دانلود پایان نامه ارشد درباره حسن و قبح، تدبر در قرآن، نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

“علي نهج الاسلام” را به آن اضافه کرده‌اند تا از فلسفه متمايز سازند8.
4. برخي به تعدد مسائل علم کلام توجه نموده و درموضوع داشتن علم کلام ترديد کردند ولي خواجه نصير در پاسخ گفته که “هر چند مسائل علم کلام متعددند ولي همه‌ي آن موضوعات مسائل به موضوع واحدي که ذات و صفات مبدأ اعلي باشد برمي‌گردد وقتي چنين باشد به اعتباري بودن مسائل آن کاري نداريم”9.
5. شهيد مطهري وحدت مسائل کلامي را اعتباري مي‌داند و قائل به موضوع واحدي براي علم کلام نيست. اما عبارت شهيد: “در کتب منطق و فلسفه بحثي هست راجع به اين‌که هر علمي موضوع خاصي دارد و تمايز مسائل هر علمي از مسائل علم ديگر به حسب تمايز موضوعات آن علوم است، البته اين مطلب درستي است. علومي که مسائل آن‌ها وحدت واقعي دارند اين‌چنين است.ولي مانعي ندارد که علمي داشته باشيم که وحدت مسائل آن اعتباري باشد و موضوعات متعدد و متباينه داشته باشد و يک فرض و هدف مشترک، منشأ اين وحدت و اعتبار شده باشد. علم کلام از نوع دوم است، يعني وحدت مسائل کلامي وحدت ذاتي و نوعي نيست بلکه وحدت اعتباري است؛ از اين رو ضرورتي ندارد که در جست‌وجوي موضوع واحدي براي علم کلام باشيم. علومي که وحدت مسائل آن‌ها وحدت ذاتي است اشکال ندارد که از نظر مسائل متداخل باشند يعني برخي مسائل ميان آن‌ها مشترک باشد، ولي علومي که وحدت آن‌ها اعتباري است و يا يک علم که وحدت مسائلش اعتباري است با علمي ديگر که وحدت مسائلش ذاتي است هيچ مانعي ندارد که از نظر مسائل متداخل باشند. علت تداخل مسائل فلسفي و کلام و يا مسائل روان‌شناسي و کلام و يا مسائل اجتماعي و کلام همين امر است.
برخي از علماي اسلامي در صدد برآمده‌اند که براي علم کلام موضوع و تعريفي بيابند؛ نظير موضوع و تعريفي که براي علوم فلسفي هست، و نظريات مختلفي در اين زمينه ابراز کرده‌اند؛ و اين اشتباه است، زيرا موضوع مشخص داشتن مربوط است به علومي که مسائل آن علوم وحدت ذاتي دارند، اما علومي که مسائل آن‌ها وحدت اعتباري دارند نمي‌توانند موضوع واحدي داشته باشند”10.
1-4.تاريخچه علم کلام
درباره‌ي آغاز علم کلام دقيقا نمي‌توان اظهار نظر کرد. به نظر مي رسد نيمه‌ي دوم قرن اول هجري پاره‌اي از مسائل کلامي از قبيل جبر و اختيار و بحث عدل در ميان مسلمين مطرح بوده است و شايد نخستين حوزه‌ي رسمي اين مباحث، حوزه‌ي حسن بصري متوفي در 110 هجري است. در ميان مسلمين دو شخصيت از شخصيت‌هاي نيمه‌ي دوم قرن اول نام برده مي‌شوند که سخت از اختيار و آزادي انسان دفاع مي‌کرده‌اند: معبد جُهَني و غيلان دمشقي. در مقابل افرادي بوده‌اند که طرفدار عقيده‌ي جبر بوده‌اند. معتقدان به اختيار و آزادي به نام “قدري” و منکران آن به نام “جبري” معروف شدند
تدريجاً موارد اختلاف اين دو دسته به يک سلسله مسائل ديگر در الهيات، طبيعيات و اجتماعيات و برخي مسائل مربوط به انسان و معاد کشيده شد و مسئله جبر و اختيار يکي از مسائل مورد اختلاف بود. قَدريّون در اين دوره‌ها به نام “معتزله” جبريون به نام “اشاعره” خوانده شدند. مستشرقين و اتباع آن‌ها اصرار دارند که آغاز بحث‌هاي استدلالي در جهان اسلام را از اين‌جا و يا امثال آن بدانند. اما حقيقت اين است که بحث استدلالي درباره‌ي اصول اسلامي از خود قرآن کريم آغاز شده است و در سخنان رسول اکرم(ص) و مخصوصاً خطب اميرالمؤمنين(ع) تعقيب و تفسير شده است.11
بنا بر فرمايش شهيد مطهري قطعا اولين کسي که در مسائل عقلي اسلامي به تجزيه و تحليل پرداخت و مسائلي مانند: قدم و حدوث، متناهي و غير متناهي، جبر و اختيار، بساطت و ترکيب و امثال آن‌ها را مطرح ساخت، اميرالمؤمنين علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام بود”.12
طبق ديدگاه علامه، اصول افکار کلامي در زمان رسول خدا(ص) موجود بود، احتجاج‌هاي علي(ع) در مسأله‌ي جبر و تفويض و مسأله‌ي قَدَر و استطاعت و مسائلي از اين قبيل، و نيز رواياتي که از شخص پيامبر(ص) در اين مساله نقل شده است مانند “لا جبر و لا تفويض بل امرٌ بين الامرين” ، دليل بر اين مدعاست.چندي بعد، دانشمندان علم کلام به دو گروه اشاعره و معتزله تقسيم شدند و با اختيار مسلکي خاص از يکديگر ممتاز شدند. عامل اصلي امتيازشان اين بود که معتزله عقل را در مسائل علمي بر ظواهر ديني ترجيح داده مثلاً قائل به حسن و قبح عقلي و قبح ترجيح بدون مرحج و اقوالي ديگر شدند؛ در مقابل آنان، اشاعره ظواهر ديني را بر حکم عقل حکومت داده و گفتند که عقل از خودش حکم به هيچ حسن و قبحي ندارد.
خوب آن است که شرع بگويد: خوب است، و بد آن است که شرع آن را بد دانسته باشد. و گفتند ترجيح بلا مرجّح جايز است و بشر هيچ استطاعتي از خود ندارد و بشر در افعال خويش مجبور است و کلام خدا قديم است. پس فن کلام را مدون نموده و براي آن اصطلاحاتي درست کردند و اين‌که برخي گفته‌اند: ظهور علم کلام در اسلام و منشعب شدنش به دو شعبه‌ي “معتزله” و “اشاعره” بعد از انتقال فلسفه به دنياي اسلام، بود درست نيست؛ دليل بر نادرستي آن وجود مسائل و آراي متكلّمين در خلال رواياتي است که صدور آن قبل از تاريخ انتقال فلسفه بوده است.13
و از حيث شواهد تاريخي نيز اين مطلب به اثبات رسيده که قبل از پيدايش فرقه‌هاي کلامي، اولين کتاب کلامي به واسطه‌ي علي بن اسماعيل بن ميثم تمار تأليف شده است. خود ميثم به عنوان خطيب و سخنور شيعه و از صاحبان سرّ اميرالمؤمنين علي(ع) محسوب مي‌شده است.14
بنابراين از منظر علاّمه طباطبايي پيشينه‌ي علم کلام به زمان حضور رسول گرامي اسلام(ص) برمي‌گردد. و قبل از معتزله و اشاعره، شيعه در همان ابتداي طلوعش به بحث‌هاي کلامي پرداخت يعني بعد از رحلت رسول گرامي اسلام(ص) تعداد کثيري از بزرگان صحابه چون سلمان، ابوذر، مقداد، عمار… و از بزرگان تابعين امثال رشيد حجري و کميل، ميثم تمار و ساير علويين آغازگر اين بحث‌ها بودند که همه‌ي آنان به دست امويان کشته شدند ولي در زمان امام محمدباقر(ع) و امام صادق(عليهماالسلام) مجدداً تشکلّي يافته، و آوازه‌شان بلند گرديد و بحث‌هاي کلامي نيز شروع کردند، و به تأليف کتاب‌ها و رساله‌ها پرداختند. با تدبر در قرآن کريم که دو شيوه‌ي برهان و جدل را در بسياري از آياتش به کار بسته و مردم را به تفکر آزاد در کليات جهان هستي و نظام آسمان و ستارگان و شب و روز به تفکر عقلي جدلي که معمولاً بحث کلامي ناميده مي‌شود امر نموده است چنان‌چه مي‌فرمايد: “ادع الي سبيل ربک بالحکمة والموعظة الحسنه وجادلهم بالّتي هي احسن”15.
1-5. اولين مسئله کلامي از منظر علاّمه طباطبايي
به نظر علاّمه طباطبايي، مسلمانان بعد از حفظ قرآن دومين قدمي که در عهد رسول خدا(ص) در مسير علم برداشتند، مختص مناظراتي در خصوص علم کلام بود. که يا در بين خود داشتند “مثل مسأله‌ي جبر و تفويض و مسأله‌ي قَدَر… چنان‌که در تاريخچه اشاره شد” يا با بعضي ديگر از غير مسلمانان و صاحبان مناصب بيگانه ـ مخصوصاً يهوديان و مسيحيان ـ چون قبايلي از اين دو ملت در شبه جزيره‌ي عربستان و در حبشه و شام مي‌زيستند و از همين جا بود که علم کلام پيدا شد16.
اين وضع بود تا وقتي که رسول خدا(ص) رحلت نمود، و مسأله خلافت جرياني به خود گرفت که معروف است و اختلاف ناشي از مسأله‌ي خلافت بابي به ابواب علم کلام افزود، و يکي ديگر از مسائل علم کلام شد که دانشمندان اسلامي را به خود مشغول کرد17.
بعضي تصور کرده‌اند که اولين مسأله‌ي کلامي از منظر علامه، مسأله قديم يا حادث بودن کلام الهي مي‌باشد که ناظر است به اختلاف بين اشاعره که قائل به قديم بودن کلام الهي و معتزله که قائل به حادث بودن کلامي الهي در حالي که در تاريخچه بحث هم اشاره شد طبق نظر علاّمه قبل از انشعاب دانشمندان علم کلام به اشاعره و معتزله؛ بحث‌هاي کلامي از همان زمان حضور رسول خدا(ص) شروع شد البته مسأله کلام الهي را مي‌توان به عنوان يکي از وجوه تسميه علم کلام، نام برد و لذا به نظر مي‌رسد بحث اختلاف بر مسأله‌ي امامت بعد از رسول الله(ص) هم اولين مسأله نمي‌باشد بلکه بعد از رحلت رسول گرامي اسلام (ص) با جريان سقيفه مسأله‌ي ديگري بر ابواب علم کلام افزوده شد.
حدوث و قدم کلام الهي در دوران عباسي و به ويژه در عصر مأمون رواج داشت در حالي که اين اصطلاح از مدت‌ها قبل رواج داشته است.
1-6. جايگاه علاّمه در كلام معاصر
در دوره حيات علاّمه ، با توجه به هجمه فرهنگي مكاتب مادي نظير ماركسيس ، ايشان در دفاع از دين نقش برجسته اي داشت و علاوه بر نوآوري هايي در عرصه معرفت شناسي و هستي شناسي ، ديدگاه ها و نظريات شكاكان جديد و ماترياليست ها را نقد كرده و ديدگاه سوفسطائيان و ايده آليست ها را بررسي كرده است. همچنين بطلان نظريات فيلسوفان حسي و تجربه گرا و عقل گرايان افراطي را اثبات نموده و سستي و بي پايگي و بي مايگي فلسفه غرب را در مساله معرفت و شناخت و به تبع آن كلام معاصر غرب را آشكار ساخته است.
علاّمه پيدايش كثرت در ادراكات بشري و ادراكات حقيقي و اعتباري را به صورت تفصيلي بيان نموده و مرز ادراكات حقيقي از اعتباري را مشخص كرده است .
ايشان معرفت شناسي به صورت ضابطه مند مطرح نمود و آنرا انسجام و تعيين بخشيد و زمينه جولان افكار و انديشه هاي متفكران اسلامي را فراهم نمود.
از آنجا كه مباحث كلام معاصر توجه ويژه اي به مسائل انسان شناسي دارد يكي از مسائلي كه علاّمه در اين حوزه بدان پرداخته نظريه استخدام است كه به عنوان يكي از ويژگيها و خصوصيات منحصر به فرد انسان تعريف شده است. علاّمه بر خلاف ساير متفكران اسلامي ، هيچ گونه تفاوتي بين فاعل بالقصد و فاعل بالجبر قائل نيست . به همين جهت تقسيم بندي هشتگانه اي كه درباره فاعل از سوي حكما و فيلسوفان مطرح شده ، در ديدگاه علاّمه به عنوان يك تقسيم بندي حقيقي پذيرفته نمي شود.
2- نوآوري‌هاي علاّمه طباطبايي در كلام
با مراجعه به آثار علاّمه طباطبايي مي‌توان در زمينه‌هاي ذيل به نوآوري اشاره نمود:
2- 1. صوري و شکلي
در باب تحول صوري از باب نمونه به تغيير ساختار و چينش مباحث مي‌توان اشاره کرد به عنوان مثال مباحث هستي‌شناسي در مدخل کتب ذكر مي‌شد که براي نخستين بار بحث‌هاي شناخت شناسي و بررسي مسأله‌ي ادراکات بخش اول کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم قرار گرفت18 که استاد مطهري هم در شرح مبسوط منظومه بر اين چينش تأکيد مي‌ورزند19. در بخش‌هايي متعدد ديگر نيز جابه‌جايي صورت پذيرفته که به تعبير استاد جوادي آملي حکمت صدرا توسط علاّمه طباطبايي سازماني رياضي‌وار پيدا کرده است20.
2 ـ 2. نوآوري در روش‌ها
الف ـ تبارشناسي و پيشينه پژوهشي مباحث و قواعد و تبيين مسائل با توجه تطورات وارد بر آن در طول تاريخ.
ب ـ تبيين مباني کلامي براساس آيات که با استفاده از آيات ديگر روشن مي‌سازد.
ج ـ در بعضي از موارد، روش عقلي محض پيشي مي‌گيرد مثلاً در مسأله‌ي جبر و تفويض براي اين‌که “امرٌ بين امرين” را روشن سازد روش عقلي محض پيشي مي‌گيرد.
د ـ در بعضي از موارد براي اثبات عقايد در آيات قرآن ژرف‌کاوي مي‌کند مثلاً مسأله امامت، عصمت،..
2 ـ 3. نوآوري در تحول و تکامل محتوايي
الف ـ ارائه تقريرات نو براي برخي قواعد و مسائل مانند تقرير جديد علاّمه از برهان صديقين21.
ب ـ توسعه برخي مباحث به نحو طولي از رهگذر طرح نظريات جديد، مانند: تبيين منشأ ادراکات اعتباري22.
ج ـ گسترش مباحث به نحو عرضي مانند تکثير برهان در برخي قواعد و مسائل مثل مسأله‌ي ابطال دور و تسلسل23.
4 ـ پرداختن به مباحث جديد کلامي
علاّمه طباطبايي به عنوان يك عالم و متفكر آگاه به زمان و شرايط حاكم برجامعه علمي و فكري خويش همت گماشته و به مسائل جديد كلامي توجه خاصي داشته است. ايشان جزء پيشتازاني است كه مبحث معرفت شناسي را به صورت ضابطه مند ، ارائه نمود .
دين ، دين داري و منشا دين ، و عقل و دين از مباحثي هستند كه نظريه هاي علاّمه بر غناي آن مي افزايد
بگونه اي مي توان ديدگاه علاّمه را در موضوع پلوراليزم ديني و بخصوص در مساله رستگاري و نجات اديان مشاهده كرد.

بخش دوم:
نو آوري هاي علاّمه
در بحث توحيد و صفات الهي

فصل اول : براهين اثبات خد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره مبدأ و معاد، صفات خداوند، عالم برزخ Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره واجب الوجود، اثبات واجب، وجود خداوند