دانلود پایان نامه ارشد درباره خواب آلودگی، دوگانه انگاری، ارزش واقعی، صدق و کذب

دانلود پایان نامه ارشد

ميشود و هنگامي که توازن نيروي روحيات از دست برود، فعاليت نهادياش محدود ميشود و ديگر همراه آن جريان نميرود. جايي که نيرو لبريز شود ، مقدار زيادي از آن در يک سو قرار گرفته سوي ديگر به کمبود دچار ميشود. جايي که مقدار زيادي از آن وجود داشتته باشد، لبريز شده نميتوان مهارش کرد؛ جايي که کمبود باشد به قدر کافي تغذيه نميشود و ميخشکد ودر هر دو مورد نميتواند از پس موقعيتهاي دائماً متغير برآيد. اما وقتي که حالتي از بي قصدي (که يک حالت بي دلي نيز هست) درآن غلبه کند، نه چيزي در روح قرار ميگيرد و نه روح در جهتي لبريز ميشود ، هم از شناسهگر و هم از شناسه فراتر ميرود؛ با دلي تهي به رويدادهاي محيطي پاسخ داده هيچ ردي از خود باقي نميگذارد».232
گذری بر مطالب گفته آمده درباره ذن، نشان میدهد که رهیافتی روا به ساحت ذن، مرهون دریافتی بسزا از حقیقت «خودی» و کشف اسرار آن است. در حالت عادی که شناخت ما از نفس و خود اجمالی است، از ضمیر «من» استفاده میکنیم و این ضمیر دالّ بر خودآگاهی ما در عالم تجربی است. اما اگر بخواهیم با عینک ذن به این ماجرا نگاه کنیم، داستان به گونه دیگری است. رهرو طریقت ذن استعمال این ضمیر به صورت متداول آن را مورد پرسش قرار میدهد و به گونه ای کلمه «من» برای وی یک مسئله میشود. یک مرشد ذن برای مبتدی پرسشی مانند « تو کیستی » مطرح میکند تا او را از حقیقت «خودی»اش که در ورای حجاب منی یا انانیّت وی نهفته است آگاه سازد واو را بیدار کند.233
داستان زيباي شمشير زن و گربه که در بخش فرجامين کتاب ذن در هنر کمانگيري چاپ شده است234و يادآور داستان زيبا و حکيمانه گربه و موش235 شيخ بهايي است، ترسيم زيبايي از چگونگي وصول به مطلوب و نشاندن تير مراد بر نشانه مقصود ، ارائه ميکند که براي فهم راستين اين حقيقت بسيار راهگشا و روشنگر است.

2-4. وجه غیر منطقی ذن
با دستهای تهی میروم بیل را در دستهای من بنگر، پیاده میروم و با این همه بر پشت گاوی نشسته میرانم، چون از بالای پل میگذرم نگاه کن، این پل است که میرود و نه آب. « هر خوانندهای که در حکایات نقل شده در آیین ذن دقیق شود، خواهد دید که در ذن چیزی هست که هرگز در جای دیگری از تاریخ اندیشه و فرهنگ انسان با آن روبهرو نشده است. مسلماً با خردگرایی کافی شروع میکند چون همانطور که دیدهایم از چنین مفاهیم دینی- فلسفی مثل بودن و نبودن، صدق و کذب ،بودا و نیروانه بحث میکند، اما موضوع، بعد از اینکه شروع شد به طور عجیبی به نامنتظرترین جهت راه کج میکند و گاه به چیزی که به نظر میرسد نمایشی خندهآور است یا حتی به دعوا ختم میشود. در واقع ، تاریخ ذن پر است از این گونه حکایات. کار کاملاً عبثی است اگر بخواهیم با معیار معمولی استدلال، درباره آنها قضاوت کنیم، چون آن معیار در اینجا کارایی ندارد.»236
در جایی سوزوکی میل به آزادی را ویژگی انسان می‌داند و معتقد است که سایر موجودات فاقد این گرایش اخلاقی انسانی هستند. وی این حالت را «ناآگاهی- آگاهی» یا «آگاهی – ناآگاهی» می‌نامد و اظهار می‌دارد که ذن به‌دنبال این احساس استقلال و خلاقیت است. از نظر وی عبارات ذیل مؤید این مسأله است:
«بودن، بودن نیست؛ نبودن، بودن است.»
«داشتن، داشتن نیست؛ نداشتن، داشتن است.»
«هست، هست نیست.»
«الف، الف است؛ زیرا الف، الف نیست.»
به‌طورواقع‌گرایانه‌تر:
«دشت سبز است و سبز نیست.»
« من تو هستم و تو من هستی.»
« جرج شراب می‌نوشد و جان مست است.»
« امواج خاک در چاه برمی‌خیزد» و… 237
بیان این‌گونه عبارات و مفاهیم متناقض، از ویژگی‌های بارز ذن است. ذن به غیرمادی بودن نفس انسان توجه دارد و با این نوع گزاره‌های متناقض و سلبی از آن خبر می‌دهد.
کار ذن صرفاً کنار گذاشتن اندیشه نیست . ذن با همه چیز مخالف است و در عین حال گاهی از همه چیز بهره میگیرد. نیندیشیدن هم در شرایطی ممکن است آفتی در راه رسیدن به ذن باشد! ذن آغاز زندگی با تناقضهاست ! و در عین حال در دل حقیقت غایی خود جایی برای تضاد نمیبیند. همه چیز همان گویم نه است که به نظر میرسد! تلاش ذن در این تناقضهای لفظی از بی اعتقادیاش نسبت به مفاهیم نشئت میگیرد.
«ما عموما ًفکر میکنیم که الف الف است و الف ب نیست و الف و ب با هم مختلفاند. ما هرگز قادر نبودهایم که سدّ این شرایط را که برای فهم ما وضع شدهاند، بشکنیم و از قید آن خود را رها سازیم. این الگوهای فکری سخت بر روی ذهن ما سنگینی میکند. حالا ذن پیش افتاده و میگوید که کلمات چیزی جز همانی که هستند نیستند. آنها معتقدند وقتی کلمات ارتباط خود با واقعیات را از دست میدهند، زمان آن رسیده است که از کلمات جدا شویم و به واقعیات روی آوریم. تا زمانی که منطق ارزش واقعی خود را دارد باید از آن استفاده کرد ولی وقتی کلمات به درستی عمل نکردند و یا کوشیدند که از مرز خود عدول کنند وقت آن است که دستور توقف پیشروی ناروای آن را صادر کنیم . از زمانی که آگاهی ما بیدار شده تاکنون پیوسته سعی کردهایم که به اسرار هستی وقوف یابیم و عطش خود را برای منطق از طریق دوگانه انگاری (و اظهار اینکه «الف» منهای الف نیست و یا اینکه پل پل است و آب زیر آن جریان دارد و یا اینکه گرد و غبار از زمین بلند میشود و مانند آن ) فرو نشانیم. ولی متاسفانه هرگز بر این کار قادر نشدهایم و هیچگاه از کاربرد موازین منطقی به آرامش ذهنی دست نیافتهایم و درک درستی از زندگی و عالم به دست نیاوردهایم… آنچه را که اصطلاحاً غیر منطقی میدانیم، در تحلیل نهایی لزوماً غیر منطقی نیست و آنچه به ظاهر غیر عقلایی است در نهایت منطق خود را دارد. منطقی که با هستی راستین اشیا منطبق است»238

2-5. کوآن و ذاذن
مراد از کوآن نکته یا نکتههایی است که از یک استاد کهن به جا مانده است. كوآن، معمّا، جمله ويا حركتی است كه توسط استاد برای شاگرد مطرح میشود. اين معمّا هيچ جواب معقول ومعمولی ندارد. كوآن در راستای شكستن ساختارهای ذهنی رهروان بهكار میرود. استاد هاكويين (1768-1685) اولين كسی بود كه سيستم كوآن را به هم پيوست و گفته میشود بيش از هشتاد جانشين تربيت كرد .
«هنگامی که شما یک سلسله جملات را میشنوید که ظاهری ساده دارند و ناگهان خنده شما را در میگیرد، به نکته طنزآمیز آن پی میبرید، درست در همان لحظه «فهمیدن» اتفاق افتاده و نشانه آن خنده شماست. کوآنها معمّاوارههایی هستند که اغلب قالب فکاهی دارند و دقیقاً از این روند پیروی میکنند با تفاوت اینکه این بار در لحظه فهمیدن، خندیدن اتفاق نمیافتد، بینشی نو از زندگی در ذهن شاگرد پدیدار میشود که خود زمینهای برای گشودن و حل کردن کوآنهای بعدی است.»239
«روزی استادی بر بالای سکو در مورد حقیقت ذن سخن میگفت، اما گفتار او اثری بر شاگردانش نمیگذاشت. استاد که این را دید در پایان سخنانش چوبدستیاش را در آسمان چرخاند و بلند گفت: میدانید این چیست؟ شاگردان هر کدام در حالی که از این سوال در شگفت بودند یا به آن میخندیدند پاسخ دادند: عصا، چوبدستی، بریدهای از درخت، چوبی مقدس…اما استاد در حالی که چوبدستیاش را تکان میداد گفت : نه ! این همه حقیقیتی است که من در طی سالیان میخواستم به شما بفهمانم؛ این همان ذن است! و بعد در حالی که همچنان چوبدستی را در هوا تکان میداد از سکّو پایین آمد . این کوآن استاد به گوش استاد بزرگ شوکوئی رسید . او در پایان یک سخنرانی گفت : اگر من جای او بودم چنین نمیگفتم ! یکی از راهبان بلافاصله از او پرسید: پس چه میگفتید؟ شوکوئی چوبدستیاش را در هوا تکان داد، از سکّو پایین آمد و از آنجا دور شد!»240
در متون ذن گاهی برای این نوع برخوردها و سخنان اهداف و حکمتهای دیکری نیز ذکر شده است. سوزوکی در یکی از آثار خود در این باب میگوید: «در تعالیم بودایی ذن ، شخصی سؤال میکند که بودا چیست و استاد مشت خود را بلند میکند. مفهوم اصلی تعالیم بودا چیست؟ گاهی حتی قبل از اینکه پرسشگر بپرسد، استاد پاسخ میدهد: « دستهای از شکوفههای آلو» و « درخت سرو در حیاط»…این عبارات ضرورتاً پاسخ سؤال نیستند و بیشتر بدین جهت است که ذهن با هر چیزی متوقف نشود. چنین ذهنی نه با رنگ متوقف میشود و نه با عطر.»241این مسئله را در آینده در هنر شمشیرزنی با تفصیلی درخور اشاره خواهیم کرد.
کوآن از نظری به شطحیّات عرفانی اسلامی نزدیک است، با این تفاوت که ارتباطی با خالق ندارد و جهت تعلیمی در آن کمتر مدّ نظر قرار میگیرد. ذن به آفریننده کاری ندارد. اگر ذن را عرفان بدانیم و بخوانیم، این عرفان، عرفانی انسان محور است نه خدامحور و در دل این عرفان خداوند جایگاهی ندارد.
سوزوکی میگوید: « برای یکدله یا متمرکز کردن خود در دیانه خاموش ، یک کوآن به مشتاق داده میشود تا این قابلیت روشن شدگی را آزمایش کند. کوآن را که گرفت، خاموش در تالار ذن مینشیند. باید راحت بنشیند، چارزانو و با بدنی راست و متوازن، با دستها در وضعیت دیانه و با چشمانی نه کاملاً باز و نه بسته ،به این میگویند ذاذن. یعنی نشستن و تفکر کردن، که شاید چند روز و چند شب ادامه داشته باشد.»242
اما در باب ذاذن مطالب مهمی در آیین ذن وجود دارد که باید گذری بر آنها داشته باشیم: از نظر لغوی باید اشاره کنیم که « ذا » يعني نشستن و « ذن » يعني مراقبه و تمرکز.راز ذِن در اين ‌است که بنشيني، خيلي‌ساده، بدون هدف، بدون ميل ‌به سودجويي، درحالتي که تمرکز کامل داشته ‌باشي. اين نشستن، بدون ‌ميل برای ‌بهدست‌آوردن چيزي، يعني ذاذن. آموزش روش نشستن -که انتقال ذات و اصل ذن هست- در يک« دوجو» صورت مي‌گيرد. يک استاد که به‌صورت سنّتي در سلسله اساتيد به بودا متصل‌ است آن‌ را ‌آموزش میدهد. پرداخت به ذاذن براي سلامتي جسم و روح بسيار مؤثر است. چون اين دو را به ‌سوي وضعيت طبيعي‌شان سوق مي‌دهد. ذاذن بخش اساسی و پايهای طريقت ذن محسوب میشود ، از اين رو رهروان همواره به ذاذن پرداخته و بر وضعيت بدنی ويژه در اين مراقبه دقت فراوان دارند .
در طول مراسم ذاذن ، از چوب نسبتاً بلند و تقريباً مستطيل شكلی به نام كی ساكو يا كيوساكو استفاده میشود. سرپرست تالار، با اين چوب به شانه راست فرد مراقبه كننده ضربهای را وارد میآورد. اين ضربه علاوه بر جلوگيری از خواب آلودگی و غفلت رهرو، تنشها و انقباضات شبكه عصبی شانه را رها میسازد.
در مكتب سوتو ، گروهی از اساتيد بر اين اعتقادند كه ذاذن همان بيداری است . در اين راستا استاد تايزن دشی مارو گفته است : «ذاذن ، راز ذن است. ذاذن دشوار است میدانم. اما اگر هر روز تمرين شود برای گسترش آگاهی و دل آگاهی و رسيدن به كشف و شهود، بسيار موثر است . ذاذن نه تنها موجب آزاد شدن مقدار زيادی انرژی میشود ، بلكه نشستن بيداری نيز هست . به هنگام ذاذن نبايد در جستوجوی دستيابی به چيزی باشيم.»
جوهر ذن دست نايافتنی است ، مگر با تجربه ذاذن. واژگان و كلمات، هرگز ما را به سوی درك ذن هدايت نمیكنند، از اين رو اجرای ذاذن، راهگشای ذهن جوينده است، جويندهای كه بايد همه چيز را رها كند. عدم اتصال، شعارش آگاهی است. گاهي در مدت ذاذن انديشه‌ها بهطور مداوم پديدار مي‌شوند، مسائل روزمره، آرزوها و اضطراب‌ها بي‌وقفه به ما هجوم مي‌آورند. در اين ‌صورت نه ‌بايد عليه اين انديشه‌ها جنگيد، نه ‌بايد به آنها توجه کرد. در « شودوکا » يا سرود ساتوري آني نوشته استاد « يوکا » که در قرن هفتم در چين ميزيست، نوشته ‌شده‌ است : هنگام مراقبه نه ‌بايد در جستجوي حقيقت باشيم و نه از توهّمات بگريزيم.
بايد گذاشت تا انديشه‌ها بگذرند، نبايد آنها را حفظ یا دور کرد. از اين ‌طريق شدّتشان را از دست مي‌دهند و ذاذن ما را به اينجا هدايت مي‌کند. ذهن ما پيچيده‌ است و رهبري آن دشوار، ذهن مثل يک ميمون چالاک است و اگر بخواهيم برآن مسلّط شويم خيلي ‌زود متوجه مي‌شويم که امکان ندارد.
اگر ذاذن را درست انجام دهيم، درست بنشينيم و فقط تمرکز ما برنحوه نشستن و تنفس باشد، خودآگاه خويش را فراموش ‌مي‌کنيم و انديشه‌ها خودبه‌خود و بهطور طبيعي عبور مي‌کنند. اول انديشه‌هاي مربوط به زندگي روزمره مي‌آيند ولي اگر ذاذن را ادامه‌ دهيم، يک

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره مراتب هستی، عرفان عملی، زبان فارسی، وحدت وجود Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، تاریخ زندگانی، زیبایی‏شناسی، تیراندازی