دانلود پایان نامه ارشد درباره خودآگاهی، ناخودآگاه، وحدت متعالی ادیان، فرهنگ اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

شایستهترین تعریف درباره این مراسم از آن خود ریکیو باشد: «چانویو در اتاق کوچک چای، نخستین گام معنوی هر بودایی برای یافتن توفیق در طریقت است.»278
سوزوکی در بیان برآیند یک مراسم چاینوشی میگوید: « نوشیدن یک فنجان چای در این فضا با دوستان و احتمالا صحبت کردن دربارة نقّاشی به سبک سومیه279 در آن تاقچه یا چند موضوع هنری خطور کرده به ذهن بهخاطر جوّ اتاق چای، به طرز شگفت انگیزی ذهن را به فراتر از پیچیدگیهای زندگی میبرد: جنگجو از دلمشغولی روزانهاش دربارة جنگ خلاص میشود، مرد تاجر از دغدغه مستمرّ ثروت اندوزی رها میگردد و در مییابد که در حقیقت در این دنیای سراسر جدال و کشمکش، چیزی حتی با ارزشی ناچیز وجود ندارد. انسان در کجا میتواند بر فراز این محدودیتهای نسبیّت بایستد و یا در کجا میتواند اندکی جاودانگی داشته باشد؟»280

5. هنر شمشیر زنی
هنرهای رزمی کمابیش با مفاهیم ذن نسبت دارند، چه ورزشهای نرم و چه ورزش‎های سخت. این در حالی است که هنرهای رزمی در ظریفترین شکل خود چیزی بیش از رقابت جسمی بین دو حریف، یعنی وسیله‎ای برای تحمیل قدرت اراده فرد بر حریف یا وارد آوردن ضربه فیزیکی بر او میباشد.
در واقع ذن برای استاد واقعی کاراته، کونگ فو، آیکیدو، تای چی، و دیگر هنرهای رزمی راهی برای دستیابی به آرامش روحی و روانی و استراحت فکری و عمیق‎ترین نوع اعتماد به نفس میتواند باشد. عمیقترین و اساسیترین هدف هنرهای رزمی این است که به مثابه ابزاری برای تعالی روحی و رشد عقلانی شخص به کار رود.
با عنایت به این نقش چشمگیر ذن در هنرهای رزمی بود که طبقات حاکم همواره برای تربیت سربازان خود از اساتید ذن بهره میگرفتند. چرا که « روش آموزشی آنان ساده و صریح بود. به معرفت زیاد در مورد فلسفه مبهم بودا احتیاج نداشت…آنچه سربازان میخواستند قبل از مرگشان باشند این بود که ترسو نباشند، ترسی که به صورت مستمرّ با آن مواجه بودند و اساتید آیین ذن از آنجا که با حقایق زندگی و نه مفهوم آن سر و کار داشتند، آماده رویارویی با چنین مسائلی بودند».281
این نکته که ذن فاقد هر گونه نظریه است، کمک بسیاری در این جهت مینمود. همواره گفته میشود که ذن دانشی است درونی. دانشی که از درون شخص سرچشمه میگیرد و برای چگونگی آن هیچ توضیح خاصّ، صریح و قطعی داده نمیشود. ذن در هنرهای رزمی بر قدرت فکر و ارتقای سطح هوش فرد تاکید ندارد و تاکید آن بر عمل شهودی است. هدف نهایی ذن آزاد سازی فرد از خشم، پندارهای باطل و هیجانهای عاطفی است.
دکتر سوزوکی میگوید: «ذن ساده و بدون پیچیدگی فلسفی و عقلی، از راه ریاضت نفسانی و تعلیمات شهودی، روح سرکش و جنگجوی یک سامورایی را به انسانی اهل مروّت و وفادار به اخلاق تبدیل می‌نمود که مردانگی، اعتماد به نفس و رازورزی از ویژگی‌های او بود.»282
هنر شمشیرزنی چنان با جنبههای مختلف زندگی ژاپنی درآمیخته است که سوزوکی میگوید: « در اینجا مفهومی مذهبی از هنر شمشیر بازی وجود دارد و این آن روشی بود که آیین ذن از جهات متعددی همچون: اخلاقی، منطقی، زیباییشناسی و در حدّ معینی عقلانی، در زندگی مردم ژاپن وارد کرد.»283
وی در جای دیگری از همین کتاب بیانی دارد که به خوبی هدف سامورایی را تبیین میکند، در بیانی- که میتوان آن را ناظر به تمامی هنرهای رزمی دانست- اشاره میکند که « به یاد داشته باشید که شمشیرزنی هنر دریافتن زندگی و مرگ است در یک لحظه بحرانی و غرض از آن شکستن خصم نیست. سامورایی باید همیشه از این حقیقت آگاه باشد و خود را در یک فرهنگ روحی تربیت کند همانگونه که فنّ شمشیرزنی را میآموزد. بعد، پس از فارغ داشتن دل از اندیشههای خودپرستانه نخست باید بینشی به خرد زندگی و مرگ داشته باشد. چون این حاصل شد، نه دو دلی در دل دارد و نه اندیشههای پریشان در سر؛ نه برآورد میکند و نه میسنجد؛ روحش آرام و تسلیم و با پیرامونش در صلح است. آرام است و جانش تهی است و به این ترتیب میتواند به تغییراتی که لحظه به لحظه در پیرامونش روی میدهد، آزادانه پاسخ دهد.»284
در بیانی دیگر این رویکرد تعالیگرایانه چنین تبیین میشود: «پس برای سامورایی که دو شمشیر میبست – یکی بزرگتر برای حمله و دفاع و دیگری کوچکتر برای از بین بردن خود به وقت لزوم- طبیعی بود که خود را با اشتیاق بسیار در هنر شمشیرزنی بپرورد… آموزش کاربرد این شمشیر علاوه بر مقصود عملی آن، او را به تعالی اخلاقی و روحی هدایت میکرد. اینجا بود که شمشیرزن به ذن میپیوست.»285 نکته مهم در این بیان آن است که میگوید، سامورایی در طی این مسیر تعالی و تکامل روحی پیدا میکند و این همان روح هنر ذن است.
بیان دکتر مددپور نیز در این مجال روشنگر است: « پیروزی در شمشیرزنی آنگاه میسّر میشد که ذهن در مقابل حریف متوقف نشود؛ چه اگر بایستد ذهن، پریشان و حریف چیره میشود. رسیدن به این مرحله یا رهایی درون، بسته به آزادیی بود که سامورایی در تصفیه ذهن و در راه تسلّط بر نفس به دست میآورد. یک ذهن آزاد حرکت حریف را علیه خود او به کار میبرد… این در صورتی میسّر میشد که فکر کاملاً آزاد باشد و هیچ غایتی حتی میل به پیروز شدن نیز در آن نمانده باشد.»286
نحوه برخورد ذهنی با مسائل و امور در ذن بسیار مهم و بلکه محوریترین مسئله است. سوزوکی در این باب میگوید: «آنچه که در هنر شمشیرزنی از بیشترین اهمیت برخوردار است، نیاز به برخورد ذهنی مشخّصی است که با عنوان «خرد تزلزلناپذیر» شناخته میشود. این خرد پس از آموزش عملی بسیار زیاد از راه حسّ ششم به دست میآید. این حسّ را میتوان همان ضمیر ناخودآگاهی دانست که در بزنگاهها به مدد شخص میشتابد و میتوان آن را همان حقیقتی دانست که در وجود آدمی نهفته و منشأ همه امور است، همان من اصیل، همان که سروش غیب است و بدن آدمی ابزاری در دستان آن. به تعبیر مولانا:
كيست در گوش كه او مى‏شنود آوازم يا كدام است سخن مى‏نهد اندر دهنم
كيست درديده كه ازديده برون مى‏نگرد يا چه جان است نگويى كه منش پيرهنم
تا به تحقيق مرا منزل و ره ننمايى يكدم آرام نگيرم، نفسى دم نزنم
مى وصلم بچشان تا درِ زندان ابد از سر عربده مستانه به ‏هم در شكنم
من بهخود نامدم اينجا كه بهخود باز روم آنكه آورد مرا باز برد در وطنم
تو مپندار كه من شعر به خود مى‏گويم تا كه هشيارم و بيدار يكى دم نزنم287
این بیان بسیار به مفهوم ندانستگی که پیشتر از سخن گفتیم، نزدیک است و با آنچه که در باب شمشیرزنی نیز گفته آمد، جایگاه این مهم در جان سامورایی تا اندازهای روشن شد. در تکمیل این مطلب به این بیان سوزوکی توجه کنید: «آنچه که احتمال دارد با عنوان برخورد بدون دخالت ذهن نامیده شود، حیاتیترین عنصر در هنر شمشیرزنی در آیین ذن را تشکیل میدهد. اگر فرصتی وجود داشته باشد که به اندازه یک سر مو جا برای انجام حتی دو کار وجود داشته باشد، این همان وقفه است. زمانی که دستانمان را به هم میزنیم، بدون لحظهای تأمل صدایی ساطع میشود. این صدا صبر نمیکند و قبل از ساطع شدن فکر نمیکند و هیچ واسطهای در این میان وجود ندارد. اگر نگران هستید و در آنچه که انجام میدهید تأمل میکنید، در حالی که حریف قصد به زمین زدن شما را دارد به او فرصت دادهاید، فرصتی مناسب برای ضربه مهلک او. اجازه بدهید که دفاع شما، حمله را بدون لحظهای وقفه دنبال کند، در اینجا دیگر دو حرکت جداگانه- که به عنوان حمله و دفاع شناخته میشوند- وجود نخواهد داشت. این فوری بودن عمل از جانب شما قطعاً در خود دفاعی حریف پایان مییابد. کار شما همانند قایقی است که به آرامی و سهولت در تندآبها به پیش میرود. در آیین ذن و نیز شمشیرزنی، ذهنِ فاقد تأمل، فاقد وقفه و فاقد حرکت از اهمیت بالایی برخوردار است.»288
این بیان نیازمند توضیحی بیشتر است. سوزوکی خود در جای دیگری در تبیین بیشتر این مطلب میگوید: « زمانی که حریف سعی میکند تا به شما ضربه وارد کند، چشم شما فوراً متوجه حرکت شمشیر او میشود و احتمال دارد شما بکوشید تا آن را دنبال کنید. در اینجا اتفاقی روی میدهد و آن اینکه شما از « استاد» خود بودن، دست کشیدهاید و به مغلوب شدن اطمینان پیدا کردهاید و این «توقف» نامیده میشود. [اما روش دیگری نیز برای مواجهه با شمشیر حریف وجود دارد] شک نکنید که برخورد شمشیر با خودتان را میببینید، اما اجازه ندهید هوش و حواستان در این موقعیت متوقّف شود. در مقابل حرکات تهدیدآمیز او تمایلی به عکس العمل نشان دادن نداشته باشید. به سادگی میتوانید حرکات حریف را درک کنید و به ذهنتان اجازه ندهید که در آن موقعیت «متوقّف» شود. درست همان موقعی که در مقابل حریف هستید حرکت کنید و با هجمه به او از حملهاش حداکثر استفاده را ببرید. در این هنگام آن شمشیری که حریف قصد داشت با آن تو را بکشد، از آنِ تو میشود و بر سر خود او فرود میآید.»289
زمانی که ذهن برای ماندن در یک مکان مقاومت میکند، در گسترده شدن و حرکت کردن در هر بخش جسم، با شکست مواجه میشود. اگر ذهن نسبی نشود، طبیعتاً خود آن در سرتاسر جسم پراکنده میشود… در این حالت هنگامی که به دستانتان نیاز دارید، دستان شما آنجا هستند همچنین در مورد پاها در هر لحظهای که به آنها نیاز باشد ، ذهن برای به کار گرفتن آنها بر طبق موقعیت هرگز با شکست مواجه نمیشود.290
کمی دقت در این مباحث نشان میدهد شمشیرزنی، بلکه عموم هنرها در ذن با روانشناسی ارتباط وثیقی پیدا میکند، سوزوکی نیز اشاره میکند که در اینجا بحث از ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه به میان میآید و اشاره میکند که در این نوع عملکرد ضمیر ناخودآگاه شمشیرزن وارد حوزه خودآگاهی او میشود و این هنگامی است که خودآگاهی شخص تسلیم دستورهای ضمیر ناخود آگاه وی میشود. در اینجا شعری را از «ببونان زنجی» نقل میکند که خالی از لطف نیست:
در حالی که زندکی میکنی
یک انسان مرده باش
واقعاً مرده….
و رفتار کن هر گونه که دوست داری
همه چیز خوب است.291
سوزوکی در کتاب دیگری تشبیههای چندگانهای را ذکر میکند تا بتواند این مفهوم دور از ذهن را برای مخاطب باورپذیر کند؛ این تشبیهها زیبا و قابل تأملاند: مثلاً میگوید هنگامی که شما به درختی نگاه میکنید که یک برگ آن قرمز است، اگر ذهن بر روی آن برگ متوقف شود، شما فقط آن برگ را دیدهاید و از کسب اطلاع درباره دیگر برگهای درخت محروم شدهاید؛ اما اگر بر آن برگ متوقف نشوید، صدها هزاران برگ را بدون نادیده گرفتن هیچ یک، دیدهاید.292
درمثالی دیگر از برخورد دو سنگ چخماق و جرقه حاصل از آن سخن به میان میآید؛ بین برخورد و حصول جرقه هیچ فاصلهای باقی نمیماند. این حالت با ذهنی که بر هر موضوعی متوقف نمیشود و زمانی را برای احتیاط باقی نمیگذارد، قیاس میشود.293 یعنی همانگونه که بعد از برخورد دو سنگ بی هیچ درنگ و تأملی جرقه حاصل میشود، در اینجا هم ذهن واکنش مناسب را بدون هیچ فاصلهای خواهد داشت.
در جایی دیگر میگوید که هدف آموزش معنوی آن است که ذهن برای حرکت بر اساس ماهیت خودش آزاد باشد؛ نه محدود شود و نه نسبی. نباید با ذهن مثل گربهای که با طناب بسته شده، رفتار کرد. زمانی که ذهن هیچ جا نیست همه جا هست. سوزوکی میگوید هنگامی که ذهن یک دهم بدن را اشغال میکند در نه دهم دیگر غایب میشود. باید بگذاریم شمشیرزن خودش را به خاطر داشتن چنین ذهنی تنبیه کند.294

فصل چهارم : مقایسه، جمعبندی و نتیجهگیری

همانطور که اشاره کردیم در تاریخ عرفان اسلامی، فتوّت‌نامه‌ها به منزلة مرامنامههایی مطرح شد که به راز و رمزهای اخلاقی و عرفانی آشکار و پنهان موجود در پیشه‌ها و هنرها میپردازد، یا به تعبیر شوان، حرفه و کار نیز به سبب نگرش معنوی کارگر، ماهیّت قدسی و مقدّس پیدا نمود.295به تعبیر پاره‌ای از اندیشمندان سنّت‌گرا، وحدت متعالی ادیان و تکیه بر مبانی اخلاقی و باطنی، نوعی روحیّه جوانمردی، فتوّت و وحدت رویّه را در آموزه‌های دینی ادیان به همراه آورده است.296
با عنايت به آنچه گفته آمد میتوانیم ادعا کنیم که یکی از مواردي که در باب ارتباط میان شغل، زندگی و آداب اخلاقی، بسيار به آنچه که در فرهنگ اسلامی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره نهاد اجتماعی، زمان گذشته، تصویر ذهنی، شبیه سازی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عرفان اسلامی، فرهنگ اصطلاحات، رشد و بالندگی، فرهنگ اسلامی