دانلود پایان نامه ارشد درباره تدبر در قرآن، عام و خاص، هتک حرمت

دانلود پایان نامه ارشد

در مدت بيست و سه سال نازل شده است، اگر از جانب خدا نبود و ساخته و پرداخته‌ي بشر بود، تناقض و تضاد بسياري در آن پديد مي‌آمد و ناگزير آخر آن از اولش بهتر و مترقي‌تر بود، چنان‌که لازمه‌ي تکامل تدريجي بشر همين است و حال آن‌که آيات مکي اين کتاب با آيات مدني آن، يک‌ نواخت مي‌باشد و آخرش از اولش متفاوت نيست166.
چنان‌که قرآن مي‌فرمايد: (افلا يتدّبرون القرآن ولو کان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافاً کثيراً(‌‌167 “آيا تدبر در قرآن نمي‌کنيد که اگر از پيش غير خدا بود در آن اختلاف بسياري مي‌يافتيد”.
بنابراين عاجز بودن ديگر در مقابل پيامبر اسلام و ساير انبيا، بهترين برهان براي اثبات مقام نبوت است.
3 ـ دليل بر خالي نبودن زمين از حجت
همان‌گونه که از جملات آخر حديث معلوم شد، زمين هيچ‌گاه خالي از حجت نمي‌شود. خداوند خداي متعالي هيچ‌گاه بندگان را از پيغمبراني مرسل، يا کتابي منزل يا حجتي تمام و يا راهي استوار خالي نگذاشته، پيغمبراني که کمي شماره و بسياري منکرين‌شان موجب کوتاهي‌ در انجام وظيفهشان نگشته است، هر سابقي از لاحق نام برده و هر آينده‌اي توسط گذشته معرفي شده است. بنابراين زمين هرگز از حجتي که با او علمي همراه است که دلالت بر صدق گفتارش دارد، خالي نمي‌ماند168.
اگر چه در آثار علاّمه به اين دلايل سه‌گانه در مقام اثبات نبوت تأکيد شده است لکن ايشان از منظر فلسفي و کلامي و اجتماعي هم مسأله‌ي نبوت را مورد بحث قرار داده است169.
نبوت با نگاه به قاعده استخدام
يكي از اصطلاحاتي كه علامه اهتمام ويژه اي به آن داشته است و امامت را در كنار آن معنا مي كند، مساله ي حكومت است . حكومت از ماده ي حكم بر اتقال و استحكام دلالت مي كند كه اگر در هر چيز وجود داشته باشد از تفرقه محفوظ مي ماند170
آن چيزي كه بشر در آغاز به آن نيازمند است، همان تشكيل اجتماع است؛ اجتماعي كه هر يك از اجزا و بافت آن ، هدف و اراده اي غير از هدف و خواست ديگري دارد و هر يك از اجزا قصد غلبه بر سايرين را دارد. در نتيجه هرج و مرج به وجود مي آيد، مگر اين كه اجتماع براي خود قوه اي قالب و قاهر فراهم كند تا ساير قوا را تحت الشعاع خود قرار داده، تمام افراد را تحت فرمان خود در آورد تا تمام قواي جامعه از نظر قوت و ضعف ، برابر و نزديك هم گردند. انسان در هر صورت فكر استخدام ديگران است و تاريخ نيز تاكنون چنين نشان داده است.171
علامه طباطبايي نظريه استخدام را بر سه پايه و اساس نهاده است172 :
1- اصل استخدام ؛ به اين معنا كه انسان نخست استخدام را اعتبار داده است.
2- گرايش اجتماعي و زندگي گروهي براي انسان كه يك امري فطري و طبيعي است
3- عدالت اجتماعي؛ به اين بيان كه عل امري پسنديده در جامعه است و در برابر آن ، ظلم امري قبيح است.
ايشان درباره انسان مي گويد: ” آيا موجودي عجيب با نيروي انديشه خود اگر با يك همنوع خود انسان ديگر، رو ب رو شود، به فكر استفاده از وجود او و افعال او نخواهد افتاد، و در مورد همنوعان خود استثناء قائل خواهد شد؟ شبهه اي نيست كه چنين نيست؛ زيرا اين خوي همگاني و يا واگير را كه پيوسته دامنگير افراد انساني مي باشد، نمي توان غير طبيعي شمرد و خواه نا خواه اين روش مستند به طبيعت است . ولي سخن اينجاست كه آيا روش استخدام مستقيماً و بلا واسطه مقتضاي طبيعت مي باشد و اين انديشه در مغز انسان جاي گير شده و در دنبال وي ، انديشه ديگري به نام انديشه اجتماع و گرد هم آمدن و زندگي دسته جمعي كردن پيدا مي شود؟ يا اينكه انسان با مشاهده همنوعان خويش اول به فكر اجتماع و زندگي دسته جمعي افتاده و همه از همه بر خوردار مي شوند؟ “173
علامه در پاسخ به اين پرسشها مي فرمايد: در حقيقت اين گونه اجتماع، فرع استخدام بوده و در اثر پيدايش بوده و در اثر پيدايش توافق دو استخدام از دو طرف متقابل مي باشد، نه اين كه طبيعت انسان را مستقيماً به چنين انديشه رهبري نمايد… ما مي گوييم كه انسان با هدايت طبيعت و تكوين ، پيوسته از همه سود خود را مي خواهد ( اعتبار استخدام ) و براي سود خود ، سود همه را مي خواهد ( اعتبار اجتماع) و براي سود همه ، عدل اجتماعي را مي خواهد اعتياد حسن عدالت و قبح ظلم174 “
از آنجا كه ايشان در هر صورت به فكر استخدام ديگران است ، ضرورت حكومت در جامعه نمود پيدا مي كند. با توجه به اين كه قاعده استخدام از نو آوري هاي علامه مي باشد، نگاه به جايگاه نبوت با اين قاعده از ابتكارات و نو آوري هاي ديگر علامه محسوب مي شود.
فرق نبي با رسول
در تفاوت بين نبي با رسول گفته شده:
رسول کسي است که از طرف خدا مبعوث به رسالت شده و مأمور به تبليغ پيام پروردگار هم باشد؛ و نبي کسي است که از طرف خدا به او وحي شده اعم از اين‌که مأمور به دعوت مردم و رساندن پيام الهي به مردم باشد يا نباشد، و بين اين دو مفهوم به حسب اطلاق عموم و خصوص مطلق است يعني هر رسولي نبي هم هست ولي هر نبي رسول نيست175.
علاّمه طباطبايي مي‌فرمايد: اين فرق مورد تأييد کلام خداي تعالي نيست. و از کلام خداي تعالي در فرق ميان رسالت و نبوت بيش از مفهوم اين دو لفظ چيزي استفاده نمي‌شود، و لازمه‌ي اين معنا اين است که: رسول شرافت وساطت بين خدا و بندگان را دارد و اما نبي شرافت علم به خدا و معارف الهي را دارد؛ بنابراين نبوت و رسالت دو مقام مخصوص اند که چه بسا هر دو مقام در يک نفر جمع مي‌شود؛ و چه بسا نبوت باشد، اما رسالت نباشد، در نتيجه معناي رسالت البته از نظر مصداق نه مفهوم، اخص از معناي نبوت خواهد بود176.
هم‌چنين علاّمه در فرق بين نبي و رسول مي‌فرمايد: “نبي عبارت است از کسي که براي مردم آن‌چه مايه‌ي صلاح معاش و معادشان است، يعني اصول و فروع دين را بيان کند، البته اين مقتضاي عنايتي است که خداي تعالي نسبت به هدايت مردم به سوي سعادتشان دارد و اما رسول عبارت است از کسي که حامل رسالت خاصي باشد مشتمل بر اتمام حجتي که به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاکت و امثال آن باشد”177. همچنان‌که خداوند مي‌فرمايد: (لئلا يکون للناس علي الله حجة بعد الرسل(‌ يعني “تا بعد از آمدن رسول، ديگر مردم حجتي عليه خدا نداشته باشند”178.
اين‌که علاّمه طباطبايي با توجه به تفسير و جمع آيات مورد بحث فرق عام و خاصي که بين دو مفهوم رسول و نبي ذکر کرده‌اند، قائل نمي‌باشد،يا معنا و مفهومي که براي نبوت و رسالت ذکر مي‌کند از نوآوري‌هاي کلامي علاّمه محسوب مي‌شود.
عصمت انبيا(ع)
واژه‌ي عصمت در لغت به معناي امساک و نگه‌داري است179.
در اصطلاح علم کلام، عصمت نوعي تفضل و توفيقي است از جانب خداوند که شخص را از گناه و اشتباه حفظ مي‌کند180.
خواجه نصيرالدين طوسي در کشف المراد مي‌گويد: “ملکه‌ي نفساني است که صاحبش را از گناه مصون نگه مي‌دارد و لطفي است که خداوند در حق بنده انجام مي‌دهد به حدي که با داشتن انگيزه، ترک اطاعت نکرده و ترک معصيت نمي‌شود”181.
علاّمه بحث گسترده‌اي براي عصمت انبياء مطرح کرده و در وصف و تعريف عصمت گفته است: وجود نيرو و قدرتي که انسان معصوم را از خطا و گناه و اموري که جايز نيست بازمي‌دارد182.
مراتب عصمت
همه‌ي انبياء و پيامبران از انجام و ارتکاب خطا و گناه معصوم و مصون مي‌باشند اما اين مصونيت در بُعد خاصي از زندگي آنان نيست بلکه در همه‌ي ابعاد و مراتب، داراي عصمت هستند. به همين جهت علاّمه عصمت را به سه قسم يا به عبارتي در سه مرتبه تقسيم کرده‌اند:
1 ـ عصمت از خطا در مرتبه‌ي دريافت وحي
2 ـ عصمت از خطا در مقام تبليغ و رساندن پيام الهي؛ البته پيامبر از خطاهاي ديگري که گاهي ادراکات يا علوم اعتباريش پيش مي‌آيد، معصوم است مثلاً در تشخيص امور تکوينه و اين‌که آيا اين امر صلاح است يا نه؟ مفيد است يا مضر؟
3 ـ عصمت از گناه، يعني آن‌چه مستلزم هتک حرمت عبوديت و مخالفت امر ربوبي باشد. خلاصه هر گفتار يا کرداري که به نوعي منافات با بندگي و عبوديت خدا داشته باشد183.
ادله‌ي عصمت انبيا
با مراجعه به کتب کلامي در باب ادله‌ي عصمت معلوم مي شود که بيش‌تر متكلّمين براي اثبات عصمت انبيا به دليل عقلي پرداخته‌اند،184اما علاّمه طباطبايي در بيان ادله‌ي عصمت، به آيات قرآن تأکيد دارد. اين ژرف‌انديشي و نوآوري را، علاّمه اين‌گونه تبيين مي‌کند:
1 ـ عصمت از خطا در گرفتن وحي در تبليغ رسالت، دليلش آيه‌ي شريفه‌ي: (فبعث الله النبيين مبشرين ومنذرين، وانزل معهم الکتاب بالحق(‌185 چون ظاهر آيه اين است که خداي سبحان انبيا را مبعوث کرده براي تبشير و انذار و انزال کتاب، تا حق را براي مردم بيان کنند و به عبارت ديگر انبيا را براي هدايت مردم به عقايد و اعمال حق، مبعوث کرده است.
و از سوي ديگر خداي تعالي از قول موسي(ع) حکايت کرده که: (لا يضل ربي ولا ينسي(‌ “پروردگارش اشتباه نمي‌کند و چيزي را از ياد نمي‌برد”.
آيات قرآن به روشني دلالت دارند که خداوند متعال در کارش خطا نمي‌کند. يکي از کارهاي خداوند بعثت انبيا و تفهيم معارف دين به ايشان است و انبيا معارفي را که از خداوند دريافت نموده‌اند تبليغ مي‌کنند. خداوند وحي را به پيغمبرانش اختصاص داده و آنان را بر غيب مطلع ساخته است، پس بايد آنان از هر جهت معصوم باشند تا اين‌که بتوانند پيام‌هاي الهي را بدون دخل و تصرف به مردم برسانند.
و چون خدا اين‌چنين خواسته، پيامبران در دريافت وحي و تبليغ آن معصوم خواهند بود زيرا خداوند مي‌فرمايد: (والله غالب علي امره(‌‌186 “خدا بر کار خويش غالب و مسلط است”187.
2 ـ دليل ديگر بر عصمت از خطا در مرتبه‌ي دريافت وحي، آيه‌ي شريفه‌ي (عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احداً…(‌188 “خداي سبحان داناي غيب است، و او احدي را بر غيب خود آگاه نمي‌کند، مگر رسولي که او را براي دانستن غيب شايسته بداند. و بعد از آن ‌که او را از غيب آگاه کرد، از پيش رو و عقب سرش مراقبي مي‌گمارد، تا بداند آيا رسالت پروردگارشان را ابلاغ کردند؟ و خدا به آن‌چه نزد ايشان است احاطه دارد”.
از ظاهر اين آيه به خوبي استفاده مي‌شود که خداي تعالي رسولانش را به وحي اختصاص داده است،‌و از راه وحي آنان را به غيب آگاه نموده، و تأييدشان مي‌کند. و براي اين‌که وحي به وسيله‌ي دست‌برد شيطان‌ها و غير آن‌ها دگرگون نشود، به تمام حرکات و سکنات آنان احاطه دارد، تا مسلّم شود که رسالات پروردگارشان را ابلاغ نمودند.
نظير اين آيه، در دلالت بر عصمت انبيا از خطا در دريافت و در تبليغ وحي دارد، آيه‌اي است که کلام ملائکه‌ي وحي را حکايت مي‌کند (وما تنزل إلاّ بأمر ربک…(‌‌189 “و ما به امر پروردگار تو نازل مي‌شويم و آن‌چه در پيش رو و پشت سر داريم، همه از آن اوست”.
3 ـ اگر گناه يا معصيتي از پيغمبر سر زند در حالي که خودش از آن نهي مي‌کند، قول و فعلش متناقض خواهد بود و در اين حال تبليغ کننده‌ي دو پيام متناقض مي‌باشد، و چنين تبليغي به حق نيست زيرا هر يک باطل کننده‌ي ديگري است190.
4 ـ خداوند انبياي خويش را با اين وصف ياد مي‌کند که به آن‌ها نعمت عطا کرده است چنان‌چه خداوند مي‌فرمايد: (ومن يطع الله و الرسول فاولئک مع الزين انعم الله عليهم من النبيين…(‌‌191 “کساني که خدا و رسول را اطاعت کنند، با کساني محشور مي‌شوند که خدا به آنان نعمت داده يعني انبياء” و به شهادت آيه‌ي شريفه‌ي (اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم…(‌‌192 خداوند آنان را که نعمت داده، گمراه نيستند.
و اگر از انبيا گناهي صادر شود يا در فهم و تبليغ وحي خطا کنند، به واسطه‌ي گناه به گمراهي متصف خواهند شد193
وحي‌شناسي
از آن‌جا که وحي ماهيتي فراطبيعي دارد، اصل تصور آن براي نوع بشر اعم از ملحد و متأله دشوار و چه بسا ناممکن است و باعث نگرش‌ها و تفاسير مختلفي شده است و حتي برخي از انديشه‌وران مسلمان، حقيقت وحي را به اندازه‌ي تجربه‌ي ديني تنزل داده‌اند، اما علاّمه طباطبايي آن را شعور مرموز مي‌خواند و حضرت امام آن را غير قابل تصور مي‌داند194.
براي وحي معاني متعددي ذکر شده مثل اشاره، الهام، در دل افکندن، تفهيم و القاي نهاني، پيام و سخن در گوش و آهسته195. که البته تفهيم و القاي سريع و نهاني، همان معناي شايع و جامع آن است. نظريه‌هاي مختلفي پيرامون

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حسن و قبح، امام صادق Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حضرت محمد (ص)، سعادت و کمال، عالم مثال