دانلود پایان نامه ارشد درباره انجمن ایالتی، قانون اساسی، ایران اسلامی، ساخت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

و به تمشیت امور شهری همت خواهیم گمارد و آب مشروب تمیز در اختیار مردم خواهیم گذارد. ما کوچه ما و خیابان ها را پاکیزه خواهیم ساخت و برای امور شهر سازمانی شهری تدارك خواهیم گردانید و آنگاه خود کنار خواهیم رفت تا دیگران بیايند و اصلاحات دیگر را انجام دهند.»
اما به هرحال این نامه نگرش دوگانه برخی از انجمن های زنان را نیز نسبت به رهبری روحانی مجلس آشکار می ساخت. مثلاً اتحادیه غیبی نسوان کوشید که علمای مجلس را به ناتوانی متهم نکند و از این رو صرفاً جناح غیر روحانی پارلمان را محکوم کرد و همدردی خود را با رهبری روحانی مجلس اعلام داشت. گفتنی است که چنین روشی وقتی اتخاذ گردید که بسیاری از علمای درون مجلس نسبت به اصلاحات اجتماعی که به وسیله نمایندگان لیبرال پیشنهاد شده بود، بی تفاوت بودند و احساس همدردی نمی کردند.
زنان ديگری از ایالات نامه نوشتند و از ناتوانی مجلس شکایت کردند. مئلاً از دست دشمنان مشروطیت و نیروهای عثمانی که مردم آذربایجان را به قتل رسانده بودند، شکایت هایی به مجلس فرستاده شد. زنان اصفهانی، اموال خود را که شامل جواهرات، ظروف و قالی بود به انجمن ایالتی بردند و از نمایندگان خواستند که این اشیاء را بفروشند و از برادران و خواهران آذری آنها رفع ظلم کنند. زنان سنگلج هم از حملات مخالفان جنبش مشروطیت و بیحرمتي برخی از مردان نسبت به امور کشور شکایت کردند. زنان از مجلس و هیئت دولت خواستند به ایشان اجازه د‏هند تا در آذربایجان در برابر نیروهای عثماني نبردكنند. بخشي از اين نامه چنين است:
«ما زنان سنگلج آماد‏ه ایم تا جان خود ‏را به خاطر ملت و تحکیم مشروطيت فدا كنيم و اعلام می داریم که نه تنها زنان این شهر، بلکه همه زنان کشور با ما همصدا شده اند و در نهایت ادب و تواضع از مجلس و هیات دولت می پرسیم: اکنون که ملت در حال نابودی است و برادران و خو اهران ما مظلومانه لگدمال می‏شوند چرا شما به یاری ما نمی شتابید؟»
آیا شما فریاد ما را که به آسمان رسیده است نمی شنوید، آیا شما رفتار ددمنشانه قبایل و ارتش عثمانی را نمی بینید؟ آیا مردم شما را برنگزیده اند تا به چنین بربریتی پایان بخشید. پس دست کم به ما اجازه دهید که خود به یاری این مردم منکوب برخیزیم.»
همچنين زني از قزوين نامه نوشت و به كشتار مردم در جنوب آذر بایجان اعتراض کرد. این زن نوشته بود: «پس غیرت شما کو، تا کی دست روی دست مي‏گذارید؟ آنها همه برادران ما را کشتند و خواهران ما را به اسارت گرفتند. اکنون که انتظار چندانی از مردان نمی رود، زنان باید زمام امور را در دست گیرند». راه حلی که این زن ارائه می کرد به راه حل یکی از نمایشنامه های یونانی می مانست که از زنان میخواست به شوهران خود تمکین نکنند. در این نامه نیز زنان فراخوانده ‏شدند که مادامی که مردان در جنگ مشاركت نكنند از هم ميهنان آذري خود دفاع به عمل نياورند روي خوش به آنها نشان ندهند.
«از امشب مردان خود را به خانه راه ندهيد، از ايشان بپرسيد پس شرفتان كجاست.» زنان باید به شوهران خود اخطار کنند، تا مادامی که دست به اقدامی اساسی در جهت رفع اندوه از اطفال یتیم و زنان بیوه ‏آذری نزده‏‏اند. ايشان را به خانه راه نخواهند داد.
به هرحال در زمانی که برخی از زنان با مجلس د‏ر افتاده بودند و نسبت به عدم کارایی برنامه های ملی آن انتقاد می کردند، موضوع انجمن های زنان نیز‏در مجلس مورد بحث واقع گردید. در ماه مارس 1908 ‏یکی از نمایندگان بلیطی را به مجلس ارائه کرد که نام انجمن نسوان روی آن نوشته شده بود. نماینده مزبور این پرسش را پیش کشید که آیا تشکیل چنین انجمنی منطبق با قانون شر ع است؟ دهخدا می نویسد که زنان قبلاً چندین درخواست به مجلس و کابینه تقدیم كرده بودند و خواستار صدور مجوز برای تاسیس انجمن و مدرسه دخترانه شده بودند. اما شماری از نمایندگان از بحث درباره این موضوعات خودداری کردند و گفتند که اینها مسائلی نیست که قابل طرح در مجلس باشد. مجلسیان همچنان گفتند که وزارت کشور باید دخالت کند و انجمن های زنان را ببندد. اما برخی از نمایندگان آزادیخواه نیز وجود داشتند که نسبت به تقاضای زنان حمایت احتیاط آمیز به عمل آورند. از جمله اینها یکی «وکیل الرعایا» بود که پرسید اگر شماری از زنان، سازمانی پدید آورند و از یکدیگر چیزی بياموزند، این امر چه خطری برای کشور دارد؟ از نظر او این انجمن ها تا زمانی که علیه دین و کشور سخنی نگویند با قانون اسلام مغایرتی ندارند. «تقی زاده» ‏نیز به سود زنان سخن گفت و افزود که هيچ منع دینی علیه انجمن های زنان وجود ندارد. زنان مسلمان همیشه دور یکدیگر جمع شده‏اند و قانون اساسی نیز این کار را منع نکرده است. گفتنی است که این اظهارات، موجب تغییراتی در نگرش و احساس مجلس نسبت به مطالبات زنان گردید و در نتیجه، نماینده‏ای به نام «میرزا محمود» که از مخالفان انجمن زنان بود تسلیم شد و اعلام داشت که این انجمن‏ها تا زمانی که به موضوعاتی چون تحریم منسوجات خارجی و آموزش هنرهای خانگی و خیاطی بپردازند، قابل پذیرش هستند. سایر نمایندگان مجلس بر این عقیده بودند که هنوز بسیار زود است که موضوع انجمن‏های زنان در مجلس مورد مذاکره قرار گیرد و از این رو پیشنهاد کردند که اول روزنامه ها به این مساله بپردازند. بالاخره امام جمعه به ابراز نظر پرداخت و توضیح داد که برطبق قانون شرع، زنان می توانند به تشکیل چنین سازمانی دست زنند. وی البته نگران این نکته بود که مبادا زنان موضوعاتی را که قابل قبول نیستند به بحث گذارند، اما ترجیح داد که بیش از این در این زمینه صحبت نکنند و سخن را کوتاه گردانید. بر روی هم نمایندگان مجلس. بر خلاف سایر مخالفان انجمن های زنان، تشکیل این نوع سازمان ها را مغایر با اسلام تلقي نکردند، بلکه پذیرفتند که انجمن های مزبور می توانند تاسیس و گسترش یابند بی‏آنکه امداد مالی یا حمایت قانونی دریافت دارند. با این همه، این خود گام بلندی بود که برداشته شد و برخلاف انجمن های شهری و روستایی مقرون به توفیق بود. زیرا پیش از آ ن با اعزام نیرو انجمن های شهری و روستایی را منحل ساخته بودند.
در ماه ژوئن 1908 ‏که مجلس به توپ بسته شد و مشروطه خواهان تشکیلات خود را به تبریز منتقل کردند، گروه هایی از زنان نیز به نیروی مقاومت پیوستند و برای استقرار مجدد مشروطیت جنگیدند. در طی ده ماه محاصره تبریز به وسیله نیروهای درباری، سربازان زن که به خاطر شهادت و فداکاری خود شهرت دارند، برای دفاع از شهر به رزمندگان مرد. ملحق شدند . در این زمینه، انجمن تبریز نقش زنان را چنین توضیح می‏دهد: «گزارش های موثق حاکی است که در جریان جنگ، زنان رزمنده که خود را به صورت مردان درآورده بودند، در یکی از بخش های مهم شهر جنگیدند. اینان که در تیراندازی مهارت داشتند به درون نیرو‏های دشمن رخنه کردند و سرب مذاب بر روی آنها ریختند.»
همچنين گزارش انجمن می رساند که شماری از اجساد زنان مسلح که لباس مردانه بر تن داشتند. در صحنه هاي پيكار در محله هاي اميرخيز و خيابان يافت شدند. علاوه بر اين زنان كشاورز در روستاهاي كوچك آذربايجان در حالي كه نوزادان خود را بر پشت خويش بسته بودند، سلاح برداشتند و دوش به دوش مردان جنگیدند. بنا به گزارش روزنامه «حبل المتین» در یکی از جنگ‏های تبریز، بیست زن که ملبس به لباس مردانه بودند کشته شدند. «بهزاد طاهر زاده»، عضو «مقاومت تبريز» نوشته است كه يكي از مجروحين از اينكه لخت شود و درمان گردد امتناع مي ورزيد. چون «ستارخان» رهبر تبريز در اين زمينه دخالت كرد، سرباز مزبور گفت: من از آن جهت نمي توانم لخت شوم كه زن هستم. همچنين زماني كه تبريز در محاصره نيروهاي شاه بود، گروهي از زنان شهر نامه اي به «عين الدوله»، فرمانده نيروهاي مزبور فرستادند و او را پيرو يزير خواندند و گفتند همانطور كه يزيد آب را بر روي امام حسين بست. وي نيز جريان آب و غذا را بر مردم تبريز بسته است تا مگر مقاومت ايشان را درهم شكند. بخشي از اين نامه چنين است:
اگر چنین می پندارید که با ظلم بی حد خود، مردم ایران را از مشروطه باز مي دارید، سخت بر خطا هستید. ما برای چند ماهی غذای کافی داریم و پس از آن نیز به خوردن میوه و گیاه و برگ درخت دست خواهیم زد و حتی گوشت کربه و حیوانات دیگر را خواهیم خورد و سرانجام خواهیم مرد. اما مطمئن باشید که تسلیم وسوسه های شیطانی محمدعلی میر زا نخواهیم شد و شما نیز مورد لعن و نفرین ابدی مردم ایران قرار خواهید گرفت.‏»
نیرومای ملی که سرانجام در 1909 ‏پایتخت را دوباره تصرف کردند، چندين زن نیز در میان خود داشتند که البته آگاهی چندانی از آنها در دست نیست. مثلأ زنی به نام «لیلا» که يك کشتکار گيلانی است و مورد تجاوز ارباب ده قرار گرفته بود، به نیروهای ملی پیوست و در صف رزمندگان درآمد.
همچنین زنی از مردم کرد که درباریان شوهر او را کشته بودند و دختر سیزده ساله «یپرم خان» رهبر نیروهای ملی در خور ذکرند.
چنان که گفتیم در 1909 ‏که پایتخت مجدداً به تصرف نیروهای ملی درآمد و حکومت مشروطه بار دیگر استقرار یافت، تلاش برای آموزش زنان و مشارکت اجتماعی بیشتر ایشان ابعاد وسیع تری یافت و برخی از متفکران روابط سنتی زن و مرد را در فرهنگ ایران اسلامی مورد پرسش و انتقاد قرار دادند.1

‏زن ايراني و بيداري
باگذری بر قوانین مربوط به زنان در پس از پیروزی انقلاب به نتایجی شاید ناخوشایند می رسیم که عبارتند از قوانینی مربوط به طلاق. حق حضانت ازدواج مجدد ‏و از این د‏ست لیکن با حضور گسترده زنان در همه ابعاد اجتماعی و سیاسی امید این می رود که با پشتکار و عزم خود و خواستن و طلبیدن حق بیشتر خود بتوانند بر این تبعیضات فائق آیند اما تمامی مشکل از این چند ماده و قانون سرچشمه نمی گیرد زیرا طبق آخرین آمارهاي سازمان برنامه و بودجه در حال حاضر از هر يك صدهزار نفر جمعیت کشور 50 ‏نفر با‏ دستگاه قضایی تماس دارند یعنی 5 نفر در ده ‏هزار نفر که از افراد درگير با قوه قضائيه فقط بخشي به مسائل خانوادگي مربوط ميشود و بنابر گفته بسياري از کارشناسان هم چنان که آمار طلاق در جامعه ما رو به رشد است لیکن در حد نسبتاً پایینی قرار دارد.
پس در تحلیل مسئله زنان در ایران بایستی از نقطه دیگری به این پهنه گسترده نگریست و به جای بخشی از زمان و فراز و نشیب های حقوقی فراز و نشيب های کل زندگی را در نظر گرفت.
بنطر می رسد دقیقترین و واقعگرایانه ترین نقطه نگاه و شاخص سنجش مسئله زنان در ایران زاویه سنت نوگرایی است. تا چند دهه و حداکثر یک صده پیش زنان ایرانی بسان زنان بسیاری از کشورها با رضایت از وضع موجود خود زندگي مي كردند بين ذهنيت و فرهنگ موجود و زندگي عيني و ساخت اجتماعی تعارض و ناهمگنی وجود نداشت اما به علل مختلفی به تدریج جوانه های مقایسه بین سنت و نوگرایی و در نتیجه تغییرطلبی پدیدار شد و این روند با فاصله نسبتاً چشمگیری به دنبال رشد جریان روشنفكری و نوگرایی در ایران به حرکت درآمد هم چنان که نخستین مدرسه دخترانه 75 ‏سال پس از‏ نخستين مدرسه پسرانه شروع بکار كرده بود.1 البته این به معنای آن نیست كه زن ایرانی است حركت و حضور اجتماعي نداشته است و يا اين داستان مختصر به زن ايراني است. مرد سالاری ریشه ای قوی در کل تاریخ جهان دارد حتی در بسیاری از معاهدات زبانی جنسی به کار رفته است به عنوان مثال در میثاق حقوق مدني و ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به رفم تصريح به تساوی حقوق مرد و زن در بسیاری از موارد آن اسناد فقط از ضمایر مذکور استفاده شده است در کنوانسیون علیه شکنجه نیز وضع به همین شکل است.2
مروری کوتاه در تاریخ معاصر نشان می دهد که زن ایرانی حضوری چشمگیر در جنبش تنباکو و مشروطیت داشته است. زینب پاشای تبریزی برای آشنایان با تاریخ نام آشنایی در دوران مشروطیت است و چندین و چند زن مبارز دیگر که از آنان یاد شد.
در حرکتهای مطرح زنان بسان مردان حضور د‏اشته اند و خواهان اهداف و شعارهای سیاسی شده اند که مردان و رهبران مذهبی آنان طلب می کرده اند. شعار زنان در نهضت تنباكو و مشروطه همان شعار عمومي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آموزش زنان، مدارس دخترانه، انقلاب مشروطیت، ناصرالدین شاه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جامعه ایرانی، تحلیل محتوا، علی شریعتی، مذهبی بودن