دانلود پایان نامه ارشد درباره دولت ایران، آسیای صغیر، سنگ نوشته

دانلود پایان نامه ارشد

ناپذير تاريخ به وجود ديكتاتوري نيازبود كه كارها را سروسامان دهد .ديكتاتور در راه بود. سياست ايران به اندازه كافي يونان را ضعيف نموده بود. اندكي بعد فيليپ مقدوني به يونان تاخت و فرزندش از يونان ضعيف شده به ايران حمله ور شد . ضعف يونان سقوط ايران را نيز به همراه داشت.
3-3سیاست امور داخلی اردشیر دوم
سیاست امور داخلی اردشیر دوم (ممنون)
در سیاست داخلی در زمان اردشیر دوم شرایط داخلی مانند بررسی دربار و نگاه اطرافیان به اردشیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
در دربار
در امور داخلی ایران سلطنت اردشیر دوم چیزی جز ضعف و سستی نشان نداد : در مصر و آسیای صغیر و جزیره ی قبرس شورش ها و اغتشاشاتی روی داد که به واسطه ضعف قوه مرکزی بعضی با سیاست و تدبیر رفع و برخی به پیشرفت شورشیان تمام شد .
مثلا شهر شالامین در قبرس پادشاهی انتخاب کرد و دربار ایران او را شناخت مصر مستقل ماند و قشون ایران موفق نشد قشون مصری را شکست داده و پایتخت مصر را تصرف کند . جهت عدم پیشرفت این بود که فرناباذ سردار ایرانی به واسطه ی کهولت و دودل بودن نتوانست نقشه ی جنگی ایفیگراتس سرکرده ی یونانی را که دولت ایران اجیر کرده بود اجرا نموده و حمله به ممفیس برد و مصری ها از این سستی ها استفاده کرده جنگ تعرضی پیش گرفتند و سرکرده یونانی قهر نموده و به یونان رفت . نیز در این اوان کادوسی ها در گیلان سکنی داشتند بر دولت شورشیدند و اردشیر به آن طرف قشون کشی کرد ولی موفق نشد و مسئله به صلاح خاتمه یافت.
با وجود این ضعف و سستی داخلی نفوذ ایران در یونان به حد کمال بود و دول یونانی به رقابت یکدیگر همواره سفرایی به دربار ایران فرستاده و دخالت ایران را برای اجرای فرمان اردشیر خواستار می شدند.
در زمان اردشیر جنایت های زیاد در دربار روی داد :
پروشات، استاتیرا زن اردشیر را که یونانی بود مسموم کرد و برای مجازات به بابل تبعید شد داریوش پسر اردشیر که ولیعهد بود بر سر یک مسئله خصوصی به تحریک اخس ( پسر دیگر شاه که می خواست بعد از فوت اردشیر شاه شود ) سوقصد نسبت به پدر خود نمود و به قتل رسید. ارسام پسر دیگر اردشیر را به تحریک اخس کشتند و چون خیلی محبوب اردشیر بود شاه در سن 86 سالگی از غصه درگذشت.
در مسایل داخلی ایران شورش کوروش جوان یکی از پر حاشیه ترین رخدادهای داخلی محسوب می گردد از این رو به روی داد از منظر داخلی نگاه شده است و چون ماجرا ریشه در سلطنت داریوش دوم دارد این ماجرا از زمان داریوش دوم تا انتها بررسی شده است.
3-3-1سلطنت داريوش دوم
در ماه فوريه 423پيش از ميلاد ، اوكوس ساتراپ هيركانيا فرزند اردشير اول ويك صيغه بابلي به همين علت به وي لقب يوناني نوتوس يعني حرام زاده داده بودند خود را پادشاه ايران اعلام داشت و نام سلطنتي داريوش دوم را براي خود برگزيد. وي پس از آنكه سغديان را شكست داد فرمان قتل تمام كساني را كه باسغديان در كشتن خشايارشاي دوم شركت كرده بودند صادر كرد پس از مدتي برادر اوكوس به نام آرسي تس ظاهرا در سوريه دست به شورش زد تا آنكه شخصاً خود به سلطنت برسد. سركوب اين شورش مدتي طولاني وقت گرفت . شاه براي سركوب وي آرتاسيراس را عليه وي اعزام داشت آرتاسيراس دوبار از وي شكست خورد ولي بار سوم با دادن رشوه به سربازان مزدور در اردوي طرف موفق شد به پيروزي دست يابد آرسي تس كه اميد زيادي به عفو و بخشش برادرش داشت خود را تسليم كرد ، ولي بعداً اعدام شد.
در خلال همين احوال در يونان جنگ پلوپونسوس ادامه داشت همراه با شكست و موفقيت براي هر دو طرف ، اين رويدادها را سياستمداران ايراني كه عبارت بودند از فازنابازوس و تيسافرنس دقيقا دنبال مي كردند آنان متحد اسپارتا بودند و فرماندهي عمليات نظامي عليه آتني ها را برعهده داشتند . كوشش آنان بر آن بود كه شهرهاي يوناني آسياي صغير را بار ديگر تحت كنترل شاه بزرگ در آوردند .اين فازنابازوس فرزند آرتابازوس بود همان سردار ايراني كه همراه با ماردونيوس به امر خشايارشا مامور شد بود كه يونان را تحت انقياد ايران درآورد. در تاريخ 413 پيش از ميلاد فارنابازوس به سمت قبلي پدرش يعني فرمانروايي ساتراپ نشين فري گيا و تمام نواحي شمال غربي آسياي صغير كه پايتخت آن داسي ليوم بود منصوب شد.
حدود سال 413 پيش از ميلاد ساتراپ ليدي : پيوست نس عليه داريوش دوم طغيان كرد وي تمام نيروي خود را بر مزدوران آتني به سركردگي ‍ژنرالي به نام ليكون متمركز بود. تيسافرنس مامور سركوب اين طغيان و شورش گرديد. وي فرزند اشراف زاده ي ايراني هيدارنس بود همان كسي كه در لشكركشي خشايارشا عليه يونان در سال 480 پيش از ميلاد فرمانده ي گارد جاويدان بود . تيسافرنس سياستمداري ممتاز و در دستگاه دولتي مقام والايي داشت با وجود اينكه برادرش تري توكمس يك توطئه عليه خانواده ي شاهي آغاز كرده بود و سرانجام نيز به همراه عده ي زيادي از خويشانش اعدام شده بود ولي تيسافرنس نفوذ خود را كماكان در اختيار داشت.تيسافرنس براي سركوب شورش پيسوتنس مزدوران يوناني را رشوه داد و با حيله و نيرنگ پيسوتنس را دستگير كرد داريوش فرمان داد تا او را در يك تنور آتش بيندازند به عنوان پاداش تيسافرنس ساتراپ ليدي و شهرهاي كارياويوني شد. او نيز به نوبه خود به ژنرال يوناني يعني ليكون كه به پيسوتنس خيانت ورزيده بود مستقلات فراواني بخشيد .
داريوش دوم با مشاهده گرفتاري هاي آتني ها از فرصت استفاده كرده و به تيسافرنس فرمان داد كه از شهرهاي يوناني آسياي صغير ماليات جمع كند و برايش بفرستد. براي اجراي چنين كاري لازم مي آمد كه توجه آتني ها به مناطق ديگري معطوف گردد. در خلال همين احوال در منطقه كاريا شورشي به وقوع پيوست كه رهبري آن به وسيله فرزند نامشروع پيستونس شخصي به نام آمورگس بود اين شورش كاريان از سوي آتني ها پشتيباني مي شد داريوش به تيسافرنس فرمان داد كه زنده يا مرده آمورگس را به شوش بياورد تمام اين جريانات تيسافرنس را مجبوركرد كه از اسپارتا كمك بخواهد اين بود كه وي سفيري به اسپارتاگسيل داشت و پيشنهاد كرد كه با هم متحد شوند.در همان زمان دو نفر يوناني به اسپارت ها رسيدند اين دو نفر از طرف فارنابازوس آمده بودند و تقاضا داشتند كه براي وي كشتي هاي به تنگه در دانل بفرستند فارنابازوس به تقليد تيسافرنس سعي داشت كه با اسپارتا پيمان اتحادي منعقد كند تا بتواند از شهرهاي يوناني در ساتراپ نشين خودش ماليات دريافت نمايد.
اين دو سفير ياد شده هركدام سعي داشتند كه به طور مستقل از جانب خود فعاليت كنند و در نتيجه پس از موفقيت به شاه بزرگ بگويند كه اتحاد اسپارتا با ايران نتيجه كارشخصي من بوده است در خلال اين احوال بين فرستادگان تيسافرنس و فارنابازوس به صورت اجتناب ناپذيري مشاجره و گفتگو در گرفت . در نتيجه اين جريانات اسپارتاييها سرانجام تصميم گرفتند كه شرايط ارائه شده توسط تيسافرنس را قبول كنند هنگامي كه اين مذاكرات ادامه داشت شهر ميلتوس عليه تيسافرنس طغيان كرد و به سوي اسپارتا آمد . بر اثر اين جريان تيسافرنس تصميم گرفت كه با شتاب كار را به پايان برساند.اين پيمان در سال 412 پيش از ميلاد منعقد گرديد مواد آن كه آنقدرها هم مورد دلخواه اسپارتاييها نبود به تفصيل توسط توسيديدس گزارش شده است طبق مواد اين پيمان تمام سرزمين ها و شهرهايي كه در دست ايرانيان بود به شاه بزرگ واگذار گرديد شاه ايران و اسپارتا نيروهاي خود را با هم يكي مي كردند تا جلوي كار آتني ها را بگيرند و اجازه ندهند متوقف نمايند كه هر دو طرف تصميم مشتركي در اين مورد داشته باشند اگر يكي از مناطق يا شهرهاي ياد شده عليه شاه طغيان مي نمود اسپارتا مي بايستي آنان را ياغي و دشمن خودبه شمار آورد به همين ترتيب نيز شاه ايران تمام شورش ها عليه اسپارتا را شورشي عليه خود مي دانست . گذشته از اين ها ايرانيان تعهد كردند كه به اسپارتا كمك مالي نمايند.
هنگامي كه تيسافرنس با اسپارتا متحد شد به اتفاق هم شهر ايزوس در كاريا را تصرف كردند اسپارتاييها آمورگس ياغي را دستگير كرده ووي را تحويل تيسافرنس دادند تا نزد داريوش بفرستد بعلاوه آنان تمام مردمان شهر را خواه برده و خواه آزاد تحويل ايرانيان دادند و در ازاي هريك نفر وجهي دريافت داشتند در خلال اين رويدادها ليسيان ها نيز كم و بيش به ايرانيان كمك كردند شاه آنان يكي از اتباع ايران و دشمن ديرينه آتني ها بود بر روي يكي از سنگ نوشته هاي ليسيان از ناحيه زانتوس اشاره اي به جنگ عليه آمورگس شده است كه شاهزاده ليسيان: خريگا فرزند هارپاگوس در آن شركت داشته است بايد دانست كه نام اين شاه در كتيبه تخريب شده است ولي بازسازي آن با اعتماد كامل از روي سكه هايي صورت گرفته است . سكه هايي ضرب شده از سوي همان شخص تقريبا همين اواخر يادمان سنگي ديگري در زانتوس پيدا شده است كه باز به همين رويداد اشاره اي مي كند اين كتيبه اظهار مي دارد كه سردار خريگا اهل ليسيان بر يك شورشي به نام تلوس پيروز گرديده است در عين حال اشاره اي دارد به شكست يونيها و آمورگس. بر روي اين يادمان سنگي تصوير تيسافرنس به عنوان يك قهرمان مشهور نقش شده است كه موفق شد آتني ها را شكست دهد.در عين حال سكه هايي در دست است كه در سال 410 پيش از ميلاد از سوي همان خريگاضرب شده است .
تيسافرنس پس از آنكه بر آمورگس پيروز شد به سوي ميلتوس رفت و آنجا طبق پيمان به هريك از ملوانان پلوپونسوس براي هريك روز يك درهم پرداخت ولي در همان جا اعلام داشت كه از اين لحظه به بعد دستمزدي كه مي دهد نيمي از اين ميزان خواهد بود يعني برابر با سه اوابل وي درعين حال وعده داد كه اگر شاه براي آذوقه و سازوبرگ پولي فرستاد اين مزد را به يك درهم افزايش خواهد داد.
پلوپونسوسيها از مواد قرارداد ناخرسند شدند وهمچنين از اتحاد با شاه ايران . آنان اظهار داشتند اين پيمان مطابق ميل ما نيست بنابراين به گفتگوهاي جديد براي پيمان تازه اي دست زدند بنا به گزارش توسي ديوس پيمان دومي به قرار زير بود : مردم اسپارتا و متحدان آنان يك پيمان دوستي و همكاري با شاه و فرزندان او و تيسافرنس به شرح زير منعقد مي سازند. مردم اسپارتا و متحدان آنان عليه شاه ايران دست به جنگ نخواهند زد و به قلمرو وي دست درازي نخواهند كرد همچنين به قلمرو پدر شاه و نياكان آنان مردم اسپارتا و متحدان آنان از اين شهرها مالياتي نخواهند گرفت . شاه داريوش دوم و اتباع وي عليه مردم اسپارتا و متحدان آنان دست به جنگ نخواهد زد و هيچ زيان و آسيبي به آنان نخواهند رسانيد چنانچه اسپارتائيها و متحدان آنها عليه شاه ادعايي داشتند ، يا برعكس اگر شاه عليه اسپارتائيها و متحدان آن ها ادعايي داشت حل و فصل موضوع مربوطه منوط به تصميم مشترك طرفين خواهد بود هر تصميمي كه دو طرف با هم پذيرفتند معتبر و ملاك خواهد بود شاه و اسپارتائيها در جنگ عليه آتني ها با يكديگر متحد بوده و همكاري خواهند كرد و چنانچه در اين مورد لازم شد پيمان صلحي منعقد گردد هر دو طرف با هم تصميم خواهند گرفت . چنانچه شاه تقاضا كرد سپاهياني براي كمك به او اعزام گردند موظف است تمام هزينه نگهداري و اسكان آنها را بپردازد اگر شهري ذكر شده در پيمان عليه شاه اقدامي به عمل آورد ، تمام شهرهاي ديگر موظف هستند با تمام قوا به كمك شاه بشتابند و چنانچه يكي از ساكنان سرزمين پادشاهي يا متحد وي به اسپارتا يا متحدان او حمله كرد لاجرم شاه موظف است به ياري اسپارتائيها يا متحدان او بشتابد و تا آنجا كه مي تواند به آنان كمك كند.
ولي به زودي پس از اين جريانات سفيراني از اسپارتا به ملاقات تيسافرنس رفتند اسپارتائيها اظهار داشتند كه هر دو پيمان پيشين نادرست تنظيم شده اند و طبق مفاد آن ها شاه مي تواند تمام سرزمين هاي را كه زماني متصرف شده بود ادعا كند و آنها را از آن خود بداند به وي‍ژه جزاير درياي سياه و تسالي را و حتي تمام خاك يونان را تا منطقه بواويتا. بدين ترتيب بود كه اين سفيران درخواست كردند پيمان تازه اي منعقد شد تيسافرنس ناخرسند جلسه بحث و گفتگو را ترك كرد. از سوي ديگر اسپارتا هم نمي توانست بدون پول ايرانيان به حفظ ونگهداري ناوگان خود ادامه دهد .
در خلال اين احوال سياستمدار و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره اسپارت، آتن، يونان، يوناني Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره كوروش، كرد، يوناني، سپاهيان