دانلود پایان نامه ارشد درباره ایدئولوژی، قدرت سیاسی، ساختار سیاسی، نظم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ل دیگر نیز هست. پیروزی کرامول، هر چند موقت، نه تنها به معنای شکست سلطنت طلبان، بلکه مساوی با شکست جناح تندرو نهضت انقلابی نیز بود. پیروزی لنین نه فقط به تزاریسم پایان داد، بلکه شق دموکراسی را نیز از صحنه حذف کرد. پس رژیم مولود انقلاب هیچ گاه جامعه ی نو و بهتری را که بنا بوده تأسیس کند، به طور کامل متحقق نمی سازد (فولادوند، 1377: پاراگراف 9).
تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌های مردم یک جامعه از ابعاد داخلی یک انقلاب است. تحول انقلاب، رخدادی ریشه‌ای را به ذهن متبادر می‌سازد که طی آن قالب های کهن از میان رفته و یا دست کم با نگرش های جدید و غالباً تجزیه نشده جایگزین می‌شود (کوهن، 1369: 27).انقلاب عبارت است از مبارزه ای مردمی و توده ای ، خشونت بار و کم وبیش طولانی برای قبضه قدرت است. برای دگرگونی ساخت قدرت و نهادهای سیاسی گروه حاکم (بشیریه، 1374: 358).انقلاب عبارت است دگرگونی سریع و بنیادی و خشونت آمیز داخلی توسط مردم در ارزش ها ، اسطوره های مسلط بر جامعه ، نهادهای سیاسی ، ساختار اجتماعی ، رهبری ، روش ها و فعالیت های سیاسی دولت (هانتینگتون، 1968: 264).انقلاب عبارت است از حرکت مردمی توام با خشونت در جهت تغییر سریع و بنیادین در ارزش ها و باورهای مسلط نهادهای سیاسی ، ساختارهای اجتماعی ، رهبری ، روش ها و فعالیت های یک جامعه (محمدی، 1391: 43).
انقلاب بهعنوان «تلاشهای خشونتآمیز موفق و ناموفق بهمنظور ایجاد جامعهای آرمانی»، «هر نوع توسل به خشونت در درون یک نظم سیاسی برای جایگزینی قانون اساسی، حکام یا سیاستهای آنان با مصادیقی برتر»، «تغییر ناگهانی كه در هر نظم اجتماعی، نهادی و سیاسی مستقر، تحت تأثیر نیروهای معمولا متشكل و برتر از نیروهای حافظ نظم موجود، و نه در جهت جا به جایی افراد، بلكه با هدف ایجاد یك نظام جدید به وقوع می‌پیوندد (آقابخشی، 1383: 34).
تعریف جامعی که بتوان از انقلاب ارائه نمود عبارت است از: «انقلاب به آن پدیده اجتماعی گفته میشود که منجر به تغیر و تحول بنیادین و اساسی در زمینههای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و ایدئولوژیکی یک جامعه با مشارکت مردم همراه با خشونت گردد» (آرنت، 1361: 65). در این تعریف چند نکته قابل توجه است: اول اینکه انقلاب یک پدیده اجتماعی است، بنابراین کاربرد انقلاب از این دیدگاه در مورد پدیدههای اجتماعی است نه سایر رویدادهای غیر اجتماعی؛ دوم اینکه انقلاب باید منجر به تغییرات بنیادین و اساسی شود یعنی دگرگونی، نه اصلاح و بازسازی و غیره؛ سوم اینکه هنگامی به یک پدیده اجتماعی انقلاب میگوییم که در همه ابعاد ذکرشده دگرگونی ایجاد کند، نه در یکی از ابعاد آن.از این رو تحولاتی را که در یکی از ابعاد جامعه دگرگونی ایجاد میکنند انقلاب نمیگویند؛ چهارم اینکه انقلاب قهرآمیز است و همراه با خشونت میباشد، بنابراین حرکتهای آرام و مبارزات حزبی و پارلمانی حتی اگر منجر به تحولاتی هم بشود انقلاب نامیده نمی‌شود بلکه به آن اصلاح یا رفرم میگویند.انقلاب روشی نیست جز عملیساختن طرح خشونتآمیز که میتواند نظام اجتماعی را متحول سازد؛ یا انقلاب یعنی دستزدن به قبول خشونت برای تغییر نظام؛ پنجم اینکه باید با مشارکت عموم مردم جامعه صورت میگیرد.
انقلاب یکی از پدیدههای خشونتبار جامعه است چرا که در یک منازعه انقلابی، حکومت بهسادگی تسلیم انقلابیون نمیشود از طرف دیگر انقلابیون از جانگذشته نیز در صورت لزوم دست به خشونت خواهند زد. کاربرد خشونت در چنین منازعههایی است که موجب تغییر و تحولات عمیق و گسترده در ساختار سیاسی می‌گردد و پدیده انقلاب را متمایز از رفرم یا سایر تحولات اجتماعی میکند. مسلما اگر گروه هیئت حاکمه بهطور مسالمتآمیزی از قدرت کنارهگیری کند دیگر تحولات انقلابی رخ نخواهد داد (بشیریه، 1374: 45).
در پدیده انقلاب، بخش وسیعی از مردم و تودهها توسط رهبران انقلاب بسیج میشوند، تودههای سازمانیافته یا پراکنده که فاقد قدرت سیاسی هستند، در وقوع انقلاب مشارکت میکنند. حضور تودههای گسترده مردم است که به رهبران امکان تهاجم به قدرت حاکم را میدهد. از ابزارهايی که رهبران میتوانند بهوسیله آنها توده‌ها را بسیج کنند ایدئولوژی است؛ ایدئولوژی مانند عامل همبستگی اجتماعی مردم را بههم پیوند میدهد و رهبران با استفاده از پیوند ایدئولوژیکی تودهها را بسیج مینمایند و برای اینکه بتوانند به بسیج گسترده دست بزنند به سازماندهی انقلابی نیازمند هستند، چراکه اگر انقلابیون دارای چنین سازمانی باشند راحتتر میتوانند بین رهبران، ایدئولوژی و تودهها ارتباط برقرار کنند. از طرف دیگر جایگزین برخی نهادهای حکومتی شده و دست به ارائه خدمات مورد نیاز مردم بزنند. بسیج تودههای مردم و مشارکت آنها در منازعه انقلاب، پدیده انقلاب را از کودتا نیز متمایز میسازد (بشیریه1374: 46).
انقلاب تحوّلی است که به وسیله نیروهای خارج از قدرت سیاسی همراه با خشونت پدید میآید و دگرگونیهای گستردهای در ساحت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری جامعه به دنبال خواهد آورد. البته درجهی تغییر و شدت تغییرات ممکن است متفاوت باشد یا اینکه تحول در دراز مدت صورت گیرد و بعدها ظاهر شود (بشیریه، 1374: 48).
مفهوم انقلاب شامل دگرگونیهای شدید است از هر نوعی که باشد؛ از همینروست که مثلا از انقلاب صنعتی سخن میگوییم. اما در قلمرو حکومت، انقلاب مفهومی خاص دارد، چه در اینجا تغییرات شدید انقلابی به زور انجام میگیرد و هدف آن برانداختن نظام موجود و برقرار ساختن نظامی نوین است، چون حکومت خود نگهبان نیروی متشکل اجتماع است، پس انقلاب در اینجا بهمعنای سلب موقت این وظیفهي حکومت است.اصطلاح انقلاب را میتوان بهمعنایی وسیعتر بهکار برد تا شامل تغییراتی قاطع در طبیعت حکومت نیز باشد ولو اینکه این تغییرات متضمن سقوط شدید نظام موجود هم نباشد، اما انقلاب خاص عبارت از:  انفجار نیروهای سرکوفته جامعه است که مقاومت سیستم قدیم و وضع موجود را درهم میشکنند و سیستم جدیدی را جانشین آن میسازند. گاه از قیامهایی نیز که در انجام این مقصود موفق نمیشوند بهعنوان انقلاب صحبت میشوند، این قیامها در واقع انقلابات عقیم هستند. مثلا شورشهای سال 1848 بعضی از کشورهای اروپایی در ردیف آنها قرار داد. اما بهدلیل عقیم بودن و بهثمر نرسیدن انقلاب نباید پنداشت که در جریان حوادثی که متعاقب آنها بهوقوع پیوسته تأثیر مهمی نداشتهاند.
هرجا بخش قابل توجهی از اوصاف ذیل، گردهم آیند میتوان از پدیدهای به نام انقلاب سراغ گرفت: اوصافی از قبیل اصالت عمل و پرهیز از ظرافتپردازیهای عقلی، ترسیم چشمانداز دلربا از آرمان‌هایی چون عدالت، آزادی و رفاه، وصل کردن سرنخ تمام یا غالب مشکلات به سلطه طبقهی حاکم، ایمان به امکان و ضرورت تغییرات بنیادی، اعتقاد به اصلاحناپذیری حکومت، آشتیناپذیری و همعرض کردن مصالحه و خیانت، اعتقاد به خشونت بهعنوان نخستین و یا تنها ابزار تحول، وجود پتانسیلهای نافرمانی، غلبه هیجان و خشم، تخریب نظم مستقر از سوی تودههای خشن، حمایت جدی و جامع این حرکت از سوی روشنفکران، همدلی و همگرایی مردم ذیل یک ایدئولوژی، رهبری کاریزماتیک، نتوانستن یا نخواستن استفادهی کارآمد از نیروی سرکوب از سوی دولت (مردیها، 1385: 40-43).
1-1-6 مفاهیم مرتبط با انقلاب
مفاهیمی مانند اصلاح، رفرم، نهضت، كودتا، شورش،جنگ داخلی از جمله مفاهیم مرتبط با مفهوم انقلاب هستند:اصلاح با مفهوم انقلاب تفاوتی آشكارتر دارد زیرا اصلاحات بهوسیله رژیم سیاسی حاكم تحقق می‌یابد و اموری مانند بسیج توده‌ای، تغییر رژیم سیاسی و خشونت در آن وجود ندارد. نهضت، حركتی معمولاً درازمدت است كه ممكن است انقلاب فقط بخشی از آن به شمار آید. نهضت ممكن است به شكل تلاش‌های فكری و فرهنگی آغاز شده، سپس در اثر گسترش افكار جدید، رنگ سیاسی و انقلابی به خود گیرد و یا حتی به انقلاب منجر نگردد. کودتا، اقدام سریع گروهی از نظامیان علیه یك رژیم سیاسی است. اصل بر این است كه مردم در كودتاها نقش ندارند، هر چند برخی از كودتای نظامی ممكن است پس از شورش‌ها و اعتصابات مردمی رخ دهد. واژه شورش و واژگان مشابهی مانند «طغیان»، «اغتشاش» و «قیام» حركتی مقطعی یا واكنشی با ماهیت و دامنه‌های متفاوت است كه گاه مقدمه حركت انقلابی قرار می‌گیرد و در بسیاری مواقع از همراهی مردم، ایدئولوژی جدید جایگزین و برنامه‌ای برای تغییر نهادهای سیاسی و اجتماعی برخوردار نیست، بسیاری از شورش‌ها در مدتی كوتاه سركوب می‌شوند و فرومی‌نشینند (بشیریه، 1374:6-8).
جنگ داخلی، مبارزه مسلحانه براى كسب قدرت ميان طرفهاى درگير در يك كشور، «جنگ داخلى» نام دارد كه بهسبب طغيان بخشى از قدرت عليه بخش ديگر يا درخواست تجزيه ارضى، خودمختارى و استقلال توسط گروهى از ساكنان كشور تحقق مىيابد. جنگ مسلحانه ميان گروههاى معارض خواستار قدرت نيز نوعى ديگر از جنگ داخلى است. گاه تمايز بين انقلاب و جنگ داخلى مشكل مىشود و يك حركت براى بهرهگيرى از هر دو نام شايستگى مىيابد؛ براى مثال وقتى مردم به سود يكى از دو طرف نزاع دخالت مىكنند و نبرد را پايان مىدهند. جنگ داخلى اسپانيا بين نيروهاى هوادار ژنرال فرانكو و دست چپىها كه به پيروزى فرانكو، در سالهاى پيش از نبرد دوم جهانى انجاميد؛ جنگ داخلى لبنان (1991 ـ 1975)؛ نبرد ميان تاميلىها و سينهالىها در سريلانكا و درگيرىهای افغانستان در شمار جنگهاى داخلى مشهور معاصر جاى دارند(بشیریه، 1374:12).

1-1-6-1 انواع انقلاب
اصطلاح «انقلاب»، به دليل همراهى با دگرگونى شديد و ناگهانى، كاربردهاى مختلف دارد؛ مانند انقلاب صنعتى، انقلاب سياسى، انقلاب اجتماعى و انقلاب فكرى؛ ولى منظور ما انواع خاصى از واژگونىهاى بزرگ در جوامع بشرى مورد نظر است.
اين پديده، باتوجه به ميزان و نوع تغييراتى كه بهويژه در داخل كشور پديد مىآورد، به دو نوع اجتماعى و سياسى قابل تفكيك مینمايد. آراى پژوهشگران درباره انقلابهاى سياسى و اجتماعى مختلف است.انقلاب سياسى با تغيير حكومت بدون تغيير در ساختارهاى اجتماعى همراه است. اما انقلاب اجتماعى عبارت است از انتقال و دگرگونى سريع و اساسى حكومت و ساختارهاى اجتماعى و تحول در ايدئولوژى غالب كشور (جمعی از نویسندگان، 1379: 11).
برخى از محققان بر نقش طبقات پايين در انقلاب اجتماعى تأكيد میورزند: انقلاب سياسى سبب ايجاد تغييراتى در وضعيت قدرت و افراد دولت مىگردد. اين انقلاب تا زمانى كه كنترل و قدرت انحصارى قديمى شكسته شود و يك گروه جديد قدرت حاكم دولتى را مجددا سازماندهى كند ادامه مىيابد. اين امر ممكن است به يك قيام متقابل و گاه بازگشت مجدد قدرت به وضع قبلى انجامد. انقلابهاى اجتماعى به ميانآورندهي انتقالهاى سياسى و اجتماعى، نزاع طبقاتى و فشار براى تغييرات راديكال از سوى طبقات پايين است. اين انقلابها، براساس وضع و موقعيت عاملانشان، بهصورتهاى گوناگون تجربه مىشود(جمعی از نویسندگان، 1379: 12).
نظريهپردازى ديگر ميزان تغيير در طبقهي حاكم را مورد توجه قرار مىدهد و مىنويسد: انقلاب سياسى موجب ورود گروههاى جديد به درون طبقهي حاكم مىشود، درحالىكه انقلاب اجتماعى، كل طبقهي حاكم را تغيير میدهد. كلمه انقلاب در پهنه علوم انسانی و اجتماعی، به دو معنای دیگر نیز استعمال ‌شده: یكی بهمعنای تحول سریع، شدید و بنیادین كه بر اثر طغیان عموم مردم در اوضاع و احوال سیاسی جامعه روی می‌دهد و در نتیجه یك نظام سیاسی، حقوقی و اقتصادی جای خود را به نظام دیگری می‌دهد؛ و دیگری به معنای تحوّل شدید و ریشه‌ای و غیر سیاسی كه به كندی و بدون خشونت صورت می‌گیرد. مانند انقلاب علمی، صنعتی، فرهنگی. وجه مشترك دو معنای لفظ انقلاب، همان تحول شدید، اساسی و كلّی است (بشیریه، 1374 :163).

مشروطه
1-1-7 ریشه‌یابی واژه
مشروطه نوعی حکومت است که در آن وضع قوانین به عهده مجلسین (شورا و سنا) باشد و دولت مجری آن قوانین به شمار آید در مقابل استبداد (فرهنگ معین، 1350: 1094).این‌ لفظ‌ در زبان‌ فرانسه‌ از کلمه‌ لاتینی Contitutio گرفته‌ شده‌ که‌ به‌ معنای‌ اول‌ دلالت‌ بر عمل‌ تشکل‌ و مجموعه‌سازی‌ دارد و به‌ معنای‌ دوم‌ منظور از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره انقلاب مشروطه، روزنامه اختر، روشنفکران، نهضت مشروطه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره انقلاب مشروطه، روزنامه اختر، روزنامه ایران، سلطان محمد فاتح