دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، سرمایه در گردش، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

کانالهای توزیع، حق فروشها، نام شرکت و غیره.
داراییهای انسانی
شامل تجربیات، خلاقیت، ظرفیت حل مسائل، توانایی مدیریتی و غیره میشود.
داراییهای معنوی
شامل رموز شرکت، حق مؤلف، دانش فنی، حق اختراع و مسائلی از این دست است.
داراییهای زیر بنایی
تکنولوژیها و روشها و فرآیندهایی که به سازمان اجازه میدهد فعالیت کند.

شکل (2-3) مدل تکنولوژی بروکر (سانچز و همکاران، 2007)
2-10-5- مدل راهنمای داراییهای نامشهود (مدل هدایتگر داراییهای نامشهود سویبی)
این مدل به خاطر تجربه سویبی به عنوان شریک و مدیر در بخش مالی یک شرکت به وجود آمده است. سویبی در حین کار در آن محیط فهمید که ادعاهای مالی سنتی شرکتها، فقط یک «جک» هستند و بیشترین ارزش شرکتها در داراییهای دانشمحور آن قرار دارد (مار و اسچیوما، 2004).
سویبی معتقد است که ارزش بازار کل یک شرکت شامل ارزش خالص مشهود شرکت همراه با سه نوع دارایی ناملموس میشود. ارزش خالص مشهود شرکت ارزش دفتری شرکت است. داراییهای نامشهود تقسیم میشوند به ساختار خارجی و سرمایه دانش. ساختار خارجی شامل مارکهای تجاری، مشتریان و روابط عرضهکنندگان است. سرمایه دانش از ساختار داخلی و شایستگی افراد تشکیل شده است. ساختار درونی از مدیریت سازمان، ساختار قانونی، سیستمهای دستی، گرایشها، واحد تحقیق و توسعه و نرم افزار تشکیل شده است و شایستگی افراد شامل تحصیلات و تجربه میشود؛ که در زیر نشان داده شدهاند، مرتبط کرد: 1- معیار نوسازی و رشد 2- معیار ثبات 3- معیار کارایی (همان منبع).
2-10-6- الگوی ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی روشی بر مبنای بازگشت سرمایه، برای سنجش ارزش بر پایه حسابداری سنتی است که در سال 1997 توسط استوارت مطرح شد. در این الگو به پیروی از اصول حداکثر سازی ارزش سهام، تفاضل مجموع ارزش واحد اقتصادی و مجموع ارزش سرمایه به کارگرفته شده توسط سرمایهگذاران حداکثر میشود. ارزش افزوده اقتصادی الگوی جامعی است که متغیرهایی نظیر بودجهبندی سرمایه، برنامهریزی مالی، هدفگذاری، اندازهگیری عملکرد، ارتباط سهامداران و انگیزه پاداش را به کار میگیرد. هرچند که مدیریت سرمایه فکری به گونهای صریح با ارزش افزوده اقتصادی مرتبط نیست؛ اما به طور ضمنی با مدیریت اثربخش سرمایه فکری، ارزش افزوده اقتصادی افزایش مییابد (بونتیس، 2001).
مطالعه ادبیات تحقیق سرمایه فکری، نشان میدهد که بیشتر این الگوها شامل سه مقوله سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری هستند. با کنار گذاشتن شاخصهای مشترک الگوها و تطبیق آنها با بخش خدمات، اجزای سرمایه فکری را تحت عنوان سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری بیان میکنیم.
2-11- سنجش سرمایه فکری با استفاده از مدل پالیک
در این تحقیق سرمایه فکری از طریق مدل پالیک مورد سنجش قرار گرفته است. پالیک مدل اندازهگیری سرمایه فکری را در سال 1997 مطرح و در سال 1998 آن را توسعه داد و در سال 2000 کامل نمود. پالیک از ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری برای اندازهگیری سرمایه فکری شرکتهای بورس استرالیا استفاده نمود. چگونگی اندازهگیری سرمایه فکری و اجزای آن با استفاده از مدل پالیک به طور کامل در فصل سوم توضیح داده میشود. تاکنون روشهای متعددی برای سنجش و اندازهگیری سرمایه فکری به وجود آمده است.
شاید دلایل زیر را بتوان عامل برتری مدل پالیک نسبت به سایر مدلهای اندازهگیری سرمایه فکری دانست:
1) روش ضریب ارزش افزوده فکری بسیار ساده و شفاف میباشد و مبنای استانداردی را برای اندازهگیری فراهم میآورد.
2) این مدل مبتنی بر هر دو جنبه ارزیابی کارایی و خلق ارزش از داراییهای مشهود و نامشهود در شرکت میباشد.
3) دادههای مورد نیاز برای محاسبه سرمایه فکری در این روش به راحتی از صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتها قابل استخراج میباشد. از این رو، محاسبات قابل تأیید و تصدیق میباشد.
4) این مدل در تحقیقات و پژوهشهای متعبر خارجی مورد استفاده قرار گرفته است (پالیک، 2000).
2-12- مزایای سنجش سرمایه فکری
سنجش ارزش داراییهای دانشی سازمانها به توجیه سرمایهگذاری در زمینه سرمایه فکری کمک میکند. یک دلیل اصلی برای سنجش سرمایه فکری، شناسایی داراییهای پنهان و توسعه آنها به شیوهای راهبردی میباشد تا اهداف سازمانی کسب شود. مزایای سنجش سرمایههای فکری عبارتند از:
شناسایی و طرح ریزی داراییهای دانشی؛
شناسایی الگوهای دانش در داخل سازمان؛
اولویت بندی مباحث حیاتی دانش؛
سرعت بخشیدن به یادگیری در داخل سازمان؛
شناسایی بهترین اقدام و نشر آن در داخل سازمان از طریق ارائه یک مورد سازمانی قوی برای بهترین اقدام؛
پایش منظم ارزش داراییها و یافتن روشهایی برای افزایش ارزش؛
افزایش آگاهی و درک افراد در زمینه این که دانش چگونه روابط بین فردی را ایجاد میکند؛
ایجاد درک و آگاهی در زمینه شبکههای اجتماعی سازمانی و شناسایی عاملان تغییر؛
افزایش میزان نوآوری در سازمان؛
افزایش فعالیتهای مشارکتی و ایجاد یک فرهنگ تسهیم دانش؛
افزایش ادراک شخصی کارکنان از سازمان و بالا رفتن انگیزه آنها،
ایجاد یک فرهنگ عملکرد محور.
سنجش سرمایه فکری و اقدامات مربوط به مدیریت دانش منجر به ایجاد مزایایی برای سازمان خواهد شد که به تعیین راهبرد سازمان و طراحی فرآیند کمک میکند و در نهایت، ایجاد مزیت رقابتی کمک خواهد کرد (حسنوی و رمضان، 1391، 93).
2-13- راههای توسعه عناصر سرمایه فکری: ( قلیچ لی و دیگران، 1387)
به منظور توسعه سرمایه فکری میتوانیم در حوزههای زیر اقدامات ذیل را انجام دهیم:
2-13-1- توسعه سرمایه انسانی
1- طراحی چارچوب شایستگیهای کارکنان و مدیران شامل دانش، مهارتها و تواناییهایشان و برنامهریزی توسعه آنها مبتنی بر شایستگی
2- طراحی و استقرار نظام جانشین پروری برای کارکنان کلیدی شرکت
3- طراحی سیستم حمایت و تشویق از فکرهای برتر کارکنان به منظور به کارگیری به موقع آنها در فرآیندهای عملیاتی شرکت
4- طراحی و استقرار فرآیند مدیریت عملکرد سرمایه انسانی در سطح شرکت
5- مدیریت دانش انسانی در شرکت
2-13-2- توسعه سرمایه ساختاری (سازمانی)
1- افزایش کارایی در زمینههای منابع انسانی، مواد اولیه، تجهیزات شرکت و طراحی نظام تشویق مبتنی بر آن
2- حذف قوانین و مقرارات دست و پاگیر
3- تلاش به منظور ایجاد یک فرهنگ حمایتی از طریق طراحی سیستمهای تشویقی
4- ارزیابی بهره وری منابع انسانی و برنامه ریزی بهبود آن در سطح شرکت
2-13-3- توسعه سرمایه ارتباطی (مشتری)
1- طرح ریزی و برنامه ریزی بهبود ارتباط بیرونی با مشتریان، تأمینکنندگان و سرمایهگذاران
2- اندازهگیری وفاداری مشتریان
3- اطّلاع رسانی به کارکنان در زمینههای بازارهای هدف و نوع مشتریان
4- انتشار بازخورد مشتریان در سراسر کشور
5- مدیریت دانش رابطهای شرکت.

2-14- مقدمه
در اقتصاد پرچالش کنونی با فشارهای فزاینده محیطی و منابع خارجی محدود داراییها و بدهیهای جاری یعنی سرمایه در گردش بنگاههای اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار است و مدیریت بهینه سرمایه در گردش بنگاهها میتواند به عنوان یک مزیت رقابتی برای آنها محسوب شود (فتحی، 1388). سرمایه در گردش از اقلام مهم داراییهای واحدها و بنگاههای اقتصادی تلقی میشود که در تصمیمات مالی نقش قابل توجهی دارد. توسعه کمّی و کیفی فعالیتهای تجاری، توسعه کمّی و کیفی قلمرو مدیریت مالی را به دنبال داشته است و به تبع آن، مدیریت مالی را پیچیده نموده است. تداوم فعالیت بنگاههای اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاهمدت آن بستگی دارد، زیرا فعالیتهای عملیاتی در یک دوره عادی که معمولاً سالانه است، به شناخت سرمایه درگردش و مدیریت مطلوب آن مربوط میشود. به طوری که از این طریق، نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در بلندمدت فراهم شود.
مدیریت سرمایه در گردش در ارتباط با تصمیمات تأمین مالی و کنترل داراییهای جاری واحدهای انتفاعی از یک طرف و تأمین مالی بلندمدت و مخاطرات ناشی از تأمین مالی کوتاهمدت و بلندمدت از طرف دیگر، اهمیت موضوع را آشکار میسازد. ماهیت رشد داراییهای کوتاهمدت از منابع مالی کوتاهمدت، باید مورد توجه مدیران مالی قرارگیرد تا شرایط لازم برای تحقق اهداف کوتاهمدت و تداوم فعالیت در بلندمدت فراهم شود. مدیریت سرمایه در گردش با تأمین مالی و مدیریت داراییهای جاری مؤسسات در ارتباط است (نیکومرام و دیگران، 1386).
2-15- ماهیت سرمایه در گردش
سرمایه در گردش یک شرکت مجموعه مبالغی است که در داراییهای جاری سرمایهگذاری میشود. اگر بدهیهای جاری از داراییهای جاری یک شرکت کسر گردد سرمایه در گردش خالص به دست میآید. مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد ( نوو، 1390، 1).

2-16- منابع و مصارف سرمایه در گردش
داراییهای جاری یک شرکت از اقلام زیر تشکیل میگردد: صندوق و بانک، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهای دریافتنی، موجودی کالا و سایر داراییهای جاری. بسیاری از داراییهای جاری از محل بدهیهای جاری (مثل حسابهای پرداختنی، اسنادپرداختنی و وامهای کوتاهمدت) تأمین مالی میشوند. درعین حال برخی از شرکتها بخشی از داراییهای جاری خود را از محل وامهای بلندمدت یا از محل حقوق صاحبان سهام تأمین میکنند (همان منبع، 1).
2-17- فروش و سرمایه در گردش
فروش واقعی و پیش بینی شدۀ شرکت بر مقدار سرمایه در گردشی که شرکت به مصرف میرساند (و مجبور است آن را تأمین کند) اثر بسیار شدیدی دارد. فروش شرکت بر حجم داراییهای جاری و بدهیهای جاری اثر مستقیم دارد و باعث میشود که این اقلام خود به خود افزایش یابند؛ برای مثال، خریدها به صورت موجودی کالا و حسابهای پرداختنی در میآیند، فروش باعث ایجاد وجه نقد و حسابهای دریافتنی میگردد و تقاضاهای فصلی یا غیر منتظره، گهگاه باعث میشوند که شرکت از وامهای کوتاهمدت استفاده کند.
حدود تغییراتی که (بر اثر فروش) در حسابهای جاری شرکت خود به خود رخ میدهد در صنایع مختلف متفاوت است. برای محاسبۀ آن در صنایع مختلف باید نسبت سرمایه در گردش خالص به فروش را محاسبه کرد. معمولاً این نسبت رقمی کمتر از 30/0 است. مقدار 30/0 یعنی برای یک ریال فروش 30/0 ریال سرمایه در گردش مورد نیاز است. این نسبت در بسیاری از شرکتها به بیش از 25/0 میرسد؛ از آن جمله است: صنایع نساجی، تولید لباس، ماشین آلات، قطعات کامپیوتر و صنایع الکترونیک. بر عکس، در صنایع حمل و نقل زمینی، هوایی، تلفن و مواد غذایی، این نسبت به 10/0 یا کمتر میرسد (همان منبع، 3).
2-18- استراتژیهای گوناگون و سیاستهای مطلوب
سیاستها و رویههایی که خط مشی مدیریت مالی را به وجود میآورد مبتنی بر این فرض است که شرکت، برخی از تصمیمات اصلی را گرفته و آنها را به اجرا درآورده است. این تصمیمات شامل تعیین و انتخاب نوع کالا و خدمتی که باید عرضه شود و نحوۀ تأمین مالی (برای تهیه داراییهای ثابت) شرکت است. این تصمیمات در فرآیند سودآوری شرکت (در بلندمدت) نقشی اصلی و تعیینکننده ایفا میکنند و در مدیریت سرمایه در گردش، دو کاربرد بسیار مهم دارند. اول، کالاها یا خدماتی که با پیشبینی فروش یا تولید ارائه میگردد به مدیران سرمایه درگردش این امکان را میدهد که سطوح داراییهای جاری و بدهیهای جاری را تخمین بزنند. دوم، مدیران شرکت درصدد برمیآیند تا بر ثروت سهامداران شرکت (از مجرای افزایش قیمت سهام عادی) بیفزایند و این کار اصولاً از طریق افزایش قدرت نقدینگی شرکت (و حفظ این قدرت) انجام میشود. بنابراین، سیاستهای سرمایه در گردش اصولاً با هدف افزایش سود و سهم تعیین نمیشود، بلکه مدیران

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره ناصر خسرو Next Entries پایان نامه درباره آزادي، غير، بندي