دانلود پایان نامه ارشد درباره انتقال دانش، اعداد و ارقام، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

ي: استفاده از زيرساخت‌هاي نرم‌افزاري، ICT، IT و…
* انتقال دانش20: اين فرآيند عبارت از توزيع دانش تا نقاط فعاليت و حتي فراتر از آن، به بيرون سازمان است. عوامل متعددي از جمله تسهيلات ارتباطي و فرهنگ سازماني مي‌توانند به اين فرآيند کمک کنند (دهقان نجم، 1388: 48).
* کسب دانش21: فرآيند برداشت يا اکتساب دانش براي پاسخگويي به نيازهاي فعلي و قابل پيش‌بيني آينده و تحقق اثربخش هدف‌ها ضروري است. دانش را مي‌توان از طريق مکانيزم‌هاي مختلفي کسب کرد. به منظور شناسايي مکانيزم اکتساب دانش مي‌توان آن را در دو طبقه قرار داد:
منبع درون سازمان و منبع بيرون سازمان. منبع دروني اکتساب دانش، ذهن کارکنان دانش تلويحي و مستتر يا پايگاه داده‌هاي سازمان که به شکل اطلاعات کدگذاري شده است. منبع بيروني اکتساب دانش، که دانش جديد را وارد سازمان مي‌کند (دهقان نجم، 1388: 48).
* دانش 22: دانش شامل: دانش رسمي، الگوها، قوانين برنامه‌ها و رويه ها، مهارت‌ها و تجربه افراد مي‌باشد. آن همچنين شامل دانش رسمي، ارتباط برقرار کردن، تحليل موقعيت‌ها، توسعه راه‌حل‌هاي جديد براي مشکلات و انجام فعاليت‌هاي سازمان، موضوعات فرهنگي، آداب و رسوم و ارزش‌هايي از قبيل روابط با مخاطبين سازمان مي‌باشد (واتسون23، 2003).
* مشتري‌مداري24: نارور واسلاتر (1990) مشتري‌مداري را به صورت زير تعريف مي‌کنند :
فرهنگ سازماني که به طور مؤثر و کارا رفتارهاي ضروري براي ايجاد ارزش بالاتر براي خريداران را ايجاد مي‌کند و بنابراين عملکرد بالاي مداوم براي کسب و کار و تجارت مي‌باشد (گوتلند و بول25، 2006)
* رهبري 26: حمايت مديران از اجراي فرآيندهاي مديريت ارتباط با مشتري.
* ساختار سازماني27: ساختار سازماني چارچوب روابط حاکم بر مشاغل، سيستم‌ها و فرآيندهاي عملياتي و افراد و گروه‌هايي است که براي نيل به هدف تلاش مي‌کنند. ساختار سازماني مجموعه راه‌هايي است که کار را به وظايف مشخص تقسيم مي‌کنند و هماهنگي ميان آن‌ها را فراهم مي‌کنند (منوريان و همکاران، 1386: 1). در اين تحقيق ساختار سازماني در جهت اجراي مديريت ارتباط با مشتري عمل مي‌کند.
* کارکنان28: درک و نگرش کارکنان در تسهيم و انتقال دانش بين واحدها و همکاران.

فصل دوم

2- 1 بخش اول: دانش
2- 1- 1 مقدمه دانش
ما در عصر شگفت ‌انگيزي به سر مي‌بريم که انفجار دانش ناميده مي‌شود.
رشد دانش در سال‌هاي اخير بسيار سريع بوده به گونه‌اي که در قرن بيستم، 80 درصد يافته‌هاي فناوري ونيز 90 درصد تمام دانش‌ها و اطلاعات فني، در جهان توليد شده است و هر پنج سال و نيم، حجم دانش دو برابر مي‌شود (افرازه، 1384: 1). اين در حالي است که عمر مفيد آن کمتر از چهار سال است.
در بخش اول از فصل دوم، ابتدا مراحل رسيدن سازمان‌ها به سمت دانش‌مداري: طي 6 مرحله از اقتصاد کشاورزي تا انقلاب دانش محلي شده است. با توجه به گسترده و پيچيده‌تر شدن دانش در عصري که با نهضت جهاني شدن، در مرحله بعد تعاريفي از داده‌ها، اطلاعات و دانش (دارايي) عنوان شده است. پس ديدگاه‌هاي رايج در مورد دانش و روابط ميان داده، اطلاعات و دانش از نظر باجاريا، کلارک و رالو و ‌بويئست، بيان گرديده است.
پس از آن عوامل تفيک کننده خصوصيات داده، اطلاعات و دانش در زمينه‌هايي چون: سطح ظرافت، زمينه، دامنه، بهنگام بودن، مطرح شده و در نهايت 11 طبقه‌بندي براي انواع دانش (تقسيم‌بندي ارسطو، دايل، مک‌لوپ و…) توضيح داده شده است.
2- 1- 2 روند تاريخي حرکت سازمان‌ها به سوي سازمان‌هاي دانش‌مدار
پروفسور ويگ (1999) جايگاه دانش را حول محورهاي گوناگون به شرح ذيل مطرح نموده است (افرازه، 1384: 13- 12).
2- 1- 2- 1 اقتصاد کشاورزي:
در اين مرحله، هنوز بشر به دانش چنداني دست نيافته و مزيت رقابتي در آن، گسترش مزارع و تعداد بيشتر دام و طيور و نيز مهارت‌هايي در کاشت و برداشت محصولات بود.
2- 1- 2- 2 اقتصاد منابع طبيعي:
در اين دوره گروه‌هاي کوچکي از صنعت‌گران، ارائه خدمات به مشتريان را آغاز کردند بناراين کم‌کم بشر، نياز به دانش را تشخيص داد و اتحاديه‌ها و تجمعات کوچکي از متخصصين شکل گرفت.
2- 1- 2- 3 انقلاب صنعتي:
در قرون 18 و 19، تبديل منابع طبيعي به محصولات قابل فروش و توليد محصولات بر حجم زياد به شکل فزاينده‌اي، سازماندهي و مکانيزه و مزيت بازار سرمايه‌گذاري و به کارگيري افراد، بيشتر شد. لذا تکنولوژي بالاتري لازم بود. در اين دوره دانش، قابل دسترسي و اهميت آن روشن شده بود. وليکن اين امر، تنها در ميان برخي از صاحبنظران مطرح بود.
2- 1- 2- 4 انقلاب محصول:
در نيمه اول قرن بيستم، پس از توليد محصولات تنوع بيشتر وضعيت کمتر، ضرورت ارائه خدمات بهتر، براي توليدکنندگان به شکل فزاينده‌اي مطرح شد. به اين دوره، مزيت رقابتي، ارائه محصولاتي بود که به لحاظ کاربرد و قيمت با بازار تطابق بيشتري داشته باشد بنابراين نسبت به عصر صنعت، دانش فردي گسترش يافت و توجه محصول در سازمان‌ها، بيشتر مطرح شد.
2- 1- 2- 5 انقلاب اطلاعات:
در نيمه دوم قرن بيستم، موضوعاتي چون بهينه‌سازي، توجه به محصول به همراه مزيت بازار و ارائه محصولات کاربردي‌تر با خدمات بهتر مطرح بود. با پديد آمدن فناوري اطلاعات، جمع‌آوري گسترده‌تر اطلاعات و تبادل آن‌ها بين شرکت‌ها و تأمين‌کنندگان و مشتريان، بيش از پيش امکان‌پذير شد به گونه‌اي که نظام‌هاي مديريت جامع29 و توليد به هنگام30، کنترل‌هاي خودکار و غيره عملاً مشاهده مي‌شد. به اين ترتيب، با پديد آمدن کارت‌هاي اعتباري، شکل معاملات تجاري و تبادلات مالي و نقش مردم از کارهاي بدي به کارهاي پشت ميزي تغيير يافت اما با وجود اين، هنوز کارهاي کاملاً فکري و دانشي، جايگاه خود را نيافته‌اند.
2- 1- 2- 6 انقلاب دانش:
در يکي دو دهة اخير دانشمندان اذعان داشتند که اساس رقابت در حال تغيير بوده و موفقيت سازمان‌ها به سمت ميزان تأکيد و توجه آنان بر دانش مرتبط است. اين مسأله بسياري از سازمان‌هاي پيشرفته را بر آن داشت تا دانش را در سازمان خود مديريت کرده آن را به بهترين شکل ممکن، مورد استفاده قرار دهند. همچنين تأکيد و توجه بيشتر بر منابع انساني که توليدکنندگان و عاملان اصلي دانش در سازمان هستند، به ويژه در زمينه تسهيم دانش و فرهنگ سازماني که جريان دانش در داخل سازمان را شکل مي داد مورد توجه ويژه‌اي قرار گرفت.
2- 1- 3 مفهوم داده‌ها، اطلاعات و دانش:
پيش از آن که به بررسي مديريت دانش مديريت دانش مشتري پرداخته شود، لازم است تا تفاوت‌هاي بين داده، اطلاعات و دانش مشخص شود. دانش يک مفهوم چند وجهي و با معاني چند لايه است. تاريخ فلسفه از دوره يونان باستان را مي‌توان به عنوان تحقيق بي‌پايان در مورد شناخت معاني دانش دانست.
انديشمندان پيشين، دانش را داراي يک ماهيت مطلق، ايستا و غيرانساني مي‌دانستند در حالي که مؤخرين، دانش را به عنوان يک فرايند پوياي انساني براي تصديق اعتقادات فردي به عنوان بخشي از اشتياق او براي “حقيقت” مي‌دانند (کريمي، حق تالي،1389: 7).به زعم صاحبنظران، تفاوت هاي بين داده، اطلاعات و دانش به اختصار به شرح ذيل بيان مي گردد (Dalker, 2005: 7).
2- 1- 3- 1 داده‌ها:
داده‌ها که اولين سطح مديريت دانش را تشکيل مي‌دهند، عبارتند از: ارقام، اعداد، نمودار و نظاير آن که به خودي خود توليد معني نمي‌کنند. در واقع مي‌توان گفت که تعدا داده‌ها، رشته و اهميت‌هاي عيني در مورد رويدادها هستند (Barney, 1991: 100).
سازمان‌هاي نوين معمولاً داده‌ها را در يک سيستم فناوري ذخيره مي‌کنند. بعضي از سازمان به اشتباه فکر مي‌کنند داده‌هاي بيشتر نسبت به داده‌هاي کمتر از حالت مطلوب‌تري برخوردارند و با استفاده از آن مي‌توانند تصميمات بهتري را اتخاذ نمايند. اين وضعيت به دو دليل نادرست است. اول اينکه داده‌هاي زياد، کار تشخيص داده‌هاي لازم و درک آن‌ها را دشوار مي‌کند، ديگر آنکه داده‌ها فاقد معني قابل استفاده‌اند؛ يعني تنها بخشي از واقعيت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسير، و مبناي قابل اتکا براي اقدام مناسب، تهي هستند. اين داده‌ها را مي‌توان مواد خام مورد نياز براي تصميم گيري به شمار آورد؛ چرا که نمي‌توانند عمل لازم را تجويز کنند. داده‌ها نشانگر ربط، بي‌ربطي و اهميت خود نيستند. اما به هر حال براي سازمان‌ها و مخصوصاً سازمان‌هاي بزرگ اهميت زيادي دارند (داونپورت، پروساک، 1381: 24).
2- 1- 3- 2 اطلاعات:
دومين سطح مديريت دانش را اطلاعات تشکيل مي‌دهند. اين سطح، داده‌هاي کمي خلاصه شده را در برمي‌گيرد که گروه‌بندي، ذخيره، پالايش و سازمان‌دهي شده‌اند تا بتوانند معني دار شدند. اين سطح از داده‌ها نيز بيانگر دانش نيستند، آن‌ها نشانگر آغاز مديريت اطلاعات هستند؛ اطلاعاتي که مدير بتواند به کار گيرد تا کاري بيش از پردازش مراوده فردي انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکيل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره‌اي انباشته شده را به خود مي‌گيرد و معنايي را ارائه مي‌کند که بزرگتر از آن چيزي است که از داده‌هاي خام مکشوف مي‌گردد (احمدي، صالحي، 1389: 7).
2- 1- 3- 3 دانش (دانايي):
دانش مخلوط سيالي از تجربيات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌هاي نظاميافته اي است که چارچوبي براي ارزشيابي و بهره‌گيري از تجربيات و اطلاعات جديد بدست مي‌دهد. دانش در ذهن دانشور به وجود مي‌آيد و به کار مي‌رود. دانش در سازمان‌ها نه تنها در مدارک و ذخاير دانش بلکه در رويه‌هاي کاري، فرايندهاي سازماني و هنجارها نيز مجسم مي‌شود. دانش در درون افراد وجود دارد و بخشي از پيچيدگي ندانسته‌هاي انساني است. تبديل داده‌ها به اطلاعات و سپس دانش، محور اصلي مديريت دانش است (جعفري مقدم، 1382: 35).
بنابراين دانش، ترکيب سازمان يافته‌اي از داده‌ها است که از طريق قوانين، فرآيندها، عملکردها و تجربه حاصل شده است. به عبارت ديگر، دانش معنا و مفهومي است که از فکر، پديد آمده است و بدون آن، اطلاعات و داده تلقي مي شود (Riches, 2004: 7).
2- 1- 4 تعاريف دانش:
دامنه تعاريف ارائه شده در مورد دانش، از کاربردي تا مفهومي و فلسفي و از نظر هدف، محدود تا گسترده را شامل مي‌شود. برخي تعاريف دانش به شرح زيرند:
– اطلاعات وقتي وارد ذهن انسان مي‌شود، تبديل به دانش مي‌گردد (Dalker, 2005: 7).
– دانش عبارت است از آنچه “دانشگر” مي‌داند. هيچ دانشي بدون کسي که آن را مي‌داند وجود ندارد. بنابراين دانش بايد به عنوان چيزي که “بين دو گوش” افراد در حال خلق شدن است در نظر گرفته شود (فاي، پروساک، 1998: 265).
– دانش شامل حقايق و باروها، مفاهيم و انديشه‌ها، قضاوت‌ها و انتظارات،

پایان نامه
Previous Entries حضرت محمد (ص) Next Entries قبض و بسط، امام صادق