دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت خانواده، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

اختلاف بين سطح انتظارات انسان‌ها و سطح واقعيت‌ها عنوان مي‌کنند که هر چه اين اختلاف کمتر، کيفيت زندگي بالاتر.
به رغم آنکه توافق کلي در تعريف کيفيت زندگي وجود ندارد، پژوهشگران بر سه ويژگي مهم آن شامل چند بعدي بودن، ذهني بودن و پويا بودن اتفاق نظر دارند. کيفيت زندگي موضوعي چند بعدي است و داراي ابعاد جسمي، رواني، اجتماعي و روحي است که اين ويژگي با تعريفي که از سلامتي داريم منطبق است.
عامل اصلي تعيين کننده کيفيت زندگي عبارت است از تفاوت درک شده بين آنچه هست و آنچه از ديدگاه فرد بايد باشد و اين همان ذهني بودن کيفيت زندگي است.
پويايي کيفيت زندگي به اين معناست که با گذشت زمان تغيير مي‌کند و به تغييرات فرد و محيط او بستگي دارد.
2-2-4- ارتباط کيفيت زندگي با سلامتي
سلامتي يکي از مجموعه‌ها و اجزاء کيفيت زندگي استولي معادل و مساوي آن نيست چرا که سلامتي طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني فقدان هرگونه نقص جسمي، رواني و اجتماعي است حال آنکه کيفيت زندگي احساس رضايت از زندگي است و اين زندگي ممکن است با سلامتي همراه باشد يا نباشد پس کيفيت زندگي مفهوم وسيعي دارد که شامل همه ابعاد زندگي مي‌گردد و سلامت مرکز ثقل کيفيت زندگي است.
کيفيت زندگي
عملکرد اجتماعي
عملکرد فيزيکي و رواني
سلامت ((عملکرد بيولوژيک )
عوامل موثر بر کيفيت زندگي از ديدگاه فرانس:
-خانواده
-وضعيت اقتصادي و اجتماعي
– وضعيت روحي و رواني
-وضعيت سلامت و بيماري
بايد دانست که اولين اثر بيماري بر عملکرد شخصي است و سپس اثرات رواني داشته و به دنبال آن سلامت عمومي و عملکرد اجتماعي فرد را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
کيفيت زندگي سه بعد عمومي رابطه، تجربه و زمان را به هم پيوند مي‌دهد.
الف) رابطه: شامل مولفه هاي فاميل، گروه‌هاي اجتماعي، چارچوب فرهنگي و سياسي و خود فرد است که
وضعيت فرد در رابطه با فاميل و گروه‌هاي اجتماعي از همه شناخته شده تر است و اين دو داراي نقش حمايتي بسيار مهمي مي‌باشند چارچوب فرهنگي و سياسي مولفه اي است که هم بر روي فرد و هم بر روي فاميل و گروه‌هاي اجتماعي اثر مي‌گذارد.
ب)زمان: به طور عمده بيانگر وضعيت موجود مي‌باشد تجارب زندگي و سابقه بيماري‌ها هم در کنار يکديگر قسمت ديگر اين بعد را تشکيل مي‌دهند و نيز انتظاراتي که ممکن است فرد از اينده دور داشته باشد بر روي اين بعد اثر مي‌گذارد اين بعد به پويايي کيفيت زندگي هم اشاره دارد.
ج)تجربه: سومين و مهم‌ترين بعد مي‌باشد شامل ايمان، عقايد و باورهاي اخلاقي، وضعيت اقتصادي و اجتماعي، حوزه بين فردي و نحوه ارتباط با خويشاوندان و دوستان و الگوهاي مهارت‌هاي اجتماعي افراد مي‌باشد. حوزه رواني مثل نحوه برخورد با هيجانات و مهارت ارتباط دادن بين ادراک و تجربيات و انگيزه افراد جهت حفظ سلامت فردي و نيز آگاهي از شرايط بدن که شامل وجود علايم بيماري، درد قابل ملاحظه، ظرفيت روحي و عملکرد اعضاي بدن مي‌باشد.
هر کدام از ابعاد و اجزاء مذکور در شکل گيري قضاوت فرد از کيفيت زندگي‌اش نقش مهمي را ايفا مي‌کند.
2-2-5- ابعاد کيفيت زندگي
ويژگيهاي مهم کيفيت زندگي مورد توافق اغلب صاحبنظران علوم انساني و اجتماعي، و شامل چند بعدي بودن35، ذهني بودن36 و پويا بودن37است. اين سه بعد اساس کيفيت زندگي در رابطه با سلامت جسماني، رواني و اجتماعي است. اغلب دانشمندان توافق دارند که مفهوم کيفيت زندگي همواره پنج بعد را در برميگيرد.(2002,Hulens)
1- جسماني: مانند قدرت، انرژي، توانايي انجام فعاليتهاي روزمره و مراقبت از خود
2- رواني: اضطراب، افسردگي و ترس
3- اجتماعي: رابطه فرد با خانواده، دوستان و همکاران و در نهايت جامعه
4- روحي: درک فرد از زندگي و هدف و معناي زندگي
5- علائم مربوط به بيماري يا تغييرات مربوط به درمان،مانند درد، تهوع و استفراغ
در تحقيقات ديگر ابعاد متفاوتي براي کيفيت زندگي بيان شده است. مثلاً پاديلا38 نيک زيستي رواني39، دغدغههاي اجتماعي، کنار آمدن با شکل ظاهري، نيک زيستي جسماني و پاسخ به درمان را جزء پنج بعد کيفيت زندگي ميداند. فرل40″نيک زيستي جسماني” را شامل توانايي عملکردي، قدرت، خستگي، خواب، اشتها وغيره، “نيک زيستي رواني” را شامل اضطراب، افسردگي، لذت و تفريح، درد، شادي، ترس، توجه و تمرکز، “دغدغههاي اجتماعي” را شامل نقش در خانواده و جامعه، رابطه با اطرافيان، محبت، و شکل ظاهري و در نهايت “نيک زيستي روحي” را شامل رنج کشيدن و مذهب در نظر گرفته است. فرانز41 نيز چهار بعد تقريباً مشابه”سلامت و عملکرد”، “اجتماعي- اقتصادي، “رواني- روحي”، و فاميلي” شامل بچهها، همسر و سلامت خانواده را جهت اين مفهوم امتحان ومعرفي کرده است. دانشمندان ديگري نيز بر اين باور بودند که شادي و رضايت، دو مشخصه اصلي کيفيت زندگي است و اين ابعاد ميتوانند به عنوان عوامل موثر بر اين دو ويژگي در نظر گرفته شوند. در واقع اين گروه از نظريهپردازان، کيفيت زندگي را يک تجربه شناختي ميشناسند که “رضايت” از ابعاد مهم زندگي را از نظر خود فرد نشان مي دهدو نيز يک تجربه احساسي است که با “شادي” تظاهر مييابد(نجات، 1387).
کينگ42(1994) معتقد است عوامل مختلفي روي کيفيت زندگي اثر ميگذارد و اين ابعاد شامل وضعيت اجتماعي-اقتصادي، روحي-رواني و شغلي است. ايوانز43 و کوپ44(1989) ابعاد کيفيت زندگي را بعد جسماني، رواني، اجتماعي، خانوادگي، اقتصادي، تفريحي و معنوي ميدانند. آنها بعد جسماني را دريافت فرد از تواناييهايش در انجام فعاليتها و وظايف روزانه تعريف کردهاند و بعد رواني را جنبههاي روحي و احساس سلامت مانند افسردگي، ترس، عصبانيت، خوشحالي و آرامش دانستهاند(خشکناب، 1385). گاگنموس45 و همکارانش(1995) در تعريف بعد اجتماعي ذکر ميکنند که اين بعد به توانايي فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضاي خانواده، همسايگان، همکاران و ساير گروههاي اجتماعي و وضعيت شغل مربوط ميشود. بعد خانوادگي، نحوه تعاملات خانوادگي و ميزان حمايتهاي خانوادگي را شامل مي‌شود و تاثيراتي که شغل بر ايفاي نقش اعضاء و نقش افراد خانواده دارد(مهرابي دلجو 1390). بعد اقتصادي، ميزان تطابق تصور افراد با مسايل اقتصادي و ميزان پذيرش آنها از زندگي روزمره را نشان ميدهد. در بعد تفريحي تنها بر وقت آزاد تاکيد نشده است، بلکه مشتمل بر کليه فعاليتهاي جسماني و تجاري است که در اوقات فراغت انجام ميگيرد. بعد معنوي، بخش قابل توجهي از زندگي بسياري از انسانها را به خود اختصاص داده است که به کمک آن انسانها ميتوانند از عهده مشکلات و شادماني زندگي برآيند(خشکناب، 1385). فرل يکي از عوامل موثر در کيفيت زندگي را شغل ميداند. از سوي ديگر با وجود آن که کار منبع بسيار مهم براي امرار و معاش و احراز موقعيتهاي اجتماعي است؛ در همين حال ميتواند سبب نارضايتي و تحليل قواي جسماني ورواني شود. محيط کار از محرکهاي فيزيکي، رواني و اجتماعي تشکيل شده است که هر کدام از اين عوامل عامل تنيدگي به حساب ميآيند و اين استرسها و فشارها بر رفاه فيزيکي(سلامتي و عملکرد آن) و رفاه روحي-رواني اثر نامطلوبي دارد(خشکناب، 1385).
در جمع بندي کلي تعريف کيفيت زندگي، پژوهشکران بر سه ويژگي مشترک در اين زمينه اتفاق نظر دارند که شامل چند بعدي بودن، ذهني بودن، و پويا بودن کيفيت زندگي است.
1) چند بعدي بودن: سه بعد اساسي کيفيت زندگي مربوط به سلامت شامل ابعاد جسماني، رواني و اجتماعي است که هر يک از آنها به زير مجموعههاي ديگري تقسيم ميشوند:
1-1)بعد جسماني: به دريافت فرد از تواناييهايش در انجام فعاليتها و وظايف روزانه گفته ميشود که نياز به صرف انرژي دارد و ميتواند در بردارنده مقياسهايي مانند تحرک، توان و انرژي، درد و ناراحتي، خواب و استراحت و ظرفيت توان کاري باشد.
2-1)بعد رواني: جنبههاي روحي و احساس سلامت مانند افسردگي، ترس، عصبانيت، خوشحالي و آرامش را در برميگيرد. بعضي از زير مجموعههاي اين بعد شامل تصور از خود، احساس مثبت، احساس منفي، اعتقادات مذهبي، فکر کردن و يادگيري، حافظه و تمرکز حواس است.
3-1)بعد اجتماعي: به توانايي فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضاي خانواده، همسايگان، همکاران و ساير گروه‌هاي اجتماعي، وضعيت شغل، شرايط اقتصادي کلي مربوط ميشود.
2) ذهني بودن: با توجه به تعاريف کيفيت زندگي به انتظارات، احساسات، اعتقادات و پندارهاي فرد بستگي دارد. از اين رو ارزيابي شخص از سلامت يا خوب بودنش عامل کليدي در مطالعات کيفيت زندگي است. اگرچه ارزيابي عيني در اين مطالعات از جايگاه مهمي برخوردار است، اما قضاوت خود فرد درباره اثر بيماري و درمان و شرايط سلامتياش بر کيفيت زندگي اهميت بيشتري دارد. مثلاً گروهي از مردم با وجود آن که از يک يا چند بيماري مزمن رنج ميبرند خودشان را سالم ميدانند، در صورتي که گروهي ديگر با وجود آن که هيچ نشان عيني از بيماري ندارد، خود را بيمار ميپندارد. به طور کلي ميتوان گفت عامل اصلي تعيين کننده کيفيت زندگي عبارتست از تفاوت درک شده بين آنچه هست و آچه که (از ديدگاه فرد ) بايد باشد.
3) پويا بودن: با توجه به اين تعريف کيفيت زندگي داراي ساختاري وابسته به زمان است که تجربه شخصي و درک او از زندگي برآن اثر ميگذارد، با تغيير زمان تغيير ميکند و به تغييرات فرد و محيط او بستگي دارد و اين مشخصه در يک مطاله طولي به خوبي قابل مشاهده است(سلماني، 1389).
براساس مرکز تحقيقات کيفيت زندگي دانمارک(2005)، کيفيت زندگي شامل دو جنبه ذهني و عيني است. جنبه ذهني آن احساس خوب بودن و رضايتمندي است و جنبه عيني آن برآورده نمودن نيازهاي فرهنگي و اجتماعي، براي رفاه مادي، جسماني و اجتماعي است. بنابراين کيفيت زندگي ضمن دارا بودن ابعاد عيني و بيروني، موضوعي ذهني، دروني وتصوري است، در نتيجه به تصورات و ادراکات فرد از واقعيتهاي زندگي بستگي دارد. در مورد جنبه ذهني که بر پايه عقايد شخص در مورد کيفيت زندگي استوار است، آنچه که اهميت دارد تجربه و احساس شخصي فرد نسبت به وقايع است، نه صرفاً وجود حوادث خارجي. نتيجه کلي اين است که معيارهاي عيني، بيشتر در سطح اجتماع و معيارهاي ذهني، بيشتر در سطح فردي قابل بررسي است (به نقل از مهرابي دلجو، 1390).
مرکز مطالعات کيفيت زندگي در امريکا از مدلها و تکنيک‌هايي استفاده ميکند که مدعي است هم وجه عيني و هم وجه ذهني کيفيت زندگي را ميسنجد و بر تعريفي از زندگي مبتني است که هم سطح و هم عمق زندگي را در برميگيرد، بدين معني که ضمن توجه به وضعيت فرد از نظر ثروت مادي، پايگاه اجتماعي و سلامتي(معنايي که اين شرايط براي فرد دارد و احساس خوب بودن و رضايتمندي از زندگي) را نيز در برميگيرد. اين مرکز با اجراي پروژههاي متعددي درباره چگونگي تعامل کيفيت زندگي با جنبههايي از زندگي چون بيماري، الگوي زندگي و روابط شخصي و وضعيت مالي، اطلاعات خوبي را فراهم آورده است. نمونههايي از اين يافتهها به شرح زير بيان ميشود(بخشنده، 1387):
1. در ارتباط با کيفيت زندگي اهميتي ندارد که فرد از نظر عيني(جنسيت، شغل، تحصيلات وغيره) در چه شرايطي به سر ميبرد، بلکه مهم اين است که فرد در مورد آن شرايط چه احساسي دارد.
2. ميزان درآمد سالانه در کيفيت زندگي نقش اساسي ايفا نميکند. مهم نيست که ميزان در امد فرد بالا باشد، بلکه اگر فرد تصور کند که وضعيت مالي بدي دارد، از کيفيت زندگي پاييني برخوردار است.
3. نوع شغل فرد رابطه مستقيمي با کيفيت زندگي او ندارد، بلکه آنچه که مهم است اين است که فرد از کار خود راضي بوده و با همکارانش ارتباط خوبي داشته باشد.
4. در رابطه با سلامتي، وجود بيماري و آسيب مهم است، ولي آنچه در کيفيت زندگي مهم است وجود بيماري نيست، بلکه مشکلات و عواقبي است که بيماري ايجاد ميشود و روال عادي زندگي فرد را مختل مينمايد.
مرکز تحقيقات کيفيت زندگي دانشگاه تورنتو(2005) کيفيت زندگي را ميزان لذت بردن شخص از امکانات مهم زندگي بيان ميکند و اين امکانات از فرصتها و محدوديتهايي ايجاد ميشود که هر فرد با آن روبهروست. به عبارت بهتر، کيفيت زندگي را انعکاسي از تعامل عوامل محيطي و فردي است. اين دانشگاه کيفيت زندگي را داراي سه مولفه و قلمرو اصلي شامل بودن،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره مصرف کنندگان، فرهنگ و سنت، اوقات فراغت، صاحب نظران Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، اوقات فراغت، فرهنگ مصرف