دانلود پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، منشور ملل متحد، ساختار و نحو

دانلود پایان نامه ارشد

شدن هر چه سريعتر و بهتر آن، نقشآفريني نمايد.
مبحث نخست: نقش ارکان مختلف ملل متحد در اجراي مسئوليت حمايت
ملل متحد، چه در انجام مسئوليتهاي پيشگيري و چه در انجام مسئوليتهاي واکنش، بايد در کانون مباحث مسئوليت حمايت قرار گيرد؛ چرا که ملل متحد در حال حاضر، داراي عضويت مؤثر جهاني است و با توجه به وجود صحنههاي مختلف ابراز وجود کشورها در اين سازمان، اعم از مجمع عمومي و شوراي امنيت و ساير بخشهاي وابسته به ملل متحد، در بالاترين نقطه از حيث مشروعيت، به نسبت ساير بازيگران عرصه حقوق و روابط بينالملل، قرار دارد. ارکان مختلف ملل متحد از جمله مجمع عمومي، شوراي امنيت، دبيرخانه و ساير بخشهاي وابسته به ملل متحد، در تکامل، گسترش و اجرايي شدن مسئوليت حمايت نقش به سزايي را دارند. ملل متحد، در ارتقاي سطح مسئوليت حمايت، چه از منظر قانونمند نمودن اين نظريه و چه از حيث سازماندهي کردن و تقسيم مسئوليتهاي اين نظريه ميان ارکان مختلف ملل متحد و همچنين در انجام عملياتهاي اجرايي، نقش محوري و سازندهاي را ميتواند ايفا نمايد.
بند نخست: نقش مجمع عمومي در ارتقاي سطح اجرايي نظريه مسئوليت حمايت
مجمع عمومي با توجه به بيانية سال 2009، در صدد نقشآفريني مؤثر در زمينه هنجارسازي، در ارتباط مسئوليت حمايت و قانونمند نمودن آن در سطح جهان است. اين مجمع قصد دارد تا با ملاحظه سالانه اين موضوع و برگزاري جلسات رسمي و غيررسمي طي نشستهاي ساليانه اين مجمع با شرکت سران کشورها، به اجماعي در سطح بينالمللي براي اين نظريه، دست يابد تا بتواند در قدمهاي بعدي، راه را براي تدوين و قانونگذاري درباره نحوه اعمال مسئوليت حمايت هموار سازد.
هنگامي که به سابقة فعاليتهاي مجمع عمومي در زمينه مسئوليت حمايت نگاه ميکنيم، ميبينيم که اين رکن از ملل متحد از هر رکن ديگري در داخل ملل متحد و همچنين هر نهاد ديگر خارج از آن، توانسته است، بهتر نقشآفريني نمايد. يکي از اين ايفاي نقشها برگزاري نشست سران جهان در مجمع عمومي در سال 2005 است که موجب شد تا مهمترين سند مسئوليت حمايت يعني سند نهايي نشست سران، منتشر گردد. اين سند نزد اکثر صاحبنظران نظريه مسئوليت حمايت به عنوان سندي که قريب به اتفاق کشورهاي جهان به آن نظر مثبت دارند، بسيار حائز اهميت است. برگزاري مباحث سال 2009 از سوي مجمع عمومي، از ديگر اقدامات مهم هنجارسازانه اين رکن درباره مسئوليت حمايت است که در نهايت، به اتخاذ بيانيه شمارة 308 از سوي مجمع عمومي درباره مسئوليت حمايت منجر گرديد.
در زمينه انجام واکنش برابر با وضعيتهاي وخيم انساني ناشي از چهار جنايت در حوزه مسئوليت حمايت، مجمع عمومي، چنانکه ذکر آن در فصول قبل به ميان آمد، برابر با سند نهايي 2005 و با اتخاذ صلاحيتهاي حاصله از قطعنامة اتحاد براي صلح، قادر است تا در صورت توقف شوراي امنيت در انجام وظايفش در زمينه مسئوليت حمايت، وارد عمل شود و اقدامات لازم را انجام دهد. هرچند که به نظر ميرسد، مجمع عمومي، باتوجه به فقدان رويه در زمينه بکارگيري اقدامات واکنشي قهري، در مسائل مربوط به انجام مسئوليت واکنش در نظريه مسئوليت حمايت، نتواند چندان موفق عمل نمايد.
بند دوم: نقش شوراي امنيت در ارتقاي سطح اجرايي نظريه مسئوليت حمايت
همان قدر که نقش مجمع عمومي در هنجارسازي، بسيار پراهميت است، نقش شوراي امنيت به عنوان بازوي اجرايي ملل متحد، در تصميمسازي، اجرا و عملياتي ساختن مسئوليت حمايت، پررنگ جلوه ميکند. هر چند که استناد شوراي امنيت به مسئوليت حمايت، در قطعنامههاي خود علاوه بر جنبه عملياتي، به خودي خود، جنبه هنجارسازي و قانونمند نمودن را نيز به همراه خواهد داشت.
چنانکه پيش از اين بدان پرداختيم، با انتشار گزارش سال 2005 و 2009 دبيرکلهاي ملل متحد و همچنين انتشار سند نهايي نشست سران 2005، در خصوص مقام صالح براي صدور مجوز براي انجام واکنشهاي نظامي، شوراي امنيت تنها مقام صالح براي تصميمگيري راجع به واکنشهاي نظامي بشردوستانه در نظر گرفته شده است.341 در واقع، در تمام اسناد موجود درباره مسئوليت حمايت، از تقويت شوراي امنيت سخن گفته شده است و راجع به کنار گذاردن اين شورا، در مسائل راجع به مسئوليت حمايت، سخني به ميان نيامده است.
سخن از اينکه چه کسي بايست براي توقف و رفع وضعيتهاي وخيم انساني مداخله نمايد، از سال 1999 و مداخله نظامي ناتو در کوزوو آغاز گرديد. در حالي که، تلاشهاي نهادهاي اروپايي براي ايجاد صلح در يوگسلاوي سابق به جايي نرسيد، شوراي امنيت ملل متحد بحران کوزوو را در دستور کار خود قرار داد و قطعنامههاي 1160 و 1199 را صادر نمود و در قطعنامة اخير، وضعيت کوزوو را تهديد عليه صلح و امنيت بينالمللي تلقي نمود. عدم توجه يوگسلاوي به اين قطعنامهها و ناتواني شوراي امنيت به دليل مخالفت روسيه در اتخاذ تصميمات شديدتر موجب ورود ناتو به قضيه و تهديد اين سازمان به استفاده از زور عليه يوگسلاوي شد. اين تهديد ناتو ابتدا کارساز واقع شد اما در ادامه با وقوع قتل عام مسلمانان در شهر راساک توسط صربها، ناتو به يوگسلاوي حمله کرد و در جنگ 77 روزه توانست ميلوشويچ را شکست دهد و مقدمات بازگشت صلح را فراهم آورد.342 شوراي امنيت در مقابل اين حمله اقدامي انجام نداد و مداخله ناتو در کوزوو به مداخلهاي “غير قانوني اما مشروع”343 مشهور گرديد. از آن پس بود که مسئله اصلاح منشور، بسيار جديتر دنبال شد. در گزارش هيأت عالي رتبه، مسئله اصلاح شوراي امنيت، به تفصيل مطرح شده است.344
در هر حال به نظر ميرسد، انجام اقداماتي که شوراي امنيت را وادارد تا عملکرد بهتري را در اينگونه مسائل، از خود بروز دهد، تنها با انجام پارهاي از اصلاحات در منشور، درباره ساختار و نحوه تصميمگيري اين شورا، امکان پذير است. اين درحالي است که برخي نويسندگان تأسيس نهادهاي جديد براي ايفاي تعهدات نظريه مسئوليت حمايت، در صورت ناکامي در اصلاح منشور ملل متحد در مواد مربوط به نحوه تصميمگيريها و ساختار شوراي امنيت، را پيشنهاد ميدهند.345
در هر حال بايد شوراي امنيت را مهمترين رکني دانست که بنابر اسناد موجود بينالمللي توانايي تجويز، انجام و هدايت، مسئوليت هاي ناشي از نظريه مسئوليت حمايت را خواهد داشت.
بند سوم: نقش دبيرخانه و ساير نهادهاي ملل متحد در ارتقا سطح اجرايي نظريه مسئوليت حمايت
در مقايسه با مجمع عمومي که نقش پررنگتري در قانونمند نمودن و هنجارسازي مسئوليت حمايت دارد و همچنين در مقايسه با شوراي امنيت که نقش اجرايي مسئوليت حمايت در آن بيشتر جلوه ميکند، دبيرخانه ملل متحد و شخص دبيرکل، نقشي ميانه را دارد. بدين معنا که وي با گزارشهاي خويش در ارتباط با مسئوليت حمايت به مجمع عمومي و حتي شوراي امنيت، ميتواند زمينه مؤثري را در هنجارسازي بينالمللي مسئوليت حمايت به وجود آورد و از سوي ديگر، با ترتيب دادن سازوکار مناسب، ميتواند در زمينه اجراي مسئوليت حمايت، به ويژه در ارتباط با دريافت اطلاعات نقضهاي گسترده حقوق بشري و انجام هشدارهاي بههنگام، نقش خويش را برجسته سازد.
بخش امور سياسي346 دبيرخانه ملل متحد که زير نظر دبيرکل فعاليت ميکند، ميتواند به مهمترين بخش در انجام اقدامات پيشگيرانه، به ويژه در زمينه انجام هشدارهاي بههنگام، در نظريه مسئوليت حمايت تبديل گردد. اين بخش که در سال 1992 تأسيس گرديده است، ميتواند با همکاري شعبههاي منطقهاي خود، گزارشها و تجزيه و تحليلهاي سياسياي را از وضع موجود صلح و امنيت در کشورهاي عضو ملل متحد به دبيرکل منعکس نمايد. همچنين، اين بخش از دبيرخانه، در اجراي ديپلماسي پيشگيرانه و ايجاد صلح از طريق دبيرکل با وي همکاري ميکند. ضمن آنکه با کشورهاي عضو در ارائه خدماتي نظير کمک به برگزاري انتخابات و با شوراي امنيت ملل متحد در زمينه تمهيد کارکنان اداري همکاري دارد.347
شوراي حقوق بشر، به ويژه با ساختار بازديد دورهاي348، از کشورهاي عضور ملل متحد که هر چهار سال يک بار صورت ميگيرد، ميتواند وضعيتهاي حقوق بشري را به ملل متحد منعکس کند که اين خود ميتواند در تصميمگيري براي انجام اقدامات پيشگيرانه با استناد به نظريه مسئوليت حمايت، بسيار سازنده و مفيد باشد. به نظر ميرسد، اين شورا با گسترش حوزه عملکرد کنوني خود ميتواند به تنها نهاد داراي صلاحيت در ملل متحد، مبدل گردد که وظيفه گزارش دادن وضعيتهاي شديد حقوق بشري را براي اعمال اقدامات لازم از سوي شوراي امنيت، برعهده داشته باشد.
در ملل متحد بخشهايي نظير دفتر سازمان ملل در زمينه همکاريهاي امور بشردوستانه349، بخش عملياتهاي حفظ صلح ملل متحد350، کميسيون حفظ صلح ملل متحد351، برنامه توسعه ملل متحد352، دفتر مشاور عالي حقوق بشر353، مشاور ارشد ملل متحد در زمينه پناهندگان354، دفتر نماينده ويژه دبيرکل در حقوق بشري افراد رانده شده داخلي355، کميته راهنماي واکنشهاي بشردوستانه356 و ساير نهادهاي وابسته به ملل متحد، ميتوانند همکاريهاي مناسبي را درباره انجام تعهدات مسئوليت حمايت انجام دهند.357

مبحث دوم: نقش سازمانهاي منطقهاي در اجراي نظريه مسئوليت حمايت
اولين اقدام را براي نهادينهسازي ايفاي نقش سازمانهاي منطقهاي در انجام همکاريهاي مختلف براي حفظ صلح و امنيت بينالمللي را منشور ملل متحد برداشته است. در ماده 52 منشور، در فصل هشتم، بيان شده است که “هيچ يک از مقررات اين منشور مانع وجود موافقتنامهها يا نهادهاي منطقهاي براي انجام امور مربوط به صلح و امنيت بينالمللي که متناسب براي اقدامات منطقهاي باشد، نيست؛ مشروط بر اينکه اينگونه قراردادها و نهادها و فعاليتهاي آنها با اهداف و اصول منشور سازگار باشد.” با گذشت زمان و اهميت يافتن انجام اقدامات مؤثر و به موقع در دفع و کنترل عوامل مخاطرهانگيز صلح و امنيت بينالمللي، بر اهميت فعاليتهاي سازمانهاي منطقهاي افزوده شد.358
در هر حال، با وجود آنکه فعاليتهاي ملل متحد در زمينه مسئوليت حمايت، بسيار قابل توجه است اما اين امر مانع از آن نيست تا سازمانهاي منطقهاي نظير اتحاديه افريقا، اتحاديه اروپا و اتحاديه کشورهاي جنوب شرقي آسيا (آ.سه.آن)، در اين زمينه فعال باشند. سازمانهاي منطقهاي به عنوان يکي از بازيگران مهم در زمينه مسئوليت حمايت، در اسناد مهمي نظير سند نهايي نشست سران 2005 و گزارش کانادايي مسئوليت حمايت، آورده شدهاند.
در واقع، استفاده از سازمانهاي منطقهاي براي اعمال مسئوليت حمايت، موافقان و مخالفاني دارد. آناني که موافق حضور اين سازمانها در اجراي تعهدات مسئوليت حمايت هستند، استدلال ميکنند که اينگونه سازمانها در بازگرداندن صلح، امنيت و ثبات در منطقه، منافع عميقتري دارند و بدليل آنکه يکساني و هماهنگي بيشتري با يکديگر دارند، در اقداماتشان حساسيت بيشتري بروز ميدهند. ضمن آنکه به دليل نزديک بودن به بحران، درک صحيحتر نسبت به موضوع خواهند داشت و همچنين ميتوانند سريعتر و دقيقتر در اقداماتي نظير انجام هشدارهاي بههنگام، عمل کنند. در مقابل گروه مخالف حضور سازمانهاي منطقهاي استدلال ميکنند که اينگونه سازمانها تبحر کمتري نسبت به ملل متحد در انجام عملياتهاي حفظ صلح دارند. ضمن آنکه سازمانهاي منطقهاي ممکن است در حضور در بحرانها رعايت بيطرفي را نداشته ياشند و اين موضوع موجب خدشهدار شدن مشروعيت مداخلاتي است که توسط سازمانهاي منطقهاي صورت ميگيرد.359 در هر حال، با توجه به ماده 53 منشور ملل متحد، به نظر ميرسد، اجراي تعهدات مسئوليت حمايت، توسط سازمانهاي منطقهاي با مجوز شوراي امنيت، از عناصر قانوني لازم برخوردار باشد.
در مناطق مختلف جهان، سازمانهاي منطقهاي فراواني وجود دارند که ميتوانند در زمينه مسئوليت حمايت، نقش آفريني نمايند. سازمانهاي منطقهاي قاره افريقا، اروپا، امريکا و همچنين برخي از سازمانهاي آسيايي، ميتوانند نقش برجستهاي را در اجراي تعهدات مسئوليت حمايت، ايفا نمايند. در مباحث آتي راجع به توانمندي اين سازمانها در مناطق مختلف جهان سخن خواهيم گفت.
بند نخست: سازمانهاي منطقهاي قاره افريقا
قاره افريقا، هميشه به عنوان مهد ظهور نظريه مسئوليت

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، حل و فصل اختلافات، استفاده از زور Next Entries پایان نامه با موضوع قدرت مطلق خداوند، صفات خداوند، نظام احسن