تصور به راين است که فرد بايد بر زندگي‌اش کنترل داشته باشد وفقط در چنين حالتي است که مي‌توان آن قسمت‌هايي را که در به اره ي خود يا زندگي‌اش مساله ساز است تغيير دهد(هرشن سن و پاور،1988، ترجمه منشي طوسي،1374 ). يهودا ( 1959، به نقل از منشي طوسي،1374 ) مواردي را براي تعريف سلامت رواني ارائه کرد:
الف) نگرش مثبت به خود
ب) ميزان رشد، تحول و خودشکوفايي
ج) عملکرد رواني يکپارچه
د) خود مختاري يا استقلال شخصي
ه) درک صحيح از واقعيت
و) تسلط بر محيط
ديگران نيز موارد ديگري را ارائه دادند ولي از نظر اسميت1( 1961، به نقل از منشي طوسي، 1374 ) همه‌ي اين موارد، مفاهيم اصلي يکسان را برداشتند. بنابراين وي پيشنهاد کرد به جاي شمردن اينگونه موارد بهتر است ابعاد بهداشت رواني بر اساس اصول زير انتخاب شود:
الف) نشان دادن ارزش‌هاي مثبت بشري
ب) داشتن قابليت اندازه گيري و تشخيص
ج) داشتن ارتباط با نظريه‌هاي شخصيت
د) مرتبط بودن با بافت‌هاي اجتماعي که براي آن تعريف و مشخص شده‌اند.
به اين ترتيب، متخصصان بعدي کارشان را روي مفاهيمي کلي از قبيل به هنجار بودن يا بهزيستي متمرکز کردند. امروزه مفهوم مقابله به منزله ملاک سلامت رواني به نوشته‌هاي رشته‌هاي تخصصي گوناگون بهداشت رواني راه يافته است(هرشن سن و پاور،1988، ترجمه منشي طوسي، 1374). بعضي از محققان معتقدند سلامت رواني حالتي از بهزيستي و وجود اين احساس در فرد است که مي‌تواند با جامعه کنار بيايد. سلامت رواني به معناي احساس رضايت، روان سالم‌تر و تطابق اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه است(کاپلان و سادوک، 1376).
سازمان بهداشت جهاني، سلامت رواني را قابليت ايجاد ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، توانايي در تغيير و اصلاح محيط اجتماعي، و حل مناسب و منتطقي تضادهاي غريزي و تمايلات شخصي، به طوري که فرد بتواند از مجموعه تضادها ترکيبي متعادل به وجود آورد، مي‌داند. طبق تعريفي که اين سازمان ارائه مي‌دهد، وظيفه اصلي بهداشت رواني، تامين سلامت روان است تا به مدد آن بتواند قوا و استعدادهاي رواني را پرورش داد. در واقع، بهداشت رواني مبتني بر سه پايه است:
الف)حفظ و تامين سلامت روان
ب)ريشه کن ساختن عوامل بيماري زا و پيشگيري از ابتلاء به بيماري‌هاي رواني
ج)ايجاد زمينه‌ي مساعد براي رشد و شکوفايي شخصيت و استعدادها تا حداکثر ظرفيت نهفته در آنها(سامي کرماني، 1354 ).
به طور کلي شخص داراي سلامت روان مي‌تواند با مشکلات دوران رشد روبرو شود و قادر است در عين کسب فرديت با محيط نيز انطباق يابد. به نظر مي‌رسد تعريف رضايت بخش از سلامت رواني براي فرد مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاري موفقيت آميز و رفتار شايسته مطلوب است. بنابراين هرگونه ملاکي که به عنوان اساس سلامتي در نظر گرفته مي‌شود بايد شامل رفتار بيروني و احساسات دروني باشد(بني جمال واحدي،1370).
2-2-18- ويژگيهاي سلامت روان
فرد داراي سلامت روان داراي ويژگيهاي زير است:
* نسبت به خود و خانواده و ديگران بي تفاوت نيست و با ديگران سازگاري دارد
* به خود و ديگران احترام ميگذارد و رابطهاش با ديگران سازنده است
* به نقاط ضعف و قوت خود آگاه بوده، نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکاميها را آسان‌تر تحمل ميکند.
* انعطاف پذير بوده و در مواجهه با مشکلات اجتماعي کنترل خود را از دست نميدهد.
* شناخت او از واقعيت نسبتا دقيق است و براي رسيدن به هدف‌هاي خود براساس عقل و احساس عمل ميکند
* توانايي حل مشکلات و برآروده کردن نيازهاي خود را دارد
* از اوقات فراغت خود به نحو احسن استفاده ميکند
* دنيا را گذرگاهي براي آخرت است
* خوش بين، صابر، صادق، درستکار و بخشنده است و در نظر ديگران فرد موجهي محسوب ميشود (باقري يزدي، 1385).
2-2-19- يازده مولفه کليدي سلامت
1- وضوح نقش و قابليت دسترسي آن: در ارتباط با سلامت کاري مبتني بر ارتباط بين مشخصههاي شغلي و سلامتي مورد تاکيد بوده است. يکي از اين مفاهيم تعارض نقش است اين نعارض هنگامي روي ميدهد که نقشهاي کاري در يک رقابت ناشايست به سر ميبرند. شواهد حاکي از آن است که ابهام و تعارض در نقش علاوه برايجاد استرس در کار با عواملي مثل نارضايتي شغلي، تنش و کشمکش زياد افزايش فشار خون و… است. تعارض در هدف مانع از موفقيت کارکنان در کار گشته است و به طور مثبت و قطعي با سلامت روحي و رواني کارکنان در ارتباط است. بناربراين سازمانها بايد بايستي نشانههايي از وجود وضوح و انظباق نقش و انتظارات کارکنان فراهم مياورد (ناصري، 1384). تحقيقات حاکي از آن است که وجود ارتباطات سطح بالا و با کيفيت در کار ميتواند منجر به کاهش ابهام در نقش، استرس شغلي، افزايش رضايت شغلي و بهبود عملکرد کارکنان شود. اطلاعات کافي از سياستها، تغييرات و عمليات کاري را در اختيار کارکنان قرار دهند. همچنين کارفرمايان ميبايستي به دنبال روشهايي جهت سازگاري نمودن کار با ارزش‌هاي کارکنان بوده به نحوي که کار براي آنها با معني باشد (ناصري، 1384). در پرداختن به اين مسائل مدل تناسب محيط کار با کارکنان ناميده ميشود که بيانگر اين است وجود يک عدم توازن بين توانمندي‌هاي فرد، نيازها، انگيزهها، اهداف، رفتار، اجزاي شرح شغل، منابع، فرصتها و پاداشها منجر به مخاطره افتادن سلامتي جسم و روان ميگردد. لذا کارفرمايان بايد در جستجوي روش‌هايي جهت انطباق ويژگيهاي شغل با شرايط کارکنان باشند.
2- الزامات کاري معقول: يکي ديگر از مسائل کاري مانعي براي موفقيت، سلامتي و رفاه کارکنان بشمار ميرود. وجود نقش يا وظيفهاي فراتر از توان فردي است. تحقيقات انجام شده در دهه 1950 استدلال نمودند که استفاده فراتر از توان ميتواند منجر به تغييرات نامطلوب و تهديد کننده سلامتي گردد. شرايط کاري نامطلوب سلامتي کارکنان را تحت شعاع خود قرار خواهد. فشارهاي کاري، تکراري بودن و شرايط ايجاد فرسودگي کاري جزو مواردي هستند که سلامتي و رضايت کارکنان را کاهش ميدهد. افزايش کنترل بر روش-هاي انجام کار زماني مورد تاکيد است که کارکنان اين کنترل را با معني تلقي نموده و معتقد باشند از اين طريق مجموعههايي از مهارت‌هايشان در کار بکار گرفته ميشود. احساس کنند قصوري در پرداخت حاصل نشده و ترفيع در کار در قبال فعاليتي که انجام ميدهند صورت ميپذيرد. در اين صورت به احتمال کمتري کنترلهاي شغلي منجر به مخاطره افتادن سلامتي کارکنان ميگردد.
3- کنترل شغل و حدود اختيارات در تصميم گيري: اين مساله ميتواند منجر به کاهش و تعديل تنشهاي شغلي گردد. امروزه حدود اختيارات در تصميم گيري يا به عبارتي ميزان اختيار شخص در سازمان دهي کارش، ميزان قابليت ريسک در کار و ميزان بکارگيري دامنه‌اي از مهارتهاي افراد در شغل به عنوان نقش تعيين کننده در کاهش استرس و تنش شغلس به شمار ميرود. در محيطهاي کاري که حدود اختيارات کارکنان در سطح پاييني قرار دارد احتمال بيماري و به مخاطره افتادن سلامت کارکنان بالاست. در اين زمينه اقداماتي نظير طراحي مجدد شغل و مديريت کارکنان مشارکتي ميتواند منجر به کاهش اثرات نامطلوب بر سلامتي گردد.
4- حمايت اجتماعي محيط کار: مطالعات نشان دادند که افرادي که اجتماعي‌ترند عمري طولاني‌تر خواهند داشتد و نسبت به کساني که منزوي هستند کمتر دچار بيماري جسمي و رواني ميشوند. در مجموع حمايت و ارتباطات اجتماعي خوب از عوامل مهم در تعيين سلامتي افراد هستند و محيط‌هاي کاري با روابط اجتماعي خوب در به وجود آوردن سلامتي نقشي تاثير گذار دارند. حمايت اجتماعي در محيط کار به عنوان سومين عامل اصلي مشخصات شغل در مدل تنش شغلي کراسيک در نرط گرفته شد.
5- پاداشهاي عادلانه و رفتار منصفانه: براساس تحقيقات صورت گرفته سلامت کارکنان تحت تاثير ادراک آنها از ميزان وجود انصاف در محيط کار است. مطالعات زيادي نشان دادهاند که به طور مشخص بين عدم تعادل در ميزان پاداش شغلي و بيماري‌هاي قلبي و ساير بيماريها ارتباط معني داري وجود دارد. موقعي که الزامات کار تغيير مييابد. کارفرمايان ميبايست توجه خاصي به آمالها و انتظارات کارکنان معطوف دارند اگر ميخواهند پاداشهاي اعطايي آنها با معني باشد. تعيين ارتباط روشن بين انتظارات کارکنان و پاداشها از سوي کارفرمايان بسيار با اهميت است. کارکنان نسبت به بد رفتاري بسيار حساسند بنابراين کارفرمايان ملزم به تعهد نسبت به موضوع سلامت و رضايت شغلي کارکنان هستند
6- دستمزد کافي: همانطور که پاداش منصفانه و پرداخت دستمزد در کار مهم است، کفايت پرداخت آن نيز عامل مهمي در رضايت شغلي است. دستمزد کم و شرايط رفاهي و اقتصادي نزولي در جهت فقر سلامتي و احساس خوشبختي را حد زيادي کمرنگ خواهد کرد.
7- ساعات کاري رضايت بخش: ساعات کاري طولاني منجر به اثرات نامطلوبي بر موضوع سلامتي از زاويه جسماني و رواني شده به نحوي که اين قضيه ارتباطات خانوادگي را با مشکل مواجهه ميسازد. هر چند که عموما شواهد متناقضي ار اثرات ساعات کاري غير استاندارد يا منعطف بر روي سلامت کارکنان در دست است با اين حال به نظر ميرسد نکته مهم اين باشد که کارکناني که قادر به انتخاب ساعات و برنامه کاري خويش باشند از رضايت شغلي بيشتري برخوردار خواهند بود. بنابراين از راههايي که اثر ساعات کاراي نامطلوب را کاهش ميدهد تاکيد بر خروجي کار، تناسب ساعات کار با ويژگي کارکنان و انتخاب نسبتا داوطلبانه‌تر و طراحي مناسب آن است
8- امنيت شغلي: مطالعات زيادي نشان دادند که ناامني شغلي اثرات نامطلوبي بر سلامتي کارکنان، اثربخشي آنها، افزايش غيبتهاي کاري، کاهش انگيزه، رقابت ناسالم و…. خواهد شد. فقدان امنيت شغلي در سازمان مواردي از قيبل کاهش تعهد با سازماني، کاهش کارايي سازمان را در پي خواهد داشت. نا امني شغلي ميتواند در نتيجه تغيير سياستهاي سازمانها نسبت حجم کار، حجم نيروي انساني و… روي دهد.
9- جو سازماني امن: بعضي تحقيقات نشان دادند که منشا تعدادي از سوانح در سازمان ممکن است به دليل خطاهاي انساني باشد که بيشتر آنها در نتيجه رفتارهاي خطرناک و عمدي کارکنان است. که اين رفتارهاي خطرناک به شدت تحت تاثير اقدامات مديريتي و تاکيدات آن باشد. تحقيقات بعدي نشان دادند که جو سازماني امن ميتواند منجر به تعديل اثرات منفي ناشي از ناامني شغلي گردد. تلاشهاي مديريت براي تبيين و توسعه سلامتي از طريق آموزش، ايجاد امنيت شغلي باي مبتني بر فراهم ساختن يک تعهد واقعي و الزام آور مبني بر ارزشمندي سلامتي در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، بهداشت روان، قلب و عروق، عروق کرونر Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، بهداشت روان، عملکرد خانواده، خوابگاه دانشجو