دانلود پایان نامه ارشد درباره حقوق زنان، نظام ارزشی، ایفای نقش، اشتغال زنان

دانلود پایان نامه ارشد

بشناسند. این شناخت از آن جهت برای ما ضروری است که شاید عقاید قالبی موجود در مورد «زنان خانه دار» به عنوان افرادی منفعل، ضعیف، وابسته و آسیب پذیر مورد مداقه و ارزیابی مجدد قرار گیرد.
ثانیاً باید توجه داشت که آنچه باعث میشود زنان در نقش «مادری و همسری» نسبت به مردان پایگاه و منزلت پست تری داشته باشند، صرفاً از ذات این نقش های سنتی برنمی خیزد بلکه نظام ارزشی متناظر بر نقش های مردانه و زنانه است که چنین تصوری را القا می کند. این نظام ارزشی (پدر سا لارانه)، که به نظر میرسد فقط در خانواده متبلور میشود، آنچنان قدرتمند است که حتی وقتی زن از ایفای نقش سنتی خود منفك شده و به ایفای نقش ابزاری (اجتماعی) می پردازد نیز به آن غلبه دارد. تسلط نظام ارزشی پدرسالارانه را در نظام اقتصاد مدرن می توان با مثال هایی روشن کرد: دستمزد کمتر زنان حتی در مشاغل مشابه با مردان، اشتغال زنان در مشاغل «زنانه» یا «شبه خانوادگی» (معلمی، پرستاری. امور خدماتی)، آسیب پذیر بودن زنان شاغل در دوران های بحران اقتصادی و تحمل بار مضاعف خانه داری و اشتغال. بنابراین شاغل بودن یا نبودن زن، به خودی خود، بیانگر تحول مهمی در وضعیت سنتی زنان نیست.
از طرف دیگر، همانطور که دیدیم، در دوره ای از تاریخ جوامع بشری نقش عاطفی زن (مادری) اهمیتی برجسته و همپای نقش ابزاری مرد (شکارچی گری) داشت. یکی از اهداف فمینیسم در ایران می تواند بر تحول و تغییر نظام ارزشی متناظر بر این نقش های سنتی استوار شود. به عبارت دیگر باید از ارزشهایی حمایت کرد که برای نقش های عاطفی و ابزاری زن و مرد وزني يكسان و برابر قائل است. در این رابطه استناد به ارزشهای اسلامی که براساس آن زن و مرد ‏را در انجام نقش های ابزاری و عاطفی یکسان و برابر تلقی می کند، بسیار مفید است.
ثالثاً جنبش فمينيستي ايران بايد توجه داشته باشد كه بدون كمك، همراهي و همدلي مردان نمي تواند موفق باشد بنابراين بايد نشان داد كه «مكمل بودن برابر» هم به نفع مردان و هم به نفع زنان است.
رابعاً بايد توجه داشت مكمل بودن برابر اما غير كامل زن و مرد در درون خود شباهت همسان دو جنس را مي‏پروراند. به عبارت ديگر در عصر حاضر مكمل بودن برابر و كامل زن و مرد همانند جوامع ما قبل تاريخ امكانپذير نیست بلكه لازم است زن و مرد ضمن این که نقش های مکمل با هم دارند دارای نقش های مشابه با هم نیز باشند به عبارت دیگر تمایز ناشي از نقش‏هاي مكمل نقض كننده شباهت ناشي از نقش‏هاي همسان نيست. در شباهت همسان زن و مرد هر دو شبيه به هم می‏شوند و هدف این الگو حذف يا ناچیز شماري نقش‏هاي سنتي زن از سویی و ستایش و مهم جلوه دادن نقش‏های ابزاری مرد و جلب زنان به كسب موقعيت مردانه نيست بلكه هدف نزديك كردن هرچه بيشتر زن و مرد به يكديگر و اعطا موقعيتي برابر به هر يك است. حسن اين الگوي جامعه پذيري كه بهتر است آن را الگوي «جامعه پذيري مكمل برابر غير كامل و متشابه همسان» بناميم انعطاف پذيري آن است. به طوري كه بنابر موقعيت اجتماعي گروه‏هاي متفاوت زنان قابل تعديل و بازسازي است.

نتيجه گيري
بررسي جلوه‏هايي از فمينيسم در ايران نشان داد كه طرفداران حقوق زن ايراني براي درك كامل و عميق فمينيسم و همچنين بهره‏گيري از اصول آن در ايران نيازمند سنجش‏ها، بحث ها و مداقه‏هاي طولاني هستند. مسلم است كه انطباق كامل با الگوي غربي با توجه به شرايط ويژه ايران و نتايج و آثار مبارزات فمينيستي در غرب نمي‏تواند براي زنان ايران مناسب باشد.
به علاوه بايد توجه داشت كه تاكيد بر اشتغال زنان به عنوان راه رهايي، طرح خودآگاه يا ناخودآگاه تقابل خصومت‏آمير زن و مرد يا شباهت كامل ايشان و عدم توجه به تنوع گروه‏هاي زنانه در ايران نه تنها ما را از شناخت واقعي وضعيت زنان و ارتباط ايشان با مردان دور خواهد كرد بلكه عواقب خطرناكي براي استحكام بنيان خانواده و حل مسئله زن در ايران به نكاتي بود كه به نظر ميرسيد تاكنون ناديده گرفته شده و يا كم رنگ مانده‏اند. لذا براي تكميل و تحليل مطالب طرح شده، اظهارنظر و بحث‏هاي مستمري لازم است تا بتوان الگوي جامعه پذيري مطرح شده، را بهتر مورد ارزيابي قرارداد.

ج- طلايه داران جنبش زنان
مورگان شوستر اقتصادشناس امريكايي كه پس از انقلاب مشروطيت مدتي در ايران زيسته است، در اثر معروف خود موسوم به اختناق ايران كه در 1912 مسيحي انتشار يافت، براي نخستين بار گزارش مشروحي از انجمن هاي نيمه سري زنان ايراني كه در جريان انقلاب مشروطيت بنياد گرديدند، در خارج از ايران انتشار داده است. مورگان تلاش ها و خدمات ارزشمندي را كه زنان ايراني در جهت تحقق انقلاب مشروطيت به عمل آورده اند مي ستايد و معتقد است كه زنان محجوب ايراني كه تجربه اجتماعي و سياسي چنداني نداشتند يك شبه ره صد ساله پيمودند و به كارهايي چون معلمي و روزنامه نويسي و تاسيس باشگاه زنان و مبارزات سياسي دست زدند و سرانجام طي چند سال به دستاوردهايي نيل كردند كه زنان غربي در طول چند دهه و حتي يك قرن به آن دست يافته بودند.1
حدود شصت سال پس از انقلاب مشروطيت نيز كساني چون «بدرالملوك بامداد» و «پري شيخ الاسلامي» و «فخري قويمي» مطالعاتي را درباره زنان مبارزي كه رهبري نسوان را در آغاز اين جنبش برعهده داشتند شروع كردند و اطلاعات مهمي فراهم آوردند. گفتني است كه آنچه موجب گرديده تا موضوع انجمن هاي زنان ايراني كه تقريباً به دست فراموشي سپرده شده بود بار ديگر مطمع نظر قرار گيرد و ريشه هاي بومي و ملي آن بررسي شود و به مردم گيتي معرفي گردد مقتضيات ويژه اي بود كه در پرتو انقلاب 1979 در ايران پديد آمد. زيرا مقارن انقلاب اخير، بار ديگر دموكراسي جديدي در ايران طلوع كرد كه در جريان آن انجمن ها و موسسات زنان نيز سربرآوردند. يكصدهزار تن از زنان ايراني از هشتم تا دوازدهم مارس 1979 به يك راهپيمايي تاريخي دست زدند و البته محدوديت هايي فرا راه تلاش زنان وجود داشت از جمله اينكه ايشان ناگزير بودند تا در مقابل بسياري از چپ گرايان ايراني بايستند زيرا چپ ها يا مخالف مطالبات زنان بودند و يا آنها را ناديده مي گرفتند و مي گفتند كه دم زدن از حقوق زنان يك پديده غربي است و نه يك جنبش بومي. به عبارت ديگر چپ ها چنين استدلال مي كردند كه مساله حقوق زنان از مسئله جوامع سرمايه داري است و بنابراين در جريان نبرد ملت عليه شاه و حاميان غربي او، پرداختن به حقوق زنان چيزي جز يك انحراف يا عامل مخل محسوب نمي شود. قابل ذكر است كه جنبش جديد زنان كه به منظور كشف و تبيين زمينه هاي تاريخي حقوق خود به پژوهش عميق دست يازيد و از منابع گوناگون سياسي و ادبي سود جست در همان حال گزارش شوستر را نيز بار ديگر طرح كرد و بدان روح تازه اي بخشيد.
در اين زمينه كساني به بررسي اسناد پرداخته اند. «هما ناطق»، نوشته هاي «بي بي خانم استر آبادي» و «تاج السلطنه» را كه يكي از شاهزادگان قاجار است و هر دو از مدافعان حقوق زنان در اواخر سده نوزدهم هستند، مورد بررسي قرار داده است. تاج السلطنه خود در امور مربوط به انجمن هاي زنان مشاركت فعال داشته و تلاش هاي ارجمندي به عمل آورده است. محقق ديگر، «عبدالحسين ناهيد» است كه فعاليت وسيع زنان انقلابي ايران را در اواخر سده نوزدهم و آغاز سده بيستم مطالعه كرده است و همچنين تحقيق «منگل بيات» تحت عنوان «زنان و انقلاب ايران از 1905 تا 1911» در خور ذكر است. گفتني است كه منابع فوق الذكر، مجاهدت زنان را در دومين دوره انقلاب مشروطيت يعني از 1909 تا 1911 به خوبي مي نمايانند و نشان ميدهند كه زنان براي دستيابي به حق راي چه بحث هاي مهم و پرشوري كرده اند.
در جريان بررسي منابع اين فصل از كتاب به بسياري از مقاله ها و گزارش ها و نامه هايي كه به وسيله زنان ايراني در طي انقلاب مشروطيت تحرير و انتشار يافته و بر جاي مانده است، برخورد مي شود و به بركت اين منابع، روشن شد كه بذر جنبش زنان ايراني در آغاز سده بيستم و مقارن وقوع انقلاب مشروطيت كشت گرديده است. در آن زمان زنان فعال كه بسياري از ايشان به طبقات بالاي جامعه وابسته بودند، به تاسيس انجمن هاي زنان و مدارس دخترانه و كلاس هاي بزرگسالان و مراكز بهداشتي و انواع موسسات ديگر دست زده اند و اينان نه تنها از دولت جديد حمايت مالي دريافت نكردند بلكه همواره با مشكل تراشي هاي سياسي دولت مبارزه كردند. قابل ذكر است كه اين زنان پر شور كه تعداد آنها نيز اندك بوده است تغييرات قابل ملاحظه اي در جامعه ايران و مخصوصاً در زندگي زنان شهري پديد آورده اند.
شماري از زنان روشنفكر ايراني، در جريان جنبش مشروطيت با رهبري مردان در افتادند و در مقابل عناصر محافظه كار ايستادند. زنان گرچه خود حاميان نيرومند مجلس بودند اما در همان حال ناتواني مجلس را در حل مسائل اقتصادي تاب نياوردند و نمايندگان را به باد انتقاد گرفتند و خواستار فرصتي به منظور شركت در اصلاحات ملي گرديدند. همچنين طي سال هاي 1909 و 1911 درخواست هاي ديگري را پيش كشيدند و مثلاً طلاق را كه در دست مردان بود و مساله چند زني يا تعدد زوجات را به شدت مورد انتقاد قرار دادند و بر اصلاح آنها تاكيد ورزيدند. قابل توضيح است كه برخي از مردان روشنفكر نيز از جمله روزنامه نويسان و شاعران و نمايندگان مجلس از حقوق زنان در ايندوره حمايت كردند. «دهخدا» با مطالب طنز آميز خود در روزنامه «صوراسرافيل» و «ايرج ميزا» با شعرهاي خويش از حقوق زنان دفاع به عمل آوردند. همچنين مقالاتي در روزنامه هاي «حبل المتين» و «مساوات» و «ايران نو»، چاپ و منتشر شدند كه بر همبستگي مردم با زنان پا مي فشردند و بالاخره كساني از مجلسيان چون «وكيل الرعايا» و «تقي زاده» حمايت هاي خود را نسبت به زنان مبذول داشتند. گفتني است كه اين حمايت هاي اخير ثمرات چنداني نداشت.
زنان معترض ايراني خود همواره در جنبش مشروطيت دخالت موثر داشته اند، چندان كه اعتصاب ها را امكان پذير ساخته و از لحاظ مالي و اخلاقي به مشروطه خواهان امداد رسانيده اند و از ايشان در برابر نيروهاي شاه، دفاع كرده اند. براي نمونه در 1905 كه علماي ديني در حضرت عبدالعظيم متحصن شدند، زنان براي مصون نگاه داشتن ايشان از شر نيروهاي مسلح دولتي، موانع انساني به وجود آوردند. همچنين در تابستان 1906 كه ايرانيان ملي گرا در باغ سفارت انگليس به بست نشستند، چندين هزار زن كوشيدند كه به اعتصاب كنندگان بپيوندند اما مقامات انگليس مداخله كردند و مانع مشاركت ايشان شدند. علاوه بر اين پس از امضاي فرمان مشروطيت در 1906 زنان فعاليت خود را تشديد كردند و در زمينه هاي سياسي و اقتصادي، مخصوصاً تاسيس بانك ملي و تحريم منسوجات خارجي سخت كوشيدند.
گذشته از تاسيس مشروطيت و تدوين قانون اساسي، يكي از اصلاحاتي كه نمايندگان مجلس اول آنرا مورد بحث قرار دادند ايجاد يك بانك ملي بود تا بتوان به وسيله آن مسئله كمبود سرمايه را حل كرد. البته ايرانيان نيز مانند مصريان و تونسيان در اين مورد انديشناك بودند و چنين احساس مي كردند كه وام هاي خارجي مي تواند بهانه اي براي دخالت قدرت هاي بزرگ در كشور شود. بنابراين گردآوري پول بانكي كه در نظر بود بنياد شود به صورت يك مساله جدي درآمد و زنان نخستين انجمن ها و موسسات خود را به منظور بررسي و حل اين مساله به وجود آوردند. در اين ميان «سيد جمال الدين واعظ» از زنان و مردان خواست منتهاي تلاش خود را براي تاسيس بانك و جمع آوري پول مبذول دارند. گفتني است كه هم مردان و هم زنان با شور و شوق بسيار اين دعوت را پذيرفتند. در پاسخ به اين دعوت طلاب و محصلين كتابهاي خود را فروختند و زنان جواهرات خويش را كه تنها دارايي آنها بود تقديم كردند و بدين ترتيب در تهران يك ميليون تومان فراهم گرديد و مردم آذربايجان نيز متعهد شدند كه همين مبلغ را تدارك گردانند.
در اين دوره گزارش هاي بسيار مهمي از حمايت هاي ميهن پرستانه زنان در روزنامه ها انتشار يافت به طوري كه در نوامبر 1906، مجلس اعلام كرد كه زنان بيوه براي تامين سرمايه ضروري بانك و پرداخت پول‏هاي بيشتر از يكديگر سبقت گرفته اند و درآمد و طلاي خود را به مجلس

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جامعه پذیری، پدرسالاری، زنان شاغل، حقوق زنان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش زنان، روزنامه نگاران