دانلود پایان نامه ارشد درباره دانش آشکار، عملکرد سازمان، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

يک دانش گسترده است که مي‌تواند به سادگي شکل‌دهي شود. و شامل چيزي است که يک سازمان يا فرد از قبل مي‌داند و مي‌تواند نسبتاً به سادگي با آن برخورد کند. دانش ضمني دانشي است که معمولاً به وسيلة يک فرد نگهداري مي‌شود و نتيجة تجربة فرد است. دارندة چنين دانشي در آن زمينه يک خبره است. اغلب اوقات اين دانش از طريق کلمات به طور شفاهي با ديگر فرآيندهاي غيررسمي به ديگران انتقال مي‌يابد (انتظاري، 1385: 36).
2) نوناکا معتقد است دانش ضمني از مدل‌هاي ذهني، باورها و انتقادات يک فرد تشکيل مي شود که آن چنان در ذهن وي جاي گرفته‌اند که بديهي تلقي مي‌شوند، ريشه در همان افراد دارد. و بيان آن در قالب کلمات دشوار است. از دانش ضمني به عنوان دانشي که ريشه در فرهنگ سازمان دارد ياد مي‌شود. اين دانش در سازمان‌ها به ندرت مبادله به اشتراک گذاشته مي‌شود و وقتي فرد صاحب اين دانش سازمان را ترک مي‌کند، اين نوع دانش نيز از بين مي‌رود. به همين دليل است که منافع دانش ضمني بلند محسوب نمي‌شوند. دانش ضمني کمياب، غيرقابل جايگزين و غيرقابل تقليد است و زماني که براي پيشبرد اهداف سازماني استفاده شود بسيار ارزشمند است. دانش ضمني از طريق فرآيند بيروني شدن، تحت عنوان دانش آشکار در اختيار گرفته مي‌شود و دستيابي به آن امکان پذير مي‌گردد (Nonaka, 1994: 29).
2- 1- 9- 3 دانش شخصي و دانش سازماني:
اين دو نوع دانش از يکديگر جدا هستند شماري از محققان از جمله ويک (1978) و سايمون (1976) بر اين باورند که سازمان‌ها، قابليت‌هاي يادگيري ندارند و در سازمان‌ها بيشتر افراد هستند که ياد مي‌گيرند با وجود اين برخي محققان نظير استاربوک (1983) و نسلون و وينتر (1982) بر اين عقيده‌اند که سازمان‌ها از طريق مستندات و برنامه‌هاي روزمره، دانش خود را کسب مي‌کنند که در سوابق سازماني خاصي قرار دارند.
در اين ديدگاه، سازمان به عنوان عنصري مواجه شونده با مسأله و حل کننده آن در نظر گرفته مي‌شود. دانشي که سازمان براي حل مسائل پيشرو خلق مي‌کند، دانش سازماني است و دانشي که توسط افراد به صورت فردي خلق مي‌شود، دانش فردي نام دارد. مسلماً دانشي که به وسيلة‌افراد به عنوان يک کل در قالب يک سازمان خلق مي‌شود، چيزي بيشتر از مجموع دانش تک تک افراد است. (خيرانديش، افشارنژاد، 1383: 25).
2- 1- 9- 4 دانش کارکردي:
کارکرد توصيفي37 بيان چه چيزي يک پديده
کارکرد فرآيندي38: توصيف چگونگي انجام واقعه‌اي
کارکرد علت- معلولي: بيان چرايي وقوع يک پديده
تقسيم‌بندي فوق توسط کوئين و همکارانش در مورد دانش حرفه‌اي يک سازمان به کار گرفته شده است. ايشان دانش حرفه‌اي را در يک سازمان به ترتيب اهميت به چهار سطح کارکردي تعريف کرده‌اند و بيان مي‌دارند که سه سطح اول در سيستم‌هاي سازمان، پايگاه داده‌ها و يا فناوري‌هاي عملياتي موجود مي‌باشد اما سطح چهارم مرتبط با فرهنگ سازماني است (جعفري، کلانتري، 1382: 26).
* (Know- What)؛ دانش درک يا دانستن چه چيزها: از طريق آموزش رسمي بدست مي‌آيد، در عين اينکه براي سازمان ضروري است ولي براي موفقيت تجاري کافي نيست.
* (Know- How)؛ مهارت پيشرفته يا دانستن چگونگي‌ها: تبديل آموخته‌هاي کتابي به اجراي اثربخش و توانايي به کارگيري اصول علمي يک رشته در دنياي پيچيده واقعي اين سطح از دانش براي سازمان، ارزش افزوده زيادي به دنبال دارد.
* (Know- Whay)؛ فهم سيستم‌ها يا دانستن چراها: اين دانش به افراد حرفه‌اي اجازه مي دهد تا از سطح اجراي وظايف فراتر روند و به حل مسائل وسيع‌تر و پيچيده‌تر بپردازند و ارزشي فوق‌العاده را براي سازمان‌ها ايجاد کنند.
* (Care-Whay)؛ خلاقيت خودانگيخته يا توجه به چراها: شامل انگيزه، اشتياق و تطبيق براي موفقيت مي‌شود. بدون اين خصوصيات دانش حرفه‌اي سازمان دچار رخوت مي‌شود و از تغيير و بهبود در جهت تطابق با الزامات محيط پيرامون باز مي‌ماند.
2- 1- 9- 5 تقسيم‌بندي معرفت‌شناختي دانش:
از نظر هرون39، دانش را مي‌توان بر اساس معرفت شناختي به چهار نوع تقسيم کرد:
دانش تجربي: حاصل تماس و برخورد مستقيم با پديده‌ها است.
دانش توصيف کننده: توصيف پديده‌ها از طريق تصاوير، شعر، داستان، موسيقي و…
دانش پيشنهاد دهنده: توانمند در بيان پديده‌ها با گزاره‌هاي اخباري.
دانش کارکرد: دانستن چگونه انجام دادن عمل است و در قالب مهارت‌ها و صلاحيت‌ها خود را نشان مي‌دهد (جعفري، کلانتر، 1382: 26).
2- 1- 9- 6 دانش رسمي و دانش غيررسمي:
دانشمنداني همچون ليلز و شوونگ (1992)، تيني و شواتز (1999)، کونلين (2001) گارد (2001) و آملر (2001) ديدگاه‌هايي در ارتباط با تفاوت بين دانش رسمي و دانش غيررسمي به شرح ذيل داشتند (الواني، 1382: 78).

زمينه تفاوت
دانش رسمي
دانش غيررسمي
ماهيت و محتواي اطلاعات و دانش رسمي
جملات بايدي و الزامات قانوني
مفروضات، استنباط‌ها، استدلال‌ها، ايده‌ها، ديدگاه‌ها، عقلانيت نهفته در پس تصميمات
روش تهيه و تنظيم دانش سازماني
بر اساس قوانين و مقررات
بر اساس استراتژي‌هاي مديريت دانش و از طريق مصاحبه با تصميم گيرندگان
هدف
ثبت و نگهداري اطلاعات ضروري براي نيازهاي آتي
ثبت و نگهداري دانش سازماني براي تحليل، ارزيابي، توسعه و ترويج آن در سازمان و تقويت يادگيري سازماني
شکل و ساختار
در قالب گزارش، دستور جلسه، برنامه‌هاي و آئين نامه‌ها
در قالب سيستم‌هاي دانش محور، سيستم‌هاي اطلاعات مسأله محور، تجزيه و تحليل صورتجلسات
ضرورت و اهميت
باعث تداوم فعاليت‌هاي سازمان مي‌شود.
باعث حفظ، توسعه و انتشار دانش سازماني و مزيت رقابت مي‌شود.
دامنه استفاده کنندگان از دانش
محدود
نامحدود
جدول 2- 2 دانش رسمي و دانش غيررسمي
2- 1- 9- 7 دانش ساختارمند و دانش ناساختارمند:
دانش ساختار يافته: دانش استخراج شده از منابع اطلاعاتي که به خودي خود ساختار يافته است.
دانش ساختار نيافته: شامل کليه دانش ضمني کبوتر، اسناد متوني، نمايه‌هاي گرافيکي، نمايه‌هاي سمعي، بصري و سيستم‌هاي الکترونيک

2- 1- 9- 8 دانش اظهاري و دانش رويه‌اي:
اندرسون40 (1983) دانش را به دو دسته تقسيم‌بندي نمود:
– دانش اظهاري 41(دانش واقعي42): به صورت يک قضيه بيان مي‌شود.
– دانش رويه‌اي43 (دانش روش شناختي44): دانشي که مثلاً در چگونگي فراگيري دوچرخه سواري يا نواختن پيانو استفاده مي‌شود. (Nonaka, 1994: 18)
2- 1- 9- 9 طبقه‌بندي دانش رايل:
رايل45 (1949)، دانش را به دو نوع تقسيم کرده است:
– دانش دانستن در مورد بودن46 يک چيز.
– دانش دانستن اينکه آن چيز چگونه47 عمل مي‌کند.
2- 1- 9- 10 دانش اصلي و دانش فرعي:
– دانش اصلي48: بيان کننده مسائل کلي سازمان
– دانش فرعي49: با ارائه عناصر فرعي، از دانش اصلي پشتيباني مي‌کند و نيازي به درک و اجماع گسترده ندارد (تاونلي، 1380: 103).

2- 1- 9- 11 تقسيم‌بندي دانش مک لوپ:
مک لوپ دانش را به 5 دسته تقسيم نموده است:
– دانش عملي: که دانش حرفه‌اي، تجاري، کاري يا سياسي نيز ناميده مي شود و در کار، تصميمات و اقدامات افراد مؤثر است.
– دانش فکري: کنجکاوي فکري افراد را برطرف مي‌سازد.
– دانش سرگرمي و گفتگوي معمولي: نقطة مقابل دانش فکري است و کنجکاوي‌هايي مانند تفريحات و شايعات محلي را برطرف مي‌سازد.
– دانش معنوي: دانش مذهبي انسان در مورد خدا.
– دانش ناخواسته: خارج از تمايلات فرد است و به شکل تصادفي و بدون هدف بدست مي‌آيد.

2- 2 بخش دوم: مديريت دانش
2- 2- 1 مقدمة مديريت دانش:
مديريت دانش سازماني يکي از مهمترين عوامل موفقيت شرکت‌ها در شرايط رقابتي و عصر اطلاعات است. اهميت اين موضوع به حدي است که امروزه شماري از سازمان‌ها، دانش خود را اندازه‌گيري مي‌کنند و به منزلة سرمايه فکري سازمان نيز شاخصي براي درجه‌بندي شرکت‌ها در گزارش‌هاي خود منعکس مي کنند. (موسوي، 1384: 13). اين سازمان‌ها مديريت دانش را به عنوان بخشي از راهبرد سازمان، ضروري مي‌دانند (حسين زاده، 1385: 58). در بخش دوم از فصل دوم با توجه به اهميت مديريت دانش، ابتدا، تعاريفي از KM50 (مديريت دانش) بيان شده است سپس تاريخچه‌اي از مديريت دانش و سير تطور آن عنوان گرديده است. در مرحلة بعدي سه مکتب اقتصادي، سازماني و استراتژيک مديريت دانش توضيح داده شده است. توضيحاتي در خصوص دو ديدگاه مديريت دانش (دانش به عنوان سرمايه و ابزار) داده شده است. بعد از آن سه نسل مديريت دانش (فناوري مدار، انسان مدار، و گذار از فناوري مدار به انسان مدار) مطرح شده است.
سپس 13 ويژگي مديريت دانش (مديريت دانش همراه با تکنولوژي اطلاعات، نظريه تغيير و عرضه مديريت دانش) بيان گرديده است. بعد از آن چهار مرحله مديريت دانش مطرح شده و مقايسه‌اي بين مديريت دانش و مديريت کيفيت جامع صورت پذيرفته است.
مطالبي در خصوص مزاياي مديريت دانش در زمينه‌هايي چون (کارايي، صرفه‌جويي، فرصت‌هاي جديد، تغيير و نوآوري و منابع انساني) و در ادامه 8 مزيت مديريت دانش از نظر دنهام گري بيان شده است.
اشاره‌اي به کاربرد مديريت دانش در تصميمات راهبردي شده که منجر به درک عميق‌تري از موقعيت‌هاي تصميم‌گيري مي‌گردد. چالش‌هاي KM عنوان شده و مهارت‌هاي برطرف نمودن آن نيز مطرح گرديده است.
پس از آن 5 مانع دانش اعم از: عوامل انساني، سازماني، فرهنگي، سياسي و تکنولوژيکي بيان شده است و در نهايت اين بخش با توضيحاتي در خصوص 14 مدل از مهمترين مدل‌هاي مديريت دانش به پايان رسيده است.
2- 2- 2 مديريت دانش چيست؟
رفتارهاي سازماني بايد چنان هم راستا شوند که اطلاعات و دانش، ادغام شده و به افراد مناسب و در زمان مناسب برسد تا بتوانند با بهره‌وري بيشتري عمل کنند. اول از همه، مديريت دانش بايد افراد را به اطلاعات، مرتبط کند و اين ارتباط شامل فرآيندها و تشويق‌هايي است که براي افراد نياز است اعتماد کنند و از اطلاعات موجود استفاده کنند بلکه تجارب و اطلاعاتشان را به پايگاه اطلاعاتي جهاني توزيع کنند. دوم اينکه آن‌ها همه روزه در تحقق اهداف سازمان شريکند. افزايش بهبودي به تسريع در يادگيري، اتخاذ تصميمات بهتر و سريعتر، افزايش کل توانايي براي توسعه، تقويت نوآوري و ايجاد انگيزه براي کارکنان منجر مي‌شود. (انتظاري، 1385: 40).
2- 2- 3 تعريف مديريت دانش:
هيچ تعريف مشخصي که به طور جهاني در مورد مديريت دانش، مورد توافق باشد وجود ندارد و آن ناشي از وسعت اندازه تعريف دانش است. سختي ارائه تعريف مشخص از مديريت دانش، موجب شده است تا صاحبنظران بر اساس تجارب و ديدگاه‌هاي مختلف، تعاريف گوناگوني را در اين زمينه بيان کنند.
ابتدائي‌ترين تعريف از مديريت دانش عبارت است از: يافتن راهي جهت خلق، شناسايي، شکار و توزيع دانش سازماني به افراد نيازمند (عبدالکريمي، 1382: 38).
مديريت دانش عبارت است از تلفيقي از کسب و ذخيره‌سازي دانش آشکار همراه با مديريت سرمايه‌هاي فکري است (Dalker, 2005: 4).
مديريت دانش فرآيند به کارگيري يک رويکرد نظامند براي کسب، ساختاردهي، مديريت و توزيع دانش در سراسر يک سازمان به منظور انجام سريعتر کارها، استفاده مجدد از بهترين رويه‌ها و کاهش دوباره کاري مي باشد. مديريت دانش عبارت است از برانگيختن افراد به تسهيم دانش خود با ديگران (فرائيالو، 1383: 679).
مرکز بهره‌وري و کيفيت آمريکا (1996) مديريت دانش را اينگونه تعريف مي‌کند: مديريت دانش، کسب دانش درست براي افراد مناسب در زمان صحيح و مکان مناسب است طوري که آنان بتوانند براي دستيابي به اهداف سازمان، مناسبترين استفاده را از دانش ببرند (زعفريان و ديگران، 1387: 77).
مديريت دانش مجموعه‌اي از رويه‌ها، زيرساخت‌ها و ابزارهاي فني و مديريتي که در جهت خلق، تسهيم و به کارگيري اطلاعات و دانش در درون و بيرون سازمان طراحي شده است. مديريت دانش، يک استراتژي است که بايد در يک سازمان ايجاد شود تا اطمينان حاصل گردد که دانش به افراد مناسب در زمان مناسب مي‌رسد و آن افراد، آن دانش را تسهيم کرده و از اطلاعات براي اصلاح عملکرد سازمان استفاده مي‌کنند (O”dell, Grayson, 1998: 54).
مديريت دانش

پایان نامه
Previous Entries نهج البلاغه، کشف المحجوب، حضرت محمد (ص) Next Entries معرفت نفس