دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، ارزش بازار، کارت امتیازی متوازن

دانلود پایان نامه ارشد

کارهایی لازم است. تواناییهای سازمان توسط دانش حمایت میشوند، بنابراین سازمانهایی که در صدد بهبود تواناییهایشان هستند نیاز به شناسایی و مدیریت این داراییهای دانشی دارند. این دیدگاه که داراییهای دانشی نشان دهنده اساس تواناییهای سازمان هستند، بیان کننده این امر است که توجه روز افزونی به مدیریت دانش- به عنوان یک زمینه تحولیافته و یک دیدگاه- جهت بهبود عملکرد تجارت شده است. اگرچه متون مدیریتی، دیدگاههای فراوانی در باب فعالیتهای مدیریت دانش ایجاد میکنند، اما تنها تعداد کمی معیار اندازهگیری درباره داراییهای دانشی سازمان به طور مستند وجود دارد. با توجه به این امر که مدیریت عواملی که قابل اندازهگیری نیستند مشکل است، سازمانها به چارچوبی جهت اندازهگیری داراییهای دانشیشان نیاز دارند. مدیران به ابزارهایی نیاز دارند که به سازمانها در تعریف شاخصهای کلیدی عملکرد داراییهایشان کمک کند، داراییهایی که از تواناییهای کلیدی استراتژیک سازمان حمایت میکنند (مار و اسچیوما، 2004).
2-7- روشهای اندازهگیری سرمایه فکری
به عقیده بسیاری از نظریه پردازان در حوزه سرمایه فکری، هنگامی که یک سازمان نتواند موضوعی را مورد سنجش قرار دهد به ناچار از مدیریت آن نیز عاجز خواهد بود (خاوندکار و همکاران، 1388). اگر چه موضوع سرمایه فکری در دو دهه اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده است، با این وجود بسیاری از سازمانها در زمینه مدیریت آن با مشکل مواجه هستند، که این امر به خاطر دشواریهای اندازهگیری سرمایه فکری است.
از زمان طرح مفهوم سرمایه فکری، از سوی نظریه پردازان و پژوهشگران و برخی سازمانها روشهایی برای اندازهگیری آن ارائه شده است، که به دلیل عدم وجود یک متدولوژی پذیرفته شده عمومی تعداد این روشها بسیار زیاد و متنوع است. سویبی حدود 42 روش متنوع در زمینه اندازهگیری سرمایه فکری را در قالب چهار رویکرد کلی طبقهبندی نموده است (سویبی، 2005):
1- رویکرد مستقیم سرمایه فکری: که از طریق شناسایی اجزای سرمایه فکری، ارزش پولی آنها به صورت مستقیم برآورده میشود.
2- رویکرد ارزشیابی بازار: در این روشها از طریق محاسبه تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها سرمایه فکری یا داراییهای نامشهود محاسبه میشوند.
3- رویکرد بازده داراییها: در این روشها معمولاً میانگین سود عملیاتی یا بازده شرکت را محاسبه میکنند و با مقایسه آن با میانگین صنعت، میانگین سود سالانه نامشهودها را به دست میآورند. سپس به شیوههای گوناگون مانند تقسیم آن بر هزینه سرمایه شرکت یا نرخ بهره، برآوردی از ارزش سرمایه فکری به دست میآورند.
4- رویکرد کارت امتیازی18: در این رویکرد اجزای مختلف سرمایه فکری شناسایی میشوند و شاخصها و نشانگرهایی در کارتهای امتیازی برای آن اجزاء ایجاد میشود. این روشها شبیه روشهای مستقیم میباشند با این تفاوت که در این جا برآوردی از ارزش پولی اجزاء سرمایه فکری انجام نمیشود.
2-8- اهداف اندازهگیری سرمایه فکری
با بررسی بیش از 700 مقاله در زمینه اندازهگیری سرمایه فکری مار و همکارانش (2003) نشان دادند که 5 هدف کلی برای اندازهگیری سرمایه فکری وجود دارد:
1. برای کمک به سازمانها در جهت فرموله کردن استراتژیهایشان،
2. برای ارزیابی نحوه اجرای استراتژیها،
3. کمک به گسترش و تنوع تصمیمگیریهای شرکت،
4. کمک به ارتباط طرحهای بازپرداخت و پاداشهای مدیران جهت ارزیابیهای غیر مالی سرمایه فکری،
5. جهت ایجاد رابطه با سهامداران خارج از شرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند.
سه هدف اول از این مجموعه، به تصمیمگیریهای داخلی مربوط میشوند و هدف از آنها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکتها، برای ایجاد درآمد از طریق حداقل هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تأمینکنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزههای اجرایی مربوط میشود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره میکند. تحقیقات مختلف نشان دادهاند که اندازهگیری سرمایه فکری، هم برای حاکمیت مؤثر داخلی و هم برای روابط موفق با افراد خارج از سازمان، ضروری و سودمند است. کاملاً واضح است که اگر هدف اولیه شرکتهای انتفاعی، مدیریت مؤثر و کارآمد جریانهای نقدی آتی باشد، پس برای آنها مدیریت محرکهای نهایی این جریانهای نقدی یعنی همان داراییهای نامشهود نیز ضروری است؛ زیرا شما آنچه را که نمیتوانید اندازهگیری کنید، چطور میتوانید مدیریت کنید؟ به همین خاطر اندازهگیری سرمایه فکری و به طور کلی داراییهای نامشهود بسیار با اهمیت است (تالوکدار، 2008).
2-9- مزایا و معایب روشهای اندازهگیری سرمایه فکری
طبیعتاً هر کدام از روشها مزایا و معایب خاص خود را خواهند داشت. روشهای بازده داراییها و مدلهای مبتنی بر ارزشیابی بازار بیشتر در موقعیتهایی چون ادغام دو شرکت و در بازار سهام مورد استفاده قرار میگیرند. از طرف دیگر با توجه به تنگناهای موجود در بیان سرمایه فکری در قالب مفاهیم پولی، نتایج حاصل از آنها اغلب سطحی خواهد بود. همچنین بسیاری از این مدلها خصوصاً مدلهای مبتنی بر ارزشیابی بازار برای سازمانهای غیرانتفاعی و بخشهای داخلی سازمانها و … قابل استفاده نیستند. از جمله مزایای مدلهای مستقیم سرمایه فکری و مدلهای کارت امتیازی این است که این روشها قادرند تصویر جامعتری از شرایط جاری و کارایی سازمان نسبت به مدلهای با رویکردهای مالی ارائه دهند؛ در سازمانهای غیرانتفاعی و دولتی نیز قابل کاربرد هستند. اما از معایب آنها این است که باید مطابق مشخصات هر سازمان برای آن طراحی گردند و این امکان مقایسه دو یا چند سازمان را با مشکل مواجه میسازد (خاوندکار و همکاران، 1388).
2-10- مدلهای متداول اندازهگیری سرمایه فکری
علاقه به مدیریت سرمایه فکری، باعث گسترش روشهای مختلف ارزشیابی برای آن شده است. چندین گروه اصلی از روشهای ارزشیابی سرمایه فکری وجود دارند که میتوانند به منظور تعیین ارزش این داراییها به کار گرفته شوند. بعضی از این روشها، روشهایی هستند که صرفاً برای استفاده در خود شرکتها طراحی شدهاند و یک روش کلی و جهانی نیستند، اما با این حال هنوز وجود دارند و مبنایی برای ایجاد روشهای جدید هستند. در ادامه مدلهای متداول سرمایه فکری را که برای اندازهگیری سرمایه فکری بکار میروند را توضیح میدهیم.
مدلهای زیر، مدلهایی هستند که برای شناخت و اندازهگیری سرمایه فکری به کار میروند:
1. مدل کارت امتیازی متوازن19
2. مدل اسکاندیا نویگیتور20
3. مدل جدول سرمایه فکری21
4. مدل تکنولوژی بروکر
5. مدل راهنمای داراییهای نامشهود22
6. الگوی ارزش افزوده اقتصادی.
2-10-1- مدل کارت امتیازی متوازن کاپلان و نورتون
این روش که توسط کاپلان و نورتون توسعه داده شد، سعی میکند اهداف بلندمدت و کوتاهمدت، اندازههای مالی و غیر مالی، شاخصهای پیشرو و پسرو و نیز جنبههای داخلی و خارجی سازمان را متعادل نماید. به طور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرآیندهای داخلی و نیز یادگیری و رشد جهت ترجمه سطوح بالای استراتژی به معیارهای واقعی بکار گرفته میشوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخصها، معیارها، و مقدمات مورد نیاز فهرست میگردند. همچنین ارتباط مابین هریک از این جنبههای چهارگانه میباید ملاحظه گردد. در مقایسه با اندازههای حسابداری سنتی، کارت امتیازی متوازن کانون توجه را از سوی شاخصهای مالی خالص به نحوی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت غیرملموس را در برگیرند. اینها تقریباً معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسانی (دانش و تجربه افراد)، سرمایه ساختاری (دانش نهفته در سیستمها و فرآیندهای سازمان) و سرمایه مشتری (ارتباطات مشتری) نام دارند. بر این اساس جنبههای یاد شده میتوانند به طور مناسب جهت ارزیابی شرایط موجود مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند. اگرچه بکارگیری روش “کارت امتیازی متوازن” از روش”گسترش تابع کیفیت” مشکلتر میباشد، ولی نتایج حاصله از آن بسیار متعادلتر میباشد (باس، 2004).
2-10-2- مدل اسکاندیا یا نویگیتور
این مدل در شرکت اسکاندیا (یک شرکت خدمات مالی در سوئد) توسط تیمی به سرپرستی لیف ادوینسون به وجود آمده است. مدل مفروضاتی را که درباره سرمایه فکری وجود دارد، یکپارچه میکند. آنها مفروضاتی هستند که نشان دهنده تفاوت موجود بین ارزش دفتری و ارزش بازاری شرکت است (ادوینسون و مالون، 1997).
اجزاء و ساختار مدل فرضی ارزش بازار اسکاندیا به شرح زیر است: کل ارزش بازار یک شرکت برابر با سرمایه مالی آن به علاوه سرمایه فکری آن میباشد. اجزاء سرمایه فکری عبارتند از سرمایه انسانی و سرمایه ساختار، سرمایه ساختار خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری و از طرفی سرمایه سازمانی نیز به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیند تقسیم میشود.
به نظر ادوینسون به مدل اسکاندیا میتوان به عنوان یک خانه نگاه کرد- که شامل پنج عامل مالی، مشتری، فرآیند، نیروی انسانی و توسعه و نوسازی است. عامل مالی در این مدل سقف خانه را تشکیل میدهد. عامل مشتری و عامل فرآیند دیوارهای خانه هستند. عامل نیروی انسانی بخش اصلی و روح خانه است و عامل توسعه و نوسازی زمین خانه را تشکیل میدهد. بزرگترین مزیت مدل اسکاندیا این است که تصویر جامع و متعادل از فعالیتهای سازمان به وجود آورده است (پابلوس، 2003).
مدل اسکاندیا شباهت زیادی با مدل کارتهای امتیازی متوازن که توسط کاپلان و نورتون ارائه شده است، دارد و تنها یک بعد انسانی به آن اضافه شده است تا یک معیار پنج بعدی به دست آید. تمرکز بر مشتری، تمرکز بر فرآیند، تمرکز بر نیروی انسانی و تمرکز بر نوآوری (بعد توسعه و نوسازی) پنج بعد آن هستند. اگرچه مدل اسکاندیا به طور مشخص فقط برای یک شرکت قابل اجرا میباشد. مدل اسکاندیا شباهت زیادی به مدل کارت امتیازی متوازن دارد به عنوان یک ابزار مدیریتی مد نظر قرار میگیرد. این تصور که از مجموع سرمایه فکری و سرمایه مالی، ارزش بازار یک سازمان به دست میآید، یک تصور اشتباه است چون این متغیرها منفک از هم نیستند و باهم تعامل دارند (مار و اسچیوما، 2004).
2-10-3- مدل جدول سرمایه فکری (درخت شاخص سرمایه فکری)
این مدل توسط برادران روس، از مؤسسات خدمات سرمایه فکری لندن به وجود آمده است. برای تعریف یک شاخص سرمایه فکری سازمان، باید مهمترین معیارهای سرمایه فکری تعریف و فهرست شوند. سپس باید فهرست معیارهای اندازهگیری سرمایه فکری سازمان را ارزیابی و دسته بندی کرده و برای هر بخش از سرمایه فکری، تنها تعداد کمی از معیارهای معنادار را انتخاب کرد. پس از کارهای معیارهای انتخاب شده باید در یک جدول وزن بندی و خلاصه شوند (مار و اسچیوما، 2004).
تقسیمبندی سلسله مراتبی مدل شاخص سرمایه فکری باید طی سه مرحله زیر انجام گیرد:
1. بازنگری اساسی در شاخصهای موجود.
2. ایجاد شاخصهایی که نشانگر وجود جریان و ارتباط بین بخشهای مختلف سرمایه فکری هستند.
3. ایجاد سلسله مراتبی از شاخصهای سرمایه فکری.
هر کدام از این شاخصها تحت یک شاخص اصلی طبقهبندی شدهاند، این کار بدین منظر است که بتوان از آن برای مقایسه یک بخش در طول زمان (روند) و یا مقایسه یک بخش با سایر بخشها استفاده کرد.
برادران روس پیشنهاد میکنند که تمام معیارهای مختلف سرمایه فکری در یک جدول یا حداقل در تعداد کمتری از معیارها یکپارچه شوند، به این ترتیب امکان ایجاد یک تصویر جامع از سرمایه فکری سازمان مهیا میشود، تصویری که اجازه مقایسه بیرونی را به سازمان میدهد و همچنین رابطه بین سرمایه فکری و سرمایه مالی یک سازمان را پیگیری میکند (روس و روس، 1997).
2-10-4- مدل تکنولوژی بروکر
این مدل توسط بروکینگ (1996) مطرح شد. این مدل نیز مانند مدل اسکاندیا، ارزش بازار شرکت را در نظر میگیرد و آن را برابر جمع ارزش داراییهای مشهود و سرمایه معنوی شرکت میداند (سانچز و همکاران، 2007):
سرمایه معنوی + ارزش داراییهای مشهود = ارزش شرکت (2-1)
این مدل سرمایه فکری را به چهار طبقه تقسیم میکند (شکل2-3).
داراییهای بازار
پتانسیل بازار با توجه به داراییهای نامشهود مرتبط با بازار مثل وفاداری مشتری،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره شناخت علم Next Entries پایان نامه درباره ناصر خسرو