دانلود پایان نامه ارشد درباره زنان سرپرست، توانمندسازی، زنان سرپرست خانوار، کارآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

ن در مهارت هاي كسب و كار و فعاليت هاي كارآفريني بپردازند(احمدپور دارياني، 1380).
بنابراين، به منظور توانمندسازي زنان، مي بايست شيوه هايي را براي كشف شايستگي آن ها به منظور توسعه توانمندي ها و به حداكثر رساندن فرصت ها ايجاد نمود كه در اين ميان استفاده از آموزش هاي روان شناختي و كارآفريني جهت توانمندسازي آنان از اهميت خاصي برخوردار است كه مي بايست مورد توجه ارگان هاي اجرايي(دولتي) مرتبط با امور زنان قرار گيرد. علاوه بر اين، به فرآيند توانمندسازي زنان، مي بايست به صورت بنيادين و با توجه به منابع موجود در كشور نگريست. توانمندسازي از ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، فرآيندي است مشتمل بر آگاهسازي اجتماعات به منظور شناخت وضعيت موجود، حذف محدوديتها و موانع، بهره گيري از منابع و ظرفيت هاي موجود در جوامع از ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جهت مديريت مؤثر آنان بر تلا شها و تصميم گيري ها براي بهبود شرايط زندگي خود(طباطبایی،1384).
از جمله اقداماتي كه مي تواند منجر به توانمندي شود، آموزش به زنان فوايد توانمندسازي، آگاهي جنسيتي، كسب شايستگي و اطمينان، بكار بستن دانش و مهارت مناسب است . در جامعه امروز آگاهي جنسيتي، منجر به فعاليت هايي مي شود كه به زنان قدرت بيشتري مي دهد . کارآفرینی و تنظیم هیجانات وآگاهي كامل از حقوق به عنوان وسيلة توانمندسازي، از جانب زنان و حتي مردان پذيرفته شده است.
لازمه توانمندسازی زنان ارائه آموزشهای لازم بویژه در زمینه کارآفرینی و تنظیم هیجانات و احساسات می باشد که سرلوحه این پژوهش در نهاد کمیته امداد امام خمینی(ره) قرار گرفته است. گستره ي فعاليت اين نهاد در جهت خدمت رساني به اقشار آسيب پذير جامعه، به ويژه زنان سرپرست خانوار، وسيع است. اين نهاد مانند سازمانهاي دولتي، به ارايه ي خدمات و حمايت هايي همچون مددكاري اجتماعي، روانشناسي، مشاوره، بازتواني، مالي، آموزشي، بهداشتي و تأمين مسكن زنان سرپرست خانوار مي پردازد.

بيان مسئله:
توانمندسازي زنان فرآيندي است كه به وسيله آن زنان براي سازماندهي خودشان توانمند مي شوند و اعتماد به نفس خود را افزايش مي دهند و از حقوق خود براي انتخاب مستقل وكنترل بر منابع، كه منجربه از بين رفتن جايگاه فرودستي ايشان مي گردد دفاع مي كنند)مالهاترا،2002). توانمندسازي به معناي تفويض و يا اعطاي قدرت به كسي است(كانگر و كانونگو2،1988) و به فر آيند تأثيرگذاري بر رويدادها و نتايجي كه براي يك فرد يا يك گروه اهميت دارد اشاره دارد.در اثر توانمندسازي، فرد به افزايش ميزان اثربخشي خود اعتقاد پيدا مي كند. توانمندسازي يك حالت شخصيتي نيست بلكه يك فرآيند پوياست كه عقايد فرد درباره ارتباط شخص محيط را منعكس مي كند(ميشرا3 و اسپریزر ،1998). پس مزاياي واقعي توانمندسازي احساس نخواهد شد مگر اينكه ابتدا زنان خودشان را توانمند ادراك نمايند(سیگال و گاردنر4،1999).
هم چنين اگبومه5(2001) توانمندسازي را به معناي دستيابي بيشتر زنان به منابع و كنترل بر زندگي خود مي داند كه موجب احساس استقلال و اعتماد به نفس بيشتري در آن ها مي شود. اين فرآيند موجب افزايش عزت نفس زنان مي گردد به اين معنا كه موجب بهبود تصويري ميشود كه زنان از خودشان مي بينند.
زنان سرست خانوار از جمله گروهها و اقشاری است که به توانمندسازی نیاز دارد. در این نوع خانوار ها نان آور اين واحدها زني است كه يا شوهرش را از دست داده ، يا طلاق گرفته و يا شوهرش متواري و يا از كار افتاده است. اين زنان كه از معلوماتي كم و فقري شديد در رنجند علاوه بر درآمدي كه از طريق كارهاي موسمي و كم دستمزد به دست مي آورند از كمك دولت يا بنيادهاي ديگر نيز برخوردارند كه بسيار ناكافي به نظر ميرسد. زنان بيوه بهره بسيار كمي از منابع توسعه داشته اند هر چند كه نيمي از جمعيت دنيا را تشكيل ميدهند. دركشورهاي غيرصنعتي و درحال توسعه به دليل محدوديت منابع و حاكميت انديشه هاي تبعيض آميز؛ در مواردي كه زنان علاوه بر انجام وظايف سنتي كه نابرابري جنسيتي را به ميان ميآورد نقش اداره خانواده و تأمين معيشت آن را نيز برعهده دارند، اين تفاوت بارزتر است. وجود نابرابري فوق علاوه بر تحميل فشار و شرايط دشوار به زنان، منجر به كاهش آشكار سطح زندگي اعضاي خانوار نيز مي شود. به اين ترتيب با ورود به مقوله فقر، نياز به مداخله سياست گذاران و سازمان هاي حمايتي مطرح مي شود بنابراين توجه به رويكرد جنسيتي در برنامه ريزي هاي توسعه با هدف ارتقا توانمندي هاي زنان، ارايه اطلاعات و آمارهاي جنسيتي با توجه به گروه بندي هاي مختلف زنان ضروري به نظر مي رسد(کتابی و فرخی،1382).
پژوهش ها بيانگر اهميت آموزش و مشاوره گروهی در اجراي نقشه هاي توانمندسازي به عنوان يك چرخه و نه يك فرآيند خطي است. کار6(2003) درادبيات مشاوره اين توافق وجود دارد كه كاربست اصول توانمندسازي در کار با زنان مفيد است.نتايج يك فراتحليلي روي40 پژوهش نشان داد كه توانمندسازي زنان و مادران عمل كرد اجتماعي و سلامت روان شناختي آنان را بهبود مي بخشد. به عبارتي خود اشتغالي زنان به توانمندسازي اقتصادي آنان انجاميده و از وابستگي آنان به مردان و سازمان هاي حمايتي كاسته و از آسيب پذيري آنان مي كاهد. توانمندسازی روان شناختی زنان به ارتقاء كيفيت نقش مادرانة آنان انجامیده و از پریشانی های روانشناختی خانواده می کاهد (دیویس7 ،2011) و سرانجام مشاركت فعال زنان در محيط شغلي به افزايش اقتدار شخصي، بين فردي آنان منتهي مي شود(الماله8،1993).
اشتغال9 و كارآفريني10 اثرات بسيار مثبتي بر روحيه و رفتار انسان دارد . اين اثرات مثبت را مي توان در مواردي چون اجتماعي شدن، كسب ساختار كلي براي ز ندگي و رشد شخصيت برشمرد. د اشتن شغل يا فعاليت مثبت در اجتماع بر اي تمامي افر اد به ويژه ز نان سرپرست خانو اده با رشد مهارت ها، ايجاد يك چارچوب زمان بندي شده منظم براي زندگي، تعامل اجتماعي، كسب دستمزد ، هويت فردي ، شغلي ، جايگاه اقتصادي و اجتماعي همر اه است . نداشتن يا از دادن شغل، اثرات بسيار منفي بر روحيه و رفتار انسان ها دارد . از دست دادن درآمد باعث ايجاد تغييرات غم انگيزي در شيوه و گذران زندگي انسان ها مي شود . براي بسياري از مردم، به ويژه زنان سرپرست خانواده، از دست دادن يا نداشتن شغل به معناي از دست د ادن خانه و كاشانه و ساير دارايي هاي با ارزش آن ها است . موقعيت خانوادگي، اقتصادي، اجتماعي و عزت نفس آن ها به طور منفي تحت تأثير چنين شرايط نامطلوبي قرار مي گيرد. از آن جا كه زنان سرپرست خانواده با شرايط پرنوسان و غيرثابتي مواجه هستند نسبت به توانايي ها، قابليت ها و مهارت هاي خود ترديد مي كنند .در نتيجه، بيكاري اين قشر آسيب پذير سبب بروز تغييراتي در طرز تفكر، سبك زندگي روزانه، كاهش اعتماد به نفس و افز ايش بيماري هاي جسمي و رواني آن ها مي شود. علائم و نشانه هاي چنين مشكلاتي اغلب بلافاصله يا يك سال پس از جدايي از همسر و نداشتن شغل و درآمد درميان زنان سرپرست خانواده مشاهده شده است(آيمن11،1995).
از طرف دیگر اشکال در تنظيم هيجان مي تواند زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنان را براي اختلالات رواني بعدي مانند افسردگي، اضطراب، استرس آماده کند(ساندلر،تين ووست،121994). هيجان مي تواند پيامدهايي را نيز در كاركرد اجتماعي افراد داشته باشد؛ براي نمونه افرادي كه از تنظيم هيجان به شيوة ارزيابي بهره مي گيرند، به دليل اينكه پيش از آغاز روابط ميان فردي توجهشان را به جاي معطوف كردن بر خود به منابع بيروني مانند كيفيت رابطه و يا فرد ديگر متمركز مي سازند، توانايي آنها براي كنترل كيفيت رابطه بيشتر و در نتيجه رضايت آنها از روابط اجتماعي بالا مي رود.(رضوان وهمکاران، 1384).
هدف توانمندسازي كمك به افراد ضعيف است تا تلاش نمايند بر ضعف هايشان غلبه؛ جنبه هاي مثبت زندگيشان را بهبود بخشيده، مهارت ها و توانايي هايشان را براي كنترل عاقلانه بر زندگي افزايش داده و آن را در عمل پياده نمايند(رایتر13،1994). بنابراین مساله پژوهش این است که آیا مشاوره گروهی، تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند سازی زنان سرپرست خانوار تاثیر دارد؟

اهميت و ضرورت پژوهش:
توانمندسازی فرآیندی است که طی آن فرد از نیازها و خواستههای درونی و قابلیتهای خود آگاه میشود و با هدف رسیدن به خواستهها به کسب تواناییهای لازم میپردازد. در کشور ما با وجود آنکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را شکل داده و از نظر کسب تحصیلات عالی روندی صعودی را طی نموده اند ولی از نظر وضعیت اشتغال نتوانسته اند با توجه به ظرفیتهای شخصی، اجتماعی و قانونی به جایگاهی متناسب دست یابند. زنان قلب توسعه اقتصادي- اجتماعي هر ملت مي باشند. زنان نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي دهند. آن ها دوسوم كارجهان را انجام مي دهند و تنها از يك دهم درآمد جهان و يك صدم مالكيت دارايي هاي جهان برخوردارند. توانمندسازي زنان نه تنها به نفع زنان بلكه به نفع كل خانواده مي باشد . زنان با درآمدي كه بدست مي آورند. چيزي براي خود پس انداز نمي كنند؛ بلكه همه را صرف خانواده مي كنند. اين در حالي است كه مردان تنها 50 تا 68 درصد از درآمد خود را به خانه مي آورند (چنت14 ،1989.(
بنابراين سرمايه گذاري براي ارتقاي موقعيت اقتصادي زنان تاثيري چند برابر در خانواده نسبت به مردان دارد(چستون15،2002)..بررسی ها نشان می دهد که زنان بیش از مردان در معرض فقر و تبعیض جنسیتی قرار دارند. این مسئله به این دلیل است که زنان از قابلیت ها و امکانات لازم برای توانمندی و کاهش فقر برخوردار نیستند. وجود موانع و محدودیت ها بر سر راه تغییر و تحول پایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان متأثر از عوامل فرهنگی و حقوقی، هرگونه تلاشی را برای از بین بردن فقر آنان با مشکل مواجه ساخته است (شادی طلب و همکاران، 1384).
براساس گزارش های بانک جهانی، بیش از 66 درصد از فقرای جهان را زنان تشکیل می دهند. این در حالی است که زنان در سراسر جهان، همواره بیش از دو سوم از بار کار را بر دوش داشته اند اما تنها ده درصد از کل درآمد جهانی و فقط یک درصد از ثروت جهان نصیب آنان شده است(برای نمونه: بانک جهانی،2004-2000).عوامل بسیاری باعث افزایش فقر و کاهش برابری جنسیتی می شوند. نکتة اساسی که در غالب بررسی ها مورد تأکید قرار می گیرد این است که زنان به خاطر زن بودن بیشتر در معرض فقر قراردارند (راودراد، 1379(.
كودكان زيادي بنا بر دلايلي، با يكي از والدين خود (معمولاً مادر) زندگي مي كنند و در عين حال جوامع زيادي با افزايش نرخ طلاق مواجهند و اين موضوعات زنان را آسيب پذيرتر مي‌سازد و معمولاً در جوامعي كه زنان براي مراقبت از كودكان مسئول هستند، فرصت حضور در بازار كار را به منظور پرورش كودكان از دست مي دهند. علاوه بر اين، بيوگي تجربه مشابه اكثر زنان متاهل است كه بيانگر رشته اي از نا امني‌هاي ويژه از جمله از دست دادن درآمد همسر، احترام و پايگاه در خانواده و اجتماع است. بنابراين، در سراسر جهان نرخ خانوارهاي«زن سرپرست» در كشورهاي در حال توسعه رو به افزايش است. در اين كشورها، فقدان منابع براي حمايت اجتماعي و اقتصادي از زنان، كمبود برنامه ريزي هاي آموزشي، مراكز فني و حرفه اي و مربيان ماهر و كارآزموده به منظور ارائه خدمات آموزشي(تخصصي و كاربردي) به آنان، برخي از مشكلاتي هستند كه زنان با آن مواجهند(جباري، 1382(.
در بيان ضرورت و اهميت تحقيق مي توان گفت ، تاكيد سازمان بين المللي كار و نهادهای حمایتی بر ترويج و توسعه برنامه هاي آگاهسازي (فردي و شغلي) به منظور بسط و گسترش كار شايسته در ميان كشورهاي مختلف جهان به ويژه كشورهاي در حال توسعه (گزارش هيئت مديره سازمان بين المللي كار،2004 ) ، اجراي چنين پژوهشي را ضروري و مهم مي سازد. بنابراين، اجراي پژوهش حاضر كه به منظور ايجاد شرايط مناسب و مساوي براي زنان در جهت استفاده از فرصتهاي آموزشي و شغلي نيز اهميت خاصي برخوردار مي باشد.
هدف پژوهش:
هدف برجسته تحقیق
• تبیین اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره توانمندسازی، توانمند سازی، پیش آزمون، کارآفرینی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره توانمندسازی، زنان سرپرست، زنان سرپرست خانوار، برابری جنسیتی